userinfo close

  ,

گفتگوی تمدنها


tamadonclub

تاسیس: 18 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: تندیس ب - معاونان
این كلوب متعلق به همه آزادیخواهان ایران می باشد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
15
87/9/20 (12:41)
0
5
86/5/1 (11:59)
0
8
86/3/19 (19:51)
0
8
86/3/9 (10:25)
0
7
86/3/7 (19:51)
1
10
86/3/1 (20:49)
0
18
86/1/26 (20:19)
1
19
86/1/26 (20:17)
1
15
86/1/26 (20:13)
0
1
85/12/28 (05:58)
0
4
85/12/12 (22:20)
10
69
85/12/12 (22:14)
0
4
85/12/10 (14:24)
1
13
85/11/8 (07:01)
0
5
85/10/15 (18:00)
0
3
85/10/12 (22:59)
0
3
85/10/10 (17:31)
0
14
85/9/26 (11:52)
1
9
85/9/22 (22:52)
3
21
85/9/20 (08:23)

عنوان بحث

امین تقی خانی , iranelite
امین تقی خانی - 11:52 1385/09/26

پاسخ به نامه احمدی نژاد به مردم امریکا!

آقای احمدی نژاد! لطفا سکوت را رعایت فرمائید

ahmadi49.jpg

جناب آقای احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران

اگر تاریخی وجود نمی داشت و نامه شما برای ملت آمریکا که دیروز منتشر شده است، در این تاریخ ثبت نمی شد و مردم جهان و آمریکا براین گمان قرار نمی گرفتند که چطور آدمی با این لحن و ادبیات،هنوز رئیس جمهور کشوری با تاریخی کهن و فرهنگی دیرپا مانند ایران است، شاید پاسخ دادن به نامه شما برای مردم آمریکا ضرورت نداشت. و اگر فردایی که حتما خواهد آمد، فرزندان مان از ما سووال نمی کردند که مگر در آن زمان هیچ آدم زنده ای وجود نداشت که پاسخی به این موجود بدهد تا حداقل موجودی که ظاهرا رئیس جمهور ایران به نظر می رسد، در این توهم نباشد که با این نامه نویسی ها کاری سترگ کرده است، شاید هرگز پاسخی به نامه شما نمی دادم. اما متاسفانه مجبورم به شما پاسخ بدهم. نامه تان را خواندم، آقای احمدی نژاد! بس کنید، چرا کاری می کنید که مردم جهان یقین کنند که یک موجود ساده لوح رئیس جمهور ایران است.

روزگاری در ایران رئیس جمهوری بود به نام ابوالحسن بنی صدر و او عادتی داشت که هر روز گزارشی می داد به مردم تحت این عنوان که « روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد.» در آن زمان من جوان خواننده این گزارش ها بودم و حالا پس از سالها می بینم که گوئی آن مرد فقط آمده بود تا رئیس جمهور شود و آن گزارش ها را بنویسد و برود. یک بازی از آن بازی ها که در جهان آرمانگرایان خطرناک دنیای ما، چه بسا تکرار شده و چه سوگمندانه هنوز تکرار می شود. نامه بازی های شما نیز برای من همانگونه به نظر می رسد، گوئی کسی سالها خواب می دید که اگر رئیس جمهور شدم چه کار های جالبی باید بکنم. نامه های تکراری، بی محتوی و بی سروته، با موضوعاتی که همگانش می دانند، به نظر می رسد فقط یک بازی « احمدی نژادی» است، نوعی بازی ساده لوحانه که حالا دیگر همه آن را فوت آبند. محمود احمدی نژاد، یک جوان روستایی خوش خیال که روزگاری فکر می کرد راهی برای نجات بشریت دارد و حالا فرصتی به دستش آمده تا بازی کند، بازی کند تا از رئیس جمهور بازی اش عکس بگیرند، بازی کند تا در مورد رئیس جمهور بازی اش، مقاله بنویسند، تا نامش را تکرار کنند، تا تلفنی با بزرگان جهان حرف بزند و عاقبت وقتی بازی تمام شد، این آدم به آن فکر کند که دنیا داشت احمدی نژادی می شد.

آقای احمدی نژاد!
دنیا بزرگتر از این بازیهاست. خیلی بزرگتر. من می دانم که شما تلاش کردید در هر جایی که می توانید باشید بروید، در صف اول عکس بگیرید و با همه مصاحبه کنید و هر چیزی را بگوئید که نام تان تکرار شود، اما این بازی عجیب و غریب بودن، در دنیایی که فقط مردم جهان در هر ماه یکی دو ساعت به چیزهای عجیب و غریب مانند هشت قلو ها و موجودات فضایی و هشت پایی که فرانسه حرف می زند و قورباغه ای که رانندگی بلد است و رئیس جمهوری که فکر می کند در هاله نور قرار دارد، نگاه می کنند. چنین بازی هایی در این جهان، بازی دیرپایی نیست. بازی دارد تمام می شود، لطفا بس کنید.

کلماتی که در نامه به مردم آمریکا نوشته اید از آن کلماتی است که به درد وزارت امور خارجه می خورد، اگر فکر می کنید مردم آمریکا یا جای دیگری از جهان یا مردم ایران را با نوشتن کلماتی بی محتوی و تکراری و بی سروته می شود به بازی گرفت، اشتباه می کنید. آمریکا خودش جای بازی بازی است، خودشان هالیوود دارند، صبح یک احمدی نژاد خلق می کنند و شب در پایان داستان او را نابود می کنند. برای این ملت و هر ملتی، بازی های این چنین تا وقتی ادامه دارد که شما سرتان را زیر برف فرو کرده باشید و فکر کنید که دیگران هم شما را نمی بینند.

از شما سووال می کنم: وقتی نامه به جرج بوش می نوشتید، می شد گفت که یک رئیس جمهور به یک رئیس جمهور دیگر نامه نوشته است. بسیار خوب. اما نامه نوشتن برای مردم آمریکا به عنوان نماینده مردم ایران چه معنی دارد؟ آیا شما نماینده مردم ایران هستید؟ چرا و از چه زمانی پی بردید که نماینده ملت ایران هستید و حق دارید از جانب ملت ایران حرف بزنید و به مردم ایران بگوئید ملت من؟ آخر کجای شما شبیه مردم ایران است؟ اگر بوش نماینده مردم آمریکاست، شما هم نماینده مردم ایران هستید. من فکر می کنم هر دو ملت از اینکه روسای جمهوری چنین دارند، احساس شرم می کنند. نه شما شبیه ملت ایران هستید و نه جرج بوش شبیه ملت آمریکاست. به همین دلیل است که از شما می خواهم به عنوان نماینده مردم ایران سخن نگوئید. نه میزان آرای شما در انتخاباتی پر از تقلب از انتخابات آمریکا بالاتر بود و نه محبوبیت شما در ایران بر اساس نظرسنجی های موجود از محبوبیت بوش در آمریکا بالاتر است. چه کسی به شما حق می دهد که خود را نماینده ملت ایران بدانید و رئیس جمهور آمریکا را نماینده ملتش ندانید.

شما در نامه تان برای مردم آمریکا نوشته اید: « هر دو ملت خداپرست ، حقیقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و عزت و كمال هستند. همه از ترویج ارزشها و خصلتهای انسانی نظیر محبت ، وحدت و همدلی ، احترام به حقوق انسانها و پشتیبانی از حق و انصاف و دفاع از انسانهای مظلوم در برابر زورگویان خرسند می‌شوند و لذت می‌برند. همه در خوبیها، در خدمت به یكدیگر بویژه در خدمت به محرومان و مظلومان میل مشترك داریم و از بیعدالتی ها، پایمال شدن حقوق انسانها و تحقیرها ناراحت می‌شویم. همه از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزاریم و دوستدار هدایت و نور، یكرنگی و اخلاص هستیم. »

آقای احمدی نژاد!
بخش اعظم کلماتی که بکار برده اید، کلماتی پوچ و توخالی است. اصلا مردم ایران شبیه توصیفاتی که شما از آنها کردید نیستند، مردم آمریکا هم شبیه توصیفات شما نیستند. شما اول فرض کرده اید که خودتان انسانی خداپرست و حقیقت جو و خواهان عزت و کمال هستید، بعد فکر کرده اید مردم ایران و آمریکا شبیه شما هستند و بعد از اینکه کشف کردید که این سه شبیه اند بسیار خوشحال شدید. چنین نیست. اولا ملت ایران خداپرست و حقیقت جو و عدالت طلب نیستند، اگر چنین بودند شما رئیس جمهورشان نبودید. ملت ایران در میان همه ملل اسلامی کمترین ایمان دینی را دارد، عدالت طلبی هم اصلا مشخصه ایرانیان نیست، نه جنبش های عدالت طلبانه در ایران سابقه دارد و نه در آمریکا چنین جنبش هایی تاثیر بزرگ بر تاریخ این ملت گذاشته است. میزان جستجوی ملت آمریکا بدنبال طلا هزاران برابر جستجوی این ملت به دنبال حقیقت است. تازه، مگر شما نمی دانید که مردم آمریکا سالهاست که بوسیله رادیو و تلویزیون اداره می شوند، نقش برنامه های تلویزیونی در جامعه آمریکا هزار برابر نقش فیلسوفان و اهل حقیقت است. در ایران هم همین است. فریب و دروغ و ریا هزار برابر حقیقت خواهان و طرفدار دارد. شما خودتان بعد از یک سال وعده انتخاباتی در مورد موضوعاتی مانند « کشاندن نفت به سفره مردم» و « مبارزه با قله های ثروت» که همه در مقابل دوربین تلویزیون صورت گرفت، رسما اعلام کردید که این حرف ها را نزدید، اگر ملت ایران به دنبال حقیقت بود، الآن خشتک شما را بادبان کرده بود. چرا دروغ می گوئید که این ملت حقیقت جو ست. در ایران یک حقیقت جو بود که اسمش هم فاطمه بود و حالا از دست حکومت جمهوری اسلامی فرار کرد و در دانشگاههای آمریکا دارد درس می خواند. گفته اید که « همه طرفدار حقوق انسانها و دفاع از انسانهای مظلوم در مقابل زورگویان هستند.» واقعا راست می گوئید؟ یا ما را گرفته اید؟ شما طرفدار حقوق انسانها هستید؟ آیا در کشور ایران کسانی مانند روزنامه نگاران حقی از حقوق انسانی دارند؟ چطور در کشوری که در طول چهار سال 150 روزنامه و نشریه اش توقیف شده و همه این نشریات توسط جناح طرفدار شما توقیف شده و شخص شما مدتها جزو شاکیان مطبوعات بودید، از خودتان به عنوان طرفدار حقوق انسانها نام می برید؟ چطور در کشوری که در مورد آزادی زنان، حقوق خانواده، حقوق اقلیت های دینی، حقوق اقلیت های قومی و حقوق عمومی مردم، تردیدهای جدی وجود دارد و زنان در این کشور حتی برای برگزاری روز آزادی زنان حق برگزاری اجتماعات ندارند، به خودتان جرات می دهید از حقوق انسانها دفاع کنید؟ شما نوشته اید: « همه از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزاریم و دوستدار هدایت و نور، یكرنگی و اخلاص هستیم.» منظورتان از این همه کیست؟ چه کسی گفته است که ملت آمریکا و ایران از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزارند؟ تجارت گمراهی و فریب و نیرنگ در آمریکا یکی از بزرگترین تجارت هاست. مردم برای دیدن فیلمهایی که با فریب و نیرنگ ساخته می شوند سرودست می شکنند و مردم ایران هم چه از طریق تلویزیون و چه ماهواره ها و چه بازار قاچاق مصرف کننده فریب و نیرنگ و دروغ هستند. هیچ حکومتی به اندازه جمهوری اسلامی فریب و نیرنگ و دروغ را رسما در رسانه های خود بکار نمی گیرد. و هیچ برنامه تلویزیونی به اندازه برنامه هایی که براساس فریب و دروغ و نیرنگ ساخته شده طرفدار ندارد. اصلا شما تا به حال خبرهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی را گوش کرده اید و می دانید که تا چه حد اخبار دروغ بطور مستمر بخورد مردم داده می شود؟ خود شما بارها از اینکه چرا تلویزیون ایران گاهی اوقات درباره کسی جز شما حرف می زند ناراحت هستید. آیا تلویزیون های ایران طرفدار حقیقت اند یا تلویزیون های آمریکا؟ گفته اید که « همه طرفدار هدایت و نور هستند.» این را از کجا فهمیدید؟ از اینکه شبی در اندونزی بیست نفر دانشجو به دیدار شما آمدند؟ از اینکه در جزیره بالی چند نفر برای استقبال از شما جمع شدند؟ این هدایت و نور که گفته می شود، شما هستید؟ آیا اینکه در قرآن آمده است که بشر به دنبال نود حرکت می کند، منظور از آن نور ایزدی وجود زیبای شماست؟

آقای احمدی نژاد!
در نامه تان برای مردم آمریکا نوشته اید که: « صدها هزار نفر از هموطنان ایرانی من با صلح و صفا در كنار شما زندگی می‌كنند و عموما منشاء خدمات شایسته‌ای در جامعه شما هستند. مردم ما سالها با شما در ارتباط بوده‌اند و علیرغم سختگیری بلاوجه مقامات آمریكایی، رفت و آمدها و دوستی‌ها ادامه یافته است.» می خواهم بپرسم این صدها هزار نفر ایرانی مقیم آمریکا که از هموطنان شما هستند و با صلح و صفا در کنار مردم آمریکا زندگی می کنند، چگونه شد که به این کشور رفتند؟ آیا به اختیار خود رفتند یا اینکه در اثر فشارهای شما و دوستان شما زندگی چنان بر آنان تنگ شد که از دست شما فرار کردند و برای اینکه قابلیت های شان را به ظهور آورند، به کشوری مانند آمریکا و دهها کشور دیگر پناهنده شدند؟ این صدها هزار نفر شرم دارند که شما رئیس جمهورشان هستید. از این صدها هزار تن بسیاری شان نابغه های علوم مختلف هستند که در ایران برای ادامه تحصیل با مشکل مواجه هستند و مجبورند از کشورشان مهاجرت کنند، چون وزیر علوم کابینه شما استادان برجسته دانشگاه را اخراج می کند و اجازه هیچگونه فعالیت اجتماعی و آزادی بیان را به این دانشجویان نمی دهد. از این صدها هزار مهاجر ایرانی در آمریکا بسیاری شان تجار و کارفرمایان و سرمایه دارانی هستند که سرمایه شان در ایران مصادره شده و آنان با دست خالی به آمریکا آمدند و با هیچ، زندگی را آغاز کردند و حالا خداراشکر همه چیز دارند. گاهی اوقات شما و مسوولان کشور چنان در مورد سرمایه ایرانیان در جهان حرف می زنید، انگار که ارث پدری شماست. این سرمایه ها به شما چه ربطی دارد، اگر دست شما بود که تمام این سرمایه داران یا ورشکست شده بودند یا اصلا کاری نمی کردند. گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا هنرمندانی هستند که شما با نام رقاص و مطرب و فاسد از آنان نام می برید و هرگونه فعالیت هنری را برای آنان ممنوع کرده اید و اگر هرکدام شان به ایران پابگذارند باید با ترس و لرز صبر کنند تا اگر برای شان مشکلی پیش نیاید به آمریکا برگردند. آنها را از کشور بیرون می کنید و اکنون آنان را هموطن خود خطاب می کنید. از این صدها هزار تن هموطنان شما بسیاری شان به دلیل اینکه آزادی پوشش می خواستند، یا آزادی بیان می خواستند، یا آزادی کار می خواستند، یا آزادی خود بودن می خواستند از دست شما فرار کردند و در آمریکا نه تنها با استقبال ملت بزرگ آمریکا مواجه شدند، بلکه به دلیل وجود سیستم آمریکایی توانستند قابلیت های خود را به منصه ظهور برسانند. از این صدها هزارتن ایرانیان مقیم آمریکا بسیاری شان یهودیانی هستند که در اثر فشارهای موجود در ایران گریخته اند و به دلیل مواضع یهودستیزانه و ضد اسرائیلی شما هر کمکی که بتوانند به اسرائیل می کنند تا بتوانند جایی را برای زندگی در جهان داشته باشند. آقای احمدی نژاد! شما حق ندارید گروهی از مردم را از کشورتان در بدترین شرایط بیرون کنید یا کاری کنید که بیرون بروند و بعد از اینکه در جایی دیگر موفق شدند، آنان را هموطن خود بنامید. اگر شما آنان را به عنوان هموطن می شناختید، قطعا این رفتارهای زشت را در این بیست و هفت سال با آنان نمی کردید.

در نامه تان به مردم آمریکا نوشته اید: « ما و شمااز درد و غم روزافزون مردم مظلوم فلسطین ناراحتیم، تجاوزات مستمر حكومت صهیونیستی زندگی را بر صاحبان اصلی سرزمین فلسطین هر روز سخت‌تر می‌كند.»

آقای احمدی نژاد!
اولا چنین نیست که مردم مظلوم فلسطین تنها کسانی باشند که در دنیا مورد ظلم و ستم واقع شده اند. و مردم آمریکا و ایران هم طبعا باید آخرین کشورهایی باشند که دل برای این ملت می سوزانند. چرا باید ملت آمریکا به فکر مردم فلسطین باشد، وقتی که مردم دنیای عرب که برادران دینی و قومی فلسطینی ها هستند، چنین دلسوزی ندارند؟ اگر مردم فلسطین در شرایط کشتار هستند، بخاطر این است که گروهی تروریست تحت عنوان حزب الله لبنان تحت حمایت مالی و تسلیحاتی ایران است و با زور و قلدری دارد خاورمیانه را به هم می ریزد. اگر مردم فلسطین آواره اند، علت این موضوع کمکهای مالی و تسلیحاتی ایران به سوریه است که مثل بختک وجود دیکتاتوری خود را به زندگی مردم متمدن و خوب لبنان تحمیل کرده است. ملت فلسطین و آگاهان آن می دانند که تنها راه باقی ماندن فلسطین در کنار اسرائیل این است که این دو با هم صلح کنند. در دو سال گذشته کسی که روند صلح را به هم ریخته ایران و سوریه و حزب الله است. اگر کمکهای تسلیحاتی ایران به حزب الله نبود، مردم فلسطین کشته نمی شدند. خون ملت فلسطین بر عهده حکومت ایران است و ربطی به آمریکا ندارد. از آن گدشته، شما چرا فقط دل تان به حال ملت فلسطین می سوزد؟ مگر در سودان و کشورهای دیگر آفریقا سالانه صدها برابر فلسطینی ها مردم بیگناه کشته نمی شوند؟ چرا هرگز به آفریقا فکر نمی کنید؟ چرا به عراق فکر نمی کنید؟ در عراق در چهار سال گذشته 150 هزار نفر کشته شدند، از این تعداد حداقل 100 هزار نفر در جنگ شیعه و سنی به قتل رسیدند، جنگی که ایران می توانست جلوی آن را بگیرد و نگرفت. در عراق مسلمانان تندروی طرفدار جمهوری اسلامی و مسلمانان تندروی طرفدار القائده دارند می جنگند، این چه ربطی به آمریکا دارد؟ در جریان اعتراض به کاریکاتورهای موهن دانمارکی در یک هفته 100 مسلمان توسط مسلمانان کشته و زخمی شدند. این چه ربطی به استکبار جهانی دارد؟

جناب آقای احمدی نژاد!
شما در نامه تان به ملت آمریکا نوشته اید: « شصت

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.