userinfo close
  ,

طرفداران حقوق یکسان مردها و زنها در ایران


tarafdaran

تاسیس: 8 اردیبهشت 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کیوان امامی پرسپولیسی - معاونان
تور یکروزه کویر مرنجاب جمعه 24 دیماه برگزار میگردد با شماره 09364857235 کیوان امامی مدیر کلوب ادامه »



تور یکروزه کویر مرنجاب جمعه 24 دیماه برگزار میگردد

با شماره 09364857235 کیوان امامی مدیر کلوب

تماس حاصل نمایید**

 

عنوان بحث

حنا بخشایشگر , hanaa5422
حنا بخشایشگر - 19:44 1388/01/9

اخبار زنان

در این بحث به اخباری که به نوعی مربوط به زنان باشد پرداخته میشود

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 02:17 1388/03/12
31
 
جام جم آنلاین: به دلیل توزیع و خدمات دهی راحت قلیان در قهوه خانه های سنتی روند مصرف این ماده دخانی خطرناک در میان زنان و دختران جوان جامعه به شکل نگران کننده ای در حال افزایش است.
 
 
 
 
 

تماشاگران را ببینید و لذت ببرید| www.tamashagaran.ir | برای تمام سنین و سلیقه ها...كلیك كنید تا باور كنید

 

 

مسئول روابط عمومی جمعیت مبارزه با مصرف دخانیات در گفتگو با خبرگزاری مهر با اعلام این مطلب تاکید کرد : متاسفانه هم اکنون استعمال قلیان به راحتی در حال جایگزین شدن به جای مصرف سیگار است.

 

احمد دولتخواه با اشاره به نداشتن قبح مصرف قلیان در میان خانواده های ایرانی گفت : برخلاف سیگار و قبیح بودن مصرف آن قلیان کشیدن در بسیاری از خانواده ها برای همه افراد با ممنوعیت مواجه نیست و حتی در اغلب موارد اعضای خانواده با هم مباردت به کشیدن قلیان می کنند.

 

 در روزهای گذشته نیز دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت در حاشیه پنجمین جلسه ستاد کشوری کنترل و مبارزه با دخانیات ضمن هشدار نسبت به سیر فزاینده مصرف قلیان در کشور گفته بود: مشخص شده که عوارض ناشی از مصرف قلیان حداقل 40 برابر و همچنین بر اساس گزارشات دیگر حدود 200 برابر بیشتر از ضررهای ناشی از مصرف سیگار است. این امر سبب شده که قلیان یکی از اولویتها در زمینه اطلاع ‌رسانی قرار گیرد.

 

مسئول روابط عمومی جمعیت مبارزه با مصرف دخانیات با اعلام هشدار نسبت به پایین آمدن سن مصرف قلیان در میان جوانان و نوجوانان افزود : کشیدن قلیان به دلیل نداشتن قبح در میان دختربچه های مدرسه ای هم رواج فراوانی پیدا کرده است و این در حالی است که به گواه متخصصان این ماده دخانی تاثیرات به مراتب زیادتر و زیانبارتری بر روی جنس زن خواهد گذاشت.

 

بنابر گفته های این فعال عرصه مبارزه با مصرف دخانیات رویه و آمار مصرف قلیان بیش از همه در میان جوانان شهرهای بزرگ و بویژه تهران، تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز وجود دارد.

 

دولتخواه با اشاره به قانون منع استعمال قلیان در اماکن عمومی و قهوه خانه ها گفت : متاسفانه با این وجود هم به دلیل قدرت بالایی که مافیای دخانیات دارد هنوز این قانون در کشور اجرا نمی شود و این مافیا به راحتی در حال بیمار کردن جامعه ما و به خصوص نسل جوان است.

 

وی با یادآوری زیانهای خطرناک ناشی از مصرف قلیان تاکید کرد : اثرات و تبعات ناشی از مصرف تنباکوی قلیان بسیار فاجعه آمیزتر و دردناکتر از سیگار است و علاوه بر مشکلاتی که برای سلامتی افراد به وجود می آورد ضربات زیادی هم به اقتصاد خانواده ها می زند چرا که قهوه خانه ها با فراغ بال و با قیمتهای گزاف آن را عرضه می کنند.

امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 01:54 1388/02/23
30

 مرتب بودن در سر کار

می گویند وقتی برای مصاحبه شغلی می‌روید, حسابی به تیپ و قیافه تان برسید و بهترین لباس‌هایتان را بپوشید چون گرچه توانایی‌های شما در گزینش شما برای آن شغل مهم هستند ولی حتما قبول دارید که هیچ کس از کارمند شیک پوش و مرتب بدش نمی آید. روان شناسان اعتقاد دارند که ظاهر افراد در مصاحبه‌های شغلی در انتخاب آنها برای آن شغل موثر است. این راهنمایی‌ها رابخوانید تا به آقایی شیک پوش و آراسته در محل کارتان تبدیل شوید.

7 توصیه به خانم‌ها

1) کفش و جوراب تیره بپوشید: شاید شماره کفش شما بالای 40 باشد, دراین صورت جزو خانم‌های بزرگ پا به شمار خواهید رفت. برای اینکه پاهایتان کوچک تر به نظر بیایند, کفش‌ها و جوراب‌هایی به رنگ تیره انتخاب کنید. فراموش نکنید به طورکلی کفش‌ها و جوراب‌های تیره برای محیط کار رسمی مناسب ترند.

2) جین نپوشید: اگر شما وکیل خانم و یا کارمندی در یک شرکت بازرگانی هستید و یا یک خانم استاد دانشگاه هستید, باید در محل کارتان رسمی لباس بپوشید. بنابراین جینها را از لباس‌های محل کارتان حذف کنید. شلوارهای پارچه ای با اتو و راه‌های ظریف عمودی به رنگ‌های خاکستری و مشکی و سرمه ای به ظاهر شما رسمیت می‌بخشند.

3) صندل نپوشید: صندل به هیچ وجه مناسب پوشیدن در محل کار نیست. صندل‌ها بیشتر برای مهمانی‌های زنانه مناسب‌اند. به جای صندل به سراغ کفش‌های رسمی تر بروید که بسته ترهستند. شما می‌توانید این کفش‌ها را تخت انتخاب کنید و یا پاشنه‌های سه سانتی را بگزینید. اگر دوست دارید کفش محل کار شما پاشنه داشته باشند, پاشنه‌های پهن را انتخاب کنید تا سطح اتکای بیشتری روی زمین داشته باشید. راه رفتن در تمام روز با پاشنه‌های تیز خیلی دشوار است. شما در کنار رسمی بودن لباس و کفش کارتان باید به فکر راحتی خودتان هم باشید.

4) زیورآلات را کنار بگذارید: لباس رسمی برای محل کار را با استفاده از زیورآلات نامناسب نکنید, به طور کلی, زیورآلات مناسب محل کار نیستند , به خصوص انواعی که سرو صدا تولید می‌کنند و طرح‌ها و نقش‌های بزرگ و خیره کننده دارند. در یک لباس رسمی, دست کم یک انگشتر و یا حلقه ساده مناسب است؛همین.

5) رنگ‌های رسمی را انتخاب کنید: رنگ‌های رسمی و مناسب برای مانتو ومقنعه و یا روسری در محل کار سرمه ای, مشکی, خاکستری است. بنابراین تلاش کنید مانتو, روسری, شلوار و مقنعه تان را در محل کار در این طیف رنگی برگزینید.

6) کیف‌های شل, ممنوع؛ کیف‌های دستی شل و ول برای محیط کار رسمی مناسب نیستند و شما را شلخته و نا مرتب نشان می‌دهند. به جای آن به سراغ کیف‌هایی با زاویه‌های تیز و جنس‌های محکم و شق و رق و براق بروید.

7) مرتب باشید: شلوارهای بگی, روپوش‌ها و روسری‌های چروک, کفش‌های خاکی و واکس نزده, از شما یک خانم نامرتب در محل کارتان می‌سازند. درعوض, لباس‌های اتو کشیده و مرتب, کفش‌های چرمی تمیز و واکس خورده و شلوارها و مانتوهای ساده اما شکیل از شما یک خانم رسمی در محل کارتان می‌سازند.
 
ف مرادی , anastaziaa
ف مرادی - 01:10 1388/02/16
29

 

عكسهای لیدا قدسی عكاس ایرانی مقیم فرانسه:
 
زن ایرانی داخل و زن ایرانی خارج



 


 


 









مهتاب محتشم , busy_girl
مهتاب محتشم - 19:50 1388/02/11
28


زن و گرگ


pirezan-gorg.jpg

بی بی تاج محمدی قهرمان قصهء ما به گفتهء پسر ۵۸ ساله اش متولد ۱۲۹۵ شمسی است.هر چند خودش میگوید ۶۰ سالش است!!
تازه از جمعه بازار آمده بود:«داشتم چیله(هیزم)جمع میکردم که یکدفعه دیدم یکی رختامو گرفته ....اول خیال کردم یکی از دختر بچه های همسایه است که به شوخی لباسم را از عقب میکشد...!» اما وقتی برگشت ....تنها چیزی که بود یک گرگ گرسنهء ۷۰ کیلویی بود! که غرش کنان پیرزن ۵۰ کیلویی را به سمت خود میکشید!
«به گرگ گفتم پدر سوختهء پررو چیکار بمن داری تو!؟ چوب دستم نبود وگرنه نمیگذاشتم گازم بگیرد!:»
عباس پسر ۵۸ ساله بی بی که ساکن تهران است میگوید:در تهران بودم که بمن خبر دادند که مادرم با یک گرگ درگیر شده است... بی بی نزدیک یک ساعت با گرگی جدال میکرد که در برهوت اطراف کاشان چیزی برای خوردن پیدا نکرده بود!
گرگ مدام دستان بی بی را گاز میگرفت و بی بی رفته رفته بیحالتر میشد.نقشه ای در ذهن بی بی شکل گرفت. دستش را در دهان گرگ فرو کرد و کشان کشان گرگ را به سمت جاده برد تا بلکه کسی آنها را ببیند.
گرگ اینبار دست بی بی را ول کرد و گوش او را گاز گرفت.اما دیگر به جاده رسیده بودند. گرگ وقتی نقشهء بی بی را فهمید که چوب مشهدی محسن و پسرش که با یاماها۱۰۰ از آنجا عبور میکردند برسرش فرود آمد و سپس سنگ و چوب بود که باعث شد چند دقیقه بعد جسد خون آلود گرگ با استخوانهای شکسته و چشمانی باز در کنار جاده باقی بماند تا روز بعد بازیچهء کودکان آبادی شود...
بی بی اما به حرف پسرش گوش نمیکند!:«به تهران نمی آیم. میدانم که گرگها دوباره میآیند ولی به تهران نمی آیم!!... اسمم را نمی خواهد در مجله بنویسی ... بنویس بمن جایزه بدهند!...زنهای الان قدرت مبارزه با گرگ را ندارند!...»

منبع:ضمیمهء سرنخ مجله همشهری جوان

ف مرادی , anastaziaa
ف مرادی - 14:25 1388/02/7
27
باند 25 نفری روبدن دختران در قم دستگیر شد



گزارش محرمانه دختر دانش‌آموز به دفتر دادستان، به شناسایی و دستگیری 25 عضو یك شبكه جنایتكار انجامید كه دختران جوان را ربوده و تحت آزار و اذیت قرار می‌دادند.

به گزارش ایران؛ «مصطفی برزگر گنجی» دادستان عمومی و انقلاب استان قم در تشریح این پرونده گفت: 30‌ فروردین امسال، دختر 16 ساله‌ای با مراجعه به ستاد حفاظت اجتماعی دادگستری راز جنایت‌های سیاه چند پسر شرور را فاش كرد و گفت: سال گذشته پسر شروری، در مسیر مدرسه سد راهم شد و تقاضای دوستی كرد. اما بی‌اعتنا به حرف‌هایش راهی خانه شدم. چند روز بعد در مسیر بازگشت به خانه، متوجه خودروی مشكوكی شدم كه تعقیبم می‌كرد. دقایقی بعد نیز سرنشینان خودرو در خیابانی خلوت، راهم را سد كردند و با تهدید چاقو مرا ربودند. در حالی كه با خواهش و التماس امیدوار بودم رهایم كنند، دقایقی بعد خودم را در یك خانه قدیمی دیدم. وقتی چشم باز كردم همان پسر مزاحم را دیدم. او كه چهره‌ای شیطانی داشت، حین تهدید به آزار و اذیتم پرداخت. این در حالی بود كه دوستانش نیز از ما فیلمبرداری می‌كردند. ساعاتی بعد نیز مرا با سر و وضعی آشفته در خیابان رها كرده و ضمن تهدید گفتند: در صورت طرح موضوع با دیگران و یا اعلام شكایت، فیلم را در شهر توزیع خواهند كرد.

از آن موقع، هر چند روز یكبار، پسران شرور در مقابل دبیرستان به كمین می‌نشستند و به محض تعطیلی مدرسه، از فاصله دور یك حلقه سی‌دی نشانم می‌دادند. من هم از ترس پخش شدن فیلم تسلیم خواسته‌های شوم‌شان می‌شدم. بدین‌ترتیب آنها هر بار با دریافت پول رهایم می‌كردند.

تا این‌كه پس از مدتی از من خواستند برای مذاكره درباره پس گرفتن سی‌دی به خانه دوستشان بروم. در آنجا بود كه با گروهی دیگر از شیطان‌صفت‌ها روبه‌رو شده و باز هم مورد آزار قرار گرفتم. حالا به ستوه آمده‌ام و به قانون و دادگستری پناه آورده‌ام.


عملیات ویژه دستگیری
به گفته «قاضی گنجی» با توجه به حساسیت موضوع، بلافاصله رسیدگی ویژه به پرونده آغاز شد. در همین رابطه 40 تن از كارآگاهان اداره آگاهی، مأموران اداره اطلاعات و حوزه دادستانی در 10 اكیپ، برای شناسایی و دستگیری تبهكاران به صورت همزمان وارد عمل شدند. سرانجام در كمتر از 12 ساعت مخفیگاه 25 عضو شبكه شناسایی و همگی، شبانه دستگیر شدند.

اعتراف سردسته شبكه
م – خ، پسر شرور 19 ساله كه سردسته شبكه آدم‌ربایی و آزار و اذیت است پس از دستگیری در حالی كه بشدت شوكه بود گفت: من و دوستانم در مقابل دبیرستان‌های دخترانه كمین كرده و پس از ربودن دانش‌آموزان به آزار و اذیت‌شان پرداخته و فیلمبرداری نیز می‌كردیم.

شناسایی 6 قربانی
در حالی كه بازجویی از متهمان آغاز شده بود، مأموران با كشف و بررسی چند رایانه و گوشی تلفن همراه تصاویر و فیلم‌های سیاه از صحنه آزار و اذیت 6 دختر جوان دیگر یافتند كه زیر شكنجه و كتك تسلیم خواسته شوم شیطان‌صفتان شده بودند.

همزمان با انتشار خبر دستگیری 25 پسر شرور، دختر جوان دیگری با مراجعه به دفتر دادستان و با طرح شكایت مشابه، ادعا كرد مورد آزار و اذیت اعضای این شبكه قرار گرفته، اما به‌خاطر ترس از آبرو به ‌ناچار سكوت كرده است.

اعلام جرم از سوی مدعی‌العموم
با شكایت مدعی‌العموم از 25 پسر شرور، پرونده برای رسیدگی در‌اختیار «ناصر عتباتی»، بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب قم قرار گرفت. در حالی كه برای همه متهمان قرار بازداشت موقت صادر شده، تحقیقات قضایی از آنها برای افشای جزئیات پنهان جنایاتشان ادامه دارد.

«مصطفی برزگر گنجی» - دادستان عمومی و انقلاب قم با درخواست چاپ عكس 5 عضو اصلی شبكه بدون پوشش از دیگر شاكی‌ها خواست برای طرح شكایت به دفتر دادستانی مراجعه كنند.

این مقام قضایی افزود: در صورتی كه قربانیان برای حفظ آبروی خانوادگی، حاضر به مراجعه مستقیم یا حضوری نیستند، می‌توانند موضوع را به دادستان گزارش دهند تا به عنوان مدعی‌العموم اقدام به پیگیری موضوع نمایند.

گفتنی است مجازات اعدام در انتظار چند تن از شیطان‌صفتان است
امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 00:35 1388/02/7
26
جنون زیبایی در ایران



زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند
 

 
اشپیگل آنلاین (۱۹ آوریل) در گزارشی كه تنها به بخشی از زنان جامعه و به ویژه تازه به دوران رسیده‌هایی اختصاص دارد كه در یك جامعه بی‌تولید و در یك اقتصاد بیمار، فقط مصرف می‌كنند، و تصویری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زیر عنوان كوتاه «جنون زیبایی در ایران» چنین می‌نویسد:

z0ij6vpqg0b5pppp7ccx.jpg
 

جنون زیبایی زیر روسری غوغا می‌كند. زنان ایرانی برای برنزه شدن تا مرز بیهوشی زیر آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سركه می‌نوشند.
«یاسمین تیفنزه» از سالها پیش در ایران زندگی می‌كند و هنوز نمی‌تواند این همه را درك كند. به یادداشت‌هایی از او از سرزمین هزار و یك عمل بینی توجه كنید:
ممكن است در غرب درباره مانكن‌هایی كه به بیماری لاغری و سوء تغذیه دچار هستند، بحث شود. در ایران اما رژیم گرفتن و عمل‌ زیبایی، شیك و مد به شمار می‌رود. امكان ندارد زنان در ایران همدیگر را ملاقات كنند و یك برنامه رژیم غذایی رد و بدل نكنند و یا درباره آخرین عمل زیبایی كه انجام داده‌اند، حرف نزنند. زیبا بودن در ایران، یكی از وظایف اصلی زنان است.

ولی واقعا چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزیست كه كانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزیست كه در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. و این همه در كشوری كه زنانش از قرنها پیش به دلیل زیبایی طبیعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنین نوشته بود: «زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌كننده است كه هوش از سر بیننده می‌رباید». امروز اما زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند.
زنان ایران به دلیل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در كشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش كوچكی از موی و پرهیب پیكرشان است كه در برابر بیگانه به نمایش در می‌آید.
دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرایش كنند و حتی به ناخن‌هایشان لاك بزنند، یا موهایشان را رنگ كنند و یا حتی ابروهایشان را بردارند. همه اینها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌كنند و چندان احتیاط و حساسیتی هم در این راه به خرج نمی‌دهند.
اگر كسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هایی استفاده می‌كند كه در آلمان بیمارگونه ارزیابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سركه‌ای را می‌خورند كه خودشان درست كرده‌اند تا چربی با اسید جایگزین شود. علاوه بر این در روز چندین لیتر آب می‌نوشند چرا كه چربی باید به این وسیله از بدنشان خارج شود. به همه اینها یك ورزش شدیدا مبالغه‌آمیز نیز اضافه می‌شود. البته با موهای كاملا آرایش شده، صورت پودر و كرم مالیده و در فضایی كه بوی عطر و ادوكلن گران قیمت آن را پر كرده است.
امیر، یك مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گوید: «فرقی نمی‌كند، در هر ساعتی كه به پارك بروم، زنان چنان بی عیب و نقص به نظر می‌رسند كه من همیشه از خودم می‌پرسم آخر اینها كی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند كه من برای دویدن در پارك یك شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلكه جلوی بینی‌ام می‌گیرم تا مرا از موج عطری كه از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ كند».


qz3i0fr6k6v55a9h2ems.jpg



اگرچه تصور زنان ایرانی از زیبایی با تصوری كه مأموران امر به معروف و نهی از منكر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حكومت از این نوع فرهنگ پرورش اندام حمایت می‌كند: در بسیاری از پاركها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد كه روزی یك ساعت آن هم رایگان به آنها تمرین می‌دهد.

اخیرا پارك‌هایی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نیفتد. در این نوع پاركها زنان می‌توانند بدون حجاب حركت كنند. نیروهای انتظامی برای این پاركها زنان انتظامی را به كار می‌گمارد.
زنان ثروتمندتر اما پزشكانی را استخدام می‌كنند كه برای آنها برنامه غذایی تجویز می‌كند. یك رستوران زنجیره‌ای در ایران از چندی پیش حتی سه وعده منوی غذای رژیمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌كند. زنانی كه از امكانات مالی كمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستیك‌های مخصوص نگهداری مواد غذایی می‌پیچند و زیر آفتاب دراز می‌كشند تا چربی بدنشان آب شود.
آن پوست سپیدی كه روزی در ایران شیك به شمار می‌رفت، مدتهاست كه از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در یك مسابقه بی‌پایان تلاش می‌كنند به مؤثرترین شكل ممكن خودشان را برنزه كنند و برای این كار هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا یكی از موادی كه می‌توان پوست خود را با آن برنزه كرد، مایه‌ای است كه از تركیب حنا و ماست به دست می‌آید. در سال گذشته، مخلوط روغن زیتون و قهوه سریعترین راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. یك راه دیگر كه معجزه می‌كند این است كه در حال مالیدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمك پاشید!


2cpwg01aet1rm5u95kb.jpg


زنان ناجی غریق از مد برنزه بسیار نگران هستند چرا كه زنان ساعت‌ها زیر نور خورشید دراز می‌كشند، بدون آنكه چیزی بخورند. این كار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجیان غریق در محل‌های شنا همیشه از بلندگو اعلام می‌كنند كه بانوان باید دست كم یك بار در ساعت دوش آب سرد بگیرند و به اندازه كافی مایعات بنوشند. آنها می‌خواهند با این هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پیش، جنون برنزه شدن تا آنجا پیش ‌رفت كه خانم‌ها پس از كلی شنا كردن زیر آفتاب، یك ساعت تمام هم روی نیمكت دراز ‌كشیدند تاحمام آفتاب بگیرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ایرانی دوستی را می‌شناسد، یا دوست دوستش را، و یا دوستِ دوستِ دوستش را، كه بدنش این اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل كند. چندی پیش دولت دستور داد تمام این نیمكت‌ها را، البته به دلایل بهداشتی، جمع كنند.

عمل زیبایی در ایران به یك كار روزانه تبدیل شده است. همیشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خیابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی كه یك چسب زخم روی بینی‌شان دارند. از آنجا كه بسیاری از ایرانیان دماغشان بزرگ است، عمل بینی به یكی از معمول‌ترین عمل‌های زیبایی تبدیل شده است. در عین حال بزرگ كردن لب‌ها و برجسته كردن استخوان گونه‌ها و بزرگ كردن پستان‌ها نیز بسیار رایج است. رفع چربی بدن نیز بیش از پیش طرفدار پیدا می‌كند. از آنجا كه عمل زیبایی با هزینه همراه است، حتی برخی پدران اتومبیل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زیبایی عمل كند.
آرایشگاه‌های زنانه و مردانه درایران جدا هستند. به همین دلیل سالن‌های آرایش زنانه به استودیوهای زیبایی تبدیل شده‌اند كه زنان می‌توانند یك روز تمام در آنها بدون هر مشكلی بسر آورند. كم نیستند سالن‌های آرایش و زیبایی كه حتی سه طبقه هستند زیرا اغلب پیش می‌آید كه همه مشتریان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اینكه لاك ناخن‌های یك خانم باید با لباس شب‌اش جور در بیاید. البته با این شكل و شمایل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.


sbbcjm5fb760myvar44q.jpg


اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلایی می‌كنند كه متأسفانه با تركیب رنگ موی زنان ایرانی، نه بلوند بلكه زرد می‌شود. از آنجا كه خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زیر روسری به نمایش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.
بالاخره همه چیز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج كیلو، آرایش خشك هالیوودی و كفش‌هایی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ایرانی با الگوهای غربی‌شان تقریبا هیچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقریبا! چرا كه زنان در غرب واقعا این شكلی نیستند!

امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 12:45 1388/02/3
25


یک پیرزن 100 ساله در مسابقات بولینگ

-small;">اما هریكسون 100 ساله در یك مسابقه بولینگ در استادیوم ملی بولینگ رنو در نوادا. وی پیرترین شركت كننده تاریخ مسابقات قهرمانی بولینگ زنان آمریكاست كه به مناسبت پنجاهمین سال خضور پیاپیش جایزه ویژه ای به این مناسبت دریافت كرد. (AP

امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 19:30 1388/02/1
24
دختران ترک ..کلاه گیس روی روسری (جهانی بی عدالت)


نمی دانم به این جمله بخندم یا گریه کنم!



ترفند دختران مسلمان ترکیه برای حفظ حجاب

کلاه گیس روی روسری

210508014958.jpg

 

این عکس را اگر به من نشان می دادند فکر می کردم به خاطر مانتوی تنگ در طرح امنیت اجتماعی بازداشت شده اند و دارند گریه می کنند.

210508015424.jpg

 


چرا کسی کاری نمی کنه؟؟؟
همه ما مردم آزادی می خواهیم ....فقط آزادی .....باید بجنگیم
امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 01:00 1388/02/1
23
این‌جا تهران است‌؛ دختران خاله‌بازی نمی‌كنند‌، مادر نمی‌شوند و نی‌نی ندارند تا روی پا برایش لالایی بخوانند.
این‌جا دختران از كودكی رئیس و مدیر عامل شركت می‌شوند؛ یا از صبح تا غروب در فروشگاه اندر خرج كردن پول‌اند.
این‌جا تهران است؛ درس میخوانی كه كنكور قبول شوی، انتخاب رشته می‌كنی تا وارد شوی؛ حتی اگر رشته‌ات هیچ تشابهی به ویژگی‌های جسمی و روحی‌ات نداشته باشد. این‌جا اگر لیسانس نباشی یعنی بی‌سوادی؛ پس این‌جا تهران است. ازدواج نمی‌كنی چون می‌خواهی كار كنی، بچه‌دار نمی‌شوی كه ارتقاء درجه بیابی‌ و كودك را صبح‌های زود به مهد می‌سپاری تا پول در‌آوری.
مهم مهارت، استعداد و نیاز نیست، مهم مدرك است.
این‌جا تهران است؛ دختران بیشتر درس می‌خوانند تا دانشگاه بروند، دانشگاه می‌روند تا شوهر بهتری بیابند، مدرك بالاتری می‌گیرند تا با مردی با مدارك بالاتر ازدواج كنند.
این‌جا تهران است؛ دختران درس می‌خوانند و پسران پشت كنكور می‌مانند و پس از سربازی وارد بازار كار می‌شوند.
این‌جا تهران است؛ سن ازدواج بالا رفته، چون دختران مدرك بالاتری از پسران دارند و حاضر نیستند با مدارك پایین‌تر از خود ازدواج كنند. این‌جا دختران مهندس و دكتر می‌شوند و پسران كارگر.

Image and video hosting by TinyPic


این‌جا تهران است؛ شهر مدرك‌گرایی. نیازمندی روزنامه‌ها را كه ورق می‌زنی همه منشی خانم حداقل مدرك لیسانس با روابط عمومی بالا می‌خواهند!

این‌جا تهران است؛ شهر شلوغی و ازدحام. صبح كه از خانه بیرون می‌روی زنان زیادی در صف اتوبوس یا در انتظار تاكسی ایستاده‌اند. سوار اتوبوس كه می‌شوی بیش از نیم آن‌را زنان پر كرده‌اند.
4099787.jpgاین‌جا تهران است؛ شهر دود و ترافیك. پشت چراغ قرمز ماندن جزئی از عادات روزانه شده است حتی اگر روزی به ترافیك نخوری ممكن است جوش بزنی یا سردیت كند چون مزاجت از عادت خارج شده است. به خیابان‌ها نگاه می‌كنی. ماشین‌های تك‌سرنشین فراوان‌اند. مخصوصا پ‍ژوهای 206 كه زنان مایه‌دار سوار شده‌اند.
این‌جا تهران است؛ شهر گرانی. كار می‌كنی كه پول درآوری، پول در می‌آوری كه خرج كنی، خرج می‌كنی كه كم نیاوری. این‌جا لباسی را دو بار در مجالس پوشیدن تحریم شده است توسط زنان. پس باید كار كرد تا ...
این‌جا تهران است؛ صبح زود زنان و دختران سر كار می‌روند و مردان سر چهار راه‌ها یا در میان تبلیغات نیازمندی روزنامه‌ها اندر پی كارند.

http://safirnoor.persiangig.ir/image/Kualalumpur-4-big.jpg

این‌جا تهران است؛ كار می‌كنی كه وام بگیری، وام می‌گیری كه خانه بخری، وام می‌گیری كه ماشین بخری، وام می‌گیری كه اثاثیه مدرن‌تر بخری و... كار می‌كنی كه تا ابد الدهر قسط‌هایت را پرداخت كنی؛ تا مقابل نو نوار كردن‌های آبجی خانوم و دختر خاله و خواهر شوهر كم نیاوری.
این‌جا تهران است؛ ظهرها از خانه‌ها بوی غذای گرم نمی‌آید، این صدای پیك‌های موتوریست كه كشلقمه‌(پیتزا) فروشی می‌كنند. این‌جا زنان مهارت‌شان به جای آشپزی در پیدا كردن بهترین فست‌فود فروشی است.
این‌جا تهران است؛ مردها در را به روی زنان‌شان می‌گشایند و خسته نباشی می‌گویند؛ كودك هم پیش از مادر به منزل رسیده است و روی تختش از گرسنگی خوابش برده.

و این‌جا تهران است... شهر زنان و دختران شاغل و مردان و پسران بیكار.
امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 12:03 1388/01/31
22


هیلاری كلینتون "بیل" را اجاره می‌دهد تا با او به جشن بروند!!


showimage.aspx?id=28153&t=y&w=300&h=200&type=1

"هیلاری كلینتون" وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریكا در اقدامی بی‌سابقه و تعجب برانگیز اعلام كرد كه برای كسب درآمد و پس دادن بدهی و قرض‌های خود، همسرش را اجاره می‌دهد تا افراد مختلف یك روز را با "بیل" بگذرانند.
شبكه خبری بی.بی.سی طی گزارشی اعلام كرد: این پیشنهاد "هیلاری كلینتون" از طریق ارسال ایمیلی توسط "جیمز كارویل" مسئول ستاد انتخاباتی "هیلاری" به افراد مختلف پیشنهاد شد.
"هیلاری" قصد دارد از هر فردی كه تمایل دارد یك روز را با همسرش "بیل" بگذراند، پنج دلار دریافت كند و سپس میان تمام این افراد قرعه كشی برگزار می كند و جایزه فرد برنده این است كه یك روز را با رئیس جمهور پیشین آمریكا می گذراند و حتی با او در مراسم و هر جشنی كه بخواهد، شركت كند.

گفتنی است "هیلاری كلینتون" در رقابت انتخاباتی خود با "باراك اوباما"، بیش از 25 میلیون دلار بدهی آورده كه حدود   3/2 میلیون دلار آن باقی مانده است.
شایان ذكر است وزیر امور خارجه آمریكا به دلیل اینكه دارای یك پست رسمی است نمی‌تواند پول جمع آوری كند، از همین رو ترجیح داده از طریق مسئول ستاد انتخاباتی خود این كار را انجام دهد.
مهتاب محتشم , busy_girl
مهتاب محتشم - 23:41 1388/01/27
21
خود کشی دختر 19 ساله پس از تجاوز از سوی چهار مرد



متجاوزان پس از تجاوز، دختر و دوست پسر او را لخت کردند و از آنها فیلم برداری کردند


دختری که از سوی چهار جوان ربوده شده و مورد تعرض قرار گرفته بود، خودکشی کرد. به گزارش خبرنگار ما ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۲۱ اردیبهشت ماه مردی سراسیمه و هراسان به کلانتری شریف آباد پاکدشت مراجعه کرد و خبر داد دختر ۱۹ ساله اش به نام لعیا اقدام به خودکشی کرده و اکنون در بیمارستان به شدت بدحال است.


 

پس از طرح این شکایت ماموران به بیمارستان رفتند و متوجه شدند لعیا جان باخته است.


 

در پی مرگ دختر ۱۹ ساله کارآگاهان به تحقیق درباره علت خودکشی وی پرداختند و دریافتند لعیا روز حادثه پیش از اقدام به خودکشی با پسر مورد علاقه اش به نام فرشید به تفریح رفته بود. به این ترتیب دستگیری فرشید در دستور کار پلیس قرار گرفت و بعد از آنکه این پسر پشت میز بازجویی نشست از واقعه یی تکان دهنده پرده برداشت. وی گفت؛ آن روز سوار بر خودروی من به حاشیه شهر رفتیم و کنار جاده یی متروکه از ماشین پیاده شدیم . در کنار هم بودیم که دقایقی بعد یک دستگاه پیکان با دو سرنشین به ما نزدیک شدند و دو پسر جوانی که سوار آن بودند مرا به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و سپس دست و پایم را بستند، پس از آن لعیا را به زور سوار خودروشان کردند و گریختند. ساعتی بعد در حالی که من هنوز در همان جاده متروکه بودم آن دو مرد به سراغم آمدند و مرا به خرابه یی در روستای قویینک ورامین بردند.


 

فرشید ادامه داد؛ در آنجا دو پسر دیگر نیز حضور داشتند و من متوجه شدم آن چهار نفر به دختر مورد علاقه ام تعرض کرده اند. آنها مرا عریان کردند و از من و لعیا با دوربین موبایل عکس گرفتند و سپس پا به فرار گذاشتند.


 

پس از اظهارات پسر جوان تحقیقات برای شناسایی چهار جوان متجاوز آغاز شد و با مشخصاتی که فرشید از خودروی آنان ارائه داد توانستند به سرعت دو تن از متهمان به نام های عباس و اصغر را شناسایی و بازداشت کنند . این دو در بازجویی ها به جرم شان اعتراف و دو همدست دیگرشان را معرفی کردند.


 

عباس در اظهاراتش گفت؛ من و اصغر مامور شدیم لعیا را بدزدیم و به مخروبه یی که دو دوست دیگرمان در آنجا حضور داشتند، ببریم. این دختر در طول مسیر با جیغ و فریاد سعی می کرد خودش را از دست ما نجات بدهد اما چون مسیر ما کم تردد بود هیچ کس صدایش را نشنید. پس از آنکه لعیا را به مخروبه کشاندیم وی شروع به گریه و زاری و التماس کرد و خواست رهایش کنیم ولی ما به حرف هایش توجهی نکردیم و او را مورد تعرض قرار دادیم. از آنجا که احتمال داشت این دختر علیه ما شکایت کند تصمیم گرفتیم از او و پسر مورد علاقه اش عکس تهیه و به این طریق آن دو را وادار به سکوت کنیم.

مهتاب محتشم , busy_girl
مهتاب محتشم - 10:11 1388/01/27
20

ایران : بکش جلو !

7D8CCD51-6CF8-4066-B1EA-278B6CA25585_mw450_mh300.jpg









ترکیه : بکش عقب

Hijab_sm.jpg












ترکیه : ما حجاب می خوایم

2qxp3if.jpg








ایران : مگه زوره ؟ ما نمیخوایم !

marchb8jpg.jpg
.














اینم مسالمت آمیزش!
مهتاب محتشم , busy_girl
مهتاب محتشم - 09:26 1388/01/27
19

در پی کشته شدن 3تن و زخمی شدن هشت تن از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تبریز در جریان سانحه‌ای که برای سرویس رفت و آمد دانشجویان این دانشگاه روی داد، دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، از روز یکشنبه تجمعی اعتراض‌آمیز برگزار کرده و از حضور در کلاس‌های درس خودداری کردند.

«سلمان سیما» یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد، به عنوان سخنگوی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، در گفت‌وگویی با رادیو فردا از جزئیات این تجمع می‌گوید.

سلمان سیما: «یک‌شنبه تجمع حدود سه هزار نفری در دانشگاه تبریز انجام شد. در بین متحصنان اعلام شد که دانشجویان سه روز عزای عمومی خواهند داشت و اعلام شد که کلاس‌ها تعطیل خواهد بود و امروز هم اکثر کلاس‌ها توسط خود دانشجوها تعطیل شد و بین دانشجوها یک فضای ناامیدی و یاس و غم‌زدگی وجود دارد. روابط عمومی دانشگاه برای سرپوش گذاشتن روی بی‌کفایتی مسئولان شهری و مسئولان دانشگاهی در دانشگاه پلاکاردهای سیاه نصب کرده و تسلیت گفته است. دو دانشجوی دختر متاسفانه جانشان را از دست دادند و هشت نفر هم در بیمارستان هستند که وضعیتشان آنچنان مساعد نیست.»

آقای سیما درباره خود حادثه ممکن است توضیح دقیقی بدهید که اصلاً حادثه چگونه روی داد؟

در مجمتع مرکزی دانشگاه آزاد تبریز ۲۴ هزار دانشجو تحصیل می‌کنند و خارج از شهر قرار دارد. برای فاصله شهر تا دانشگاه با هماهنگی مدیران و مسئولان دانشگاه سرویس‌هایی قرار داده شده ولی متاسفانه این سرویس‌ها تعدادشان کافی نیست و ازدحام دانشجوها در این سرویس ها زیاد است. دیروز آن مینی بوسی که دچار سانحه شده بود، بیش از اندازه ظرفیت و حتی بیش از صندلی های خود دانشجو سوار کرده بود. شیب تندی دارد این مسیر. البته مسیرهای دیگری هم به شهر وجود دارد که متاسفانه رسیدگی نمی‌شود. این مینی بوس در همین شیب تند که می‌رفته، ترمز خالی می‌کند و دچار تصادف می‌شود و چند دانشجو متاسفانه زخمی ‌می‌شوند و دو تن جان خود را از دست می‌دهند.

gvmfxtsrf5iau2jeqfp.jpg 

در نقل قول‌هایی که از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در برخی خبرها آمده، ذکر شده که چنین حوادثی در دانشگاه آزاد تبریز سابقه هم داشته است.

در سال ۱۳۸۵ به دلیل ازدحام بیش از اندازه، متاسفانه یکی از دانشجویان دختر حین حرکت مینی بوس، از مینی بوس پرت می‌شود بیرون و جان خود را از دست می‌دهد. البته دانشجوها همان موقع هم اعتراض کردند. چهار پنج روز تحصن و اعتصاب در دانشگاه ادامه داشت. مسئولان شهری قول افزایش سرویس ها را می‌دهند. این افزایش سرویس ها در حدود یک هفته انجام شد ولی متاسفانه بعد از آن هیچ امکاناتی اضافه نشد. آن افزایش سرویس‌ها موقتی بود. که اگر همان موقع توجه می‌شد، ما شاهد تکرار چنین وقایعی نبودیم.

گفته می‌شود از سوی آقای جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ایران هم گویا کمیته‌ای برای بررسی علل وقوع این حادثه تشکیل شده؟

بله، آنطور که ما هم شنیده ایم، کمیته ای را برای رسیدگی به این قضیه تشکیل داده‌اند.

تجمع اعتراضی در دانشگاه آزاد تبریز

خواسته‌های دانشجویان متحصن در دانشگاه آزاد تبریز چیست؟

خواسته‌های متحصنین عذرخواهی رئیس واحد آقای دکتر عزیر جوانپور بود، که از مدیران اصولگرا هستند؛ تشکیل شورای صنفی و استعفای مدیر ترابری دانشگاه -که تا حالا عذرخواهی رئیس واحد انجام شده است.

5hix5ijek55fjnw84jx4.jpg

این عزیزان دانشجویان رشته مهندسی محیط زیست بودند . و متاسفانه ورودی ۸۷ برای آمرزش روح همسنگران عزیزمان فاتحه ای قرائت کنید .

امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 12:44 1388/01/24
18
لباس‌ پسرانه‌ می‌پوشیدم‌ و در دستشویی‌ پارک‌ها می‌خوابیدم


faghr-b6.jpg

20سال‌ بیشتر ندارد و در یک‌ خانه‌ فساد در دام‌ ماموران‌ گرفتار شده‌ است‌. فیلم‌ گذشته‌اش‌ را به‌ عقب‌ برمی‌گرداند و تلخی‌های‌ زندگی‌اش‌ را چنین‌ به‌ تصویر می‌کشد:

اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌. پدرم‌ بنا بود. از روزی‌ که‌ به‌ دنیا آمدم‌ صدای‌ دعواهای‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا می‌کردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر دیگری‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در دریای‌ تلخی‌، کینه‌ و درگیری‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهمیتی‌ به‌ من‌ و خواهر کوچکم‌ نمی‌داد. دیگر از این‌ وضعیت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را می‌کشیدم‌. اما افسوس‌... افسوس‌ که‌ مادرم‌ تمام‌ فکرش‌ معشوقه‌اش‌ علی‌ بود. زندگی‌ ما بخاطر وجود او سیاه‌ شده‌ بود. نمی‌توانستم‌ خیانت‌های‌ مادرم‌ به‌ پدرم‌ را تحمل‌ کنم‌. از آخرش‌ می‌ترسیدم‌ اگر یک‌ روز پدرم‌ می‌فهمید چه‌ می‌شد. پدرم‌ بخاطر کارش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد مادرم‌ هم‌ در غیاب‌ پدرم‌، علی‌ را به‌ خانه‌ می‌آورد. گاه‌گاهی‌ هم‌ با او به‌ تفریح‌ و گردش‌ می‌رفت‌. دلم‌ به‌ حال‌ پدرم‌ می‌سوخت‌. بخاطر مادرم‌ و بچه‌هایش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد. اما چه‌ بی‌فایده‌، شب‌ها هم‌ با مادرم‌ دعوا می‌کرد. چون‌ بی‌توجهی‌هایش‌ را نسبت‌ به‌ زندگی‌ و بچه‌هایش‌ می‌دید

بالاخره‌ اتفاقی‌ که‌ می‌ترسیدم‌ افتاد. یک‌ روز که‌ مثل‌ همیشه‌ علی‌ در خانه‌ ما بود پدرم‌ ناگهان‌ سرزده‌ وارد خانه‌ شد. هیچ‌ وقت‌ آن‌ روز را فراموش‌ نمی‌کنم‌. غوغایی‌ به‌ پا شد. علی‌ با پدرم‌ درگیر شد او را کتک‌ زد و از خانه‌ فرار کرد. مادرم‌ هم‌ با او رفت‌. پدرم‌ فردای‌ آن‌ روز تقاضای‌ طلاق‌ داد. بیچاره‌ حتی‌ شکایتی‌ هم‌ از مادرم‌ نکرد. در همین‌ گیرودار بودیم‌ که‌ پدرم‌ از غصه‌ دق‌ کرد و مرد. شاید هم‌ فکر آن‌ صحنه‌ که‌ مرد بیگانه‌یی‌ در خانه‌اش‌ بود، آزارش‌ می‌داد. بعد از مرگ‌ پدرم‌، من‌ و خواهرم‌ مجبور شدیم‌ پیش‌ مادرم‌ برویم‌. مادرم‌ هم‌ نگذاشت‌ چهلم‌ پدرم‌ بگذرد، با علی‌ معشوقه‌اش‌ ازدواج‌ کرد. علی‌ اخلاقش‌ بسیار بد بود. چون‌ مواد مصرف‌ می‌کرد، مادرم‌ را کتک‌ می‌زد. من‌ و خواهرم‌ را عذاب‌ می‌داد. یک‌ بار هم‌ علی‌ مشغول‌ کشیدن‌ تریاک‌ بود که‌ من‌ با او درگیر شدم‌ با سیخ‌ پاهایم‌ را سوزاند. به‌ گریه‌ افتادم‌. مادرم‌ هم‌ به‌ جای‌ اینکه‌ برای‌ دخترش‌ دلسوزی‌ کند با صدای‌ بلند از من‌ خواست‌ که‌ به‌ اتاق‌ دیگری‌ بروم‌ آن‌ شب‌ تا صبح‌ گریه‌ کردم‌ و می‌گفتم‌ چرا باید سرنوشت‌ من‌ این‌ گونه‌ می‌شد. چرا در این‌ خانواده‌ متولد شدم‌. چرا پدرم مرد و...
فروشگاه اینترنتی www.30CD.comفروشگاه اینترنتی www.30CD.com

آن‌ شب‌ تمام‌ وسایلم‌ را جمع‌ کردم‌، تصمیم‌ گرفتم‌ از خانه‌ فرار کنم‌. صبح‌ زود، وقتی‌ مادرم‌ و علی‌ خواب‌ بودند، از آن‌ خانه‌ بیرون‌ آمدم‌. احساس‌ آرامش‌ می‌کردم‌ گویا کبوتر قلبم‌ آزاد شده‌ بود و در آسمان‌ پرواز می‌کرد. نمی‌دانستم‌ کجا باید بروم‌ ولی‌ خیالم‌ راحت‌ بود که‌ از آن‌ شکنجه‌گاه‌ خلاص‌ شده‌ام‌.
به‌ خانه‌ عمه‌ام‌ رفتم‌. اما عمه‌ام‌ آنقدر مادرم‌ و علی‌ را نفرین‌ کرد که‌ از آنجا ماندن‌ هم‌ خسته‌ شدم‌. از آن‌ خانه‌ راحت‌ شده‌ بودم‌، اما عمه‌ام‌ باز حرف‌ آنها را می‌زد. یک‌ شب‌ بیشتر نتوانستم‌ تحمل‌ کنم‌. فردای‌ آن‌ روز از خانه‌ عمه‌ام‌ بیرون‌ آمدم‌. نمی‌دانستم‌ کجا باید بروم‌. نه‌ پولی‌ داشتم‌، نه‌ جایی‌ برای‌ زندگی‌
.

لباس‌ پسرانه‌ می‌پوشیدم‌ و در دستشویی‌ پارک‌ها می‌خوابیدم‌. یک‌ شب‌ در دستشویی‌ پارک‌ با یک‌ دختر فراری‌ که‌ سرنوشتش‌ مثل‌ من‌ بود، آشنا شدم‌. او می‌گفت‌ با پسری‌ دوست‌ شده‌ که‌ به‌ او قول‌ ازدواج‌ داده‌ است‌. گاه‌گاهی‌ هم‌ به‌ خانه‌اش‌ می‌رود. از من‌ خواست‌ که‌ به‌ خانه‌ دوست‌ پسرش‌ بروم‌. فردای‌ آن‌ روز به‌ آنجا رفتیم‌. خانه‌ بزرگی‌ در مرکز شهر بود. در آنجا دختر و پسران‌ زیادی‌ رفت‌ و آمد داشتند. آن‌ وقت‌ فهمیدم‌ که‌ آنجا یک‌ مرکز فساد است‌. رییس‌ خانه‌ فساد پیرمرد سرحالی‌ بود که‌ با نوه‌اش‌ همان‌ پسری‌ که‌ به‌ دوستم‌ قول‌ ازدواج‌ داده‌ بود آنجا را اداره‌ می‌کرد. از من‌ خواستند که‌ خودفروشی‌ کنم‌ و‌ در آنجا بمانم‌. من‌ هم‌ مجبور شدم‌ قبول‌ کنم‌. چون‌ جایی‌ برای‌ ماندن‌ نداشتم‌
.

هر شب‌ مرا به‌ مردان‌ سن‌ بالا اجاره‌ می‌دادند و پولش‌ را پیرمرد (رییس‌ خانه‌ فساد)می‌گرفت‌. آن‌ دختر هم‌ که‌ در دستشویی‌ پارک‌ با او آشنا شدم‌ وسیله‌یی‌ بود تا دختران‌ فراری‌ را به‌ دام‌ بیندازد. به‌ هرحال‌ گرفتار آنجا شده‌ بودم‌. از خودم‌ بدم‌ می‌آمد. از زندگی‌ام‌، آنقدر آلوده‌ بودم‌ که‌ دلم‌ می‌خواست‌ بمیرم‌. همیشه‌ با خود می‌گفتم‌ اگر من‌ یک‌ پدر و مادر دلسوزی‌ داشتم‌ در این‌ زندان‌ سیاه‌ نبودم‌. کاش‌ حداقل‌ پدرم‌ زنده‌ می‌ماند، محبتم‌ می‌کرد. آه‌ که‌ چقدر به‌ دستان‌ نوازشگر پدرم‌ نیاز داشتم‌. اما نمی‌دانستم‌ چه‌ کار باید بکنم‌. نه‌ راه‌ پس‌ داشتم‌ نه‌ راه‌ پیش‌
.

آنقدر در دریای‌ آلوده‌ غرق‌ شده‌ بودم‌ که‌ دیگر به‌ هیچ‌ چیز و هیچ‌ کس‌ فکر نمی‌کردم‌، بی‌خیال‌ شده‌ بودم‌. باید تسلیم‌ سرنوشت‌ می‌شدم‌. چند ماهی‌ گذشت‌ و یک‌ روز ماموران‌ به‌ آن‌ خانه‌ ریختند و مرا هم‌ دستگیر کردند. شاید دیگران‌ از این‌ جمله‌ من‌ خنده‌شان‌ بگیرد، اما دلم‌ برای‌ مادرم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌ ، شاید شکنجه‌گاه‌ آن‌ خانه‌ بهتر از آلودگی‌ و گناه‌ بود. اما او چقدر بی‌محبت‌ بود. انگار از محبت‌ مادری‌ بهره‌یی‌ نبرده‌ بود. او حتی‌ بعد از فرار من‌ به‌ پلیس‌ هم‌ مراجعه‌ نکرده‌ بود که‌ از آنها بخواهد بچه‌اش‌ را برایش‌ پیدا کنند. بعضی‌ اوقات‌ به‌ خودم‌ می‌گویم‌ او مرا فدای‌ معشوقه‌اش‌ علی‌ کرد. دلم‌ برای‌ خواهر کوچکم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌، دوست‌ دارم‌ بدانم‌ که‌ الان‌ چه‌ می‌کند. آیا علی‌ باز هم‌ او را شکنجه‌ می‌دهد. ولی‌ دلم‌ می‌خواهد تحمل‌ کند تا سرنوشتی‌ مثل‌ من‌ نداشته‌ باشد
.

دختر جوان‌ به‌ فکر فرو می‌رود، بعد از چند دقیقه‌ ادامه‌ می‌دهد: بزرگترین‌ آرزویم‌ خوشبختی‌ خواهرم‌ است‌. دوست‌ دارم‌ زودتر از زندان‌ آزاد شوم‌. پیش‌ خواهرم‌ برگردم‌. هر دو کار کنیم‌ و خرج‌ زندگی‌ تامین‌ شود. چه‌ رویاهایی‌ داشتم‌. دوست‌ داشتم‌ درس‌ بخوانم‌، برای‌ خودم‌ کسی‌ بشوم‌. اما نفرین‌ بر این‌ روزگار که‌ مرا پشت‌ میله‌های‌ زندان‌ انداخت‌

امیتیس رز سرخ , gerbra
امیتیس رز سرخ - 12:43 1388/01/24
17




دختران ایران باستان چگونه همسر خود را انتخاب می‌کردند؟!





نگاهی به یافتن همسر در ایران باستان


در لابه‌لای تاریخ، اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده به عنوان مهم‌ترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مهمی‌ایفا می‌کند. «مان» در مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیه»، در واژه «‌‌‌خانمان» به معنی خانه و خانواده باقی‌ مانده است.

در آثار باستان‌شناسی ایران، در گورهای مختلف آثار مادری که فرزندش را بغل کرده است و حتی یک نمونه از تپه حسنلو، پایین‌تر از دریاچه ارومیه، آثار زن و مردی که یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند، به دست آمده است که خود تاکیدی است بر مفهوم خانواده و عشق.
خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین و محترم‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.

خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همیاری و امداد مادی و معنوی را تضمین می‌کند و عشق و محبت مایه استواری این پیوند می‌گردد.

در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.
وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.


آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.








به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت.
مومن که تن به قیود زناشویی می‌دهد، برای روح خود سعادت جاودانی فراهم می‌آورد و برای خویشتن راهی خجسته به سوی زندگی آینده می‌گشاید. چرا که مومن باید در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیله‌ای شایسته‌تر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد در آیین زرتشتی مجاز نیست. زناشویی بی‌عقد مایه دهشت است و نزد ایرانیان پذیرفتنی نبوده است. به همین خاطر فرزندان حاصل از این گونه پیوندها از وراثت بی‌بهره بوده‌اند.
زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.
دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.
ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.
حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند.
خانواده از چنان بنیان محکمی‌برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز به انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما در همه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنها یک نمونه از دو زنه بودن می‌بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است.
نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، همین مساله به فرزندی پذیرفتن است که تنها در مورد خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمی‌کند. آوردن بچه‌ای به آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار می‌آید و به منزله عبادت است. از این رو، خانواده‌ای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه را به فرزندی بپذیرد.
مساله مهم دیگر در بدو تشکیل خانواده به چشم می‌خورد. پدر و مادر در انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را که به زور صورت می‌گرفت، به منزله جرم و خیانت می‌شمرد. و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این در حالی است که در سرزمین‌های هم‌مرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت. در بابل، دختر می‌بایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده می‌شد که بیشترین پول را پرداخته بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران مشرق زمین برخوردار بود و می‌توانست یار و همدم زندگیش را به میل و اراده خویش برگزیند. نمونه‌های چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند.
شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیاب نگریست.
کتایون همسر خویش را در انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین به سوی او برگزید. پس از گزینش همسر، باید به حضور پدر دختر رفت و مراسم خواستگاری را به جا آورد. در این مرحله، کسان دختر بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند که خوشبختی نوعروس سراپا به آن بسته بود و این نگرانی‌ها نشان می‌دهد همان‌گونه که احترام به بنیان خانواده و قدر و منزلت آن در ایران باستان ریشه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشه‌ای بس کهن داشته است!






مقام زن در ایران باستان


در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در میان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، که صفات اهورامزدا است زن می‌باشند.
آنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می‌ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر‌هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می‌ستائیم.
در زمان شاهنشاهی هخامنشیان، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می‌نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف می‌شدند، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می‌گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می‌نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می‌گرفتند.
اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند، آنان می‌توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می‌کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی‌شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می‌کرد.
در یکی از گل نوشته ها (لوح های گلی) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر می‌کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند، بکار روند.
دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می‌شود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی ‌در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می‌کرده است.
بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می‌آوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می‌دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می‌کردند، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می‌کردند. بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می‌دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی ‌برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت.
__________________
دوست من امیدوارم تفاوت معنایی خدا، ایزدان آریایی ایرانیان و امشاسپندان رو بدونید و باعث گمراهیتان نشود.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.