| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
152
|
91/2/3 (00:15)
|
|
||
|
|
19
|
171
|
90/9/2 (18:15)
|
|
||
|
|
30
|
377
|
89/6/3 (12:39)
|
|
||
|
|
5
|
209
|
87/3/8 (14:06)
|
|
||
|
|
10
|
68
|
90/12/21 (15:46)
|
|
||
|
|
4
|
70
|
90/6/18 (10:54)
|
|
||
|
|
3
|
37
|
90/6/18 (10:44)
|
|
||
|
|
9
|
152
|
90/4/2 (18:43)
|
|
||
|
|
8
|
63
|
90/2/28 (21:04)
|
|
||
|
|
29
|
611
|
89/7/7 (17:20)
|
|
||
|
|
4
|
92
|
89/3/17 (01:53)
|
|
||
|
|
6
|
122
|
89/3/3 (09:32)
|
|
||
|
|
4
|
149
|
89/1/16 (22:17)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
88/12/18 (13:29)
|
|
||
|
|
3
|
66
|
88/7/12 (00:38)
|
|
||
|
|
3
|
83
|
88/7/10 (17:55)
|
|
||
|
|
1
|
54
|
87/12/30 (14:49)
|
|
||
|
|
7
|
219
|
87/8/30 (01:00)
|
|
||
|
|
5
|
179
|
87/3/8 (13:33)
|
|
||
|
|
0
|
31
|
86/11/15 (00:29)
|
|
سلام به همه ی دوستان
من پشت جلدیک کتاب درسی یک عکس دیدم که به سبک سوررئالیسم کشیده شده بودخیلی مجذوبش شدم اماهیچ اطلاعی درباره ای این علم ندارم خیلی دلم میخوادبیشترباهاش اشنابشم
لطفاهرکسی هرچی میدونه بگه تاهم من هم بقیه ازش استفاده کنند
خیلی ممنون
سورئالیسم یا توهم
Surrealism
سورئالیسم لخت و عریان یا واقعیتی برتر
سورئالیسم بر گرفته از وازه فرانسوی sureel به معنی فراتر از واقعیت می باشد. این اصطلاح را گیوم آپولینز در سال ۱۹۱۷ ابداع کرد.
سورئالیسم سیری مکاشفه گونه در ناخودآگاه روحی و روانی و متکی بر حقیقتی عالی تر از واقعیت می باشد که به مدد اشکال موهوم تداعی می شود .
سورئالیسم تحت تاثیر نظریات زیگموند فروید شکل گرفت و به وسیله آندره برتون در سال ۱۹۲۴ پی ریزی شد . برتون هدف این جنبش را رفع تناقض و مشکلات خیال (نیمه آگاهانه) و واقعیت (آگاهانه) به نفع یک واقعیت برتر و ناب می داند. واقعیت برتر نزد هنرمند خلق تصاویر و ترکیباتی از توهمات و تصور ناخودآگاه با واقعیت مطلق است.
این هنر بر هر گونه خیال پردازی در عالم واقعیت اصالت هنری بخشید و بیان خود را از طریق انتزاع گرائی شکل داد و بر شکل گیری اکسپرسیونیسم انتزاعی تاثیر نهاد .
برتون در اعلامیه ای که در سال 1924 انتشار داد نوشت:
"سورئالیسم عبارت است از آن فعالیت خود به خودی روانی که به وسیله آن می توان خواه شفاهاً و خواه کتباً یا به هر صورت و شکل دیگری فعالیت واقعی و حقیقی فکر را بیان و عرضه کرد.
سورئالیسم عبارت است از دیکته کردن فکر بدون وارسی عقل و خارج از هر گونه تقلید هنری و اخلاقی.
سورئال در لغت به معنای وهم آمیز ، دور از تصور و همچنین غیرواقعی است .
اما اگر بخواهیم آن را به طور کلی مورد تعریف قرار دهیم ، میشود این گونه گفت که : سورئال به معنای خروج از واقعیت به صورت افراطی استاین مکتب در فرانسه شکل گرفت .بین سورئالیسم و سورئال تفاوتهایی وجود دارد که بعضا منتقدان به آن توجه نمیکنند و این دو را در یک معنی میاوردند که اشتباه است . چرا که سورئال نام فضایی است در هنر که از ابتدای هستی انسان وجود داشته و هنرمند تنها کاشف آن بوده است و اما سورئالیسم نام مکتبی است شامل پیروان سورئال .
وقتی به رمان توصیف یک شام سران ( که یکی از آثار معروف سورئال است ) مینگریم میبینیم در آنجا ژاک پرور شخصیتهایی را توصیف میکند که سیمائی عجیب و شگفت انگیز دارند . انسانها موهایی بلند دارند که مارهایی از آنها آویزانند . در دهان این مارها تخم مرغهایی وجود دارد و بسیاری تصاویر دیگر .
البته تصاویر برای نویسنده سورئال عادی است چرا که دنیا را همینطور میبیند اما مخاطب برداشتی غیرواقعی از این پدیدهها دارد ، این در حالی است که در نمونههای ایرانی شعر سورئال نیز فضاهایی متناسب با اندیشههای برتون داریم ، جیغ بنفش اثرهوشنگ ایرانی و شعرهای شاملو و داستانهای صادق هدایت را میتوان در زمره این آثار قرار داد .
ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه های فروید روانشناس اتریشی درباره ضمیر پنهان و رویا و واپس زدگی، افکار جویاگر را به خود مشغول داشته بود. « آندره برتون و لوئی آراگون » که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت اب خود را بدین وسیله جامه عمل بپوشانند. درواقع شعر را، رکن اساس زندگی می دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می تواند مشکل زندگی را حل کند. اما باید توجه داشت که هدف سوررئالیسم از مرز ادبیات و هنر فراتر است زیرا می خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد. و روش های کهن را دور بریزد و بر هوش و خرد پشت پا بزند و در طلب نیروهای پنهان و دست نخورده وجود آدمی برمی آید تا امواج سیل آسای درونی، آدمی را به سوی افق های روشن و گشاده رهبری کند.
خیلی ها علاقه دارند سورئالیسم رو میعادگاه رسمی دیوانگان بنامند . عنوانی که خود سورئالیستها هم شاید با اون موافق باشند .
سورئالیستها معتقدند که هنر نباید زاییده ضمیر خودآگاه و هوشیار انسان باشه . منظور این است که آنها مخالف هر گونه دخالت و نظارت عقل هوشیار انسان در خلق آثار بودند . به اعتقاد سورئالیستها هنر حقیقی و بی نقص باید زاییدهء ضمیر ناخودآگاه انسان باشد . یک هنر مند زمانی که ضمیر ناخودآگاهش بیدار هست ، مثلا زمانی که چند قرص والیوم پنج خورده و یا زمانی که در یک خواب عمیق و سنگین هست و برای چند لحظه بیدار میشود در حالی که هنوز گیج و منگ است و به خواب احتیاج دارد و یا وقتی که در حالت تب و هذیان است ، باید آثار خودش را خلق کند و این آثار باید آنقدر خلق الساعه و آنی باشند که از هر نوع ویرایش توسط عقل در امان باشند . اگر کسی موفق شود چنین اثری را بدون دخالت ذهن هوشیار خلق کند ، توانسته یک اثر سورئال را بوجود آورد .
بسیاری از ما در خواب این آمیختگی تجربیات را شاهد بوده ا یم : گربه هایی که در عین حال عمه های ما هم بوده اند و اسبهایی که مثل انسان روی دوپا راه میروند ، یا جلسات بحث فلسفی که توی دستشویی برپا شده و یا در شکل سورئال تر آن باغچه ما در عین حال قسمتی از نقشه شاخ افریقا بوده و .....
استفاده از تکنیک آمیختگی تجربیات در کنار جریان سیال ذهن به بهترین شکل در آثار سالوادور دالی نقاش مشهور سورئالیست دیده میشود . او در تابلوی شبح صورت وظرف میوه کنار ساحل ( 1938 )ظرف میوه ای را ترسیم کرده که با کمی دقت می فهمیم که صورت یک انسان هم هست و در عین حال میوه هایش بدن یک سگ را تشکیل میدهند و سگی که توی تابلو دیده میشود ترکیبی از چند کوه و میوه های ظرف است که قلاده او در عین حال پل بین دو کوه هم هست . نقاشی های دالی پر از این پازلهای زیبا و در عین حال بهت آور هست .
قبل از سالهای میانی دهه ۳۰ میلادی سورئالیستها معتقد بودند که رمان برخلاف شعر نمی تواند در شکل نظریه های سورئالیستی حرکت کند . عقیده آنها ما می توانیم یک شعر سورئال خلق کنیم اما رمان به دلیل چارچوبی که دارد و خط سیر و شخصیت پردازی و زمان و مکانی که دارد نمی تواند با استفاده از تکنیکهای سورئالیسم خلق شود و در واقع خلق رمان سورئال غیر ممکن است . حدود دهه ۳۰ میلادی که رمان بوف کور نوشته صادق هدایت به فرانسه ترجمه شد ، آندره برتون رهبر سورئالیستها حرف خودش رو ( در باره رمان سورئال ) رسما" پس گرفت و در یک سخنرانی رسمی بوف کور را یک شاهکار تمام عیار و یک رمان کاملا سورئال نامید . او عنوان کرد که اگر چیزی به نام شاهکار وجود داره ، رمان بوف کور است . در بوف کور هم ماشاهد وهم گرایی قهرمان داستان هستیم . فضای تب آلود و مالیخولیایی شدیدی بر داستان حاکم است ، مرز بین رویا و واقعیت ، توهم و حقیقت غیر قابل تشخیص است و راوی داستان اصالت خاصی برای توهمات و رویاهای خودش قایل است و ما شاهد در آمیختن تجربیات راوی داستان به زیباترین شکل هستیم .سورئالیستها با رفتارهای عجیب و غریب و آثار نا متعارف دنیای هنر و ادبیات را شوکه کردند . تابلو های عجیب و غریب سالوادور دالی در کنار دیوانگی هایی که خاص خودش بود ، یا فیلمهای عجیب و ترسناک لوئیس بونوئل و یا نوشته ها و اشعار آندره برتون ، در عین اینکه مخاطب را گیج و مبهوت می کنند ، در او احساس عجیبی را زنده می کنند . احساسی شبیه توهم و یا خواب تجسم یافته . در میان شخصیت های سورئالیست ، دالی جایگاه ویژه ای دارد . رفتار های عجیب و گاه کودکانه او ، نقاشی های بهت آور و گیج کننده اش ، همه و همه دیوانگی این نقاش را بیشتر اثبات می کنند . خود دالی در کتاب " خاطرات یک نابغه " می نویسد : تنها تفاوت من با دیوانه ها این است که من دیوانه نیستم !
او نقاشی است که خواب را روی بوم نقاشی به تصویر کشیده است . آشفتگی هایی که در هنگام خواب دیدن ، ما را احاطه می کنند و هیچ منطقی برای آنها وجود ندارد در تابلوهای دالی دیده میشوند .
لوئیس بونوئل و سالوادور دالی با همکاری هم فیلم ۲۰ دقیقه ای سگ آندلسی را ساختند . از صحنه هایی که در این فیلم دیده میشود : گاوی که روی کاناپه لم داده ، جنازه یک خر مرده روی پیانو ، صحنه بریده شدن چشم به وسیله تیغ صورت تراشی ، میزهای ناهار خوری که صندلی های آن توالت فرنگی هستند و .....یک اثر خلق الساعه و سرشار از آمیختگی تجربیات در ناب ترین شکل ممکن .
سورئالیست ها می گویند بسیاری از تصورات و تخیلات و اندیشه های آدمی هست که انسان بر اثر مقید بودن به قید اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و رسوم و عادات از بیان آنها خودداری می کند و این تصورات را به اعماق ضمیر پنهان خویش می راند.
این قبیل افکار و اندیشه ها و آرزوها غالباً در خواب و رویا و در شوخی ها و حرف هایی که از زبان انسان می پرد تجلی می کند و سورئالیستم طرفدار بیان صادقانه و صریح این قبیل افکار و تصورات و اوهام و آرزوها است.
به طور خلاصه سورئالیست ها فعالیت اصیل انسان را همان فعالیت رویا مانند ندای درونی دنیای ناخودآگاه می دانند.
دوران شكل گیری سورئالیسم تقریبا با اولین موفقیتهای سینمای صامت همزمان است. گسترش سینما در قرن 20 م . بسیاری از سورئالیست ها ، رسانه ای آرمانی یافتند كه می توانستند با آن دنیاهای دیگر راكاوش كنند.
نمونة كامل یك فیلم بلند سورئالیستی فیلم" سگ آندلسی" بونوئل و دالی است.
[مثلا در یكی از سكانس ها:[ابری از برابر ماه می گذرد و در پلان بعد تیغی چشمی را در می آورد...] یا در سكانسی دیگر از این فیلم: ]مرد جوان دهان خود را از چهره اش جدا می كند (!)
زن از این عمل ناراحت می شود و موهای زیر بغل خود را می نگرد؛ مویی وجود ندارد، سپس مبهوت می شود چون موها مانند ریش بر چهره مرد است . او با مرد خداحافظی می كند[
یا در فیلم" راه شیری "(اثر دیگر بونوئل) : ] مردم كور به دنبال مرد كوری می روند كه آنها را به سمت پرتگاه می برد.
بطور كلی می توان گفت : سورئالیست ها در فن سینما توگرافی ، مجموعه ای از وسائل را پیدا می كنند كه مخصوصا می تواند بازگوی رویاها و اشتیاق و فعالیتهای ضمیر ناخودآگاه باشد. یك فیلم سورئالیسم از طریق ذهن بر عواطف تاثیر می گذارد و فرد را از ضمیر آگاه به ضمیر ناخودآگاه می برد.
"اگر جنبش سورئالیسم به خودی خود عمر كوتاهی داشتف تاثیرش هنوز كاهش نیافته است .

سلام.
ققنوس جان اگر به مقالههای كلوب نگاه بندازی و شایدبحث ها هم به همین شكل اطلاعاتی كه میخوای دستگیرت بشه. سورئالیسم به زبان ساده مكتبیه كه بهت اجازه میده هر چیزی كه به ذهنت اومد رو بدون منطق خاصی و یا بدون اینكه بهش ترتیب خاصی بدی به اثر هنری ( نقاشی، نوشته و ... ) تبدیل كنی. به عبارتی فعالیت خود به خودی مغز. انگار یه چیزی بهت دیكته بشه از نا خود آگاهت و تو فقط بنویسیش یا بكشیش و تراوشات فكریت رو بدون تقلید و دست كاری و ... بیرون بریزی.
شاید به خاطر همین نقش ضمیر نا خود آگاه تو ایجاد این اثر های هنریه كه بیشتر از سایر اثر های هنری ما رو به سمت درون هنرمندشون راهنمایی می كنند و خیلی راحت تر باهاشون ارتباط بر قرار میكنیم. انگار ضمیر نا خود آگاه ما و اون هنر مند در جایی بهم گره می خورند. بدون سانسور و تقلید و ...
اگر با هر كدوم از هنر ها آشناییی محدودی حتی داشته باشی شاید بتونی نمونه اش رو تو خودت ببینی. یه سری نوشته های در هم و برهم یه سری خط خطی های نا مشخص و ... اینها شاید یه اثر هنری سورئال نباشند اما شاید به نوعی اون قسمت از وجود ما كه با سورئالیسم و این هنر ارتباط بر قرار میكنه رو بهمون نشون بدن و مسلما اگر پرورش داده بشن میتونن ما رو به یه هنر مند سورئال تبدیل كنند.
نمیدونم تعریفم چقدر اشتباه داشت چون سورئالیسم مكتبی نیست كه به این راحتی بشه توصیف و تعریفش كرد و تعاریفی كه ازش میشه خیلی وسیع اند. اما خمس دونستی های من به زبون ساده تقریبا همین حد بود.
امیدوارم باقی بچه ها ایراداتم رو بگیرند و بیشتر راهنماییت كنن.












(
(
(
(

