__
عنوان بحث
جایگاه عزاداری در عرفان مولوی 1
4 خرداد 87 - 18:01

باقرپور کاشانی

 

 

بقای اسلام، مرهون جهاد امام حسین علیه السلام و فداکاری او در راه خداست، و اگر جریان عاشورا و فداکار‌ی امام حسین علیه السلام و یـاران و اهـل بیتش، اسلام به دست بنی اُمیه، از بین رفته بود. یکی از روشنفکران در این باره گفته است: « الإسلام محمدیّ الوجود، و حسینیّ البقا » « اسلام به واسطه­ی محمد صلی الله علیه وآله و سلم به وجود آمد و به واسطه­ی حسین علیه السلام تداوم یافت. »

در عصر حاضر نیز، آنچه بقای اسلام را تضمین می­کند، زنده نگاه داشتن قیام آن حضرت است و این میسّر نخواهد شد مگر به وسیله­ی پاسداری از شعایر حسینی؛ شعایری که در تمام ایّام سال، به ویژه در ماه­های محرّم و صفر و ایّام عاشورا از سوی محبّین و شیعیان آن حضرت در سراسر جهان برپا می­شود. زیرا شعائر حسینی روح اسلام را درون انسان­ها زنده نگاه داشته و نوعی ممارست عملی و همه جانبه از جریان پر رمز و راز کربلاست.

اگر این شعایر متروک شود، پیام انقلاب سیدالشهدا علیه السلام بدست فراموشی سپرده خواهد شد، و به دنبال آن از اسلام چیزی نخواهد ماند.

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: ﴿ یـا اَیُّهـا الَّذینَ امَنُوا لا تُحِلُّوا شعائِرَ اللهِ[1] « ای کسانیکه ایمان آوردید، حرمت شعائر الهی را نگاه دارید. »

و نیز می‌فرماید: ﴿ و من یُعَظّمُ شعائِرَ الله،ِ فانّها مِن تَقْوَی القُلُوب[2] «و هر کس شعایر الهی را بزرگ می­دارد، آن نشانـه­ی تقوای دل­هاست. »

« شعائر » جمع شَعِیرَة به معنی علامت و نشانه است و نشانه­های خدا، هر چیزی است که آدمی را به سوی خدا رهنمون گردد. 

پس نماز، روزه، حج و حتی صفا و مروه[3] ، از شعایر و نشانه­های خدا است. امـامـان علیهم­السلام از نشانه‌هـای خدا و بلکه عظیم­ترین آیات الهی­اند؛ چه اینکه از امیرالمومنین علیه­السلام نقل شده که: « ما للهِ آیَةٌ اَکبَر مِنّی » « برای خداوند آیتی بزرگ­تر از من وجود ندارد » لذا زنده نگاه داشتن یاد و راه و روش این بزرگواران، از بزرگ­ترین و مهم­ترین اموری است که آدمی را به سوی ذات اقدس اله هدایت می­کند.

بدیهی است کهذکر مصیبت­های ائمه علیهم السلام و عزاداری برای آنان نیز، از مصادیق شعائر الهی به حساب می­آید.

 در سنت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم نیز مکرّر آمده­است که حضرت در فقدان عزیزان خود می­گریست. از جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 

·        گریه بر حضرت عبدالمطلب علیه السلام

پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب علیه السلام، وجود مقدّس پیامبر اکرم صلّی الله علیه و اله بر جد عزیزش گریست؛ ام ایمن می­گوید: « أَنَا رَاَیتُ رَسُولَ اللهِ یَمشی تَحتَ سَریرهِ وَ هُوَ یَبکی »[4]  « من پیامبر صلّی الله علیه و اله را دیدم که در پی جنازه‌ی عبدالمطلب علیه السلام راه می‌رفت، در حالیکه می‌گریست. »

 

·        گریه بر حضرت ابوطالب علیه السلام

در گذشت حضرت ابو طالب علیه السلام، عموی با ایمان و حامی عزیز پیامبر صلّی الله علیه و اله، بر آن حضرت بسیار گران آمد، حضرت علی علیه السلام می­فرماید: « چون خبر رحلت پدرم ابوطالب علیه السلام را به پیامبر صلّی الله علیه و آله دادم، ایشان گریست و فرمود: « اِذهَبْ فَاغْسِلْهُ وَ کَفَِّنْهُ وَ وارِهِ غَفَراللهُ لَهُ وَ رَحِمَه »[5]  « او را غسل دهید و کفن کنید و به خاک بسپارید، خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد. »

 

·        گریه بر حضرت آمنه علیها السلام

روزی پیامبر صلّی الله علیه و اله قبر مادر عزیز خود آمنه علیها السلام را در ابوا زیارت کرد. به گفته مورّخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراه خود را نیز به گریستن انداخت.[6]

 

·        گریه بر حضرت ابراهیم علیه السلام

حضرت ابراهیم تنها پسری بود که در مدینه، نصیب رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلم شد، اما در یک سالگی در گذشت و پدر را در غم فقدان خویش به سوگ نشاند. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآاله وسلم در ماتم فرزندش گریست، و در برابر اعتراض بعضی فرمود: « دَمَعُ العَینان و یَحزَن القَلْبُ وَ لا نَقُولُ ما یُسخِطُ الرَبَّ »[7] « اشک چشم جاری می‌شود و دل غمگین می‌گردد، ولی سخنی نمی­گوییم که خدا را به غضب آورد. »

 

·        گریه بر حضرت فاطمه بنت اسد علیها السلام

حضرت فاطمه بنت اسد علیها السلام، همسر حضرت ابوطالب علیه السلام و مادر حضرت علی علیه السلام در نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله بسیار محبوب بود. از آنجا که او در پرورش و نگاه­داری رسول خدا صلّی الله علیه وآله بسیار اهتمام داشت، حضرت او را همچون مـادر خویش می دانست و لذا از رحلتش بسیار اندوهناک شد و گریست، مورخان می­گویند: « صَلّی عَلَیها وَ تَمرَغ فی قَبْرِها وَ بَکی » « ] پیامبر صلّی الله علیه و آله [ بر او نماز خواند و در قبرش خوابید و بر او گریست. »[8]

 

·     گریه بر حضرت حمزه علیه السلام

حضرت حمزه علیه السلام فرزند عبدالمطلب علیه السلام، از چهره­های بر جسته و قهرمان اسلام بود که در نبرد احد به شهادت رسید. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در شهادت عموی خویش بسیار غمگین شد و او را سید الشهدا نامید و در فراقش گریست: « ... لَمّا رأی النَبیُّ حَمْزَة قَتیلاً، بَکی فَلمّا رَای ما مُثِّّلَ بِه، شَهِقَ » « پیامبر صلّی الله علیه و اله چون پیکر خونین حمزه علیه السلام را دید گریست و چون از مثله کردن او آگاهی یافت با صدای بلند گریه سر داد. »[9]

 

·     گریه بر حضرت جعفر ابن ابی طالب علیه السلام

پیامبر صلّی الله علیه و آلـه درباره­‌ی حضرت جعفر علیه السلام می­فرماید: « عَلی مِثْلِکَ جَعفَر فَلتَبْکِ الْبـَواکی.»[10] « بر گریه‌کنندگان است که در فراق مثل تو ـ ای جعفر ـ بگریند. »

 

·     گریه بر حضرت امام حسین علیه السلام

ابن سعد از شعبی روایت کرده و چنین گوید: « علی کرم الله وجهه هنگام رفتن به صفین از کربلا گذشت، آن قدر گریه کرد که زمین از اشک­هایش تر شد، پس فرمود: « خدمت رسول خدا صلّی الله علیه و آله رسیدم در حالی که آن حضرت گریان بود، عرض کردم: یا رسول الله پدر و مادرم فدای شما، سبب گریه‌ی شما چیست؟ فرمود: الان جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد که فرزندم حسین علیه السلام کنار شط فرات کشته می­شود، در زمینی که به آن کربلا می­گویند، آنگاه جبرییل مشتی از خاک آن را گرفت و به مشامم رساند، بعد از آن، مالک اشک خود نیستم .» احمد نیز همانند این حدیث را روایت کرده است.[11] 

  هر وقت پیامبر صلّی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را می­دید یا از تو یاد می­کرد، گریه بر ایشان غالب می­شد، و به علی علیه السلام می­فرمود: او را نگاه­دار، پس می­بوسید گلوی او را و گریه می‌کرد، عرض می­کردند: چرا گریه می­کنی؟ می­فرمود: جای شمشیرها را می­بوسم[12]، و اگر حسین علیه السلام را خوشحال می­دید گریه می‌کرد.[13]

پس به روشنی از سیره‌ی پیامبر‌اكرم صلّی الله علیه و آله و سلم بر می­آید که آن حضرت نه تنها گریه بر مردگان را منع نمی­کردند، بلکه در مواقعی همچون گریستن بر مصیبت سیدالشهدا علیه السلام، بر این امر تأکید داشتند و این، چیزی است که تاریخچه­ی آن به انبیای الهی علیهم السلام بر می­گردد؛ زمانی که هنوز واقعه­ی كربلا اتفاق نیفتاده بود.

گریستن بر مصیبت امام حسین علیه السلام، موضوعی است که در زندگی سایر ائمه علیهم السلام نیز فراوان دیده می­شود. به عنوان مثال روایت شده­است كه حضرت امام سجاد علیه السلام در مصیبت پدر بزرگوارش آنقدر می­گریست كه از چشمان مباركش خون جاری می­گشت.

مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الانوار روایت نموده است كه: « اِنَّ الِْامامَ زَیْنَ الْعـابِدینَ إِذا أَخَـذِ اِنـاءاً لِیَشْْرِبَ یَبكی حَتّی یَمْلَأهُ دَماً. »[14] « هرگاه امام زین العابدین علیه السلام ظرف آبی می­گرفت كه بنوشـد، آنقدر می­گریست كه آن ظرف را پر از خون می­ساخت. »[15]

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در زیارت ناحیه­ی مقدسه[16] خطاب به جد مظلوم خود می­فرماید: « فَلَئِنْ اَخََّرَ تْنِی الدُّهُورُ وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ اَكُنْ لِمَنْ حارَبَكَ مُحارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ العَداوَةَ مُناصِباً، فَلأَََََنْدُبَنَََّكَ صَباحاً و مَسآءً، وَ لَأَ بكِْیَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَیْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلی مادَهاكَ وَ تَلَهُّفاً حَتّی اَمُوْتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ وَ غُصَّةِ الْاِ كْتِیابِ » « پس اگر روزگاران مرا به تأخیر انداختند، و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت، و نبودم تا با کسانی­كه با تو جنگیدند بجنگم، و با آنانكه به دشمنی تو بر خـاستند، به دشمنی برخیزم، در [عوض] هر صبح و شام برتو ندبـه و زاری می­كنم و بر تو به جای اشك، خون گریه می­نمایم، از روی حسرت بر تو و از سر سوز و تأسّف بر مصیبت­هایی كه بر تو وارد گشت. تا آن زمان كه در اثر سوز جان­فرسای مصیبت و غصّه جانكاه و اندوه فراوان، جان سپارم. »


[1] - مائده / 2 .

[2] - حج / 32

[3] -  بقره / 158:  إنّ الصَّفا و المَرْوَةَ مِن شعائِرِ الله: ( بدرستی صفا و مروه، از نشانه­های الهی است )

[4] - تذکرالخواص ، ص7.

[5] - الطبقات  الکبری، ابن سعد ج 1 ، ص 123 .

[6] - المستدرک، ج 1، ص 357 ؛ تاریخ المدینه، ابن شبّه، ج 1 ، ص 118 . 

[7] - العقد الفرید، ج 3 ، ص 19.

[8] - ذخایر العقبی، ص 56 .

[9] - السیره الحلبیة، ج 2، ص 247.

[10] - بحارالانوارج 22، ص 276.

[11] -  ینابیع المود باب 60، احادیث وارده در شهادت امام حسین علیه السلام.

[12] - بحارالانوار ج 44، ص 261 .

[13] - بحار الانوار ج 44، ص 246 .

[14] -فعل مضارع- یملآه دماً – دلالت بر تجدّد و تكرار دارد

[15] -شعایر حسینی ص48

[16] علامه مجلسی «ره» آن را به نقل از چندین نفر از بزرگوارترین فقهای شیعه – مانند سیّد شریف مرتضی ( علم الهدی رحمةالله علیه ) و شیخ مفید «ره» در «المزار»و شیخ محمد بن المشهدی در « المزار الكبیر» - در بحارالانوارآورده و در خاتمه‌ی زیارت، بعد از نقل قول مولف « المزار الكبیر» مبنی بر خارج شدن این زیارت از ناحیه‌ی مباركه‌ی امام زمان علیه السلام بسوی یكی از نوّاب خاصّه‌ی آن حضرت، می‌نویسد: روشن شد كه این زیارت دارای سندِ روایتی، و نقل شده از سوی امام معصوم علیه السلام است و احتمال دارد كه اختصاصی به روز عاشورا نداشته باشد، چنانكه سیّد مرتضی قدس سره آن را برای غیر عاشورا نیز وارد دانسته است.

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__