userinfo close

  ,

تراکتور


teraktoretabriz

تاسیس: 17 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یؤل بای توران - معاونان
تمام کسانی که تراکتور سازی رو دوست دارن میتوونن عضوشن !! ;) - با بحث هایی داغ ، جذاب و متفاوت با ج ادامه »
تمام کسانی که تراکتور سازی رو دوست دارن میتوونن عضوشن !! ;)


- با بحث هایی داغ ، جذاب و متفاوت با جمعی صمیمی و دوستانه ;)

-برای اولین بار در سایت کلوب دات کام :تراکتوری عزیز , از الان به بعد فقط کسانی که شناسنامه ی تراکتوری دارن می تونن توی بحث های مهم شرکت کنند (( بحث ملی سازی کلوب تراکتور ))


+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

از اینكه تو كلوب خودتون عضو شدین خیلی خوشحالیم
همیشه به کلوب سر بزنید میسی @---->-----
امتیاز به کلوب یادت نره ;) در نظر سنجی ها شرکت کنید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
835
968
90/12/15 (00:47)
1096
2837
90/11/9 (20:56)
72
324
90/9/4 (03:40)
126
338
90/9/4 (03:38)
131
420
90/9/4 (03:38)
24
78
89/9/17 (11:43)
6
55
89/5/7 (00:13)
386
635
89/9/1 (17:17)
103
275
89/6/29 (12:18)
11
104
89/5/8 (11:06)
23
196
90/5/8 (16:15)
9
14
89/9/28 (16:42)
0
31
89/9/13 (20:57)
0
11
89/9/3 (11:27)
2
25
89/7/29 (19:18)
1
191
89/6/9 (12:47)
16
51
89/6/8 (19:31)
1
67
89/5/26 (11:10)
1
95
89/2/7 (20:49)

عنوان بحث

اشک سیزده , orodcivil
اشک سیزده - 00:24 1389/01/14

.الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی......چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی......چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی که کمتراست از زن......... الا تهرانیا انصاف می کن خرتویی یا من
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی..........به رشتی کله ماهی خور؛به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر شمردی.......جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن.....الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی........به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی......به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن...الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی....به مردی با تو پیوستم؛ندانستم که نا مردی
چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی.....اگر می خواستی عیب زبان هم رفع می کردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن.....ال تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل.........فرو می ریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ساز تو بی قانون و هر دمبیل..........تو را یک شب نشد سازو نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک می شد مرا شیون....الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم........عدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم.........چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش..........الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد........ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد.......چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن.......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چو خواهد دشمن بنیاد قومی را بر اندازد..........نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هر یک رابه تنهایی بدو تازد......چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی انکه دشمن را ندانستی فریب وفن.......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
چرا با دوستارانت عناد و کین و لج باشد.........چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد......هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار بینی و گلشن را همه گلخن......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
تو را ترک آذربایجان بودو خراسان بود.........کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چو شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود.......کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چو نی نه تیر ماند و نی جوشن......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان........نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وا رهاندن جان.....مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن...........الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد بوزقورد , yakamuz_92
محمد بوزقورد - 20:49 1389/02/7
1
اهدا گل و بوسه بر خاک تشکل آرمان به عنوان نمادی از آزربایجان عزیز

امروز سه شنبه مورخه 7/2/89 در دانشگاه آزاد تبریز روزی به یاد ماندنی بود که نه تنها دانشجویان غیور آزربایجان بلکه خود فروخته های دانشگاه نیز هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد،چرا که عشق به وطن و زبان مادری امروز خیال آسوده مسئولین پشت میز نشین را- که گمان میکردند پس از انحلال تشکل آرمان دیگر صدایی حق طلب بلند نخواهد شد- بر هم زد.
پس از دسیسه های دانشگاه و انحلال تشکل دانشجویی آرمان امروز اعضای این تشکل با حفظ اتحاد سابق خود و پس از پخش بیانیه های در تمامی دانشگاه و دعوت به تجمع آرام و صلح آمیز،راس ساعت 1 از میدان اصلی دانشگاه به طرف دفتر سابق تشکل با همراهی تعداد زیادی از دانشجویان دیگر حرکت کردند.این در حالی بود که مامورین حراست و بسیج از ساعت ها قبل مشغول گشت زنی بودند و گاه بیگاه خود را نشان میدادند تا موجبات ترس دانشجویا را فراهم آورند.اما حلقه اتحاد دانشجویان این سد را شکست و همگی در حالی که حریک شاخه گلی در دست داشتند شروع به حرکت کردند ای در حالی بود که توسط ریاست کل حراست دانشگاه و رؤسای حراست تمامی دانشکده ها محاصره شده و تدابیر شدید امنیتی برقرار بود به طوری که حراست از پیوستن خیل عظیم دانشجویان به تجمع جلوگیری کرده و با هرگونه فیلم برداری یا عکس برداری شدیدا برخورد میشد به طوری که گویی دانشگاه به منطقه ای نظامی بدل شده  است.پس از سنگ اندازی های فراوان و جلوگیری از راهپیمایی حرکت به سمت دفتر تشکل ادامه یافت و در مقابل دفتر هر کس یک شاخه گل جلوی درب دفتر گذاشت در حالی که همه پس از گذاشتن شاخه گلها سجده کرده و بوسه ای بر خاک آرمان زدند که همانا نمادی از خاک پاک آزربایجان عزیز است ........

متن بیانیه پخش شده به شرح زیر است:


اولو تانرینین آدیله

بیز وطن مجنون                      ائل عاشیقی                     صولح عسگرییک

بیز وطن نامیینه اولسک                  دیریلردن دیرییک

روز دوشنبه ششم اردیبهشت هشتاد ونه مصادف با دلخوشی عده ای بود که به زعم خود سد محکمی بر حرکتهای دانشجویی و جنبشهای مدنی آزربایجان، علم کرده بودند و خواستار درجاتی رفیع تر از افرادی معلوم الحال در اینده بودند.
دو شنبه فرصتی بود که مسئولین دانشگاه به جای اینکه در برابر فعالیت های دانشجویی دیوار بتنی بسازند آسیاب به پا میساختند اما شاید فراموش کرده بودند که این عمل همانند قانون به مصابه تیغ دو لبه میباشد،که روزی بر این مسئولین هم از طرف مسئولینی دو لبه خواهد بود.
دوشنبه به گمان برخی از افراد معلوم الحال به زعم خود صدای یک تشک دانشجویی را بریدند، آنهم تشکل دانشجویی آرمان، تشکلی که تمام هم وغم خود را چهارچوب قانون اساسی و اساسنامه دانشگاه آزاد،معطوف به آزربایجان ساخته بود و خواستار حقوق دانشجویان و مردمی بود که تنها خواستار احقاق حقوق به اجرا در نیامده خویش بودند.تشکلی که شرف و اعتیار خود را در اجرا و تداوم کلاسهای تورکی در 4 ترم متوالی اجرای دهها همایش از جمله بزرگداشت ستارخان و شخ محمد خیابانی و... میدانست.

آرمان تا دیروز یک تشکل سیاسی فرهنگی بود اما امروز  به آیینه ای در برابر مسئولان و ملت آزربایجان بدل شد.آنانی که این تشکل را با اجرای اینگونه اعمال مورد بی مهری و تاخت و تاز قرار دادند باید بدانند که با واسطه این فعالیت  ها گفته هایی همچون تجزیه طلب و پان تورک و...به حقیقت نرسید و قرار هم نبود برسد.چون این تشکل صدای رسای یک ملت به گوش تمام مسئولان بود و با استقبالی که از فعالیت های این تشکل میشد و مسئولین این را به عینه میدیدند بایستی درک میکردند که با انجام این گونه فعالیت ها نه تمامیت ارضی مملکت به خطر می افتاد و نه مرزهای ایران مورد حمله قرار میگرفت اما....

اما مسئول محترم،آرمان در شهر خود به دست شهروندان و دانشجویان خود بسته نشد آرمان ظاهرا یک اتاق بود و همان اتق هم خواهد ماند،اما مسئولان محترم دست به اقدامی بزرگ زدنند و آرمان واقعی را به 30 هزار دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز تقسیم کردند.
من بعد هر دانشجوی این دانشگاه برای خانواده خود کلاس ترکی برگزار میکند چون دیگر احتیاجی برای کسب مجوز برای آصل 15 وجود ندارد.
اما حال و هوای به ظاهر آرام دانشگاه در روز دوشنبه شنیدنی است روزی که برا بستن درب اتاق تشکل فضا خاص میشود روزی که تعدادی از نیروهای نظامی و امنیتی در داخل دانشگاه دنبال اهداف خاص خود میگردند،روزی که هیچ یک از مسئولین دانشگاه از اجرای قانون شورای فرهنگی اطاعت نمی کنند و صدای یک جمع دانشجویی را به اصطلاح خفه میکنند و دردناکتر از همه اینکه دوشنبه هنگامی که مسئولی عکس دختران و پسران عضو تشکل را در لپتاپش نشان اعضا تشکل داده و آنها را تهدید به کارهای غیر از شان انسانی میکند که قلم از نوشتن آن معذور است،که دیگر جز چه کنیم؟؟؟

اما این حرکت مایه افتخار تمام اعضای تشکل است چون تنها یک عنصر ضعیف است که هیچگاه احتیاجی به دشمن و مشکل تراشی ندارد اما این مهر و شرف را یدک میکشد که سراپا و با قدرت بماند و خاری شد به چشم دشمنان وطنی آزربایجان.آری مردان و زنان راستین خدا ایستاده میمیرند.

پس امروز دانشجوی آزربایجانی باید سر را بالا گرفته و بگوید در دانشگاه تحصیل میکنم که صدای حق را میبرند.

آزربایجان باز هم همانند قبل مثل نگینی میدرخشد و با بسته شدن آرمان بازهم حقیقتهای آن گفته خواهد شد اما آنانی که خود را در مقابل حقیقتی بنام آزربایجان قرار میدهند باید بدانند که آزربایجان همزاد تاریخ است و مااحتیاجی به قهرمان نداریم که در مقابل شما بایستد چون ملت آزربایجان همواره قهرمان بوده است و خواهد بود.
و در  آخر از تمامی افرادی که با نیاتی خالص و عشقی سرشار به موطنشان در این تشکل از بدو تاسیس فعالیت نموده و همچنین از تمامی افراد و اشخاصی که احترام به نام آزربایجان را برای خود افتخار میدانستند و میدانند تشکر نموده و دست تک تک اعضای تشکل را از هیئت موسسین گرفته تا تمامی کسانی که تا آخرین روز حیات تشکل فعالیت مینمودند و بالاخص اعضای شورای عمومی و مرکزی تشکل را بوسیده و به گنجینه و به افتخارات شخصی خود میسپاریم.

همچنین به اطلاع دانشجویان میرساند در اعتراض به انحلال تشکل آرمان راس ساعت 13 امروز از فلکه اصلی دانشگاه به طرف دفتر تشکل به صورت کاملا آرام و در سکوت مطلق حرکت خواهد شد.


نیسگیل او چرچی یه قالسین کی جواهر نه دی،قانمیر
فیکری آلاتمادادیر خالقی  ائلین حالینا یانمیر
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.