لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
2
|
86/6/18 (17:19)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
86/6/18 (17:18)
|
|
||
|
|
4
|
22
|
86/6/18 (11:50)
|
|
||
|
|
3
|
12
|
85/11/25 (23:03)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
85/11/25 (23:01)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
85/11/25 (22:59)
|
|
عنوان بحثچرا ستاره سوربیا همیشه تنهاست؟ 18 شهریور 84 - 01:45 | |
chera setareye soorbi hamishe tanhaii roo doost dare ,....vali begham setareye soorbi az nazare keiroo dashtan tnha nist chon hamishe ye yare mehraboono vafadar dare onam shabe | |
پاسخ هاترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
4 18 شهریور 1386 ساعت 11:50 | |
چون اونم پسر مثل شما ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
3 25 بهمن 1385 ساعت 20:12 | |
مردم اغلب تنهایند زیرا به جای پل، دیوار میسازند |
2 25 بهمن 1385 ساعت 20:11 | |
ستاره های سربی به همه جا آویخته شده اند . در ، دیوار ، و از همه بدتر سقف آسمان دلها و زندگی ... میگن ستاره باید بدرخشه ، مخصوصا در شب ، که وقتی به اسمون نگاه میکنی چیزی را ببینی که بهت چشمک میزنه و نگاهت میکنه . اما قرار نبود این چشمک و درخشش هم مصنوعی باشه ، مثل خیلی چیزهای دیگه . باید فکری کرد و این ستاره ها را چید و در سبدی گذاشت و در انبارکی قرار داد . باید رفت بدنبال ستاره ایی که ستاره باشه و از جنس خویشتن که همیشگی باشه و همیشه هم بدرخشد . باید رفت بدنبال ستاره چشمانی که میتوان انها را دید و لمس کرد و حس کرد و چید و در دامان پر از طراوت ماندگاری ، نگاهشان داشت ... |
1 7 اردیبهشت 1385 ساعت 09:30 | |
به پندار تو: جهانم زیباست! جامه ام دیباست! دیده ام بیناست! زیانم گویاست! قفسم طلاست! به این ارزد كه دلم تنهاست؟ |











