| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
47
|
124
|
91/3/4 (01:48)
|
|
||
|
|
49
|
494
|
91/2/16 (15:38)
|
|
||
|
|
45
|
78
|
90/10/13 (21:28)
|
|
||
|
|
73
|
155
|
90/9/14 (10:33)
|
|
||
|
|
141
|
335
|
90/9/3 (22:05)
|
|
||
|
|
133
|
246
|
90/8/29 (07:37)
|
|
||
|
|
75
|
235
|
90/8/25 (19:59)
|
|
||
|
|
42
|
95
|
90/8/21 (20:02)
|
|
||
|
|
38
|
97
|
90/8/21 (19:50)
|
|
||
|
|
285
|
667
|
90/8/21 (18:53)
|
|
||
|
|
73
|
225
|
90/7/12 (10:39)
|
|
||
|
|
10
|
36
|
90/6/22 (18:43)
|
|
||
|
|
6
|
24
|
90/6/19 (17:17)
|
|
||
|
|
65
|
266
|
89/10/24 (11:18)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
89/10/12 (15:38)
|
|
||
|
|
245
|
744
|
89/4/11 (11:44)
|
|
||
|
|
17
|
68
|
88/8/3 (16:38)
|
|
||
|
|
140
|
297
|
88/7/20 (13:31)
|
|
||
|
|
19
|
40
|
88/6/23 (12:54)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
88/6/22 (09:50)
|
|

با دوستان جدید آشنا شده و جویای حال دوستان خود باشیم 

سید امیر حسین میر حسینی شاعر دلسوخته اهل بیت(ع)
باز یك شایعه ، مقاله ، سخن
حرف های سبك دهن به دهن
باز تهمت دروغ كلاشی
بین مردم دوباره سم پاشی
باز هم یك حسادت تازه
پشت یك شاعر پر آوازه
حرف هایی كه گفتنش سهل است
همه ازبغض وازسرجهل است
نام او را سیاه حك كردند
یا به قولی زخویش دك كردند
ازبزرگی شعرش آشفتند
قصه ها و لطیفه ها گفتند
ریش از ته زده است بی دین است
منكر حق وضد آیین است
اهل دین نیست چون كه مو دارد
كت و شلوار او اتو دارد
كفش هایش همیشه براق است
واژه هایش شبیه شلاق است
به حسابش دلارمی ریزد
سكه ها بی شمار می ریزند
شعرهایش تمام سرسری است
ضد آقا و ضد رهبری است
بیت شان ضد دین نمی خواهد
شاعری این چنین نمی خواهد
همه كس راحریص می داند
شعر ما را ضعیف می خواند
دهنش هم گشاد و بی چاك است
اهل دود است وا هل تریاك است
پر افیون شده تمام تنش
بوی سیگار میدهد دهنش
پیکر نعشه جات را سر اوست
علت اعتیاد کشور اوست
باز هم وقت خود هدر دادند
قصه ی نو دوباره سر دادند
اینكه شاعر به غیر متكی است
شعرهایش تمام آبكی است
واژه را نادرست میچیند
خواب پیغمبرانه می بیند
اهل اندیشه نیست این شاعر
سارق حرفه ای یست این شاعر
بامن و تو لج است این شاعر
دست هایش كج است این شاعر
دیدم او را شعارمی داده
به دو سبزی ناهار می داده
تیپ هایی كه میزند خفن است
در پی دختران و بیوه زن است
گرد او جمع دختران و پسر
مهره ی مار دارد او به نظر
چشم شهلا و لهجه ای طناز
نارفیق و كثیف و خانم باز
مثل او شعر گفتن آسان است
اشك تمساح او فراوان است
پای شعرش نشستن الافی است
شعر زیبای دیگران كافی است
اوچه ازشعر و شور میداند
چه كسی گفته خوب می خواند
كاش این جوان احساسی
برود زود مثل آغاسی
سلام
"سلامی چو بوی خوش آشنایی"
بدان مردم دیده روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
نمیبینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه ساقی کجایی
ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاح مشکل گشایی
عروس جهان گر چه در حد حسن است
ز حد میبرد شیوه ی بیوفایی
دل خسته ی من گرش همتی هست
نخواهد ز سنگین دلان مومیایی
می صوفی افکن کجا میفروشند
که در تابم از دست زهد ریایی
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبودهست خود آشنایی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع
بسی پادشایی کنم در گدایی
بیاموزمت کیمیای سعادت
ز همصحبت بد جدایی جدایی
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی









@};-@};-
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز. این غزل از اشعار حافظ در مدح حضرت صدیقة كبری ، شفیعة روز جزاء ، فاطمة زهراء سلام الله علیها سروده شده چنان كه در روایات معتبر آمده كه از القاب آن حضرت "سلام" است و روایاتی كه درخصوص فضیلت تقدم در سلام آمده و تاكید فراوان بر آن شده نیز موید این مطلب است. در شرح حال زندگی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است كه هیچكس در سلام دادن نتوانست بر آن حضرت پیش دستی كند. و به همین خاطر جوابش واجب گردیده باشد.
(اللهم انت السلام و منك السلام و لك السلام و الیك یعود السلام)
(بار الها ، تو خود سلامی و سلام نیز از توست و از آن توست و بازگشتش به سوی توست)
یا علی مدد

