userinfo close
  ,

حمایت از دختران ایرانی


supportofgirl

تاسیس: 17 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: هوتن کسایی - معاونان
جهانی دیگر ممکن است
 

عنوان بحث

بهرام فرهمندنژاد , pirzadx

زن از نظر من

زن از نظر من

 

خواهش می كنم دوستان یا تا آخر بخوانید و اگر حوصله ندارید اصلا نخوانید.

 

بنا به اسناد تاریخی موجود بشر اولیه در محیطی زن سالارانه و یا مادرسالارانه زندگی می كرده است. محوریت اصلی خانواده با مادر بوده است و چیزی به عنوان پدر معنی نداشته است.

زنها صاحب فرزند بوده اند و فرزندان با توجه به غریزه خود تا زمان مرگ مادر به او خدمت می كرده اند.

 

طبیعت را نگاه كنید! غریزه مادری بزرگترین و مهمترین عامل اصلی بقای نسل موجودات را تشكیل می دهد. مادر از فرزندان حمایت می كند و آنها هم همیشه در كنار او می مانند.

 

رفتار بشر اولیه نوعی الگو برداری كامل از حیوانات و غریزه خود بوده است. ازدواج به آن مفهومی كه الان مستعمل است معنی نداشته و مردها فقط گاهی بنا به دلیل غریزه جنسی كه در زنها نیز وجود دارد آمیزش می نموده اند بدون ایجاد هیچگونه تعهدی.

 

بنا به اسناد تاریخی زنها كه عمدتا در غارها و یا كپرها ساكن بودند توانستند به طور ناخودآگاه و اتفاقی كشاورزی را كشف كنند. قبل از آن انسان موجودی شكارچی بوده است.

 

مردها كه در اصل فرزندان مذكر بودند وظیفه حفاظت و مراقبت از این زنان را به عهده داشته اند.

 

بعدها به دلیل قدرت بدنی زیادتری كه مردها داشتند قدرت مطلق را از چنگ مادران در آوردند و توانستند با آنها مساوی شوند.

پسر بزرگ و یا شوهر به اندازه مادر قدرت داشت و به دلیل تلاشهایش برای اقتصاد خانواده توانست در سیاستگذاری شركت كند.

 

زندگی سخت بشر را به سمت تشكیل قبیله سوق داد.

در همین مواقع بود كه ازدواج گروهی شكل گرفت. در یك قبیله پسران آن قبیله با دختران قبیله مجاور ازدواج می كردند و تشكیل یك قبیله جدیدی را می دادند.

فرزند متولد شده مربوط به كل قبیله بود و پدر و یا مادر به آن معنی كنونی وجود نداشت.

 

از آنجاییكه دختران متولی تولید فرزند و آماده نمودن غذا و سایر امور محل سكونت را به عهده داشتند مردها همچنان به كار شكار و یا كشاورزی نه زیاد پیشرفته مشغول می شدند.

 

زن قبیله در اصل زن تمام قبیله بود و این در مواقع خاصی از ماه (عادت ماهانه) مشكلاتی را برای آنان ایجاد می نمود. زنها با پوشاندن شرمگاه خود به طور ناخودآگاه خود را مدتی از مردها دور می كردند.

و باز هم زنها توانستند لباس را كشف كنند.

 

اختلاف بین قدرت بدنی و ضریب هوشی مردان در میان همدیگر باعث ایجاد نوعی قدرت گرایی فردی در آنها شد. هر مرد به جای اینكه برای كل قبیله شكار كند فقط برای خودش شكار می كرد. امكانات بهبود یافته شكار و كشاورزی و یا ماهیگری به این قضیه كمك می نمود و در نتیجه مردها از قبایل و ازدواجهای گرئهی جدا شدند.

 

زنها به طور ارثی و سنتی نیازمند قدرت بدنی مردها بودند پس در نتیجه مرد قویتر زنان بیشتری را به دور خود جمع نمود. این آغاز مردسالاری بود.

 

برخی عقیده دارند تعدد ازواج از ابداعات پیامبر اسلام است در حالی كه اصلا چنین نیست!

 

مرد با داشتن زنان زیادتر به فرزندان زیادتری می رسید و در نتیجه نان آورش بیشتر شده و از نظر اقتصادی غنی تر می گشت.

 

اسناد موجود اولین مردسالاری را در میان سومرها می توان یافت.

 

اسطوره ها نیز تغییر یافتند

 

گرگ خاكستری (بوز قورت) كه مادر و مولد تركها بود بعدها در زمان بعد از تاریخ معاصر با سومر ها جای خود را به گرگی داد كه همسر یك مرد شده و در نتیجه تركها از او متولد شده اند.

 

حتی در اسناد مربوط به زرتشتیها گفته شده كه اهورا مزدا و اهریمن در شكم موجودی بودند ( زروان – خدای زمان) بعدها اهریمن شكم او را پاره نموده و عصیان می كند و در نتیجه زودتر به زمین آمده و صاحب آن می شود و اهورا برای گرفتن حقش با او وارد جنگ می شود.

در فرهنگ اوستایی نام مادر اهریمن و اهورا بعدها حذف می شود و دوباره مادرسالاری جای خود را به پدر سالاری می دهد. كیومرث (مرد) بعد از مرگش به مشی و مشیانه مبدل می شود (آدم وحوا)

 

داستان اغوای حوا توسط ابلیس و در نتیجه حرف شنوی آدم از حوا و خوردن درخت ممنوعه نشان از نفوذ كلام زن اولیه داشته است.

 

تمامی ادیان به جز مسیحیت و اسلام بنا به قرابتشان با غریزه اولیه انسانی به این مردسالاری بها داده و آنرا ستوده اند. تعدد  زنان حضرت یعقوب، حضرت سلیمان و داوود بیانگر این مسئله است.

داستان تلاش حضرت داود برای گرفتن زن صدم شنیدنی است.

 

تعدد زنان كه بیانگر نوعی ثروت بالقوه (تولید پسران) و كارگران مجانی بود چنان به اوج خود رسید كه می گویند خسروپرویز شاه ایران نزدیك 12000 زن و كنیز در حرمسرای خود داشته است.

 

مرد محوریت اصلی را پیدا كرده بود و در این بازار داغ تعدد زنان دیگر جایی برای زن باقی نبود تا قدرت باستانی خود را كه وابسته به حس و غریزه مادری بود بازیابد.

 

زنها ضعیفتر و ضعیفتر می شدند.

 

در ایران باستان در معبد اردووسوره آناهیتا زنان زیبا قربانی می شدند تا خشنودی آناهیتا خدای آب فراهم آید.

ایرانیان باستان كه با هندوان سانسكریت هم نژاد بودند مانند آنها به خدا كلمه دیو می گفتند.

 

آشو زرتشت با تلاشهای خود این خدایان دیو را به دیوهای كنونی تغییر داد و با تلاشهای فراوان بساط قربانی زنان را برچید اما او هم از دختر خود فرنی و ازدواجش با جاماسب برای رسیدن به اهداف خود كمك گرفت.

 

زن زرتشتی موفقیتی كسب كرده بود اما هنوز تعدد ازواج حل شده نبود.

 

در میان عربهای سوسمار خور مردی قد علم كرد

 

عربها را نباید ملامت كرد زن موجودی بود به دید سرمایه و ثروت

 

محمد مردی كه بسیار دوستش دارم كسی كه با مكتبش دنیا را تغییر داد.

 

محمد تلاش بسیاری كرد

 

بر خلاف زرتشت از دخترش برای رسیدن به مقام استفاده نكرد

او دخترش را به مردی بی چیز داد.

 

محمد بساط تعدد ازواج را برچید و آنرا تا 4 عدد تقلیل داد اما چون تفكر مردسالارانه هنوز باقی بود فقط به شرطی مهم اكتفا كرد: عدالت بین زنان. شرطی كه عملا 4 زن را به یكی تقلیل می داد و باید اعتراف كرد تنها استراتژی ممكنه آن زمان بود.

 

زن را كه تبدیل به كالا شده بود تا اندازه یك مرد بالا آورد و حقش را به او برگرداند.

او زن را دوباره مادر كرد. به طوری كه امامان نه به پدری علی كه به مادری فاطمه خود را می شناساندند و خود را پسران زهرا می نامیدند.

در كتابش به تعداد 124 مرتبه از كلماتی استفاده كرد كه از ریشه  امّ( مادر) بودند مانند امم (اقوام) ، امت ، امام ، امامت، امهات (مادران) ، ائمه (سرپرستان) ، امّی ( مكتب ندیده كه لقب پیامبر است) و حتی كلمه اللهم كه تمامی زبانشناسان آنرا از ریشه امّ می دانند. برای یك مسلمان تمامی این كلمات مقدسند و قابل احترام .

 

زنانش را مادران مومنین نامید. زنانش حق دخالت در تمام امور را داشتند حتی  آنان را به بهانه پرستاری به جنگها برد.

جنگهای عایشه و علی و یا نفوذ سیاسی عایشه در میان مسلمین بیانگر برگشت به فطرت مادرانه زن بود كه نتیجه تلاشهای محمد بود.

 

زنان را برای راحتی در دوران عادت ماهانه از تمامی اعمال مذهبی معاف كرد ( به كشف لباس و تلاش زنان در دوره باستان رجوع شود)

 

او زنها را شناخته بود. عطر و زن و نماز شعارش بود.

در كتابش تنها كسی كه لقب پاك و مطهر داشت زنی بود به نام مریم.

 

اما افسوس

 

پیروان عربش بازهم به گذشته برگشتند

محبتهای پیامبر را به زن نوعی نقص زن قلمداد كردند.

 

علی جانشین پیامبر عطای پیامبر و عفو اورا در مورد معافیت زن در زمان عادت ماهانه را نشانه نقص ایمان او قلمداد كرد. لطافت روحش را نشانه كم خردی او دانست.

عربها غافل بودند از اینكه زن آنقدر به خدا نزدیكتر است كه پیامبرش نیازی برای عبادت و تلاش بیشتر را برای آنها نمی بیند.

 

چقدر حدیث ساخته شد. محیط مردسالار احادیث را پشت سرهم ساخت تا ثابت كند زن مایملك مرد است و شریك او نیست.

 

پیامبر برای جدا ساختن مسلمانان از كافران به پوشش لباس توجه كرد. لباس سفید را برای مردان و پوشاندن سر و گردن را برای زنان نوعی سمبل مسلمانی قرار داد.

 

اما افسوس غیرت عربی عربها بازهم زیاده روی كرد.

نقاب كه برای جلوگیری از سوزش آفتاب و شنهای عربستان استفاده می شد و فقط در بین عربها آنهم به دلیل بدی آب و هوا استفاده می شد به عنوان حجاب مطرح گردید.

 

احادیث ساختگی حتی به زن اجازه خروج از منزل را م بی اذن شوهر نمی داد.

این شروع نوعی مردسالاری نوین بر پایه آموخته های دینی بود.

 

زن تا حد یك كالای جنسی بازهم سقوط كرد با این تفاوت كه این دفعه كلاهی شرعی داشت.

 

پیروان آن مرد بزرگ نفهمیدند كه بعد از عدد 3 عدد 4 را باید بگویند در همان اعداد 1 و 2 و 3 كه پیامبر یاد داده بود ماندند و فقط به تركیب این اعداد بسنده كردند عدد 13 ، 23 ، 32 و 11 را محكم گرفتند و هی عدد ساختند.

 

باید از سیر تاریخی متوجه شد كه كسی كه در طی 23 سال 1000 زن را به 4 تا تقلیل داده یقینا 4 تا را به یكی تقلیل می داد (كه البته این كار را نموده است)

 

دین او مانند نوری درخشید اما حیف تعصبات قومی بازهم به عهد باستان كشانید. الان هم مانند زمان سومر ها مردها حرف از زن من، خانه من و... زدند و زنها گفتند آقامون، پناهگاهمون و...

 

تو عروسیها دقت كردین

با پیرهن سفید برو و با كفن برگرد یعنی برگشتت را همسان با مرگ می دانند.

دختران شادی كنان داد می زنند: عروس می شی ، مامدر می شی و...

برای آنها حتی تجسم اینكه بدون مرد زندگی كنند دردآور است.

 

موقع را رفتن و یا ایستادن در جمع خوب نگاه كنید. مردها طوری می ایستند كه انگار جلوی درب غار ایستاده و خواهان محافظت از زنان هستند. زنها خودشان را پشت مردها مخفی می كنند.

در روستاها همیشه مرد دو قدم جلوتر از زن راه می رود و همقدمی با او نوعی بی ادبیست.

 

كسی جرات ندارد حتی اسم زن دیگری را بداند حال آنكه نام زنان و دختران پیامبر را همه می دانستند.

دخترها مانند زمان غارنشینی به اول چیزی كه دقت می كنند هیكل و قدرت بدنی پسر است آخه این پسر قراره شكارچی باشه و برای غار غذا بیاره.

بارها پسران زیادی را دیده ام كه حتی یك كلمه حرف حساب و یا معلومات و یا هوشی ندارند اما چنان دوست دخترهایشان به آنها می چسبند كه دیدنی است.

 

بیچاره زنها و دختران خودشان هم باورشان شده كه موجود درجه دو هستند.

 

افسانه نیمه گمشده افلاطون را حتما شنیده اید

 

همه ما به دنبال نیمه گمشده هستیم

 

اما عده ای آمدند و برای این نیمه گمشده حدیث نوشتند و قانون وضع كردند و...

 

قانون صیغه را ساختند از دید یك مرد

قانون ارث را ساختند از دید یك مرد

 

چه گویم كه ناگفتنم بهتر است.

 

من نه فمینیستم و نه ضد دین. شاید حتی من هم تحث تاثیر محیط اینگونه می اندیشم. شاید علاقه بیش از حدم به یك زن مسبب دفاعم از زنان شده است.

 

نمی خواستم طولانی بشه اما در این سكوت شب كلمات آمدند و آمدند.

 

 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پری پ , paria_navid_19
پری پ - 02:47 1386/02/20
1
be nazare man zan ro az 2 didgah mishe sanjid yeki az nazare marda yeki ham zana az nazare man zan ye mojodie ke hich kas nemitune befahme ke vaghean toye delesh chi migzare age bekhad donya ro tasahob kone mikone va movafagh mishe ina hamash haghighate
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.