userinfo close

  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
956
3874
90/12/24 (10:22)
3
45
91/3/7 (12:19)
28
204
91/3/7 (11:50)
6
26
91/3/3 (22:50)
0
10
91/2/22 (23:04)
10
76
91/2/5 (14:12)
49
269
91/2/4 (12:34)
12
148
91/1/8 (11:42)
0
20
91/1/8 (10:33)
12
77
90/12/28 (01:50)
0
18
90/12/23 (13:33)
53
296
90/12/11 (15:17)
25
218
90/11/23 (20:15)
18
127
90/11/23 (15:26)
11
87
90/11/23 (15:18)
8
117
90/11/23 (15:15)
63
282
90/11/23 (15:12)
0
6
90/11/19 (23:42)
0
15
90/11/14 (00:58)
0
14
90/11/14 (00:41)

عنوان بحث

سنی چه میگوید حقیقت اسلام چیست , haqaniat

امامان این امت دوازده نفرند بخش اول

نام این مطلب را برای یادبود علامه عسگری محقق و دانشمند بزرگوار به نام یکی از کتب ایشان، امامان این امت دوازده نفرند، قرار دادم.
داخل پرانتز به تمامی دوستان پیشنهاد میکنم کتاب « نقش عایشه در تاریخ اسلام » را که آن بزرگوار به یادگار و باقیات صالحات قرار دادند حتماً بخوانند و بر روح پاک آن محقق والا مقام صلواتی همراه با عجلّ فرجهم والعن اعدائهم نثارنمایند.
این کتاب نقش جناب عایشه در هریک از وقایع سالهای صدر اسلام و اتفاقاتی که به موازات آنها افتاده است را با نگاهی دقیق و محققانه مورد بررسی قرار میدهد.
 لینک دانلود کتاب:
http://www.alaskari.info/zip1/ayesheh1-3.rar

اما موضوع دوزاده امام:

بخش اول:

در روایات فراوانی از منابع اهل سنت و بیشتر از آن در منابع شیعه آمده است که خلفا و جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله دوازده نفرند.

در برخی از آنها، اسامی دوازده نفر آمده که همان دوازده امام شیعه علیهم صلوات الله هستند و نیز در روایات مطلقه ای که فقط گفته اند دوازده نفر جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله هستند نیز جز بر ائمه مذهب شیعه دوازده امامی قابل تطبیق نیست، همچنان که برخی دانشمندان منصف اهل سنت به این مسئله اعتراف کرده  اند.

بسیاری بر این باورند که انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهی توسط پیامبراکرم صلی الله علیه و آله اختصاص به منابع شیعه دارد و فقط در مدارک آنها این مطلب آمده است و در منابع و روایات اهل سنت به این موضوع تصریح نشده است. ولی این پندار ناصحیح است در منابع و روایات اهل سنت نیز به این مسئله اشاره و گاه تصریح شده است که به نمونه هایی اشاره می شود.

 

الف. روایاتی که امامان را دوازده نفر معرفی می کند.

1. در صحیح مسلم از جابربن سمره نقل شده که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «لایزال هذا الامر عزیزا الی اثنا عشر خلیفه ... کلهم من قریش؛
پیوسته این امر عزیز خواهد بود با وجود دوازه خلیفه ... که همگی آنان از قریش هستند.»
[1]

2. شعبی از مسروق نقل کرده که ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بودیم، در حالی که او برای ما قرآن می خواند. مردی به او گفت: آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدید که چند نفر بر این امت خلافت خواهند کرد؟ عبدالله در جواب گفت: بلی پرسیدیم... «فقال اثنا عشر بِعدد نقباء بنی اسرائیل، پس فرمود: دوازده نفر به تعداد پیشوایان بنی اسرائیل.» [2]

3. در صحیح بخاری نیز آمده که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « یکون بعدی اثنا عشر امیرا ... کلهم من قریش؛ بعد از من(برای امت) دوازده امیر خواهد بود ... که همگی آنها از قریش هستند.» [3]

 ب. روایاتی که به اسم ائمه علیهم السلام تصریح دارند.

علاوه بر منابع بی شمار شیعه و در مدارک اهل سنت نیز (با همه سانسورهایی که انجام پذیرفته) روایاتی داریم که در آنها به نام مبارک ائمه علیهم السلام تصریح شده است که به دو مورد اشاره می شود.

1. جوینی نقل کرده که نعثل یهودی به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: از وصی خود به ما خبر بده؛ چرا که برای تمامی پیامبران وصی و جانشین بوده است و نبی ما یوشع بن نون را وصی خود قرار داد پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در جواب فرمود: « همانا وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب [علیهماالسلام] است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسین [علیهماالسلام] و بعد از آن دو، نه امام دیگر از صلب حسین [علیه السلام] هستند. نعثل می گوید: ای محمد [صلی الله علیه و آله] نام آن نه نفر را برایم بگو. پیامبر [صلی الله علیه و آله] هم نام یکایک آنها را بیان کرد. [4]

2. خوارزمی از سلمان نقل می کند که: به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله شرفیاب شدیم که حسین علیه السلام در آغوش او بود. چشمان او را بوسید و فرمود: « انّک سید ابو ساده، انک امام بن امام انک حجه ابن حجه ابو حجج تسعه من صلبک تاسعهم قائمهم؛ بدرستی تو سید و پدر سادات هستی، تو خود امام و فرزند امام هستی، تو خود حجت و فرزند حجت(خدایی) و پدر نه حجت از نسل خود هستی که نهمین آنها قائم آنهاست.» [5]

هر چند با تأسف باید گفت که عده ای از راویان و مورخان اهل سنت برای سرپوش گذاشتن بر واقعیات از نقل این گونه روایات فرار کرده اند و برخی از آنهایی هم که نقل کرده اند، توجیهات غیرقابل قبولی برای آن ارائه نموده اند مثل این که دوازده امام، خلفای راشدین و هشت خلیفه بعدی است که معاویه و یزید نیز جزء آنها هستند و ...

در حالی که احادیث فوق و مشابه آن جز با عقاید شیعه اثنا عشری با هیچ عقیده و مذهبی سازگاری ندارد. در این بخش به سخنان یکی از دانشمندان اهل سنت که قضاوت منصفانه ای درباره این روایات دارد به صورت فشرده اشاره می کنیم:

روایاتی که حاکی از آن است که جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله پس از او دوازده نفر هستند، از طریق راویان فراوانی وارد شده است. گذشت زمان و آشنایی انسان با جهان روشن ساخته است که مقصود پیامبر صلی الله علیه و آله از این دوازده خلیفه، همان امامان دوازده گانه از اهل بیت اوست[علیهم السلام] زیرا نمی توان این احادیث را بر خلفای راشیدین[6] تطبیق داد چون تعداد آنان از دوازده تا کمتر است همچنین نمی توان آنها را بر پادشاهان اموی منطبق نمود زیرا تعداد آنان از دوازده تا بیشتر بوده و همگی جز عمربن عبدالعزیز عناصری ظالم و ستمگر بوده اند، گذشته از این در برخی از این روایات پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «این دوازده نفر از خاندان هاشمند» در حالی که خلفای بنی امیه از تیره «امیه» بوده اند.

همچنین نمی توان این دوازده خلیفه را به خلفای عباسی تفسیر کرد زیرا تعداد آنان از دوازده نفر بیشتر بوده و (افزون بر این) آنان پیوسته با نزدیکان پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ و ستیز بوده اند و فرمان خدا را درباره نزدیکان او [7]رعایت نکردند.

بنابراین راهی جز این نیست که بگوییم مقصود پیامبر صلی الله علیه و آله در روایات مزبور، دوازده خلیفه از عترت و اهل بیت اوست [علیهم السلام] که همگی داناترین مردم عصر خود و پارساترین و بافضیلت ترین آنها بوده اند و دانش های خود را جز از طریق پدران خود که سینه به سینه به پیامبر صلی الله علیه و آله می رسید، نگرفته بودند.» [8]

این اعتراف که با استدلال و منطق همراه است به خوبی می تواند در مسئله امامت که از اصلی ترین نقطات اختلاف شیعیان و اهل سنت است، راهگشا باشد.

اما در منابع شیعیان روایات وارده درباره دوازده امام علیهم السلام با نام و نشان بیش از آن است که حتی در یک کتاب بتوان جمع آوری کرد هر چند در برخی منابع گردآوری شده است.[9]

ما فقط به خطبه غدیریه اشاره می کنیم که بیش از شش نوبت به امامت امامان دوازده گانه علیهم السلام تصریح شده است.

هر چند در اذهان مردم حتی بعضی از شیعیان این تصور است که در غدیر خم، پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فقط به امامت امیرمؤمنان علی علیه السلام پرداخته است در حالی که در متن خطابه که سند روایت آن از کتب اهل سنت در انتها می آید، [*] به امامت همه امامان علیهم السلام تصریح شده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

1. سپس بعد از من علی ولی شما و امام شما به فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علی علیه السلام تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید، است.»[10]

2. در فراز دیگر فرمود: «ای مردم! به راستی علی [علیه السلام] و پاکانی از فرزندانم،‌ثقل اصغر هستند ... بیدار باشید! آنها امینان خدا در میان خلق خدا هستند و فرمانروایان خدا در میان خلق خدا هستند و فرمانروایان خدا در روی زمین، بیدار باشید! به حقیقت من انجام دادم، بیدار باشید! که من رساندم، بیدار باشید! که من بگوش شما رساندم، بیدار باشید! که من آشکار کردم، بیدار باشید! که به راستی خدای عزیز و جلیل فرمود و من نیز از طرف خدای عزیز و جلیل گفتم.» [11]

3. و در ادامه فرمود: « ای مردم! قرآن معرفی می کند که امامان بعد از او(علی علیه السلام) فرزندان او هستند و من نیز به شما فهماندم که آنان از (نسل) من و او هستند، آنجا که خداوند عزیز و جلیل می فرماید: « کلمه پاینده ای در نسل او» و من گفتم: «اگر به آن دو [قرآن و عترت علیهم السلام] تمسک کنید، هرگز گمراه نمی شوید.» [12]

4. آن گاه دستور داد که مردم این گونه بیعت کنند: « به راستی ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم در مقابل آنچه از پروردگار ما و پروردگارت به ما درباره علی و فرزندانش از امامان [علیهم السلام] رساندی، بر این(خلافت) با دلها و جانها و زبانها و دستهایمان بیعت می کنیم و می میریم و زنده می شویم، تغییر و تبدیل ایجاد نمی کنیم ... و خدا و تو و علی امیرمؤمنان و فرزندان او را که امام علیهم السلام هستند، اطاعت می کنیم، همان فرزندانی که یادآور شدی از ذریه تو از نسل علی بعد از حسن و حسین [علیهم السلام] هستند.»[13]

  

پی نوشت ها:

[1]- صحیح مسلم، داراحیاء التراث العربی، ج3، ص1453.

[2]- مسند،‌ احمد، مؤسسه الرساله، ج6، ص321، ر.ک مجمع الزوائد، هیثمی، درالکتاب العربی بیروت، ج5، ص190؛ مسند ابویطی موصلی، دارالمأعون، بیروت، ج8، ص444.

[3]- صحیح بخاری، داراحیاء التراث العربی، ج9، ص101.

[4]- فرائد المسطین، جوینی، بیروت، مؤسسه المحمودی، ج2، ص134.

[5]- مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، مکتبه المفید، قم، ج1، ص146.

[6]- مقصود خلفای چهارگانه(ابوبکر، عمر، عثمان و علی(ع)) است.

[7]- قل لااسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی؛ بگو از شما اجری جز دوستی بستگان و اهلبیتم نمی خواهم»(شوری/25).

[8]- سلیمان قندوزی بلخی، ینابیع الموده، استانبول، 1301، ص446 به نقل از سیره پیشوایان مهدی پیشوایی، مقدمه جعفر سبحانی، ص13-14.

[9]- مانند اثبات الهداه، حر عاملی و ... .

[10]- بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج37، ص207-208.

[11]- همان، ج37، ص209؛ عوالم المعلوم، شیخ عبدالله بحرانی، ج15، ص235-376.

[12]- بحارالانوار، ج37، ص215.

[13]- همان، ص 215.

[*]اسناد واقعه غدیر در 110کتاب معتبر اهل سنت

با توجه به اینکه درتمامی منابع معتبر شیعه واقعه غدیر به طور کامل همراه با وقایع قبل و اتفاقات بعداز آن ذکر شده است از ذکر منابع شیعه در زمینه سند واقعه غدیر خودداری کرده و صرفامنابع اهل سنت را ذکر می نمایم :

قال رسول الله : صلی الله علیه وآله: ...من کنت مولاه فهذاعلی مولاه ...

1.اخبار اصفهان: ج1ص107و235.ج2ص227.

2.اخبارالدول وآثارالاول:ص102.

3.أربعین الهروی:ص12.

4.أرجح المطالب:ص36و56 و58 و67 و203 و338 و339 و389 و581-545 و681

5. روح المعانی، ج 6، ص 172.

6.أسباب النزول:ص135.

7.أسدالغابه:ج1ص308و367.ج2ص233.ج3ص92و93و274و307و321 .ج4ص28.ج5ص6و205و208.

8.الامامه و السیاسه:ج1 ص109.

9.أنساب الاشراف:ج1 ص156.

10.البدایه و النهایه:ج5 ص208-213و227و228-ج7ص338و344-349.

11.بلاغات النساء:ص72.

12.تاریخ بغداد:ج8ص290-ج7ص377-ج12ص343-ج14ص236.

13.التاریخ الکبیر:ج1ص375-ج2قسم2ص194.

14.تاریخ الخلفاء:ص114و158و179.

15.تفسیرالثعلبی:ص78و104و181و235.

16.تفسیر الطبری:ج3ص428.

17.تفسیر فخر الرازی:ج3ص636.

18.التمهید(باقلانی):ص171.

19.الجمع بینالصحاح:ص458.

20.حیاه الصحابه:ج2ص769.

21.حلیه الاولیاء:ج5ص26و363-ج6ص294.

22.الخصائص:ص4و49و51.

23.خصائصالنسائی:ص21و40و86و88و93و94و95و100و104و124.

24.الخصائص(السیوطی):ص18.

25.الخططوالآثار(مقریزی):ص220.

26.الدر المنثور:ج2ص259و298.

27.دول الاسلام(ذهبی):ج1ص20.

28.ذخائرالعقبی:ص67و68.

29.روضاتالجنات(زمجی):ص158.

30.سر العالمین(غزالی):ص16.

31.سنن الترمذی:ج5ص591 .

32.سنن ابن ماجه:ج1 ص43.

33.سننالنسائی:ج5 ص45.

34.سنن المصطفی صلی الله علیه وآله:ج1ص45.

35.السیره النبویه(زینی):ج3 ص3.

36.شرح نهج البلاغه(ابن أبیالحدید):ج1ص317و362-ج2ص288-ج3ص208-ج4ص221-ج9ص217.

37.الشرف الموبد(نبهانی):ص58و113.

38.شواهد التنزیل:ج1ص158و190.

39.صحیحالترمذی:ج1ص32-ج2ص298-ج5ص633.

40.صحیح مسلم:ج4ص1873.

41.الصواعق المحرقه:ص25و26و73و74.

42.طبقات ابن سعد:ج3ص335.

43.العقدالفرید:ج5ص317.

44.عمده الاخبار:ص191.

45.الفصول المهمه:ص23و24و25و27و74.

46.الفضائل(ابنحنبل):ج1ص45و59و77و111-ج2ص560و563و569و592و599-ج3ص27و35.

47.فضائل الصحابه:ج2ص610و682.

48.الکفایه:ص151.

49.کفایهالطالب:ص13و17و58 و62 و153و285و286.

50.کنزالعمال:ج1ص48-ج6ص397-405-ج8ص60-ج12ص210-ج15ص209.

51.الکوکب الدری:ج1ص39.

52.مجمعالفوائد:ج9ص103-108و163.

53.مختلف الحدیث(ابنقتیبه):ص52و276.

54.مروج الذهب:ج2ص11.

55.مستدرک الحاکم:ج3ص109و110و118و371و631.

56.مسند ابنحنبل:ج1ص84و119و180-ج4ص241و281و368و370و372-ج5ص347و366و370و419-494-ج6ص476.

57.مسند الطیالسی:ص111.

58.مصابیح السنه:ج2ص202و275.

59.معارجالنبوه:ج1ص329.

60.المعارف(ابن قتیبه):ص58.

61.معالم الایمان(دباغ):ج2ص299.

62.المعتصرمن المختصر:ج2ص301و332.

63.معجم البلدان:ج2ص389.

64.المعجمالصغیر:ج1ص64و71.

65.المعجمالکبیر(طبرانی):ج1ص149و157و390-ج5ص196.

66.مقاصدالطالب:ص11.

67.مقتل الحسینعلیه السلام(خوارزمی):ص47.

68.مقصد الراغب:ص39.

69.المنار:ج1ص463.

70.مناقبالائمه(باقلانی):ص98.

71.المناقب(ابن جوزی):ص29.

72.المناقب(ابنمغازلی):ص16و18و20و22و23و24و25و224و229.

73.المناقب(عبدالله شافعی):ص106و107و122.

74.منتخب کنز العمال:ج5ص30و32و51.

75.المواقف:ج2ص611.

76.موده القربی:ص50.

77.نزهه الناظرین:ص39.

78.النهایه(ابن الأثیر):ج4ص346.

79.نهایهالعقول:ص199.

80.الوفیات(ابن خلکان):ج1ص60-ج2ص223.

81.ینابیعالموده:ص29-40و53-55و81و120و129و134و154و155و179-187و206و234و284.

82.الاصابه:ج1ص372و550-ج2ص257و382و408و509-ج3ص512-ج4ص80.

83.الاستیعاب:ج2ص460.

84.أشعه اللمعات فی شرح المشکاه:ج4ص89و665و676.

85.تفریح الأحباب:ص31و32و307و319و367.

86.التمهید و البیان(أشعری):ص237.

87.الفتوح(ابن الأعثم):ج3ص121.

88.التمهید البیان(أشعری):ص237.

89.ثمارالقلوب(ثعالبی):ص511.

90.الأعتقاد(بیهقی):ص182.

91.تاریخ دمشق:ج1ص370-ج2ص5و85و345-ج5ص321.

92.الجمع بین الصحاح:ص458.

93.الشفاء(قاضی عیاض):ج2ص41.

94.أسنیالمطالب:ص4و221.

95.انسان العیون:ج3ص274.

96.الأنوار المحمدیه:ص251.

97.بلوغ الأمانی:ج1ص213.

98.البیانوالتعریف:ج2ص36.

99.التاج الجامع:ج3ص296.

100.تجهیز الجیش:ص135و292.

101.ذخائرالعقبی:ص67و68.

102.الحاویللفتاوی:ج1ص79و122.

103.الریاضالنضره:ج2ص169و170و217و244و348.

104.السیرهالحلبیه:ج3ص274و283و369.

105.شرح المقاصد:ج2ص219.

106.فرائد السمطین:ج1ص56و64و65و67و68و69و72و75و76و77.

107.العثمانیه:ص145.

108.مرقاه المفاتیح:ج1ص349-ج11ص341و349.

109.مصابیح السنه:ج2ص202و275.

110.المورود فی شرح سنن أبی داود:ج1ص214.

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.