userinfo close

  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
956
3874
90/12/24 (10:22)
3
45
91/3/7 (12:19)
28
204
91/3/7 (11:50)
6
26
91/3/3 (22:50)
0
10
91/2/22 (23:04)
10
76
91/2/5 (14:12)
49
269
91/2/4 (12:34)
12
148
91/1/8 (11:42)
0
20
91/1/8 (10:33)
12
77
90/12/28 (01:50)
0
18
90/12/23 (13:33)
53
296
90/12/11 (15:17)
25
218
90/11/23 (20:15)
18
127
90/11/23 (15:26)
11
87
90/11/23 (15:18)
8
117
90/11/23 (15:15)
63
282
90/11/23 (15:12)
0
6
90/11/19 (23:42)
0
15
90/11/14 (00:58)
0
14
90/11/14 (00:41)

عنوان بحث

احمد گیگز , giggs11
احمد گیگز - 00:41 1390/11/14

شیعه و تقی


شیعه و تقیه‌
یعنی‌ آنچه‌ كه‌ به‌ زبان‌ آورده‌ و اظهار كرده‌ می‌شود با اعتقاد قلبی‌ و باطنی‌ شخص‌ مغایر باشد و به‌ عبارتی‌ یعنی‌ تجویز دروغگویی‌.
اهل‌ سنت‌ معتقدند كه‌ دروغگوی‌ علامتی‌ از عالم‌ نفاق است‌ و آن‌ را حرام‌ می‌دانند. الا در بعضی‌ از حالات‌ و شرایط‌سخت‌ و دشوار و استثنایی‌ كه‌ جان‌ و زندگی‌ مسلمانان‌ از جانب‌ كفار در معرض‌ خطر قرار داشته‌ باشددر چنین‌ شرایطی‌اسلام‌ به‌ مؤمن‌ اجازه‌ داده‌ است‌ كه‌ برای‌ خلاصی‌ و نجات‌ از شكنجه‌ كفار، مغایر خواست‌ و میل‌ باطنی‌ اش‌ اظهار به‌ كفرنماید البته‌ به‌ شرط‌ اینكه‌ قلباً به‌ آنچه‌ می‌گوید موافق‌ نباشد. خداوند متعال‌ می‌فرماید: «من‌ كفر بالله من‌ بعد ایمانه‌ الامن‌ اكره‌ و قلبه‌ مطمئن‌ بالایمان‌» سوره‌ نحل‌ آیه‌ 106 (هر كه‌ كافر شود بخدا بعد از ایمان‌ مگر آنكه‌ جبر كرده‌ شود بروی‌ و دلش‌ آرامیده‌ باشد به‌ ایمان‌.)
خداوند به‌ لطف‌ و مهربانی‌ اش‌ و علمش‌ نسبت‌ به‌ تفاوت‌ قوت‌ و ضعف‌ بندگانش‌ در مقاومت‌ این‌ اجازه‌ را داده‌ است‌،كه‌ مؤمن‌ در شرایطی‌ كه‌ بیم‌ جانش‌ می‌رود اظهار به‌ كفر كند. اما بهتر این‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ استقامت‌ و پایداری‌ كند و ازاظهارات‌ كفرآمیز ظاهراً و باطناً خودداری‌ كند. دو شرط‌ اساسی‌ در این‌ رابطه‌ حتماً باید مورد نظر قرار گیرند. شرط‌ اول‌:این‌ مجوز صرفاً برای‌ شرایط‌ سخت‌ و دشوار است‌ و نه‌ در حالات‌ عادی‌.
شرط‌ دوم‌: این‌ مجوز صرفاً در مواقع‌ مواجهه‌ مؤمن‌ با كفار است‌ و نه‌ در مقابل‌ مسلمانان‌. همچنانكه‌ گفتیم‌ بهتر این‌ است‌كه‌ مؤمن‌ تقیه‌ نكند و در وهله‌ اولی‌ باید كه‌ بر ایمانش‌ مقاومت‌ و پایداری‌ كند گرچه‌ منجر مرگش‌ شود اما مسلمانی‌ كه‌ درمقابل‌ شكنجه‌ كفار نتواند تا به‌ آخر مقاومت‌ كند می‌تواند بر طبق‌ این‌ مجوزی‌ كه‌ خداوند برایش‌ قائل‌ شده‌ است‌ عمل‌كند. اما شیعه‌ تقیه‌ را هم‌ در شرایط‌ سخت‌ و دشوار و هم‌ در شرایط‌ معمولی‌ و ایمنی‌ و آسایش‌، چه‌ در مواجهة‌ بامسلمان‌ باشد و چه‌ در مواجهه‌ با كفار جائز می‌دانند و تقیه‌ را اصلی‌ از اصول‌ مذهبشان‌ قرار داده‌اند. بر طبق‌ عقیده‌شیعیان‌ چنانچه‌ كسی‌ تقیه‌ نكند بی‌ دین‌ است‌. این‌ موضوع‌ در كتب‌ مختلف‌ شیعه‌ آمده‌ است‌. مثلاً در باب‌ اصول‌ كافی‌ج‌2 ص‌217 و 223 كلینی‌ می‌نویسد امام‌ جعفر صادق فرمود: (نه‌ دهم‌) دین‌ در تقیه‌ است‌ و دین‌ ندارد كسی‌ كه‌ تقیه‌نكند. اسلام‌ امر به‌ راستگویی‌ و صداقت‌ و مردانگی‌ و پافشاری‌ بر حق‌ كرده‌ و ترس‌ و بزدلی‌ و ذلت‌ را نكوهش‌ می‌كند امابر طبق‌ عقیده‌ شیعه‌ تقیه‌ ركنی‌ از اركان‌ دین‌ است‌ و وسیله‌ای‌ است‌ كه‌ با آن‌ به‌ خدا تقرب‌ می‌جویند و این‌ نكته‌ ایست‌ كه‌هیچ‌ دین‌ و آئینی‌ آن‌ را نمی‌پذیرد. و هر دین‌ و آئینی‌ اعم‌ از مسیحیت‌ و یا زرتشتیان‌ یا بت‌ پرستان‌ دروغگویی‌ را زشت‌ وناپسند و مذموم‌ می‌دانند و پیروانشان‌ را از آن‌ نهی‌ می‌كنند. تقیه‌ اثرات‌ منفی‌ و مخربی‌ بر شخصیت‌ انسان‌ می‌گذارد ومنجر به‌ ایجاد خصائل‌ و عادات‌ نكوهیده‌ای‌ در شخص‌ می‌شود از جمله‌ این‌ خصلتهای‌ منفی‌ دوروئی‌ و دوگانگی‌شخصیت‌ و مغایرت‌ بیان‌ و عمل‌ و ظاهر و باطن‌ است‌. تعالیم‌ و دستورات‌ اسلام‌ مسلمانان‌ را از این‌ گونه‌ خصلتهای‌منفی‌ نهی‌ و آنان‌ را سفارش‌ به‌ صداقت‌ و اتخاذ موضع‌ صریح‌ كرده‌ است‌. كما اینكه‌ آموخته‌ایم‌ كه‌ از مشخصات‌ بارزمسلمانان‌ این‌ است‌ كه‌ فریب‌ نمی‌دهند و فقط‌ به‌ حق‌ عمل‌ می‌كنند.
در جایی‌ یكی‌ از آخوندهای‌ شیعه‌ سوگند یاد كرده‌ بود كه‌ شیعیان‌ اینك‌ دیگر تقیه‌ نمی‌كنند. اشخاص‌ حاضر در جلسه‌در جواب‌ گفته‌ بودند از كجا بدانیم‌ شما الآن‌ سوگند خوردی‌ تقیه‌ نكرده‌ باشی‌! ممكن‌ است‌ كه‌ آن‌ آخوند شیعه‌ راست‌گفته‌ باشد اما موضوع‌ تقیه‌كه‌ شیعیان‌ آن‌ را ساخته‌ و به‌ عنوان‌ یك‌ اصل‌ در اصول‌ مذهبشان‌ آورده‌اند، موجب‌ تردید ودودلی‌ مردم‌ می‌شود كه‌ آیا آنچه‌ آخوندهای‌ شیعه‌ و یا حتی‌ عامه‌ شیعه‌ می‌گویند حرف‌ دلشان‌ است‌ و قلباً به‌ آن‌ چیزی‌كه‌ می‌گویند معتقد هستند یا اینكه‌ آنچه‌ اظهار می‌دارند ظاهری‌ است‌ و قلباً و باطناً به‌ آنچه‌ می‌گویند معتقد نیستند.روشن‌ است‌ كه‌ مردم‌ و اشخاص‌ طرف‌ صحبت‌ شیعیان‌ قابل‌ ملامت‌ و سرزنش‌ نیستند. بلكه‌ ملامت‌ به‌ كسانی‌ برمی‌گردد كه‌ این‌ امر ناشایست‌ و این‌ رذیلت‌ (تقیه‌) را فضیلت‌ جلوه‌ داده‌اند. بررسی‌ زندگی‌ ائمه‌ اهل‌ بیت‌ كه‌ در راه‌ اعتلاءو دفاع‌ از كلمه‌ حق‌ در معرض‌ ستم‌ و ناملایمات‌ و حتی‌ شكنجه‌ قرار داشته‌اند بخوبی‌ بیانگر ایستادگی‌ و مقاومت‌ آنها برمواضع‌ به‌ حقشان‌ است‌ و نشان‌ می‌دهد كه‌ اعمال‌ و گفتارشان‌ به‌ غایت‌ از تقیه‌ و فریبكاری‌ بدور بوده‌ است‌. حسین‌ واهل‌ بیت‌ او برای‌ دفاع‌ از حق‌ پذیرای‌ شهادت‌ شدند. امام‌ موسی‌ ابن‌ جعفر با حكومت‌ هارون‌ الرشید مخالف‌ بود و به‌همین‌ دلیل‌ سالها در زندان‌ و اسیر بود.
آخوندهای‌ شیعه‌ استفاده‌ از تقیه‌ را به‌ غیر از شرایط‌ سخت‌ و هنگامیكه‌ خطر جانی‌ در میان‌ باشد منكر می‌شوند. اماآنچه‌ كه‌ در كتب‌ خود شیعیان‌ آمده‌ است‌ این‌ گفته‌ آخوندهای‌ شیعه‌ را رد می‌كند از جمله‌ در كتاب‌ كافی‌ آمده‌ است‌مردی‌ كه‌ خوابی‌ دیده‌ بود خدمت‌ جعفر صادق آمد تا خوابش‌ تا تعبیر كند. در این‌ هنگام‌ ابوحنیفه‌ هم‌ در جلسه‌ جعفرصادق حضور داشت‌ جعفر صادق از ابوحنیفه‌ خواست‌ تا خواب‌ آن‌ مرد را تعبیر كند. ابوحنیفه‌ خواب‌ مرد را تعبیر كرد.جعفر صادق گفت‌ قسم‌ به‌ خدا ای‌ ابوحنیفه‌ تو درست‌ گفتی‌. وقتیكه‌ ابوحنیفه‌ از آن‌ جلسه‌ خارج‌ شد آن‌ مرد گفت‌ من‌تعبیر آن‌ ناصبی‌ را پذیرفتم‌ (شیعیان‌ به‌ اهل‌ سنت‌ ناصبی‌ می‌گویند چرا كه‌ به‌ نظر شیعیان‌ اهل‌ سنت‌ دشمن‌ اهل‌ بیت‌هستند) جعفر صادق گفت‌ تعبیر خواب‌ تو آنچنانكه‌ او گفت‌ نیست‌ مرد به‌ جعفر صادق گفت‌ شما كه‌ به‌ او گفتی‌ درست‌تعبیر كرده‌ است‌ و سوگند هم‌ خوردی‌. جعفر صادق گفت‌ بله‌ من‌ قسم‌ خوردم‌ كه‌ او به‌ اشتباه‌ رسیده‌ است‌. (الكافی‌الروضه‌ ج‌8 ص‌292) از این‌ روایت‌ مشخص‌ می‌شود كه‌ از تقیه‌ در موقعیكه‌ هیچگونه‌ خطری‌ هم‌ در كار نبوده‌، استفاده‌شده‌ است‌ چرا كه‌ ابوحنیفه‌ هیچگونه‌ جبر و زوری‌ بكار نبرده‌ بود تا جعفر صادق و همچنین‌ آن‌ مردی‌ كه‌ خواب‌ دیده‌بود، مجبور به‌ پذیرش‌ تعبیرش‌ كند.
از موارد تقیه‌ عملی‌ می‌توان‌ به‌ نماز شیعیان‌ در مساجد اهل‌ سنت‌ اشاره‌ كرد. شیعیان‌ در منازل‌ و مساجد خود برمهرهایی‌ كه‌ ادعا می‌كنند از خاك‌ كربلا هستند سجده‌ می‌كنند، اما گاهی‌ اگر در مساجد اهل‌ سنت‌ نماز بخوانند، بدون‌مهر نماز می‌خوانند و هنگام‌ مراجعت‌ مجدداً در منازل‌ و یا در مساجدشان‌ نماز شان‌ را تكرار می‌كنند. این‌ مورد راموسی‌ موسوی‌ كه‌ مراتب‌ فتوی‌ و اجتهاد را در حوزه‌ نجف‌ گذرانده‌، خاطر نشان‌ كرده‌ است‌. ایشان‌ در مقایسه‌ با سایرآخوندها و علماء شیعه‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ تسنن‌ آگاهی‌ و انصاف‌ بیشتری‌ دارد و كتابی‌ بنام‌ شیعه‌ و تصحیح‌ نوشته‌ كه‌ كتاب‌در خور تأملی‌ است‌.

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.