| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
152
|
91/2/3 (00:15)
|
|
||
|
|
19
|
171
|
90/9/2 (18:15)
|
|
||
|
|
30
|
377
|
89/6/3 (12:39)
|
|
||
|
|
5
|
209
|
87/3/8 (14:06)
|
|
||
|
|
10
|
68
|
90/12/21 (15:46)
|
|
||
|
|
4
|
70
|
90/6/18 (10:54)
|
|
||
|
|
3
|
37
|
90/6/18 (10:44)
|
|
||
|
|
9
|
152
|
90/4/2 (18:43)
|
|
||
|
|
8
|
63
|
90/2/28 (21:04)
|
|
||
|
|
29
|
611
|
89/7/7 (17:20)
|
|
||
|
|
4
|
92
|
89/3/17 (01:53)
|
|
||
|
|
6
|
122
|
89/3/3 (09:32)
|
|
||
|
|
4
|
149
|
89/1/16 (22:17)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
88/12/18 (13:29)
|
|
||
|
|
3
|
66
|
88/7/12 (00:38)
|
|
||
|
|
3
|
83
|
88/7/10 (17:55)
|
|
||
|
|
1
|
54
|
87/12/30 (14:49)
|
|
||
|
|
7
|
219
|
87/8/30 (01:00)
|
|
||
|
|
5
|
179
|
87/3/8 (13:33)
|
|
||
|
|
0
|
31
|
86/11/15 (00:29)
|
|
نظرشما درباره این نقاشی ؟
"این یک پیپ نیست" اثر رنه مگریت نقاش سوررئال بلژیکی

سلام
شاید قصد نقاش این بوده که هر شما دوباره بدقت نگاه کنی ! این اشاره یعنی به هر چه هر چقدر هم واقعی بنظر بیاد دوباره عمیق شو. از سویی شوخی ساده ای بنظر میرسه باذهن شما، وقتی رنه مگریت اینو میگه لابد نیست دیگه من نمیفههم بذار دوباره نگاه کنم ! داستانی شبیه به لباس نوی پادشاه
نقاشی رو انتخاب کردین که نقد و تحلیلهای زیادی روش انجام شده و ذهن اکثر ما متاثر از این نقدهاست و اینکه نظر ما نسبت به این نقاشی چی هست ؟ در نقد فوکو و گفته های خود ماگریت به تحلیلهای کامل و جالبی درباره ی این نقاشی برمی خوریم که به درک و فهم ما هم کمک زیادی میکنه هم در مقوله ی زبان و هم تصویر .
مگریت می گوید:
" اگر شکلِ پیپِِ نقاشی شده؛ همان پیپ است؛ پس چرا نمی توان درون آن توتون ریخت و دود کرد؟ بنابراین شکل پیپ، واقعی نیست و چون واقعی نیست می توان به هر نامی آن را خواند. و همچنین یک " واژه" هم نیست؛ چرا که هر واژه ای به واقعیت خود دلالت دارد؛ و حتی نام گذاری یک پیپ به یک نقاشی پیپ هم نمی تواند صحیح باشد. بنابراین می توان نام ها را نسبت به اشیا تغییر داد. "
هر چند ذهنیت من در اشكال سوررئالیسم قوی است اما این تصویر خیلی پیچیده است .
برخی عقیده دارند كه منظور نقاش غیر واقعی بودن ذهن بشر است . یعنی شاید این چیز دیگری باشد و ما آن را پیپ می بینیم
همان مثال معروف كه عارفی وارد خانه اش شد و در تاریكی شب پنداشت كه ماری دیده است چرا غ را روشن كرد و دید كه طنابی
بیش نبوده است گفت خدایا آیا نور دیگری وجود دارد كه این را چیز دیگری نشان دهد ؟!!!
فكر می كنم مقصود این نقاش هم همین بوده است
آ . از كرج