userinfo close

  ,

ارشد تهماسبی


tahmasbi_arshad

تاسیس: 5 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فرشید ذ - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
7
90/5/30 (15:01)
1
21
90/5/30 (14:59)
0
21
89/12/6 (17:04)
1
24
89/2/29 (01:51)
0
15
89/2/13 (11:56)
0
44
89/1/23 (09:42)
0
25
88/12/15 (15:39)
0
15
88/5/6 (00:00)
0
4
87/11/15 (14:24)
0
7
87/11/6 (12:41)
0
48
87/6/23 (02:09)
0
22
87/6/23 (02:07)
0
7
87/6/13 (15:22)
0
16
86/10/28 (01:16)
0
15
86/8/25 (01:59)
0
18
86/6/12 (01:04)
0
37
86/3/21 (01:29)
0
10
86/2/30 (00:28)
0
3
86/2/30 (00:16)
0
8
86/2/18 (22:38)

عنوان بحث

بابک بابک , hbabak
بابک بابک - 00:28 1386/02/30

گفت‌ و گو با استاد كریم صالح عظیمی

سه شنبه 11 اردیبهشت 1386

این گفت وگو 6 دی 1382 در هفته نامه مهر به چاپ رسید. نظر به تازه بودن محتوای آن و داغ شدن بحث آموزش آواز، به نظرم رسید برای استفاده دوستان وبلاگ خوان آن را در برابر دیدگان قرار دهم.


صالح عظیمی
جناب صالح عظیمی! یكی از ویژگیهای آواز شما ادای تحریرهای طولانی است. ابتدا دربارة منشأ آن توضیحی بفرمایید.


من دنباله‌رو شیوة آوازخوانی مرحوم اقبال آذر و مرحوم دوامی هستم كه تحریرهای طولانی از خصوصیات آوازی این دو مرد بزرگ است.


برخی خوانندگان با قدرت حنجره تحریرهای طولانی سر می دهند كه همانند آن را در لابلای كلمات شعر هم می توان یافت. اصولاً نقش تحریر یا به قول عوام چهچهه، در آواز ایرانی چیست؟


تحریر صرفاً برای تكمیل جملة موسیقی است، تنها وقتی كه یك بیت یا مصرع شعر به پایان برسد و حداقل یك مفهومی را برساند، نه این‌كه وسط مصرع تحریر بدهیم. مرحوم اقبال آذر، گاهی به خاطر این‌گونه اشتباهات با خوانندگان دعوا می كردند و می گفتند كه چرا معنی شعر را خراب می كنید!؟


همان‌طور كه مرسوم است، خوانندة آواز ایرانی پس از خواندن چند بیت، وارد اوج آن دستگاه یا آواز میشود. به نظر شما آیا حتماً باید وارد اوج آواز شد یا این‌كه درواقع معنی اشعار ما را به چنین مسیری هدایت میكند؟


هر شعری پیامی دارد كه هر گوشه‌ای قادر نیست آن پیام را بیان كند. اگر پیام شعر و گوشة انتخابی با هم سازگار باشند، آن‌گاه آواز یک خواننده، مطلوب و تأثیرگذار می شود. درخصوص اوج هم باید گفت آیا شعر مورد نظر چنین حالتی را پدید می آورد یا نه؟ اگر این نكات رعایت شود، آواز دلنشین و شعر معنی دار می شود.


در حال حاضر غالب خوانندگان موسیقی اصیل یا آواز نمی خوانند و صرفاً‌ به تصنیف خوانی روی آورده‌اند؛ یا اگر آواز می خوانند، در لابلای ابیات آواز،‌یكی دو تصنیف هم اجرا می كنند. این شیوه از كجا آمده است و آیا اساساً صحیح به نظر می رسد؟


متأسفانه برخی خوانندگان نامی، آواز ایرانی را طوری به مردم عرضه كرده‌اند كه شنوندگان بیش از سه بیت از آواز را تحمل نمی كنند. خواننده مجبور است بین آواز، تصنیف هم بخواند و این كار صرفاً برای ایجاد تنوع صورت می گیرد. البته شنونده‌های خاص به دنبال تصنیف نیستند و تنها به آواز توجه دارند، ولی عموم شنوندگان طور دیگری ترتیب شده‌اند.


این گسستگی بین ابیات یك غزل كه به واسطة اجرای تصنیفهای میانی حاصل می شود، لطمه‌ای به اصل آواز نمی زند؟


در صورتی كه غزل، موضوعی واحد را دنبال كند و معنی هر بیت وابسته به بیت قبلی باشد، اشكال دارد. اما اگر ابیات غزل استقلال معانی داشته باشند، چندان مشكلی پیش نمی آید كه البته اغلب غزلها این‌گونه‌اند.


کریم صالح عظیمی


سرعت اجرای آواز در خوانندگان مختلف فرق می كند. آیا این موضوع اساساً در آوازخوانی اهمیتی دارد؟


در موسیقی دستگاهی، شعر باید سلیس و روان خوانده شود. یعنی شنونده را نباید منتظر گذاشت. از سوی دیگر باید دقت كرد ادای كلمات واضح و آشكار باشد، نه این‌كه شعر را به صورت جویده تحویل شنونده بدهند. همچنین از به كار بردن هجاهای زیاد بین كلمات باید خودداری شود و در مجموع، هیچ مشكلی نباید در راه درك شعر برای شنونده به وجود آید. متر آواز شیوة قدیم در مقایسه با الان یك مقدار تندتر است و در جایی كه هجای اضافی ندارد، بسیار هم موزون است. اما از وقتی موسیقی وارد رادیو شد، متر یا سرعت آواز ایرانی كندتر شد و هجاهای اضافی هم وارد آن گردید.


برخی معتقدند موسیقی آوازی ما اكنون، خیلی غم‌انگیز شده و در قدیم به این كیفیت ارائه نمی شد. آیا شما این نظر را قبول دارید؟


این واژه غم‌انگیز را به اشتباه در دهان مردم انداخته‌اند. آواز ما غم ندارد. غم مربوط به وقتی است كه كسی عزیزی را از دست بدهد یا به مصیبتی گرفتار آید، به طوری كه هر وقت به یاد آن افتاد، حالت غم به او دست بدهد. ولی وقتی شما آواز ایرانی را می شنوید (برای مثال همان دشتی كه بیشتر به غم‌انگیز بودن معروف شده است) در این حالت، حال درونی شما طوری منقلب می شود كه با هیچ رقص و پایكوبی قابل قیاس نیست و این حال، همان حال عرفانی است. اگر این حال، حالِ غم بود، كسی به سراغ آن نمی رفت. من صریحاً بگویم، كسانی كه موسیقی ایرانی را غم‌انگیر توصیف می كنند، اصلاً معنی غم را نمی دانند و مغرضانه قضاوت می كنند.


ولی بعضی وقتها خوانندگان چنان آواز را می پیچانند كه چنین تصوری برای عموم پیش می آید.


وقتی یك مجری، موسیقی را با روضه قاطی می كند تا اصطلاحاً غم‌انگیز شود، تقصیر موسیقی چیست


لینك مطلب:


http://hooshang-samani.blogfa.com/post-88.aspx



منبع : وبلاگ موسیقی ما
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.