| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
16
|
89/10/16 (19:08)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
89/10/30 (00:03)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
89/1/5 (13:00)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
88/8/4 (11:09)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
88/7/30 (10:18)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
88/7/10 (18:50)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/7/10 (18:43)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/7/10 (18:40)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/3/12 (13:43)
|
|
||
|
|
10
|
132
|
88/2/23 (14:56)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/12/23 (08:36)
|
|
||
|
|
28
|
105
|
87/12/17 (00:16)
|
|
||
|
|
37
|
129
|
87/12/17 (00:10)
|
|
||
|
|
8
|
32
|
87/12/17 (00:09)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/12/17 (00:08)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/12/14 (08:09)
|
|
||
|
|
4
|
24
|
87/11/30 (23:28)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
87/11/27 (02:47)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
87/7/28 (21:48)
|
|
||
|
|
8
|
20
|
87/7/3 (09:32)
|
|
تفحص
به تفحص رفته بودیم وسط تابستون (مرداد ماه،) همین که از قطار پیاد شد وقتی وضع هوا را دید تصمیم گرفت که برگرده اما گفت این همه راه اومدیم حداقل دو روز بمونیم. بچه هارا تقسیم کردند. قسمتش طلائیه شد.
شب تو طلائیه قرار شد دو نفر مقر بموند بقیه برند برای تفحص، اونها رفتند و من موندم، همون روز اول یک شهید بدون پلاک پیدا کرده بوده اند.
شب وقتی همه خواب بودند رفتم پیش شهید و دعای توسلی خوندم و به شهید گفتم آیة قرآن میگه که شما زنده اید، اگه راست میگه میخوام یک نشانی ازت ببینم ، مثلا امشب خوابم بیای.
وقتی صبح برای نماز صبح بیدار شد خیلی ناراحت بود که اون شهید سراغش نیومده!
با بچه ها بسمت محل تفحص (جاده قمر) حرکت کردند وقتی از تویتا پیاده شدند بچه ها با غربال میخواستند خاک را الک کنند تا شاید پلاکس را پیدا کنند .
اولین چیزی که توی اونهمه وسایل و مهمات جنگی برداشتم یک قوطی کوچیک جای نارنجک بود که روشا گل پوشنده بود. وقتی گل سر قوطی را ریختم زمین دیدم داخل یک نایلن پلاک و چندتا دیگه از وسایل شهید بود. وقتی گفتم بچه ها پلاک را پیدا کردم هیچکی باورش نمی شد چون یک دقیقه نشده بود که پیاده شده بودیم.
« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

عید امسال ، اولین باری بود که رفتم.... دلم بد جوری تنگ شده براش... مخصوصا برای اخرین شبی که اونجا بودم...دوکوهه دوکوهه دوکوهه....
شلمچه
http://i14.tinypic.com/34osr2o.jpg
http://i3.tinypic.com/3zgddw9.jpg
اروند رود
http://i3.tinypic.com/4c7z4o5.jpg
http://i12.tinypic.com/4d1txe8.jpg
http://i13.tinypic.com/2vbpjll.jpg
خیلی ها شلمچه را با غروبش می شناسند. اصلا نذر می كنند كه غروب به شلمچه برسند. نجوای غروب شلمچه با بقیه ساعات روز فرق می كند. شلمچه دروازة بصره بود. از این نقطه می توانستند به خاك دشمن نفوذ كنند . دشمن محكم ترین موانع را بر پا كرده بود و در منطقه آب رها كرده بود. شكستهای پیاپی دشمن را به این نتیجه رسانده بود كه به جای حالت تهاجمیف حالت تدافعی بگیرد .
45 روز تهاجم و مقاومت؛ شلمچه هنوز هم گلوگاه عراق هست. كمی آن طرف تر حسینیه شلمچه قرار دارد. با نشانه های پر رنگ پایداری، تانك های به گل نشسته ، مینهای خنثی نشده ، كلاه و قمقمه های سوراخ شده، نخل های بی سر ... آری :
شلمچه بوی سیب و یاس دارد شلمچه داغ صد عباس دارد
منطقه مرزی شلمچه در منتهی الیه غرب خرمشهر واقع شده است یكی از محورهای هجوم دشمن در 31/6/1359 شلمچه بود كه دشمن آن را در اشغال خود نگهداشت رزمندگان اسلام با اجرای عملیات كربلای 5 در دی ماه 1365 مواضع و موانع را در هم شكستند و شلمچه را آزاد كردند.
عملیات كربلای 5 در تاریخ 19 دی ماه سال 1365 با رمز عملیات یا زهرا (س) در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد. عملیات كربلای 5 كه برجسته ترین و پیچیده ترین عملیات نظامی از سوی فرمانده هان سپاه بود و در تاریخ نظامی ایران از اهمیت خاصی برخوردار است.
-این هم یك سری عكس از شلمچه -
http://i13.tinypic.com/2hqa29u.jpg
http://i3.tinypic.com/3zgddw9.jpg

سلام .سلامی به گرمی جنوب و به حرارت جبهه
جبهه.چقدر دلمان برایش تنگ شده ؟چقدرخودمان رانزدیک می بینیم؟چقدر شهدا را ناظر بر اعما لمان می دانیم؟آنان که هر جرعه گلباده که از ساغر ساقی نوشیدند قطره خونی گشت که ازپیکر پاکشان بر زمین چکید.آنانی که حرارت گلوله های خصم در سینه یشان موجی از ملایمت هوای نوروز را به ارمغان آورد.حدیث ولا را در نفیرتیر شنیدندوسر به سودای عنایت یار سپردندو سوز زخم رادرمیدان بلا با تبسم وشوق پذیراشدند واین اجر عاشقیشان بود.
براستی در پیشگاهشان چه داریم که ارائه دهیم .چه داری
خوشا آنان که جانان می شناسند طریق عشق وایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان می شناسند.))
اروند
هیچ كس باور نمی كند بشود در بحبوهة جنگ روی اروند خروشان با آن جزر و مد و عرض بلندش پل زد. پل بعثت شاهكار مهندسی- رزمی تاریخ دفاع مقدس است و امروزه با همین عنوان در دانشگاه مهندسی دافوس در ژاپن تدریس می شود. قبل از عملیات والفجر8 پلهایی روی اروند زده بودند اما اروند هیچ كدام را تحمل نكرد و همه را بلعیده بود. قبلاً یك پل تساخته بودند به نام پل فجر كه شبها آن را نصب می كردند و روزها جمعش می كردند، این پل خیلی كارآمد نبود تا اینكه پل بعثت ساخته شد. پل به طول 900 متر و عرض 12 متر، چشمان جهانیان را خیره كرد. دشمن در طول جنگ بسیار سعی كرد كه پل را از بین ببرد اما نتوانست. طراح این شاهكار بزرگ مهندس بهروز پور شریفی از برادران جهادسازندگی بود. برخی از قطعات این پل امروزه در گلزار شهدای خرمشهر است و برخی دیگر همانجا كنار اروند به تماشا نشسته اند.
عملیات والفجر 8 كه مزین به نام مبارك حضرت فاطمه الزهرا(س) بود، بی شك یكی از پرافتخار ترین برگهای تاریخ حماسة 8 سال دفاع مقدس ملت ماست.
خدایا !
تو خود گفتی كه هر كه عاشق من باشد، عاشقش خواهم بود، هر كه را عاشق باشم شهیدش خواهم كرد و خون بهای شهادتش را نیز خواهم پرداخت...
خدایا ! من عاشق توام
« شهید ابوالقاسم تقدیری »