| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
67
|
91/3/1 (22:29)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/12/17 (03:47)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/11/14 (15:05)
|
|
||
|
|
2
|
65
|
88/12/20 (18:56)
|
|
||
|
|
1
|
34
|
88/10/23 (16:21)
|
|
||
|
|
16
|
112
|
88/2/10 (00:30)
|
|
||
|
|
37
|
270
|
88/1/8 (17:28)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
87/8/28 (00:12)
|
|
||
|
|
2
|
55
|
87/6/17 (23:26)
|
|
||
|
|
0
|
38
|
86/5/7 (12:08)
|
|
||
|
|
4
|
88
|
86/5/7 (11:53)
|
|
||
|
|
2
|
43
|
86/3/29 (18:45)
|
|
||
|
|
2
|
42
|
85/12/2 (04:21)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
85/11/26 (07:02)
|
|
||
|
|
5
|
55
|
85/10/6 (03:32)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
85/10/4 (23:05)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
85/9/20 (19:43)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
85/3/15 (09:32)
|
|
||
|
|
1
|
19
|
85/2/20 (10:32)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
85/1/16 (09:04)
|
|
سلام دوست عزیزم
من خیلی نیاز دارم که با استاد صحبت کنم مشکلی برام پیش اومده که به کمکشون نیاز دارم
چه طوری میتونم با ایشون در ارتباط باشم ؟؟
ممنون میشم اگه دوستان راهنمایی ام کنند
سلامی به داغی روزهای تابستون :
اول اینکه بابت تاخیرم خیلی عذر میخوام
دوم اینکه خیلی ممنونم که این مدت تنهام نذاشتین و با پیامهای قشنگتون بهم امید دادین امیدوارم بتونم جبران کنم ...
خب تابستون چطوره؟؟؟؟امتحانا خوب بودند؟؟من که امتحانام تموم شدند و تموم شدن امتحانا مصادف شد با خراب شدن اینترنتم که واقعا زجر آوره ...فقط دعا کنین درست بشه چون برام خیلی سخت میگذره آخه تابستون که بدون اینترنت لذتی نداره
و اما ...
حدود چند ماه قبل برای آقای حلت (مدیر مسئول مجله موفقیت ) نامه نوشتم و ایشون زحمتشو کشیدن و در نشریه 15 خرداد جواب نامه را نوشتن که گفتم چون جواب واقعا زیبایی نوشتند منم اینجا بنویسم ...مطمئنا خوندنش برای شما خالی از لطف نخواهد بود ...پس اگه خسته نمیشین بخونینش :
نامه من :
استاد عزیزم جناب آقای حلت سلام :
وقتی از خداوند حرف میزنم اشک توی چشمام جمع میشه به خاطر حقارت واژه ها که نمیتونم احساسم را نسبت به اون بگم به خاطر این که هنوز نفهمیدم اون واقعا کیه ؟ اگر شما میدونید اون کیه کمکم کنید . نمیدونم چه بلایی سرم اومده ! توی یه زمان به هزاران موضوع می اندیشم و کمتر پیش می آد جوابی پیدا کنم ! من کی هستم؟چرا به دنیا اومدم؟چرا خداوند منو انتخاب کرد؟چرا باید زندگی کنم ؟ چه جوری میتونم اونی باشم که خداوند میخواد ؟ و سوالهایی نظیر اینها که هنوز جوابی ندارند !! اما با وجود همه اینها زندگی را دوست دارم و زندگی برای من عطیه الهی است و مهمترین چیز زندگی ام اینه که من کودک درونم را فراموش نکردم من هنوزم صداقت و شیطنت بچه ها را دارم .
و اما جواب نامه :
دختر خوبم سلام :
در نامه بی پیرایه و معصومانه ات می خواستی چیزی را بگویی و بنویسی که نوشتنی نیست ! به همین دلیل است که تا این اندازه احساس دلتنگی و بی تابی میکنی .
درباره آن چه که بیان شدنی نیست بهتر است سکوت کنیم . اما این سکوت یقینا بسیار گویا تر از هر کلامی خواهد بود . جایی که کلام عاجز می ماند سکوت می تواند سخن بگوید و هر گز هم چیزی را ناگفته نمی گذارد ! حضور عمیق حقیقت را تنها زمانی میتوان حس کرد که از بند کلمات آزاد شده باشی . کلمات تنها صورت ظاهرند و همانند هر صورت و ظاهری ، زیبایی ویژه خود را دارند ،آهنگ و ترانه مخصوص خودشان را اما این کافی نیست . کسانی که به ظواهر بسنده کنند برای همیشه نا خشنود می مانند .
روح شعر و روح حقیقت در سکوت پرسه می زند .
همواره به خاطر بسپار آن که طعم سکوت را نچشیده باشد حق دم زدن از کلام را ندارد .
اگر با دقت به اطرافت نگاه کنی گویا ترین زبان ها را در قامت اشخاص یا چیزهایی خواهی یافت که دوره ای طولانی را در بی زبانی ناشی از حیرت و شگفتی سپری کرده اند .
آخر کسی که مهیای شنیدن نشده و به زانوی ادب در محضر استادان بزرگی چون طبیعت و گردش روزگار ننشسته باشد چه می تواند بگوید الا قیل و قال !!!
می پرسی به هزاران موضوع می اندیشم اما کمتر به جواب میرسم !
من کی هستم؟! چرا به دنیا آمده ام ؟
فراموش نکن که رسیدن به پاسخ سوالهای بزرگ نظیر آنچه در ذهن داری هرگز در قالب کلمات امکان پذیر نخواهد بود ! تنها وقتی به جواب خواهی رسید که صفات زیبای نهفته در وجودت به تجلی در آمده و حقیقت ، محبت ، مهربانی وعشق را بی نیاز زبان فریاد بزنند !
سکوت و حیرت اکنون تو ، درست همانند خاموشی آن دانه ای میباشد که در زیر خاک دل به ترانه باد و باران سپرده و سرود بلند آسمان را به تماشا نشسته است کوتاه زمانی ، و آن گاه بهار فرا خواهد رسید و پاسخ تمامی سوالهایت از درونت خواهند رویید ، گلبرگهای معنا بر لبانت به گل نشسته و عطر زیبای رسیدن تمام قامتت را پر خواهد کرد .
پس بی تابی هایت را کنار بگذار و همچنان خاموش و بی صدا با زبانی بسته اما چشم و گوشی باز ، شگفتی ها و معجزات پیرامونت را به تماشا بنشین این نکته را هم هرگز فراموش نکن که واژه های بزرگ تنها بر زبان کسانی جاری خواهند شد که عمری را در سکوت و حیرت از آنچه دیده یا شنیده اند سپری کرده باشند .
آنچه شنیدی تفسیر مختصری بود بر این غزل زیبای حضرت حافظ که می فرماید :
دوش وقت سحر از قصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
خب خیلی حرف زدم ببخشید که سرتونو درد آوردم و همین طور از شما استاد عزیزم هم به خاطر لطفتون تشکر میکنم واقعا جواب زیبایی بود
هر هفته جمعه منتظر آپدیتم باشید ...
جمله یادگاری : زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که هرگز نخواهد آمد (البته امیدوارم فردای مورد علاقه شما به زودی برسه )
آرزو میکنم غرق در خوشبختی رسیدن به آرزوهایتان باشید
سبز باشید و بهاری
دوستار شما : مریم اختیاری