userinfo close

  ,

تهران جنوب 83


tehranjonob83

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حضرت استاد ح* - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
22
116
90/9/13 (19:05)
0
0
90/8/21 (07:11)
4
28
90/5/23 (06:53)
1
3
89/5/14 (12:57)
0
1
89/3/17 (14:13)
9
85
87/12/12 (23:10)
0
2
87/7/23 (14:46)
1
10
87/7/16 (14:39)
0
8
87/7/5 (17:39)
0
2
87/6/24 (15:38)
0
4
87/2/22 (19:50)
0
6
86/9/7 (00:17)
0
2
86/4/24 (23:04)
1
13
86/2/11 (02:16)
0
13
86/1/28 (04:13)
3
30
86/1/25 (01:36)
0
12
86/1/14 (19:26)
0
7
86/1/7 (20:16)
5
33
85/9/13 (04:35)

عنوان بحث

حضرت استاد ح* , mohammad_sds
حضرت استاد ح* - 19:34 1385/09/2

اشعار دانشجویی(طنز-جدی)

اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست

 ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است

 گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست

 دلتان زنده شود چه خیالی

 میدانم گپ زدن بیهوده است

خوب میدانم دانشم بیهوده است

 استاد از من پرسید چقدر نمره ز من می خواهی

 من از او پرسیدم دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم قبله ام آموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره هامیگیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم كه خروس می كشدخمیازه

 مرغ و ماهی خواب است

 خوب یادم هست مدرسه باغ آزادی بود

 درس بی كرنش می خواندیم نمره بی خواهش می آوردیم

 تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می كردیم

 كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

 درس خواندن آنروز مثل یك بازی بود

  كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه به محیط خشن آموزش

 و به دانشكده علوم سرایت كردم رفتم از پله كامپیوتر بالا

چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم

 آخر ترم در به در می گشت یك نمره قبولی می خواست

 من كسی را دیدم

از دیدن یك نمره ده دم دانشگاه پشتك می زد

شاعری دیدم

هنگام خطابه به خرچنگ می گفت ستاره

و اسید نیتریك را جای می می نوشید

همه جا پیدا بود همه جا را دیدم بارش اشك از نمره تك

 جنگ آموزش با دانشجو حذف یك درس به فرماندهی كامپیوتر

 فتح یك ترم به دست ترمیم قتل یك لبخند

در آخر ترم همه را من دیدم

من در این دانشگاه در به در و ویرانم

من به یك نمره ناقابل ده خشنودم

من به لیسانس قناعت دارم من نمی خندم اگر دوست من می افتد

 من نمیخندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه در سراشیب كسالت هستم

 خوب می دانم استاد كی كوئیز می گیرد برگه حذف كجاست

 سایت و رایانه آن مال من است تریا،نقلیه و دانشكده از آن من است

 ما بدانیم اگر سلف نباشد همگی می میریم

 و اگر حذف نباشد همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

 كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

 كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ پی اصلاح خطا ها برویم

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
استاد یوسف , el_josep
استاد یوسف - 06:53 1390/05/23
4
از مضارع ها و ماضی ها خسته شده ام ، دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است ...
استاد یوسف , el_josep
استاد یوسف - 06:52 1390/05/23
3
لنگ نامه:

آاآاآاآآآآآآآآآآآااااااااااااا​اااااااااااااآآآآآآااا دین دین دین دین دین دین...

برخیز صدای لنگ درآمد ، این قصه ز سوز جگر آمد ، برخیز كه با نوای پنچر، شمس و قمری از سولاخ برآمد، چو نالید لنگی ها بگریید ، در عالم از این غم شرّر آمد...

لنگ خروج خواهد کرد تا انتقام رفت و برگشت فصل قبل را بگیرد ولی دوباره سوراخ خواهد شد...
  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
حضرت استاد ح* , mohammad_sds
حضرت استاد ح* - 06:44 1386/01/23
2

جزوه

تقدیم به كسیكه جزوه جا گذاشته ام در تالار را برد


ایكه بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده /

جز فراموشی ندارم من گناهی،‌ پس بده

روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان /

از برای من مخواهی روسیاهی،‌ پس بده

روز وشب چشمم براه جزوه می‌باشد، بیا /

گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده

صد كلاه بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی /

تا نرفته بر سرم دیگر كلاهی، پس بده

گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را /

مستقیما گر نمیخواهی، براهی پس بده

جان تو مشروط می‌گردم،‌ بجان مادرت /

لازمش داری نگهدار، ‌ار نخواهی پس بده

جزوه از من می‌بری؟ من مركز نشرم مگر؟ /

 ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده

گر توهم مانند من بی‌جزوه‌ای،‌ باشد،‌ بیا /

مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده

چند ماهی مال تو،‌ اما دو روزی نزد من /

من نمیگویم كه آنرا چند ماهی پس بده

از دعای هر شب و آه سحر اندیشه كن!! /

تا نرفته بر فلك از سینه آهی، پس بده

من نمیدانم چرا این جزوه را كش رفته‌‌ای /

 لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی پس بده

حضرت استاد ح* , mohammad_sds
حضرت استاد ح* - 19:35 1385/09/2
1

اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست

 ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است

 گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست

 دلتان زنده شود چه خیالی

میدانم گپ زدن بیهوده است

خوب میدانم دانشم بیهوده است

 استاد از من پرسید چقدر نمره ز من می خواهی

 من از او پرسیدم دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم قبله ام آموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره هامیگیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم كه خروس می كشدخمیازه

 مرغ و ماهی خواب است

 خوب یادم هست مدرسه باغ آزادی بود

 درس بی كرنش می خواندیم نمره بی خواهش می آوردیم

 تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می كردیم

 كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

 درس خواندن آنروز مثل یك بازی بود

  كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه به محیط خشن آموزش

 و به دانشكده علوم سرایت كردم رفتم از پله كامپیوتر بالا

چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم

 آخر ترم در به در می گشت یك نمره قبولی می خواست

 من كسی را دیدم

از دیدن یك نمره ده دم دانشگاه پشتك می زد

شاعری دیدم

هنگام خطابه به خرچنگ می گفت ستاره

و اسید نیتریك را جای می می نوشید

همه جا پیدا بود همه جا را دیدم بارش اشك از نمره تك

 جنگ آموزش با دانشجو حذف یك درس به فرماندهی كامپیوتر

 فتح یك ترم به دست ترمیم قتل یك لبخند

در آخر ترم همه را من دیدم

من در این دانشگاه در به در و ویرانم

من به یك نمره ناقابل ده خشنودم

من به لیسانس قناعت دارم من نمی خندم اگر دوست من می افتد

 من نمیخندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه در سراشیب كسالت هستم

 خوب می دانم استاد كی كوئیز می گیرد برگه حذف كجاست

 سایت و رایانه آن مال من است تریا،نقلیه و دانشكده از آن من است

 ما بدانیم اگر سلف نباشد همگی می میریم

 و اگر حذف نباشد همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

 كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

 كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ پی اصلاح خطا ها برویم

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.