userinfo close

  ,

ادبیات تعطیل


tatilclub

تاسیس: 11 آذر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ادبیات تعطیل - معاونان
دوستان می توانند لینک وبلاگ و یا وبسایت خود را جهت درج در لینکستان ، و همچنین مقالات خود را به مدیر ادامه »
دوستان می توانند لینک وبلاگ و یا وبسایت خود را جهت درج در لینکستان ، و همچنین مقالات خود را به مدیر و یا معاون کلوب ارسال دارند .
 

عنوان بحث

ادبیات تعطیل , tatil
ادبیات تعطیل - 04:41 1384/09/18

جُنگ و جَنگ ِ ادبی

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رئوف دانیال , raouf_641
رئوف دانیال - 00:07 1387/09/1
8

تشدید .. توان  .. حرارت ِ شغال  ..  بر اعدام ِ حال مهربانی نیست .

روزهایی که  مرا بیشتر می شناسند  کاش برای تو بودند .. مردانی در کنار قله ها ایستاده می میرند و مردانی با جام ِ زن کوبی  ژنتِ تیکی  بر نیش خود آبگینه می کنند ؛ انتخاب ِ همسری را . بوران .. تُن ِّ  ایده آل ِ اطراف است بر باعثِ اسب هجوم . ژنده عنوان ِ خام خواری که تو می خواهی .

 

ژن سرزمینی .. بیمار ِ در تیکی

ژن سرزمینی .. در بیمار ِ گیتی

که  تیکی  را نیک نپنداریسته است  که  تُن باخته هورمون گیر هر عهد ِ ناجور .. به اهلی  می شود .

بی گویا در اصلا  صدای هر رویا .

بی گویا در حدِّ توان  .. سرسام ِ در خلصه . 

 .. تو مردانی در کنار قله های ایستاده در رَم .  بی مردانی با جام ِ زن بر نیش ِ دموکراتیه اعداد ..  خود آبگینه ای که انتخاب ِ تو هست .

در سبک ِ نفوذ ِ ناگهان  .

بابك راتق , babakrategh
بابك راتق - 09:49 1384/09/19
7
آدمی زیستن را می نگارد . مردن را هم همین طور .
نویسنده در تنهائی بی مرزش هر دو را به تصویر در می آورد . و لذت بخش آن كه هر دو را با پیچ و خم قلمش به بازیچه در می آورد . كاری كه خداوندگار نمی كند . یعنی به بازی در آوردن آفرینندگانش . حتما در این كارش لذتی بی حدی نهفته است كه فقط او خودش بر آن آگاه است .
بگذارید در این دنیای آدمهای زودگذر ماها با چرخش قلممان در پستوهائی كه عشق و خدایمان را پنهان كرده ایم تا كسی دست تجاوز بر آنها دراز نكند تا اینكه آنها را با انواع حیله های مضحك به بازی در نیاورد . ( برای رسیدن به خاستة نامشروع طلب قدرت و كمتر از آن ثروت ) این آفرینندها را به بازی درآوریم و هر از چندگاهی یكشان را پیروزمند به اطراقگاه گشوهایمان بفرستیم .
ادبیات تعطیل , tatil
ادبیات تعطیل - 01:30 1384/09/19
6
جناب روزبه رجبی ، از عنایتتان تشکر می نماییم .
روزبه رجبی , rouzbehradjabi
روزبه رجبی - 04:56 1384/09/18
5


نوشتن (مردن)

1
آدمی باید بین زندگی کردن و روایت کردن، بین زیستن و نوشتن، انتخاب کند (سارتر). حکمی‌ست که شاید بیش از حد افراطی به نظر رسد. با این حال، حقیقت هم این است، هر نویسنده‌یی همین کار را می‌کند. گفتن ندارد: روایت داستانی، ادبیات، و در نهایت نوشتار، تنها شکلی از آفرینش انسانی است که چنین تاوانی طلب میکند.

2
ادبیات تمامت‌طلب است: «نوشتن، همین و تمام (دوراس)».

3
نوشتن فرآیند فاصله‌گیری از زندگی‌ست. گامی به‌سوی تنهایی تمام: مرگ. نویسنده هم مثل هر آفریدگاری تنهاست: نویسندگی خداگونگی‌ست، نویسنده مرگ را می‌نویسد، خدا زندگی را: سرنوشت. با این حال، برخلاف خدا، نویسنده با نوشته‌اش می‌میرد. مارکز هم همین را میگوید: زنده‌ام تا روایت کنم.
شهرزاد؟ روایت میکند تا زنده باشد؟ شهرزاد قصه‌گو زنده نبود، مرگی مستمر بود – هزارویک‌شبی که راوی به‌دنبال‌اش مرد و شهرزادی که زنده شد دیگر نویسنده نبود.

4
ادبیات، در شکل سرخوشانه‌اش (بارت)، همواره اوتوپیایی است، این‌جایی و اکنونی نیست. ادبیات عین سرخوشی است، عین مرگ.
همیشه هدایت، همیشه همین: "بوف کور" نبود که نویسنده را به کشتن خود کشاند، خودکشی بود که نویسنده را به نوشتن "بوف کور" برانگیخت.

5
باز هم باید برگزید: هرگز هم‌نهادی نیست؛ نه زندگی را نوشتن، نه نوشتار را زیستن؛ زندگی یا نویسندگی، انتخاب این است.

6
هیچ کس هرگز همیشه نویسنده نیست، همچنان که هیچ کس هرگز همیشه زنده نیست.

7
مرگ مولف؟ (انگار که نویسنده‌ی زنده هم هست!)

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.