| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
3
|
90/9/15 (23:01)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
89/9/4 (00:54)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/2/30 (15:35)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/3/3 (03:51)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/9/25 (04:00)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/8/25 (21:38)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
87/8/15 (18:38)
|
|
|
تاریخ بسیار مهیج و زیبای اسلام خلافت ولید و گسترش فتوحات در این زمان
25 آبان 87 - 21:23 | |
خلافت ولید و گسترش فتوحات در این زمانبسال 86 هجرى عبد الملك بن مروان از جهان در گذشت و پسرش ولید بخلافت رسید، دوره خلافت ولید ده سال بود از 86 تا 96 هجرى كه دوره فتح و گشایش بود و قلمرو دولت اموى از شرق و غرب وسعت یافت. بدوران ولید سه كس شهرت یافتند و تلاش آنها در فتوحات مسلمانان مؤثر افتاد: قتیبة بن مسلم باهلى، محمد بن قاسم ثقفى و موسى بن نصیر. قتیبة بن مسلم را حجاج بسال 86 بولایت خراسان گماشت، قتیبه به بلخ هجوم برد دهقانان و بزرگان بلخ باستقبال وى آمدند و همراه وى برفتند و همین كه از رود بگذشت پادشاه صغانیان بنزد وى شد و هدایاى بسیار داد و قلمرو خود را تسلیم كرد. بسال 87 قتیبه به بیكند حمله برد و با مردم صغد جنگى سخت كرد و آنها را پراكنده كرد چنانكه از قتیبه خواستار صلح شدند، قتیبه با آنها صلح كرد و یكى را از جانب خویش بولایت آنجا گماشت، اما وقتى قتیبه از آنجا دور شد مردم بیكند عامل وى را بكشتند، قتیبه بسوى آنها بازگشت و شهر را بگشود و غنائم فراوان گرفت و بمرو بازگشت. بسال 88 هجرى قتیبه برادر خود بشار بن مسلم را در مرو گذاشت و بسرزمین كرمینیه ما بین سمرقند و بخارا حمله برد و آنجا را بگشود سپس بسوى بخارا رفت و در فتح آن رنج بسیار دید.اما عاقبت بمقصود رسید و مردم آنجا با وى صلح كردند. بسال 93 هجرى قتیبه شهرهاى خوارزم را بصلح گشود سپس به سمرقند حمله برد و پس از جنگى سخت آنرا بگشود و عبد الله بن مسلم را بولایتدارى گماشت و بمرو بازگشت.سال بعد در سرزمین فرغانه پیش رفت تا به خجند رسید و با مردم آنجا جنگى سخت كرد و فیروز شد سپس كاشان مركز فرغانه را بگشود و بمرو بازگشت، هنگام اقامت مرو نامهاى تشویقآمیز از ولید بن عبد الملك بدو رسید. قتیبه به فتوحاتى كه در ماوراء النهر كرده بود بس نكرد بلكه بسال 96 هجرى با سپاهىفراوان بحدود چین تاخت، در راه خبر رسید كه ولید بن عبد الملك از جهان در گذشت ولى این خبر وى را از پیشروى باز نداشت و تا نزدیك چین برفت و گروهى را به ریاست هبیرة بن مشمرج كلابى بسفارت بنزد پادشاه چین فرستاد، بعد از گفتگوى بسیار پادشاه چین به پرداخت جزیه رضایت داد و قتیبه بمرو بازگشت. رواج اسلام در ماوراء النهرقتیبه در اثناى فتوحات خود بسمرقند رسید كه در آنجا بت بسیار بود.به اعتقاد بت پرستان هر كه بدان تجاوز مىكرد بلافاصله مىمرد، قتیبه فرمان داد تا همه بتان را بسوختند و بسیارى از بتپرستان مسلمان شدند ولى همینكه سپاه مسلمانان از آن شهر برفت بعضى از آنها مرتد شدند تا قتیبه براى بار چهارم بخارا را گشود و مردمش را بقبول اسلام واداشت.كسانى از مردم بخارا كه مسلمان شدند با مخالفت هم وطنان خویش روبرو شدند تا آنجا كه ناچار بودند همیشه سلاحى همراه داشته باشند و نمیتوانستند بىسلاح به مسجد یا مكانهاى عمومى در آیند، كار بدین حد متوقف نماند بلكه گروهى جاسوس براى شناختن كسانى كه مسلمان شده بودند بكار پرداختند. فاتحان مسلمان براى آنكه مردم را بدین اسلام جلب كنند كوشش بسیار كردند، براى حضور در نماز جمعه جایزههائى معین كردند و اجازه دادند قرآن را بزبان فارسى بخوانند تا معانى آن آسانتر در دلها جاى گیرد. فتوحات محمد بن قاسم در بلاد سندمحمد بن قاسم بسال 89 هجرى پس از آنكه حجاج وسائل كار او را فراهم آورد بولایت سند هجوم برد و تا دیبل كه شهریست در ساحل غربى هند و اكنون كراچى نام دارد پیش رفت و آنجا را محاصره كرد و بگشود پس از آن به سوى بیرون رفت و مردم آنجا از وى استقبال كردند.وى همچنان فتوحات خویش را ادامه داد تا برود مهران رسید و در آنجا با داهر پادشاه سندروبرو شد و جنگى سخت شد كه داهر كشته شد و پیروانش فرارى شدند. پس از آن برفت تا بمولتان رسید كه در جنوب بلاد پنجاب بود مردم آنجا با وى جنگیدند و مغلوب شدند و غنائم بسیار بدست مسلمانان افتاد، در این هنگام خبر وفات حجاج بدو رسید و از مولتان بازگشت و همچنان بكار فتح مشغول بود تا سراسر بلاد سند را بگشود.وقتى بسال 96 هجرى ولید بمرد و سلیمان بن عبد الملك بخلافت رسید محمد بن قاسم را فراخواند و یزید بن ابى كبشه را بولایت آن دیار گماشت. فتوحات اسلام در اندلسسرزمین اسپانیا زیر تسلط روم بود تا قرن پنجم میلادى كه قبایل و اندال بر آن هجوم بردند و از آنوقت این سرزمین و اندلوس یعنى دیار و اندال نام گرفت و عربها آنرا آندلس میخوانند و گاهى نیز نام جزیره را بر آن اطلاق میكنند. بسال 507 میلادى قبایل ویزى گوت بر آن دیار هجوم بردند و اندالها را به آفریقا راندند و در اندلس دولتى تشكیل دادند.دولت آنها در آغاز كار نیرومند بود اما چیزى نگذشت كه كارشان سستى گرفت و دستخوش انحطاط شدند.اشراف و پیشوایان دین نقاط مختلف كشور را به تیول بردند و در قصرهاى عالى سكونت گرفتند و اوقات خویش را بتفریح گذرانیدند و صنعت و فلاحت را به بندگان وا گذاشتند كه با خفت و خوارى مىزیستند و بار سنگینى از مالیاتها به دوش طبقه متوسط یعنى كشاورزان و بازرگانان افتاد و مردم تیره روز و بینوا شدند، یهودان به سبب آزار و ستمى كه بر آنها میرفت چند بار سر بشورش برداشتند اما موفق نشدند و بسیارى از آنها ناچار دین مسیح را پذیرفتند. هنگامى كه مردم شمال آفریقا زیر تسلط عرب آسوده میزیستند وضع مردم اندلس بدینگونه بود و مردم اسپانیا و مخصوصا یهودان آرزو داشتند كه از ظلم حكومت گتها خلاص شوند. قدام براى فتح اسپانیاعربها در نیمه دوم قرن هفتم میلادى براى فتح اسپانیا اقدام كردند و بدوران امپراطور گت، ومبا، كه حكومتش از 672 تا 280 م بود به سواحل اسپانیا حمله بردند.بعد از ومبا ارونك بحكومت رسید و بدوران وى قانونى براى شكنجه و آزار یهودان وضع شد.پس از وى اژیكا بقدرت رسید بدوران وى بسال 694 م یهودان توطئه كردند كه با كمك عربان مسلط بر شمال آفریقا رژیم سیاسى اسپانیا را واژگون كنند، اما این توطئه كشف شد و بنتیجه نرسید از این رو قانونى براى اجبار یهودان به پذیرفتن مسیحیت وضع شد و هر كه تن نمیداد ببندگى گرفته میشد اما چون این روش از صواب بدور بود ثمرى بسیار بد داد. تسلط موسى بن نصیر بر بلاد مغرباین رخدادها عربها را كه از مدتها پیش به انتظار فرصت بودند متوجه فتح اسپانیا كرد.در این اثنا موسى بن نصیر بلاد مغرب را بگشود و تنها شهر سبته كه با روئى استوار داشت و كنت ژولیان از طرف گتها حاكم آن بود باقى ماند.در پایان سال 709 م امپراطور ویتىكا كه بعد از اژیكا بحكومت اسپانیا رسیده بود معزول شد و در اوایل سال 710 آشیلا بجایش نشست.عربها ویتىكا را غیطشه مینامند.اشیلا دیرى نپائید و در بهار همان سال به دست بزرگان گت و پیشوایان مذهبى معزول شد و رو در یك فرمانده سپاه گت كه عربها او را ذریق نامیدهاند بجاى وى انتخاب شد.او آخرین پادشاه گت بود كه در اسپانیا حكومت كرد، بدوران وى حزبى نیرومند به پیشوائى آشیلا بوجود آمد كه میخواست سلطنت را بدو بازگرداند و حزبى دیگر از رو در یك حمایت میكرد. كنت ژولیان حاكم شهر سبته كه با رو دریك دشمنى داشت با حزب آشیلا یار شد تا از دست رو در یك خلاص شود، سپس از موسى بن نصیر كمك خواست او نیز فرصت را براى حمله به اندلس مناسب دید و با ولید بن عبد الملك در این باب مشورت كرد.ولید در آغازمردد بود عاقبت بدو اجازه داد اما گفت كه احتیاط كند مبادا ژولیان در صدد فریب مسلمانان باشد.موسى، طریف بن مالك را بسال 91 هجرى (710) با پانصد كس فرستاد و وى بكمك ژولیان به مرزهاى جنوبى اندلس حمله برد و با غنائم فراوان بازگشت، موسى تشجیع شد و سپاهى مركب از هفت هزار كس كه بیشترشان بربران بودند به فرماندهى طارق بن زیاد حاكم طنجه براى تسخیر اندلس فرستاد. عبور طارق از دریاطارق بسال 92 هجرى با كشتیهاى ژولیان از دریا گذشت و در جنوب اسپانیا فرود آمد، در این هنگام رو در یك سرگرم فرو نشاندن انقلابى بود كه آشیلا و طرفدارانش در شمال پدید آورده بودند.وقتى از هجوم عرب خبر یافت، خطر را دریافت و براى نجات كشور خویش با شتاب تمام، سپاهى نزدیك بصد هزار فراهم آورد، اگر این سپاه نظم كامل و روحیه خوب داشت سپاه طارق را از میان برمىداشت. فیروزى طارق در كنار وادى بكهوقتى طارق از كثرت سپاه دشمن خبر یافت از موسى مدد خواست موسى نیز پنج هزار كس بكمك او فرستاد.طارق بر كنار وادى بكه بسال 92 هجرى با سپاه رو در یك روبرو شد و جنگى رخ داد كه طارق فیروز شد.از جمله علل فیروزى وى آن بود كه دو پسر غیطشه و یارانشان در اثناى جنگ بعربها پیوستند، بعلاوه ژولیان بسیارى از سپاهیان رو در یك را بسوى خود جلب كرد و در سپاه وى نفاق و تفرقه انداخت. طارق پس از این فیروزى بتسخیر شهرهاى اسپانیا پرداخت و بر اشبیلیه (1) و قرطبه (2) و طلیطله (3) استیلا یافت، گتها این شهرها را خالى كرده بودند و تنها یهودان در آن مقیم بودند كه طارق در انجام مراسم دینشان آزادشان گذاشت. وقتى موسى بن نصیر از فیروزى طارق خبر یافت غیرتش تحریك شد و خواست افتخار فتح اندلس نصیب وى شود و از غنائم آن سهمى ببرد، سپاهى فراوان براى تكمیل فتح اندلس فراهم آورد و نامهاى بطارق نوشت كه هر كجا هست بماند تا وى برسد.اما طارق پس از مشورت با سران سپاه از اطاعت وى سر پیچید زیرا وقفه جنگ مسلمانان را بخطر مىانداخت و به گتها فرصت مىداد كه دست و پاى خود را جمع كنند از اینرو فتوحات خود را ادامه داد تا به طلیطله رسید. موسى بن نصیر با سپاه خود بسال 93 هجرى به اسپانیا رفت و اشبیلیه را كه مردمش شوریده بودند پس از یكماه محاصره بگشود و از آنجا بسوى ماردا (4) رفت و آن جا را بگشود و همچنان پیش رفت تا بطارق رسید و او را بسبب نافرمانى سرزنش كرد و اموال و نفایسى را كه بغنیمت برده بود از او مطالبه كرد و بزندانش انداخت. طارق از زندان نامهاى بولید نوشت و از وضع خویش شكایت كرد.ولید نامهاى بموسى نوشت و فرمان داد كه طارق را رها كند و او را بكارش باز برد.پس از آن موسى و طارق بسوى شمال اندلس رفتند و سرزمین ارغونه (5) و قشتاله (6) و كاتالونى (7) را گشودند و بر سرقسطه (8) و برشلونه (9) 6) تسلط یافتند و به پیشروى ادامه دادند تا بجبال البرت رسیدند و فتح شبه جزیره اسپانیا بجز نواحى كوهستانى شمال غربى كه بزرگان گت بدان پناه برده بودند بپایان رسید. مطامع موسى بحدود جبال البرت محصور نماند، تصمیم گرفت فتوحات خود را در جنوب فرانسه ادامه دهد و بطرف شرق پیش رود تا بقسطنطنیه رسد كه عربها از فتح آن عاجز مانده بودند و دریاى سفید را در حوزه نفوذ عرب در آورد.وقتى ولید از قصد وى خبر یافت فرمان داد كه از پیشروى چشم بپوشد و موسى و طارق را بنزد خویش خواند، زیرا نمىخواست كه مسلمانان را در خطر بیندازد، بعلاوه بیم داشت كه اگر موسى فتوحات خود را به پایان برد نفوذش فزونى گیرد و هوس استقلال كند موسى بفرمان خلیفه بسوى دمشق حركت كرد اما پیش از وصول وى ولید بیمار شد، بیمارىاى كه از آن در گذشت.سلیمان بن ـ عبد الملك كه ولیعهد بود از موسى خواست راه دمشق را آهستهتر بسپرد تا پیش از رسیدن وى ولید مرده باشد زیرا میخواست غنیمتها و هدیهها كه همراه موسى بود نصیب وى شود اما موسى این دستور را نپذیرفت و سلیمان كینه او را در دل گرفت و وقتى بخلافت رسید او را بمعرض بازخواست برد. فرماندارى عبد العزیز بن موسى در اندلسوقتى موسى میخواست بسوى دمشق حركت كند پسر خویش عبد العزیز را بفرماندارى اندلس انتخاب كرد عبد العزیز امور حكومت را بنظام برد و انجمنى تشكیل داد تا احكام و قوانین متناسب با وضع مردم را تنظیم كنند.بزراعت و اصلاح راهها توجه كرد و مظالم گتها را از میان برد و مالیاتهاى سنگین را تخفیف داد و طبقات مردم را بىرعایت دین و نژاد مساوات بخشید و مردم را به دین و مال و جان امان داد و عربها را بآمیزش و ازدواج با بومیان ترغیب كرد خود او نیز با بیوه رودریك كه بر دین خویش بود ازدواج كرد. بواسطه افراط عبد العزیز در جلب رضایت مسیحیان دشمنانش بنزد سلیمان بن عبد ـ الملك از او بد گفتند و سلیمان در صدد قتل او برآمد بعلاوه خلیفه بیم داشت كه اگر عبد العزیز زنده بماند بانتقام پدر خویش بر او بشورد.پس از قتل عبد العزیز، سپاهیان آندلس سردار خویش ایوب بن حبیب را بفرماندارى اندلس برداشتند.وى قرطبه را جایگاهخویش كرد و بعدل و داد پرداخت ولى فرمانروایى وى دیر نپائید زیرا فرمانرواى افریقیه كه در انتخاب فرمانرواى اندلس دخالت داشت با انتخاب وى موافق نبود از اینرو معزل شد. جنگهاى عرب در آنسوى پیرنهچنانكه گفتیم فتوحات عرب از جبال البرت تجاوز نكرد تا به سال 100 هجرى سمح بن مالك خولانى به فرمان ـ روائى اندلس رسید و فتوحات عرب را از سرگرفت و از جبال البرت گذشت و بر ولایت سبتمانیا و پروونس حمله كرد و پس از آن بر ناحیه اكیتانیا در جنوب رودخانه لوار هجوم برد و تولوز را كه عربها آن را طلوشه مینامند محاصره كرد.دوك اكیتانیا، اودو، بمقابله سپاه عرب شتافت و جنگى سخت میان دو گروه رخ داد كه در اثناى آن سمح با بیشتر مردانش كشته شدند.پس از وى عبد الرحمن غافقى سالار سپاه شد و باقیمانده سپاه را به شهر نربونه (10) برد. بسال 104 هجرى عنبسة بن سحیم كلبى فرمانرواى اندلس شد و بسوى سرزمین گل حمله برد و بر سبتمانیا تسلط یافت و بحوزه رون رسید و در ناحیه برغندیه (بورگنى) تالیون پیشرفت و آن را بگشود ولى در اثناى بازگشت كشته شد و سپاه عرب بناچار بسوى نربونه عقب نشست.این رخداد بسال 107 هجرى بود.پس از آن به سبب فتنههائى كه در داخله آندلس رخ داد چهار سال فتوح عرب متوقف ماند تا بدوران هشام بن عبد الملك كه عبد الرحمن غافقى بفرمانروائى اندلس رسید (111 هجرى) و كار آن سرزمین را بنظام آورد و امور اداره و سپاه را سامان داد و براى جنگ آماده شد و با هشت هزار سپاه بسرزمین گل هجوم برد و دوك نشین اكیتانیا را تصرف كرد. جنگ توردوك اكیتانیا از فرنگیان كمك خواست، شارل مارتل سپاهى فراهم آورد و در نزدیكى پواتى یه (11) با عربها روبرو شد و جنگى میان دو سپاه رخ داد كه به نام جنگ تور (12) معروف است.غنائمى كه سپاه عرب پیش از این جنگ در اكیتانیا به دست آورده بود چندان زیاد بود كه عبد الرحمن بیم داشت حركت سپاه را كند كند و آنرا پشت سر گذاشته بودند، زد و خورد میان عبد الرحمن و شارل هشت روز طول كشید.روز آخر جنگ تا غروب ادامه داشت.روز بعد مسلمانان به دشمنان حمله بردند و نزدیك بود شاهد ظفر رخ نماید كه ناگهان این خبر شیوع یافت كه دشمن غنائم آنها را غارت كرده است، مسلمانان بىاختیار براى حمایت اموال خویش عقب نشستند و صفهایشان بهم خورد، عبد الرحمن بوسیله تیرى كشته شد، تفرقه در مسلمانان افتاد و اختلاف میان سرداران سپاه رخ داد و بناچار در تاریكى شب بىخبر دشمنان، راه خویش گرفتند و عقب نشستند، شارل مارتل از بیم آنكه مبادا مسلمانان تدبیرى بكار برده باشند باقیمانده آنها را تعقیب نكرد. جنگ تور از حادثات فاصل تاریخ است اگر در این جنگ عربها فاتح شده بودند اروپا بروى آنها گشوده میشد و اسلام در آنجا رواج مییافت.پس از این جنگ عربها در صدد حمله بسرزمین فرنگ نیفتادند و بتدریج بسوى اندلس بازگشتند و آنسوى البرت جز ناحیه سبتمانیا در دست آنها نماند و جنگهائى كه بعد از آن كردند، اهمیت چندان نداشت. تأثیر فتح در اندلسفتح اسلام، وضع كشور اندلس را بهبود بخشید، مردم اسپانیا دو گروه بودند گروهى از این تغییر فائده بردند و گروهى دیگر زیان دیدند.سیاست اقتضا مىكرد درباره كسانى كه در كار فتح با عربها كمك كرده بودند حقوق خاصى منظور شود، از جمله ژولیان كه با كمكهاى خود فتح اندلس را آسان كرده بود دوباره فرماندار سبته شد و املاك فرزندان غیطشه بآنها پس داده شد. در اسپانیا پیش از فتح عرب مساوات برقرار نبود امتیازات اجتماعى مردم را بطبقات مختلف تقسیم كرده بود: طبقه اول اشراف و پیشوایان مذهب بودند، طبقه دوم یهودان بودند و طبقه سوم را بندگان و كشاورزان وابسته بزمین تشكیل میدادند. اشرافاشراف از فتح عرب سودى نبردند بسیارى از بزرگان اسپانیا به سوى شمال گریختند، پیشوایان دین نیز چنین بودند و بسیارى از آنها به نواحى شمال گریختند كه عربها هنوز بدان نرسیده بودند.طبیعى بود كه اموال اینگروه بدست فاتحان افتاد، فتح عرب مایه ذلت و خوارى آنها شد زیرا پیش از آن زندگانى را بعیش و نوش میگذرانیدند. یهودانیهودان، عربها را با خودشان هم نژاد مىشمردند و آنها را مایه نجات از ظلم و آزار دیرین میدانستند.از اینرو مطیع آنها شدند و برایشان جاسوسى میكردند و در ضمن جنگها نقطههاى مقاومت را نشان میدادند و از وضع زمینها خبردارشان میكردند.عربها به یهودان پرداختند و حق تجارت و مالكیت را كه پیش از فتح نداشتند، براى آنها مقرر داشتند.از اینرو وضع یهودان بهبود یافت و نیرومند شدند.تاریخ اسپانیاى اسلامى نام بسیارى از یهودان را ضمن معاریف علم و ادب و طب و فلسفه، یاد میكند زیرا یهودان در پناه عربهاى فاتح و آسوده و آزاد میزیستند. بندگان و كشاورزانبندگان و كشاورزان وابسته به زمین كه همانند بندگان بودند عربهاى فاتح را به خوبى پذیرفتند، زیرا انتظار داشتند بدست آنها از آن قیدها كه نتیجه ستم گتها بودرهائى یابند.بسیارى از آنها باسلام گرویدند و از پارهاى امتیازها كه سابقا از آن محروم بودند برخوردار شدند.از جمله اینكه بعضى زمینها را براى خودشان بكارند بشرط آنكه بابت آن خراجى بدولت بپردازند. دولت عرب هم خود را براى آرامش اسپانیا مصروف داشت، مردم را به تبعیت اسلام مجبور نكرد و قوانین و رسوم سابق را محترم داشت از اینرو مردم اسپانیا تسلط عرب را آسان پذیرفتند زیرا اعتدال و ملایمتى را كه میخواستند |