| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
3
|
89/11/18 (14:50)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
89/10/4 (23:20)
|
|
||
|
|
2
|
10
|
89/9/19 (13:59)
|
|
||
|
|
6
|
29
|
89/9/19 (13:52)
|
|
||
|
|
8
|
15
|
89/9/19 (13:40)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/8/29 (22:13)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
89/8/29 (21:47)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/8/29 (21:43)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
89/8/29 (21:38)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
89/8/29 (21:36)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/8/29 (21:31)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
89/8/29 (21:21)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
89/8/29 (21:16)
|
|
||
|
|
3
|
10
|
89/8/29 (21:13)
|
|
||
|
|
15
|
73
|
89/8/29 (21:11)
|
|
||
|
|
7
|
16
|
89/8/29 (21:09)
|
|
||
|
|
8
|
62
|
89/8/29 (21:06)
|
|
||
|
|
22
|
64
|
89/8/29 (21:03)
|
|
||
|
|
22
|
300
|
89/8/29 (20:57)
|
|
||
|
|
8
|
57
|
89/8/29 (20:47)
|
|
این سوال روانشناسی که مطرح میکنم، سوالی است که نسبتاً شهرت جهانی دارد و بسیار کارا و جالب است. توی دانشگاه که بودیم کلی روی جواب این سوال بحث کردیم و بسیار جالب و جای بحث دارد. از روی جوابی که هر فرد به این سوال می دهد بعضی از خصوصیات شخصیتی او شناخته میشود. در ادامه داستانی را (البته به طور خلاصه) تعریف میکنم و شما به سوالی که مطرح میشود پاسخ دهید.
فرض کنید که زن و شوهری دریک طرف رودخانه نشسته اند و مرد برای کاری به شهری که در طرف دیگر رودخانه بود میرود و می گوید که تا کمتر از نیم ساعت بر میگردد. مرد میرود و تا ساعت ها بعد باز نمی گردد. زن که علاقه فراوانی به شوهرش داشت بسیار نگران میشود و تصمیم می گیرد به پیش شوهرش برود. ولی برای عبور از رودخانه میبایست سوار قایق میشد و هیچ پولی هم نداشت. زن ماجرا را برای صاحب قایق تعریف میکند و هر چقدر که گریه میکند، صاحب قایق راضی نمیشود که بدون پول او را ببرد. زن به مرد پولداری که از آنجا رد میشد موضوع را گفت. مرد پولدار میگوید پول میدهد بشرطی که زن را بوس کند ( البته اصل داستان طور دیگری بود ولی برای مطابقت با فرهنگ جامعه ما تغییراتی داده شده). زن که خیلی نگران شوهرش بود قبول میکند. زن بعد از این که از رودخانه رد شد، شوهرش (که بدلیل موجهی نتوانسته بود بیاید) را پیدا میکند و ماجرا را برای شوهرش تعریف میکند. شوهر زن وقتی ماجرا را میشنود بسیار عصبانی میشود و یک سیلی به صورت زن میزند و او را ترک میکند.
در این داستان چهار شخصیت وجود داشت. زن، شوهر، صاحب قایق، مرد پولدار؛ که هر کدام شاید به نوعی مقصر بوده اند. حالا از دوستان عزیز می خواهم که این افراد را به ترتیب گناهکار بودن بنویسند. یعنی هر کدام را که بنظر شما گناهکارتر است، اول و بی گناه تر را آخر بنویسید و اگر خواستید دلایل خود را هم مطرح کنید.
بعد از اینکه تعداد جواب ها به حد کافی رسید، تحلیل روانشناسی جواب ها را خواهم گفت.
این را هم بدانید با این روش میتوانید بعضی از مهمترین خصوصیات دوستان خود و حتی همسر خود را بشناسید.
همانطور که گفتم این داستان به صورت خلاصه بیان شد. از دوستانی که میخواهند پاسخ بدهند تقاضا دارم که فرض های زیر را در نظر بگیرند.
1- شوهر مجبور بوده که به شهر برود و الزاماً باید تنها میرفته. (گناه شوهر را تنها برخورد بد او با زن در نظر بگیرید)
2- خود زن میدانسته که کار شوهر بیش از نیم ساعت طول نخواهد کشید.
3- امکان خبر دادن به زن برای شوهر وجود نداشت.
4- مرد پولدار فقط زن را می بوسد و نه هیچ کار دیگر (مثلاً سکس)
5- زن به هر دلیلی فکر میکرده که برای شوهرش اتفاقی افتاده که احتمالاً به کمک زن نیاز دارد.
6- تنها راه عبور از رودخانه قایق بوده و یک قایق ران که امکان نسیه دادن هم نبوده.
7- منظور از مقصر بودن، مشروع یا نا مشروع بودن (از نظر دین) نیست. خواهشاً دلایل خود را بدون در نظر گرفتن مسائل مذهبی ذکر نمایید.(اگر می خواهید تست درست جواب بدهد)
یکی از دوستان پیشنهاد جالبی دادند: به هر کدام از مقصرین عددی بدهید و هر کدام که مقصرترند عددی بیشتر به صورتی که مجموع اعداد 100 بشود. با این روش تحلیل دقیق تری صورت خواهد گرفت.
دوباره از اول جواب بدید 
salam
az nazare man hich kas moghaser nist dar in dastan
faghat sahebe ghayegh ye kam kam lotfi karde
age in shaksh kamlotfi nemikard hich kuudumaz in mozoha pish nemiyomad

درود

مرد مقصر اصلی بوده و باید خفه میشده بعد از شنیدن ماجرا
چون یک مرد تحت هیچ شرایطی همسرشو تنها نمیذاره...هیچ شرایطی
بعد هم مرد باید تمام دارایی خود را با همسرش قسمت کنه تا بی پول نشه که زن به این مشکل بر نخوره.
یک زن باید جوری رفتار کنه که مرد به قدری به اون وابسته بشه که نتونه تنهایی حتی از رودخونه بگذره
من مرد رو 90% مقصر میدونم و زن رو 10%
قایق ران و مرد پولدار مقصر نیستند چون انها هدف داشتند و به هدفشون رسیدند و میشه گفت
از آب گل الود ماهی گرفتند
چشمش کور میخواست زنش رو تنها نذاره
دندش نرم میخواست به شوهرش بیشتر محبت کنه تا شوهر حتی یک ثانیه نتونه تنها باشه
این نظر منه
بدرود
تحلیل تست :
در این داستان هر کدام از شخصیت ها خطایی انجام دادند و برای انجام خطا هم انگیزه ای داشتند. در واقع همه ما انسانها وقتی کار خطایی را انجام میدیم حتماً انگیزه و بهانه ای داریم که برای خودمان توجیه شده است و گرنه آن خطا را انجام نمیدادیم. اینطور که نگاه کنیم، میبینیم که هیچ خطایی وجود ندارد چون هر کسی برای انجام کارهایش دلیل و توجیهی دارد و از نظر خودش کار درستی است، وگرنه انجام نمیداد. خوب چهار شخصیت داستان خطاهای زیر (از نظر عرف یا دین یا ... ) را با انگیزه های ذکر شده انجام داده اند.
ü زن : خودفروشی کرد بخاطر عشق
ü قایقران : به زن کمک نکرد بخاطر پول
ü مردپولدار: به زن پیشنهاد و تجاوز کرد بخاطر شهوت
ü شوهر : با زن برخورد نامناسب کرد بخاطر غیرت
حالا شما هر کدام از شخصیت های فوق را که بی گناه تر بدانید، یعنی انگیزه فرد برای شما دارای اهمیت بیشتری است. مثلا کسی که زن را بی گناه تر بداند یعنی برای او عشق داری اهمیت بیشتری است. پس اگر مثلا کسی پاسخ دهد که: مرد پولدار، شوهر، زن و قایقران؛ برای او بترتیب: پول، عشق، غیرت و شهوت دارای اهمیت بیشتری هست. توجه باید داشت که این داستان طوری باید گفته شود که هر کدام از شخصیت های داستان فقط همان خطا و گناهی که در بالا اشاره شد مرتکب بشوند.
البته این تست دارای اشکالاتی هم هست. برای مثال میزان خطا یا نوع خطا برای شخصیت های داستان متفاوت است در نتیجه رنج کردن مقصرین، دقیقا انگیزه ها را رنج نمیکند. ولی چنانچه میزان و شدت خطاها و گناهان یک اندازه بود، میشد حساب بیشتری روی ترتیب صفات کرد. ولی در هر صورت بطور نسبی میتواند میزان اهمیت هر کدام از خصوصیات مذکور را در افراد مشخص کند.