| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
90/11/24 (08:33)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/8/12 (11:22)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/8/5 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/9/21 (13:34)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/8/20 (11:12)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/7/21 (09:20)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/7/16 (13:31)
|
|
||
|
|
135
|
523
|
89/6/7 (13:58)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/2/5 (08:58)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/8/2 (09:50)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
88/7/19 (14:42)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/5/27 (12:49)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/4/13 (17:22)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/2/8 (16:08)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/1/17 (13:04)
|
|
||
|
|
0
|
31
|
87/10/30 (16:08)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/10/30 (07:08)
|
|
||
|
|
11
|
56
|
87/10/28 (02:46)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/9/30 (20:33)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/8/11 (15:40)
|
|
Ecrasez L’infame
همای گو مفکن سایه ی شرف هرگز بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ؛
سلام علیکم؛
امیدوارم که سکونت در آن هرم یگانه ، اخلاق ساکنان اهرام سه گانه را برایتان به ارمغان نیاورده باشد و هنوز هم همان باشید که در تبلیغات انتخاباتی تان وعده می کردید که هستید! البته چندماه پیش بارها و بارها آن هرم کذایی را در بهارستان دق الباب کردم که حضورا ً مطلب را به عرض مبارکتان برسانم اما نبودید! شاید هم بودید و در را باز نفرمودید! البته حق می دهم به شما عزیزان که ما را به حضور نپذیرید! ما نسل سوخته ایم و بوی سوختگی هم الحق و الانصاف بوی نامطبوعی است! مخصوصا ً برای اصولگرایانی که این روزها جشن پیروزی گرفته اند! انکار نمی کنم که چند تایی نماینده از شهرستان ها بار عام می دادند ولی باجه هایشان آنقدر شلوغ بود و مردم طوری از سر و کول هم بالا می رفتند که آدم خیال می کرد سیب زمینی رایگان می دهند یا سهام عدالت خیرات می کنند و یا پارچه ی سبز دخیل می بندند به ضریح امامزاده ...! راستی جشن پیروزیتان هم قبول باشد! موقع فوت کردن شمع های اصلاح طلبی ما جوان های نسل سومی را هم دعا بفرمایید! این دنیایمان که به لطف مدیریت صحیح مدیران گرامی این کشور از آخرت یزید هم بدتر است تا جایی که حتی از تامین بدیهی ترین نیازهای انسانی یعنی مسکن و خوراک و پوشاک هم ناتوانیم! دست کم دعا بفرمایید که در آخرت آب کوثری نصیبمان بشود و کاخ مرمری و گلاب به رویتان حوری ماه پیکری!
بگذریم! غرض از مزاحمت این بود که مطلبی را راجع به وزیر محترم بهداشت و دار و دسته ی دگنک به دست ایشان در وزارتخانه و دانشگاه علوم پزشکی همدان به عرضتان برسانم.البته پیش از آنکه مزاحم اوقات شریفتان بشوم چند جایی دیگر هم رفتم . بقعه های متبرکه ی رسیدگی به شکایات مردمی ریاست جمهوری و رهبری را هم زیارت کردم و دیدم که چگونه کارکنانش مردم را به چشم احشام نگاه می کنند و برای ایز به گربه گم کردن شماره تلفن هایی می دهند که خود مرحوم گراهام بل هم نمی تواند از طریق آن شماره ها با کسی تماس حاصل کند! سی چهل مرتبه ای هم به صورت حضوری و غیابی (تلفنی) مصدع اوقات جناب آقای کرمی راد نماینده ی محترم کرمانشاه هم شدم اما گویا ایشان به دلیل عضویت در کمیسیون سیاست خارجی مجلس فقط مسوول پیگیری مشکلات تحصیلی دانشجویان افغانستان و فلسطین و ونزوئلا هستند و متاسفانه بنده ی حقیر هم از سعادت خویشاوندی با کرزای و چاوز و خالد مشعل محرومم! دو بار هم با چه والذاریاتی مستقیما ً قانون شکنی وزیر محترم و ایضا ً شوشکه به دست بهداشت را به گوش آقای احمدی نژاد رساندم و از حق نگذریم ایشان در هر دو بار مستقیما ً به وزیر محترمشان در مورد مشکل اینجانب تذکر موکد دادند اما کو گوش شنوا ؟ بنده دیگر دستم به دامان رییس جمهور نمی رسد لذا ناچارم که دخیلی ببندم به پنجره های پولادین خانه ی ملت چرا که این شما عزیز ان بودید که متاسفانه صد و شصت و نه رای بی زبان را در گلدان اعتماد ریختید تا دسته گلی مثل آقای لنکرانی از آن گلدان کذایی بروید و دست در سوراخ دانشگاه ها کند و دانشجوی منتقد بجوید!! البته امیدوارم از صراحت قلم بنده رنجیده خاطر نشوید و مانند وزیر شوشکه به دست بهداشت با دانشجویی از دانشجویان نگون بخت پزشکی این کشور برخوردهای میلیتاریستی نفرمایید! بنده به جرم نوشتن مقاله ای در نشریه ی یاس بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی همدان مدت دوسال است که بدون حکم کمیته ی انضباطی و تنها با حکم حکومتی! ریاست دانشگاه همدان به شدیدترین وجهی مجازات شده ام و عجبا که هنوز هم این مجازات ادامه دارد!البته یک وقت فکر نکنید که مقاله ی بنده حاوی افزودنی های غیر مجاز!! یا مواد غیربهداشتی بوده است. مقاله ی بنده در اعتراض به وضعیت حجاب پاره ای از اساتید و دانشجویان بوده و اکنون هم به شدت از اعتراض به بی حجابی پاره ای این عزیزان پشیمان و خجلت زده ام. ان شاء ا.. روزی را شاهد باشیم که همانگونه که حکم اعدام سلمان رشدی در سال 1998 فدای برقراری رابطه با انگلیس شد حجاب اجباری هم به عنوان پیش شرط برقراری رابطه با آمریکا قربانی گردد تا همه ی دانشجویان و اساتید مونث این کشور بتوانند مانند "جنیفرلوپز " به دانشگاه تشریف فرما شوند و دانشگاه ها از شر دانشجویان سهمیه ای ، مرتجع و پشمالویی مانند بنده خلاصی یابند . البته فرض محال که محال نیست.شما فرض کنید که نوشته ی بنده حاوی انکار بدیهیات مسلم اسلام بوده است.آیا بدون حکم کمیته ی انضباطی کسی می تواند دانشجویی را به مدت دوسال از تحصیل در دانشگاه خود منع نماید؟
نمایندگان محترم!
تا جایی که سواد مکتب خانه ای بنده قد می دهد قدرت مطلقه تنها در دست ولی فقیه است اما نمی دانم چرا در وزرات بهداشت همه ی عزیزان از آن بالا یعنی وزیر گرفته تا این زیر! عملا ً بی هیچ استثنایی موصوف به صفت مطلقه هستند چرا که ریاست دانشگاه علوم پزشکی همدان طبق نامه ی محرمانه ای که اینجانب در وبلاگ خود به نمایش نهاده ام بدون حکم کمیته ی انضباطی از دوسال پیش ورود بنده را به کلیه ی بیمارستان های همدان ممنوع فرموده اند و وزیر سر به زیر بهداشت هم از ایشان حمایت می کند. هر کجا هم که برای شکایت از وزیر می روم همه شعار می دهند که " ما اهل کوفه نیستیم! وزیر تنها بماند!. جناب آقای مسجدی هم که مشاور وزیر هستند و صد البته مسوول رسیدگی به پرونده ی اینجانب فقط چهار پنج ساعت در هفته به وزارتخانه مشرف می شوند که آن هم به تعبیر منشی مخصوصشان به صورت نامحسوس است!!! جناب آقای نجابت هم که مسوول رسیدگی به شکایات وزارت بهداشت هستند و به عنوان تحفه ای هم ارز آب لیموی شیراز و فال حافظ توسط وزیر محترم بهداشت به ملت شهید پرور ایران اهدا شده اند از فرط پیری ایمپالس دریافت نمی فرمایند و هر روز یک ساز می نوازند.حقیر سراپا تقصیر پنج ماه از این مدت را مثل رابینسون کروزوئه دور از خانه و خانواده در بیمارستان بقیة ا.. که دست کمی از زندان ابوغریب ندارد در تبعید به سر برده ام اما مدت یک سال است که اجازه ی گذرانیدن آخرین ماه تحصیلم را در دانشگاه محل تحصیلم به من نمی دهند و به صورتی غیر قانونی اصرار دارند که بنده در دانشگاه دیگری این یک ماه را بگذرانم و برای دو قبضه کردن این موضوع وارد کردن یکی از نمره های مرا هم منوط به گذراندن این یک ماهه در دانشگاه کرمانشاه نموده اند. برای بنده خیلی راحت تر است که در کرمانشاه این یک ماه را بگذرانم اما از آنجا که این کار یک جور بدعت است زیر بار این بدعت نمی روم! اگر بدعت بد است برای همه بد است! بین میرحسین موسوی و لنکرانی هم هیچ فرقی نیست و اگر بدعت خوب است پس چرا...
نمایندگان محترم!
خیلی از جوان های نسل سومی که می توانستند بروند مغزهایشان را روی کولشان گذاشتند و از این کشور فرار کردند. ما که نتوانستیم یا نخواستیم برویم ماندیم و این ملک نابسامان و این نظام آموزشی منحط و این مدیریت بی قاعده و قانون ! آقای احمدی نژاد در پیش چشم میلیون ها بیننده منکر وجود دانشجویان ستاره دار در دولتشان شدند!اما شما خودتان بهتر می دانید که این تنها و تنها یک مغالطه ی لفظی است. بحث بحث ستاره و سیاره و منظومه ی شمسی نیست! ممنوعیت از تحصیل دانشجو هر اسمی که می خواهد داشته باشد کاری است که باید دلیل موجهی داشته باشد. در همین دانشگاهی که با بنده این چنین با بی منطقی برخورد شده است دانشجو را در خانه ی مجردی با همکلاسی دخترش دستگیر کرده اند و حتی یک روز از تحصیل تعلیقش ننموده اند و آن وقت بنده به خاطر آنکه وظیفه ای را که مسوولان دانشگاه و روحانیت معزز انجام نمی دهند انجام داده ام باید اینگونه فاشیستی مورد توبیخ و تعذیر و تبعید و تعلیق قرار گیرم.من از شما چیز زیادی نمی خواهم و اصولا ً یک پزشک عمومی در این کشور چیز زیادی نمی تواند که بخواهد! کاغذ پاره ای می خواهد به عنوان سند شب نخوابی ها و کشیک دادن ها و درس خواندن ها و تحقیرشدن هایش به نام مدرک دکترای حرفه ای پزشکی برای اشتغال در مناطق محرومی چون تنب کوچک و بزرگ !! و التماس دعایی برای آنکه در هنگام خدمت در "تنبین"(تثنیه ی جعلی تنب) ، مار و عقرب از تنبانش بالا نرود تا بتواند لقمه نانی به کف آورد برای زندگی یا به تعبیر بهتر زنده ماندن!!! من از شما این کاغذپاره را هم نمی خواهم اما فقط یک سوال دارم!!! آن هم اینکه اگر واقعا ً قرار باشد که در این نظام که صفت اسلامی را هم یدک می کشد یک نفر به صرف تکیه بر کرسی وزارت با زیر پا گذاشتن قانون حق یک دانشجو را پایمال کند دیگر چه فرقی هست بین این نظام اسلامی و نظام اعلی حضرت همایونی!!؟ آیا واقعا ً داشتن ریش و نداشتن کراوات اینقدر اثر گذار است که وزیر بهداشت شما را علی رغم تمامی قانون شکنی هایش از وزیر بهداشت شاهنشاه آریامهر تمایز ببخشد!!؟
خواهشمندم که با نگاه کردن به تاریخ و محتوای شش مدرکی که آدرس اینترنتی آنها را در انتهای این وجیزه قرار داده ام خودتان قضاوت کنید که آیا جناب آقای لنکرانی شایسته ی صد و شصت و نه رای اعتماد مجلس بوده اند یا نه!؟ علی ای حال این آخرین نامه ای بود که من برای استیفای حقوق از دست رفته ام قلمی کردم و امیدوارم که دست کم از مطبخ بهارستان بوی عدالت به مشامم برسد! بویی که این روزها دیگر به مشام کسی نمی رسد!!
در پایان توجه ادبای مجلس و از جمله جناب آقای حداد عادل را جلب می کنم به چند بیتی شعر شیرین تا شور بودن این نثر نمکین به مذاق عزیزان ناخوش نیاید و کینه و غم را از دل های نمایندگان اصولگرا بزداید باشد که ما نیز حقمان را بستانیم و در مسیر این دادستانی از نوشیدن قدحی واجبی اعلی در امان بمانیم!
شد بهار عمرم از جور جفاکاران خزان
چیست این خواب زمستانی بهارستانیان؟
پس چه شد آن خطبه های آتشین “باهنر" ؟
پس چه شد آن وعده های دلنشین “نادران" ؟
" آلیا " و "شایق" و " زاکانی" و "نوباوه" کو ؟
"حیدری" و "قنبری" و "جعفری" و " کامران" ؟
این چه سودایی است یاران بهارستان نشین؟
گرگ ها در گله و در خواب خرگوشی شبان
داد من یارب نمی پیچد چرا در گوش کس؟
داد ارزان گشته یا گوش خریداران گران؟
هر چه می آید به گوشم نیست چیزی جز دروغ
هر چه می آید به چشمم نیست چیزی جز دکان
در میان لشگر تورانیان افتاده ام
بی کمان و ترکش و بی برگ و بی برگستوان
در یمینم "مسجدی" با چرخ چاچی در کمین
در یسارم منتظر با تیغ هندی "کامران"
این یکی خوابیده چونان دیو در غار غرور
آن دگر چون اژدها در ظلمت نخوت نهان
نحسی بخت من از کیوان و از بهرام نیست
" لنکرانی" کرده با سیاره ی بختم قران
چون فریدونم گریزان زین وزیر ماردوش
کاوه ای کو تا بر افرازد درفش کاویان ؟
خنده می آید مرا از کار این ملک خراب
محتسب مست وعسس دزدوحرامی پاسبان
از عدالت مانده تنها چند سهم کاغذی
از سخاوت مانده تنها چند سیب رایگان
دولت محمود در فکر بتان سومنات
خسته از بیداد "میمندی" حکیم طابران
افشین احمدپور دانشجوی پزشکی دوره ی بیست و دو دانشگاه علوم پزشکی همدان
آدرس مدارک:
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/50
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/48/
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/47/
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/46/
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/45/
http://afshinahmadpour.persianblog.ir/post/44