userinfo close

  ,

سورئالیسم


surrealism

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بی تا ک - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
10
152
91/2/3 (00:15)
19
171
90/9/2 (18:15)
30
377
89/6/3 (12:39)
5
209
87/3/8 (14:06)
10
68
90/12/21 (15:46)
4
70
90/6/18 (10:54)
3
37
90/6/18 (10:44)
9
152
90/4/2 (18:43)
8
63
90/2/28 (21:04)
29
611
89/7/7 (17:20)
4
92
89/3/17 (01:53)
6
122
89/3/3 (09:32)
4
149
89/1/16 (22:17)
0
18
88/12/18 (13:29)
3
66
88/7/12 (00:38)
3
83
88/7/10 (17:55)
1
54
87/12/30 (14:49)
7
219
87/8/30 (01:00)
5
179
87/3/8 (13:33)
0
31
86/11/15 (00:29)

عنوان بحث

ستاره ق , setarehjavan
ستاره ق - 01:58 1386/10/10

شعر سوررئال

بچه ها من مجذوب فضای سوررئال هستم ولی تجربه ای در این باره ندارم

میخواستم من را در شعر سوررئال راهنمایی کنید

مرسی

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ا ا , art13
ا ا - 12:39 1389/06/3
30





در امتداد دیواری می رفتم   که از ساعتهای مرده ساخته شده بود     آنچه می گویم را سکوت می کنم  آنچه سکوت می کنم را می بینم     دیواری در نور بی حرکت  نام خیابان: رمز و راز  ( سودربرگ )













ا ا , art13
ا ا - 01:49 1389/04/15
29




می دانم حقیقت کدام است  و گل های کاغذی، کلمه هایم را تکرارمی کند  بر امواج رود نور  قلت می خورند قایق های غیر شفاف به جلو  خیلی خجالتی سیب سیاه می شود     وزن سبکی ی ساعتی بدون عقربه  تمام جنگل خوب و خاکی است  خیلی پیش از این بازی ی آهنین درخشان ماهی ها  چه آرام این میز چیده     میل آخرین کلبه ی ویران  بی زحمتی از ستاره پر می شود  زیر پاکت، آتشفشانی تکان می خورد  این که بیش از حد زیبا بخوانی ... (  لابان )







ا ا , art13
ا ا - 01:35 1389/04/15
28





 اینجا ساحل هایی هست کنار یک دریای مرده  پُل های آسفالت شده، برف سنگی  اینجا افق از کشتی خالی است  هیچ ماهی ای در آب نیست، جلبک ها به شادمانی نمی لغزند  و درد می کند درد می کند چون ناله های هاون  بر تپه های زرد  انبوه حیوانات است  در نواحی ی سبز  در کارخانه ی ویرانه ی ارواح دودی  روحی رنجورو مریض  می خواستی آن جا گم شوی؟  شیب های گِلی  برف های زمستان های بسیار را نوشیده اند  من می خواهم تو را ببوسم با نوازش های کرم حشره ... ( تزارا )







ا ا , art13
ا ا - 03:16 1389/03/20
27


بله کمتر ...


اجازه بدید امپراتوری درون رو پیدا کنم و ببینم ... حتمن با اشتیاق تمام در موردش با شما به گفتگو خاهم نشست


البته اگر بتونید فیلمهای خوب دیگری هم بهم معرفی کنید . محبت میکنید ...




سیپان  , zhiman
سیپان - 02:16 1389/03/20
26

1- خوشبختانه ایندفعه قلمتان لطیفتر شده و ظاهرن کمتر از دستم هرس خوردین .

2- قبولِ قبولِ قبولِ ....

3- ندای درون به گمانم مال استفان سیمون باشه . برزیل (تری گیلیام) و امپراتوری درون (دیوید لینچ عزیز) .

4- خوشحال می شم در بحثی جدید در مورد سبک فیلم لینچ صحبت کنین . می خام بدونم توی چه ژانر و مکتبی قرارش می دین .

(بهم حق بدین بعضی اثرها چنان ساختار شکن می شن که واقعن گیچ کننده میشن ) 

ا ا , art13
ا ا - 13:12 1389/03/19
25

اگر از ترجمه گفتم ، خاستم بحرانی را واشکافی کنم که احتمالن تمام حیثیت ادبی ما را در آینده در پیش چشم جهانیان به سخره خاهد گرفت ...

خاستم از نابلدی حتا اساتیدمان صحبت کنم و بگویم که تعصب چه ها که بر سرمان نمی آورد ... بگویم که نگاه دگماتیک و ناسیونالیستی به هر چیز ، آن پدیده را به لجن میکشد ...

از دردی بگویم که در جامعه ی روشنفکری امروز میبینم ... میبینم که چگونه روشنفکران و جوانان جویای تجربه گاهن خود را تمام قد دست انداخته اند و خود نمیدانند ...


اما اینها را در پرانتز عرض کردم ...

صحبتم در مورد شعر پرور همان است که گفتم ...







اما در مورد صد سال تنهایی ...


من آنرا فقط رئالیسم جادویی میدانم ... سوررئالیسم تعریف خاص خود را دارد که براحتی نمیتوانید هر چیزی را در آن قرار دهید ... چرا که بهر حال شما در داستان روایت دارید و روایت اگر بخاهد در چارچوب قرار بگیرد کاملن از سوررئالیسم فاصله گرفته ست ... ( امیدوارم خطاب بوف کور شما را به اشتباه نیندازد چراکه آن و نادیا و دهقان پاریسی و گمگشته و ... را باید تاریخی نگاه کنید ... مصاحبه ی برتون با پارینو خیلی راهگشاست )

اما بله در کتابی بنام داستان نویسی جریان سیال ذهن ، حسن بیات صد سال تنهایی رو همه چی دانسته حتا فوتوریسم   ... که البته قبول ندارم مباحث اون کتاب رو ...


فیلم برزیل و امپراطوری درون رو ندیدم ( ندای درون رو دیدم که تلویزیون پخش کرده بود نمیدونم این اونه یا نه ) ، پس اظهار نظری نمیتونم داشته باشم ... چشم سعی میکنم پیدا کنم و ببینمشون و بعد در این مورد هم با هم صحبت خاهیم کرد ...


اما اختلاط سبکها رو به این شدت که میگید قبول ندارم ... بله وقتی سوررئالیسم رو باز میکنیم میبینیم که کمی کوبیسم هم توش هست یا جاهایی اصالت روح هگلی و ... خب قطعن همینطوره ... یک سبک از امتزاج چند نگاه و سبک دیگه به وجود میاد و این طبیعیه ...

اما وقتی که بعنوان یک سبک مستقل حیات یافت ، دیگه نمیتونید اونرو با اونچه ازش تعثیر گرفته بسنجید ... یا هنگام تحلیل تجزیه ش کنید ... اون قائم به اسلوبهای خودشه ...

 یعنی نمیتونید بگید که مثلن این شعر پرور ، سوررئالیسته ... چرا ؟ چون سمبولیسته !

خب قبول کنید واقعن ... این نمیشه ...


باز برگردم به همین شعر پرور ... تمام المانهای شعر سمبولیست توی این هست ، قبول ... اما به خدا این ربطی به سوررئالیسم نداره ... سمبولیسم در سوررئالیسم حل شده و رابطه ای رو تشکیل داده که همونطور که قبلن هم اشاره کردم برگشت پذیر نیست ...


عنوان بحث رو کسی ایجاد کرده که دوست داره در مورد شعر سوررئالیست بدونه ... خب باید کمکش کنیم ... و در این راه صداقت مطلق لازمه ...

 
این شعر لایه های متعددی نداره که مثل صد سال تنهایی ما رو به اشتباه بندازه ... یک اثر سمبولیست از یک شاعر سوررئالیسته ... همین

همچنان که خیلی از شعرای الوار ، رمانتیکه ... خب نمیتونید ایراد بگیرید که سوررئالیسم ریشه در رومانتیک داره پس این شعر هم سوررئالیسته ...

بهر حال ... فکر میکنم دیگه خیلی در مورد این شعر حرف زدم ...


امیدوارم موفق باشید ... همه




سیپان  , zhiman
سیپان - 02:40 1389/03/19
24
نقل قول از : . .

نقل قول از : سیپان برواری

نقل قول از : . .

این شعر هرگز یک شعر سوررئالیست نیست .


توجه داشته باشید که اثر سوررئالیستی قائم به تقابل مفاهیم و کلمات متباین در خدمت شکستن وجه قیاسی ذهن و رهانیدن تخیله ... نه به پدید آورنده ش ...


یعنی نمیشه گفت چون پرور سوررئالیسته ، پس تمام اشعارش در تمام دورانهای فکریش دارای وجاهتی سوررئالیستی ست ...


خیلی بهتر از این می شد که علاوه بر ساختار شعر سورئال به مفهوم استعاره و نمادین بودن شعر نیز دقت کرد .  به نظر من کاملن شیوه ی نگارشِ سورئال در سرودن این شعرِ سبملیک، نمود خود را نشان می دهد .



نمادین ، سمبولیک !!

و آیا این شاخصه ی شعر سوررئالیستی ست ؟؟


مشکل شما اینجاست که سوررئالیسم را ترجمه میکنید و اینک معنای لغوی آنرا ملاک سنجش آثار قرار میدهید ... این مسئله را در نقدهای روزنامه ای هم بسیار دیده ام و نشان از عدم آشنایی نویسنده از خط فکری و اونتولوژی نحله ، مکتب یا جریان مورد نظر دارد ...

اینکه میگویید نمادین ، که هیچ ربطی به سوررئالیسم ندارد اگرچه یک اثر سوررئالیست میتواند سمبولیک هم باشد ... اما در نظر داشته باشید که هر اثر سمبولیکی ، سوررئال نیست ...

اما بحران از اینجا آغاز میشود که اگر قرار بر ترجمه ی لغوی یک واژه باشد ... آن وقت فاجعه ی غزل پست مدرن رخ میدهد ... ترکیبی چنان زننده و لوس که تنها از تازه به دوران رسیده های فکری ایرانی بر می آید ...


این را دوستانه عرض میکنم ... سوررئالیسم یا هر ایسم دیگری ،  ترجمه پذیر نیست ... واژه ای ست با دنیای خاص خود که آنرا میبایست از بیانیه های پدید آورندگان و آنالیز آثار گروندگانش بازشناخت ...


اگر قرا باشد سوررئالیسم بشود فراواقع گرایی ...
 آن وقت کلی از آثار شعر کلاسیک خودمان سوررئال میشود و دوباره در گوشه ای از این مملکت ، مدیری سر از بالش آگاهی اش بر میدارد و فریاد میکشد که
هاااای : من کشف کردم طبق اسناد جدید به دست آمده سوررئالیسم به ایران تعلق داشته و شروع آن طبق معمول از حکومت کریمه ی صفوی است ... و در این سرزمین همیشه روزنامه ای هست که اینها را تیتر بزند و بچپاند در انبان تاریخ باشکوه ایران اسلامی ...


دقیقن مثل همان مزخرفاتی که در باب اکسپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم انتزاعی گفته اند و نوشته اند و دانشجویان بیچاره ی هنر هم میخانند و امتحانش میدهند ... که خاستگاهش تبریز میباشد و احتمالن جکسون پولاک ناکس هم مخفیانه یا به طریق سه ضلع همیشگی و مرسوم این روزها (، منافقین ، اسرائیل و آمریکا ،)  اطلاعات ناب ایرانی را به اسم خودش در هیئت اکشن پینت مستحیل ساخته ست ...
 


بهر حال


بنا به پیشینه ی اغلب سوررئالیستها مثلن علاقه ی برتون به رمبو یا الوار به بودلر و ... ، شاید این شعر یک شعر سمبولیستی باشد   ...  اما قطعن سوررئالیستی نیست ...


و البته شما مختارید آنرا هر چه دوست  می دارید ، بدانید و بنامید  ... که بی تردید میل شما ، دخلی در ماهیت آن نخاهد داشت .







دوست عزیز من ، حرف شما درست اما نمی دانم از چه روی برآنید تا سخنی را بر روی بی اطلاعاتی کسی بگذارید و سریع و جسورانه پاسخش را بدهید . یک بار انتخاب این شعر را از جانب من تنها بر حساب اینکه پرور سورئالیست است گذاشته اید و در جای دیگر پاسخ من را بر حساب ترجمه ی غلط و اشتباه گذاشته اید . از زوایای امر پیداست که دلتان از بابت نا اگاهان بسیار گرفته و تعصب شدیدی بر این سبک دارید اما آیا فکر نمی کنید که زمانی بس طولانی از اختلاط ژانرها و مکتب ها گذشته و زمانی که قصد بر کالبد شکافی اثری داشته باشید هزاران هزار سبک و شیوه  از دل هر اثر نمایان می شوند .

کسی صد سال تنهایی را سورئال کسی دیگر رئال جادویی و کسی آن را جریان سیال ذهن به صورت مطلق می داند اما هم آمیختگی حداقل این سه سبک باعث زایش صد سال تنهایی گشته که عناصری تفکیک ناپذیر از داستان می باشند . همین صورت در مورد فیلمهای سورئال مصداق دارد . نگاهی به فیلم بزریل و یا امپراطوری درون بیندازید .  

با همه ی این احوال ممنون از فعال بودنتان و توجه نشان دادن به تغییرات جدید .  

ا ا , art13
ا ا - 06:37 1389/03/18
23
نقل قول از : سیپان برواری

نقل قول از : . .

این شعر هرگز یک شعر سوررئالیست نیست .


توجه داشته باشید که اثر سوررئالیستی قائم به تقابل مفاهیم و کلمات متباین در خدمت شکستن وجه قیاسی ذهن و رهانیدن تخیله ... نه به پدید آورنده ش ...


یعنی نمیشه گفت چون پرور سوررئالیسته ، پس تمام اشعارش در تمام دورانهای فکریش دارای وجاهتی سوررئالیستی ست ...


خیلی بهتر از این می شد که علاوه بر ساختار شعر سورئال به مفهوم استعاره و نمادین بودن شعر نیز دقت کرد .  به نظر من کاملن شیوه ی نگارشِ سورئال در سرودن این شعرِ سبملیک، نمود خود را نشان می دهد .



نمادین ، سمبولیک !!

و آیا این شاخصه ی شعر سوررئالیستی ست ؟؟


مشکل شما اینجاست که سوررئالیسم را ترجمه میکنید و اینک معنای لغوی آنرا ملاک سنجش آثار قرار میدهید ... این مسئله را در نقدهای روزنامه ای هم بسیار دیده ام و نشان از عدم آشنایی نویسنده از خط فکری و اونتولوژی نحله ، مکتب یا جریان مورد نظر دارد ...

اینکه میگویید نمادین ، که هیچ ربطی به سوررئالیسم ندارد اگرچه یک اثر سوررئالیست میتواند سمبولیک هم باشد ... اما در نظر داشته باشید که هر اثر سمبولیکی ، سوررئال نیست ...

اما بحران از اینجا آغاز میشود که اگر قرار بر ترجمه ی لغوی یک واژه باشد ... آن وقت فاجعه ی غزل پست مدرن رخ میدهد ... ترکیبی چنان زننده و لوس که تنها از تازه به دوران رسیده های فکری ایرانی بر می آید ...


این را دوستانه عرض میکنم ... سوررئالیسم یا هر ایسم دیگری ،  ترجمه پذیر نیست ... واژه ای ست با دنیای خاص خود که آنرا میبایست از بیانیه های پدید آورندگان و آنالیز آثار گروندگانش بازشناخت ...


اگر قرا باشد سوررئالیسم بشود فراواقع گرایی ...
 آن وقت کلی از آثار شعر کلاسیک خودمان سوررئال میشود و دوباره در گوشه ای از این مملکت ، مدیری سر از بالش آگاهی اش بر میدارد و فریاد میکشد که
هاااای : من کشف کردم طبق اسناد جدید به دست آمده سوررئالیسم به ایران تعلق داشته و شروع آن طبق معمول از حکومت کریمه ی صفوی است ... و در این سرزمین همیشه روزنامه ای هست که اینها را تیتر بزند و بچپاند در انبان تاریخ باشکوه ایران اسلامی ...


دقیقن مثل همان مزخرفاتی که در باب اکسپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم انتزاعی گفته اند و نوشته اند و دانشجویان بیچاره ی هنر هم میخانند و امتحانش میدهند ... که خاستگاهش تبریز میباشد و احتمالن جکسون پولاک ناکس هم مخفیانه یا به طریق سه ضلع همیشگی و مرسوم این روزها (، منافقین ، اسرائیل و آمریکا ،)  اطلاعات ناب ایرانی را به اسم خودش در هیئت اکشن پینت مستحیل ساخته ست ...
 


بهر حال


بنا به پیشینه ی اغلب سوررئالیستها مثلن علاقه ی برتون به رمبو یا الوار به بودلر و ... ، شاید این شعر یک شعر سمبولیستی باشد   ...  اما قطعن سوررئالیستی نیست ...


و البته شما مختارید آنرا هر چه دوست  می دارید ، بدانید و بنامید  ... که بی تردید میل شما ، دخلی در ماهیت آن نخاهد داشت .






سیپان  , zhiman
سیپان - 02:02 1389/03/18
22
نقل قول از : . .

این شعر هرگز یک شعر سوررئالیست نیست .


توجه داشته باشید که اثر سوررئالیستی قائم به تقابل مفاهیم و کلمات متباین در خدمت شکستن وجه قیاسی ذهن و رهانیدن تخیله ... نه به پدید آورنده ش ...


یعنی نمیشه گفت چون پرور سوررئالیسته ، پس تمام اشعارش در تمام دورانهای فکریش دارای وجاهتی سوررئالیستی ست ...


خیلی بهتر از این می شد که علاوه بر ساختار شعر سورئال به مفهوم استعاره و نمادین بودن شعر نیز دقت کرد .  به نظر من کاملن شیوه ی نگارشِ سورئال در سرودن این شعرِ سبملیک، نمود خود را نشان می دهد .

ا ا , art13
ا ا - 12:34 1389/03/17
21
نقل قول از : سیپان برواری

برای تو دلدارم

از : ژاک پرور

به بازار پرنده فروشان رفتم

و پرندگانی خریدم

برای تو

دلدارم.

به بازار گلفروشان رفتم

و گلهایی خریدم

برای تو

دلدارم.

به بازار آهن فروشان رفتم

و زنجیرهایی خریدم

زنجیرهای سنگینی

برای تو

دلدارم

پس به بازار برده فروشان رفتم

و ترا جستم

اما نیافتم

دلدارم   

ترجمه ابوالحسن نجفی



این شعر هرگز یک شعر سوررئالیست نیست .


توجه داشته باشید که اثر سوررئالیستی قائم به تقابل مفاهیم و کلمات متباین در خدمت شکستن وجه قیاسی ذهن و رهانیدن تخیله ... نه به پدید آورنده ش ...


یعنی نمیشه گفت چون پرور سوررئالیسته ، پس تمام اشعارش در تمام دورانهای فکریش دارای وجاهتی سوررئالیستی ست ...








سیپان  , zhiman
سیپان - 02:31 1389/03/17
20

برای تو دلدارم

از : ژاک پرور

به بازار پرنده فروشان رفتم

و پرندگانی خریدم

برای تو

دلدارم.

به بازار گلفروشان رفتم

و گلهایی خریدم

برای تو

دلدارم.

به بازار آهن فروشان رفتم

و زنجیرهایی خریدم

زنجیرهای سنگینی

برای تو

دلدارم

پس به بازار برده فروشان رفتم

و ترا جستم

اما نیافتم

دلدارم   

ترجمه ابوالحسن نجفی

آزاده مولوی , henema60
آزاده مولوی - 00:23 1389/03/17
19

من فكر می كنم فضای سوررئالسم ،‌فضایی است كه شاعر یا نویسنده و نقاش و هنرمند .... فضای مبهمی است

و زمان و مكان مشخصی برای این نوع سبك وجود ندارد گاهی هنرمند خودش رو در مكانهای مبهم مثل آیینه و یا جاهای

غریب می بینه یا شخصیتش با دیگری آمیخته میشه و به نوعی گاهی هنرمند خودش رو در خلال نوشته اش می شناسه

مثل بوف كور هدایت . فكر می كنم زمانی شاعر یا نویسنده وارد این فضا می شه و می خواد با این سبك شروع كنه كه یا

دقیقا نمی خواد به شرج ماجرا بپردازه و یا به نوعی با مخاطبش بازی می كنه كه ببینه آیا اون هم ازین چیزی متوجه

میشه یا نه ،‌و كسی كه عاشق سوررئالیسم باشه  مجهولات رو كشف می كنه چه بسا خودش هم بتونه به ابداعاتی

در این زمینه كمك كنه .  به نظر من اوج سوررئالیسم رو میشه در آثار هدایت دید .

نمی دونم توی معاصر ها كسی رو داریم كه درفضای سوررئالیسم كار كنه

اگر آثاری از نویسنده یا شاعر ایرانی سراغ دارید به من معرفی كنید

 

آ / از كرج

نیما آبرومند , best971
نیما آبرومند - 12:15 1388/12/4
18
8 اسفند - جشنواره موسیقی فجر - بخش رقابتی - فرهنگسرای نیاوران - كنسرت گروه تیوا - ساعت 18:30
برای رزرو بلیط كنسرت به سایت زیر مراجعه فرمایید.
http://pop.fm.sigozar.com/concertList.sigozar

از لیست


برایا  - تیوا
آرمین شریف پور . هادی راستینه
برگزار کننده: انجمن موسیقی
 شنبه 8 اسفند ساعت 18:30 - فرهنگسرای نیاوران

انتخاب كنید.
باران دوست , barandost
باران دوست - 21:33 1388/09/8
17

دوست عزیز احمد اقا

تا اونجای که من میدونم ما سورئالیسم جادویی نداریم و رئالیسم جادویی داریم و صد سال تنهایی رو هم رئالیسم جادویی میدونیم.

اگر جای بخصوصی درمورد چیزی تحت عنوان سورئالیسم جادویی مطالعه کردید لطفا بگین.

صدای بی صدا منم , sagshodam
صدای بی صدا منم - 00:49 1388/07/29
16

اووووووووووو من عاشق سوررئال هستم. سوررئال یک ذخن سیال هست که برای اینکه بتونه یک واقعیت رو بیان کنه به هر جای سر میزنه و از هر پدیده ای به راحتی بهر میبره. حالا یک چیز دیگه داریم به اسم سوررئالیسم جادوئی که در بیان واقعیت رو میخواد با غلو زیاد به خواننده برسونه.مثل اثر صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز. من عاشق سوررئالم. این نوشته ها از خودمه در قالب سوررئال:
                              قسمتی از مجموعه داستان کوتاه "روایتی سوخته از ذهن یک دانشجو" :

... . امیر توی اتاق کوچک خانه شان دارد دریده میشود. مشامش میلغزد و دود هروئین که اصلا صدا ندارد.کز می کند کنج اتاق و چشم هایش آویزان می شود به سقف.سقف از هم باز میشود و از توی دیوارها دو تا پری می آیند کنار امیر می نشینند و او را دلداری می دهند.
_ حالت خوبه؟
_ آ..آآ....آر..ه
_ کوفت و آره.نعشه میکنی حداقل یه چیزی کوفت کن شکمت خالی نباشه.
حامد کلوچه ها میگذارد جلوی زانوهای عریان امیر . فلسفه قهر میکند،دریده میشود و دختری حوالی خیابان فرشته دختر کش می شود.هوا بوی پائیز را مزه میکند و میرود مینشیند جفت سلولهای عرق کرده ی امیر.کافه ی بنگلادش از این همه هیاهوهای مونث مئابانه تلخ شده.پسری از کافه بیرون می آید و شروع بهجفتگیری با پائیز میکند...

امیدوارم مجوز چاپ بگیرم.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.