| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
25
|
86/5/3 (09:04)
|
|
||
|
|
3
|
37
|
86/2/8 (02:27)
|
|
||
|
|
5
|
25
|
85/11/8 (11:49)
|
|
||
|
|
8
|
20
|
85/11/6 (19:49)
|
|
||
|
|
5
|
22
|
85/11/6 (19:45)
|
|
||
|
|
5
|
76
|
85/10/2 (06:11)
|
|
||
|
|
0
|
34
|
85/7/11 (11:11)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
85/6/25 (11:04)
|
|
||
|
|
42
|
49
|
85/6/24 (18:58)
|
|
||
|
|
3
|
40
|
85/6/7 (04:00)
|
|
عنوان بحثمترسک چه اخلاقی داره؟ 2 شهریور 85 - 20:55 | |
ظاهراً فردی ترسناک و بی قلب اما همه را دوست دارد قلبش برای همه میزنه به غیر از خودش عاشق کلاغاست...... حتی حاضره به خاطر اونا هم بمیره فکر میکنه اونا با نبودنش آرامش میگیرن....... اما نمیدونه شونه های اون براشون استراحتگاه هست و اونا بدون او دق میکنن مترسک هیچ وقت حق غمگین شدن و ناراحت شدن از کسی رو نداره باید همیشه همه رو ببخشه همه غیر از خودش رو اونا خیلی قانع هستن حتی به لباسهای کهنه ما که می پوشونیمشون
بیایید مترسکها را دوست داشته باشیم و اونا رو دعا کنیم | |
پاسخ ها3 6 شهریور 1385 ساعت 19:07 | |
اما جبران خلیل ...از مترسک حرفی متفاوت از شما رو شنید خانم حمیده.... مترسک واقعیت خودش رو بهش گفت |
2 7 شهریور 1385 ساعت 04:00 | |
matarsak |
1 2 شهریور 1385 ساعت 21:03 | |
مترسک میدونست تا اون زنده است کلاغها از گرسنگی خواهند مرد. فردا..................... مترسک خود را کشته بود........... او تازه کلاغها را فهمیده بود. اما نه اون نمی دونست کلاغها اونو دوست دارن مترسک فقط به دل خودش نگاه کرد نه کلاغا..... دل مترسک میگفت باید رفت |












