| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
22
|
111
|
91/3/3 (14:53)
|
|
||
|
|
213
|
984
|
91/2/28 (16:20)
|
|
||
|
|
21
|
112
|
91/2/27 (21:17)
|
|
||
|
|
14
|
73
|
91/2/9 (21:59)
|
|
||
|
|
5
|
85
|
91/2/1 (13:32)
|
|
||
|
|
21
|
98
|
91/1/24 (01:04)
|
|
||
|
|
14
|
78
|
90/12/24 (16:03)
|
|
||
|
|
34
|
208
|
90/12/17 (23:30)
|
|
||
|
|
52
|
217
|
90/12/2 (10:58)
|
|
||
|
|
179
|
592
|
90/11/2 (21:04)
|
|
||
|
|
3
|
35
|
90/8/25 (09:46)
|
|
||
|
|
2
|
26
|
90/8/25 (09:43)
|
|
||
|
|
56
|
211
|
90/6/13 (02:41)
|
|
||
|
|
99
|
400
|
90/6/5 (12:24)
|
|
||
|
|
6
|
20
|
90/5/31 (21:27)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
90/5/14 (17:37)
|
|
||
|
|
20
|
142
|
89/12/13 (12:45)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
89/5/27 (19:51)
|
|
||
|
|
5
|
42
|
89/5/5 (22:03)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
89/4/3 (17:34)
|
|
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلودبه من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد ازارم
ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا
« خانه ی کوچک ما سیب نداشت »
***** بعد از هر 100 پست نظر سنجی میزاریم و به برنده كه بهترین جمله را بگه 1000 كوروب جایزه میدیم*****
geryan biron amadi ke fereydon khoda nakhast .......
afsos ke man joz to khodayi nadashtam...
سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه ی سبز وجودم را چید و رفت عاشقی های مرا باور نکرد عاقبت بر عشق من خندید و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت 
tora moshkel be paie khake khod binam ke midanam to shahy kolbeie darvishe meskin moshkel araiy

شاید اون سیب تو هیچ فروشگاهی نبود . حتما ارزششو داشت که دزدید
این نشانه ی یه عشق پاک بود
من رو یاد رمان گندم انداخت ، تو اون هم از این شعر استفاده شده بود ، جالبه وفاداری در راه عشق رو نشون میده.....


این نكته انحرافی داشت كه آدم از دیوار مردم بالا نمیره اگه به باغبان میگفتی خودش یه سیب بهت میدادتا تو باشی دیگه دزدی نكنی حقته كه رفته
باطن بینی
دلابینی ز زیبایی سیب سرخ؟ نگر تا نیفتی فریب فروغ
نگوبه حسرت خورم انرا تمام نگیری به یکباره انرا دهان
زشاعر حقیر یک حقیقت شنو که بشکاف ان وبه داخل برو
زود بگیر کارد در دست شکافش درونش که بینی چه است
ببینش درون وبگوتاچه است که ایا همانند ظاهر خوش است؟؟
اگرافتی بردام ظاهر خوشش که جز این نگویم ببین عاقبش
و اگر دیدی در داخلش که یکسان بود ظاهروباطنش
سزد انچه دیدی زود داوری کنی گرخوش ایدت مرایاوری کنی
که گویی کیش رخ ماهش شدم و لیکن ندانستم مات بد ذاتش شدم
چه خوش گفت شاعرایران زمین که تا ابد سخنش بود در کمین
صورت زیبای ظاهرهیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار!!
یک خاطره یک صدای پا عمریست که تو را آزار میدهد پس باید سعی کنی در روز تولد کودک خودت در باغچه کوچک خود یک درخت سیب یا به قول سهراب یک درخت انار بکاری تا وقتی 18 یا 19 سالش شد باغبان همسایه اون رو هم دنبال نکنه