| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
با توجه به بحث هایی پیش آمده در مورد برتر دانستن علی(رض) بر انبیاء علیهم السلام و اصرار برخی از دوستان بر این برتری به دلیل تولد علی(رض) در کعبه این بحث ایجاد شد تا روایاتی که این موضوع را بیان می کنند بررسی شود.
به طور کلی باید عرض شود که روایات ذکر شده از منابع اهل سنت در مورد تولد علی(رض) در کعبه تماما اشکال داشته و ارزش استناد ندارند. علاوه بر این موضوع شکافته شدن دیوار کعبه برای ورود یا خروج ایشان نیز جایگاهی در منابع اهل سنت ندارد.
با سلام و احترام
مثل اینکه جنابعالی اصلا سعی نکرده اید پست های بنده را مطالعه فرمایید بنده در هر پست همان اسناد مطرح شده را بررسی کرده ام و ثابت کرده ام که از آنها امکان چنین نتیجه گیری ای وجود نداشته و نمی توان توسط آنها داستان تولد علی(رض) در کعبه را ثابت کرد. مبنای همه آنها نیز سایت ولیعصر بوده است.
بنابراین توصیه می کنم اگر توضیحی بر بررسی های ارائه شده دارید مطرح فرمایید.
والسلام

همانگونه كه در تاریخ آمده است حضرت علی علیه السلام در كعبه متولد گشت .
بر اساس مدارك و اسنادی كه از علما و بزرگان اهل تسنن در دست می باشد گواه
است كه ایشان نیز این واقعه بزرگ تاریخ را قبول دارند . در این جا مواردی
از آنها را ذكر می نمائیم:
میلاد حضرت در اشعار
آنست نفسی من الكعبة نور مثل ما آنس موسى نار طور
یوم غشى الملأ الأعلى سرور قرع السمع نداء كنداء
....
«جانم نورى را از كعبه مشاهده كرد همانند همان آتشى كه موسى از كوه طور دید. روزى كه عالم بالا را سرور و شادى پر كرده بود، صدایى مانند صدایى كه از وادى مقدس طوى شنیده شد به گوش رسید».
«خورشید درخشان، ماه تابان را بزاد پس تاریكیهاى شبهاى تار از ما برطرف شد، در آن حال ندا بلند شد: مژده باد شما را كه كودكى ماه پاره به دنیا آمد كه از نور چهرهاش در تاریكیها راه جویند».
«این فاطمه دختر اسد است كه لاهوت ابد را درآغوش گرفته و پیش مىآید.
پس همگى در برابر او در زمره ساجدان سرخاكسارى به زمین بسایید كه فرشتگان در برابر او سجده كردهاند آن گاه كه نور او در آدم تجلى كرد».
«پرده از چهره حق مبین برداشته شد و چهره رب العالمین نمایان گشت و چراغ مشكات یقین آشكار شد و خورشید هدایت درخشید و در نتیجه شب تیره گمراهى به روشنى بدل گردید».
«حكم نفى ابدى از دیدن حق نسخ شد و پروردگارعالمیان چهره خود را به ما نمود، كاش موسى در میان ما بود و مىدید آنچه را كه با خواهش فراوان آرزو نمود ولى با دست خالى بازگشت» .
«آیا مادرعلو و والایى دانست كه چه مولودى به دنیا آورد؟ یا پستان هدایت دانست كه چه طفلى را شیر داد؟ آیا دست عقل دانست كه چه كودكى را بر سر دست گرفت؟ حقیقت او بسى والاست و هرگز آنها ندانستهاند كه چه آوردهاند» !.
«او سرورى است كه بر همه آفریدگان برترى دارد و آن گاه كه هیچ موجودى نبود او بود و مقام امامت داشت، خداوند كعبه را از آن رو كه زادگاه اوست شرافت بخشیده و این مولود بر خاك آن گام نهاده».
«او در وجود برعالم هستى پیشى گرفته و عوالم غیب و شهود را در نور دیده است. هر چه درعالم هستى است از وجود دست اوست، چرا كه او دست خداست و دست خدا بخشنده نعمتهاست».
«او ماه تابان و فرزندانش همه ماههاى تابانند كه مادر دهر از آوردن مثل آنها نازا گشته است، او درهمه اوقات سال، كعبه زائران است و هركه به زیارت درگاه او و طواف و بوسهگاه او موفق شد تحقیقا به رستگارى رسید».
«اى كه به هنگام مرگ امید دیدار تو مىرود، هر مرگى كه به دیدار تو انجامد زندگى حقیقى است، كاش مرگ من زودتر فرا مىرسید و جامه حیات را به دور مىافكندم تا به دیدار تو كه برترین و كاملترین نعمتهاست فایز مىشدم». (9)
«خداوند خانه خود را زادگاه على ساخت. وه چه مقام والایى كه نظیر ندارد»!
«زاده شدن او دركعبه فضیلتى است كه هیچ پیامبرى حتى سروران رسولان صلى الله علیه و آله و سلم نیز با او دراین فضیلت شركت ندارد».
«فاطمه دعا كنان پیش آمد در حالى كه ازالطاف خداى لطیف بخشنده درد زاییدن او را به سوىخانه خدا مىكشانید، و او با احشائى دردمند آفریدگار خود را صدا زد. اما چگونه نالید، چگونه زار زد، چگونه آه و ناله كشید؟ نمىدانم».
«جزاین نمىدانم كه پاسخ كعبه این بود كه لبخندى به او زد و از این لبخند درى در دیوار خانه گشوده گشت. فاطمه داخل شد و صدف مژده شكافت و خرد ناب از آن بیرون جست. من تنها همین را مىدانم و جز این چیزى نمىدانم».
«چگونه بدانم حال آن كه او سرى است كه خردها در آن سرگشتهاند، و او با آن كه امروز پدید آمده ولى از قدیم اصل الاصول بوده است. او مظهر خداست بى آن كه اتحاد و حلولى در كار باشد، و غایت ادراك و فهم آن است كه بدانم كه نمىدانم».
«آن طفل پاكیزه یعنى على علیه السلام دیده به جهان گشود و چه كسى را یاراى آن است كه با او در بلندى پهلو زند؟ پس گروهى درباره اوهدایت یافتند و گروهى دیگر به راه ضلالت و حیرت رفتند. آیا گروههایى گمراه شدند كه پنداشتند او حقا خداست، یا آن كه این جنون عشق بوده است كه مجازات ندارد؟ نمىدانم».(10)
دوران كودكى و شیر خوارگى امام على علیه السلام
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم او را دوست داشت و به تربیتش پرداخت و هنگام غسل او را شستشو مىداد و هنگامى كه شیر مىطلبید او را مىنوشانید و هنگام خواب گهواره او را مىجنباند... و مىفرمود: این برادر، ولى، ذخیره، یاور، برگزیده، پناهگاه، داماد، وصى، همسر دختر من و امین و خلیفه من است. پیوسته او را در آغوش مىگرفت و دركوهها و درههاى مكه مىگردانید. (13)
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را برگزید. پس كسى كه ریشههایش از چشمه نبوت سیراب شده، درختشسینه نبوت را مكیده، شاخههایش ازچشمه امامت بارور شده، در خانه وحى رشد یافته، در خانه نزول قرآن تربیت گردیده و در دوران زندگى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم با او بوده و تا دم مرگ ازاو جدا نگشته است هرگز با سایر مردم قابل مقایسه نیست، چرا كه او از گرامىترین و پاكیزه ترین ریشه خانوادگى برخوردار بوده و معلوم است كه رگ و ریشه شایسته بالنده است و شهاب تیز و درخشان نفوذ كننده و آموزش پیامبر كارساز. و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم تربیت او را به عهده نگرفت و ضامن پرورش و تربیت نیكوى او نشد مگر به دو دلیل: یا آن كه از روى حدس قوى آینده درخشان او را مىنگریست و یا از طریق وحى الهى مىدانست. اگر روزى حدس قوى بوده معلوم است كه تیر حدسش خطا نرفته و پندارش نابجا نبوده است، و اگر به وحى الهى بوده، دیگر منزلتى برتر و حالى دلالت كننده تر از آن بر فضیلت و امامت حضرتش وجود ندارد. (14)
2ـ ازاحة الخفاء عن خلافة الخلفاء، ص251.
3ـ الفصول المهمة، ص30 .
4ـ كفایة الطالب، ص407 .
5ـ نور الابصار، ص85.
6ـ عبقریة الامام على علیه السلام، ص43.
7ـ نزهة المجالس، ج 2، ص454.
8ـ السیرة الحلبیة، ج1، ص139.
9ـ الغدیر،ج 6،صص30 و 31 با تلخیص.
10ـ الغدیر، ج 6، صص36 ـ 37.
11-نهج البلاغة، ص190.
12ـ شرح نهج البلاغة ابن ابى الحدید،ج 13، ص210، ذیل خطبه 238.
13ـ كشف الحق و نهج الصدق، ص109.
14ـ بحارالانوار، ج 38،ص295.
استناد به گفته برهان الدین حلبی
علی بن برهان الدین حلبی ، صاحب كتاب مشهور سیره حلبی ، بعد از سخنی طولانی در باره علی علیه السلام ، به ولادت آن حضرت در داخل خانه كعبه استدلال میكند :
لأنه ولد فی الكعبة وعمره (یعنی النبی) (ص) ثلاثون سنة .
زیرا آن حضرت در داخل خانه كعبه متولد شد و عمر رسول خدا در آن روز سی سال بود .
الحلبی ، علی بن برهان الدین (متوفای1044هـ) ، السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون ، ج 1 ، ص 226 ، ناشر : دار المعرفة - بیروت – 1400هـ .
بررسی
أ. باز هم این ادعا بدون سند است و از عالمی در قرن یازدهم هجری.
ب. متن نقل شده ناقص است و فقط قسمت کوچکی از آن نقل شده است. در ادامه متن(پس از چند جمله) چنین می خوانیم:
"وقیل الذی ولد فی الكعبة حكیم بن حزام. قال بعضهم لا مانع من ولادة كلیهما فی الكعبة لكن فی النور حكیم بن حزام ولد فی جوف الكعبة ولا یعرف ذلك لغیره وأما ما روى أن علیا ولد فیها فضعیف عند العلماء"
"و گفته شده کسی که در کعبه متولد شده حکیم بن حزام است(نه علی رضی الله عنه). برخی دیگر گفته اند مانعی ندارد که هر دو نفر در کعبه متولد شده باشند، ولی در نور ذکر شده که حکیم بن حزام در کعبه متولد شده و درباره کس دیگری چنین چیزی گفته نشده است، و اما روایت ولادت علی در کعبه نزد علما ضعیف است."
ملاحظه می شود که حلبی خود نقل می کند که روایت تولد علی در کعبه نزد علما ضعیف است. باز هم باید توجه خوانندگان را جلب کرد به این نکته که وقتی محققین موسسه ولی عصر حتی در یک نقل قول ساده از یک کتاب صداقت ندارند، چگونه می توان به روایت علمای آنان نظیر سبط ابن الجوزی و مسعودی اعتماد نمود؟!
نتیجه
1- نقل قول ذکر شده توسط برهان الدین حلبی بدون ذکر هیچ سندی استو با توجه به اینکه وی در قرن یازدهم هجری می زیسته است سخن او در مورد حادثه ای در 23 سال قبل از هجرت باید مستند باشد تا بشود تا بتوان به آن استناد کرد.
2- در نقل مطلب راجع به تولد در کعبه از کتاب السیره الحلبیه فی سیره الامین المامون، تحریف صورت گرفته و فقط یک جمله که برای هدف محققین مناسب بوده است نقل شده و جملات بعدی که هدف آنها را خدشه دار می کرده است نقل نگردیده اند.
استناد به گفته گنجی شافعی
گنجی شافعی در کفایة الطالب می نویسد: «ولد أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب بمکة فی بیت الله الحرام لیلة الجمعة لثلاث عشرة لیلة خلت من رجب سنة ثلاثین من عام الفیل ولم یولد قبله ولا بعده مولود فی بیت الله الحرام سواه إکراما له بذلک، وإجلالا لمحله فی التعظیم.
امیر مؤمنان علیه السلام شب جمعه سیزده رجب، سال سیم بعد از واقعه عام الفیل در داخل خانه خدا به دنیا آمد. کسی پیش از آن حضرت و بعد از آن در داخل خانه کعبه به دنیا نیامده است و این از فضائل اختصاصی آن حضرت است که خداوند به جهت بزرگداشت مقام او عطا کرده است.
الگنجی الشافعی، أبی عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، ص407، الباب السابع فی مولده علیه السلام، ناشر: دار أحیاء تراث اهل البیت (ع)، طهران، الطبعة الثالثة، 1404هـ ، 1362 ش.
بررسی
أ) این ادعا نیزسندی ندارد و تنها یک ادعاست.
ب) بررسی نقل قول از کتاب الوافی بالوفیات:
ابن خلکان مینویسد: الفخر الکنجی محمد بن یوسف بن محمد بن الفخر الکنجی نزیل دمشق عنی بالحدیث وسمع ورحل وحصل کان إماما محدثا.
محمد بن یوسف گنجی … ساکن دمشق بود، به علم حدیث اعتنا میکرد، برای یادگیری آن از دیگران میشنید، و برای دانش بیشتر مسافرت میکرد، او پیشوا و محدث بود.
الصفدی، صلاح الدین خلیل بن أیبک (متوفای764هـ)، الوافی بالوفیات، ج 5، ص 148، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفى، ناشر: دار إحیاء التراث – بیروت – 1420هـ- 2000م.
همانطور که مشخص است در این نقل قول صحبتی از مذهب گنجی نشده ولی جالب است که برای مخفی کردن مذهب نامبرده، محققین ولی عصر مجبور شده اند دست به تحریف برده و قسمتی از جمله صلاح الدین الصفدی را قیچی کنند. به متن عربی(بدون سانسور) از کتاب مذکور و ترجمه آن توجه کنید:
محمد بن یوسف بن محمد بن الفخر الكنجی نزیل دمشق، عنی بالحدیث وسمع ورحل وحصل، كان إمام اً محدث اً لكنه كان یمیل إلى الرفض جمع كتب اً فی التشیع وداخل التتار فانتدب له من تأذى منه فبقر جنبه بالجامع فی سنة ثمان وخمسین وست مائة، وله شعر یدل على تشیعه وهو:
ترجمه:
محمد بن یوسف بن محمدبن فخر گنجی مقیم دمشق، به علم حدیث توجه داشت و به سماع حدیث پرداخت و در طلب حدیث به سفر می رفت و حدیث می شنید و امامی محدث بود، (تا اینجا را محققین امانت دار ولی عصر نقل کرده اند، و ادامه آن را طبعا بنا به مصلحت قیچی کرده اند!) ولی به رفض تمایل داشت و کتبی در تشیع جمع آوری کرد، و در هنگام حمله تاتار با آنان همراه شد، و کسانی که از او آزار دیده بودند قصد قتل او را کردند و در مسجد جامع دمشق در سال ششصد و پنجاه و هشت هجری پهلویش را شکافتند. او شعری دارد که دال بر تشیع اوست...(مولف سپس نص شعر را نقل می کند).
ج) بررسی نقل قول از ذیل مرآه الزمان
یونینی نیز او را این گونه معرفی میکند: الفخر محمد بن یوسف الکنجی کان رجلاً فاضلاً أدیباً وله نظم
حسن. محمد بن یوسف گنجی ، مردی دانشمند و ادیب بود و شعرهای زیبایی میسرود.
الیونینی، قطب الدین أبو الفتح موسى بن محمد (متوفای726 هـ)، ذیل مرآة الزمان، ج 1، ص 148.
نگاهی به این نقل نشان می دهد که مدحی در زمینه دین و تسنن گنجی در آن وجود ندارد. قطب الیونینی صرفا ذکر کرده که گنجی فردی ادیب و فاضل بوده است. البته باز هم به این جمله قیچی شده توجه نشده است.در ادامه چنین می خوانیم: "قتل فی جامع دمشق بسبب دخوله مع نواب التتر...." در مسجد جامع دمشق کشته شد و علت آن همکاری با تاتارها بود...(مولف در ادامه شعری از گنجی در مدح علی(رض) ذکر می کند).
آنچه جالب توجه است مطلبی است که در همین کتاب در صفحه 137(11 صفحه قبل از متن نقل شده توسط ولی عصر!) ذکر شده است،اما محققین محترم احتمالا نقل آن را به مصلحت ندیده اند:
"فثاروا العوام بدمشق وقتلوا الفخر محمد بن یوسف ابن محمد الكنجی فی جامع دمشق وكان المذكور من أهل العلم لكنه كان فی شر ومیل إلى مذهب الشیعة وخالطه الشمس القمی الذی كان حضر إلى دمشق من جهة هولاكو ودخل معه فی أخذ أموال الغیاب عن دمشق فقتل"
مردم در دمشق شورش کردند(پس از شکست تاتار) و محمد بن یوسف گنجی را به قتل رساندند. او از جمله اهل علم بشمار می رفت، اما اهل شر بود و میل به تشیع داشت، و شمس قمی نیز با او همراه شده بود (که از طرف هولاکو به دمشق آمده بود) و همراه با او به غصب اموال غائبین از دمشق پرداخته بود، و او نیز کشته شد.
د) بررسی نقل قول از کشف الظنون
حاجی خلیفه، او را «الشیخ الحافظ» معرفی میکند: کفایة الطالب فی مناقب على بن أبى طالب للشیخ الحافظ أبى عبد الله محمد بن یوسف بن محمد الکنجى الشافعی.
کفایة الطالب در مناقب علی بن أبی طالب، نوشته شیخ و حافظ (کسی که بیش از صد هزار حدیث حفظ است) أبو عبد الله محمد بن یوسف گنجی شافعی است.
حاجی خلیفه، مصطفى بن عبدالله القسطنطینی الرومی الحنفی (متوفای1067هـ)، کشف الظنون عن أسامی الکتب والفنون، ج 2، ص 1497، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت – 1413هـ – 1992م.
این نقل قول دارای هیچ مدح و ثنایی نیست و صرفا او را به عنوان نویسنده کتاب کفایة الطالب معرفی میکند.خود کتاب کشف الظنون کتابی است در معرفی دیگر کتب، و مولف هر کتاب و تنها اسماء کتب مختلف را ذکر کرده و آنها را بر حسب حروف الفبا مرتب می نماید و نام مولف هر کتاب را ذکر می کند، و هیچ ارتباطی به مبحث رجال و حکم بر راویان و علما ندارد.
ه) علاوه بر موارد فوق، مناسب است به دو نقل قول از امام ذهبی و ابن کثیر نیز توجه شود:
امام ذهبی در تاریخ الإسلام (ج 48 ص 369) مشابه کلام الصفدی در الوافی بالوفیات را ذکر کرده و او را مایل به رفض می داند و خائن به مسلمین که با تاتار همکاری کرده و آنان را در کشتار مسلمین یاری دادهاند.
ابن کثیر مورخ و مفسر مشهور در کتاب البدایة و النهایة (13/255) واقعه قتل گنجی توسط مردم را ذکر می کند و می نویسد: "وقتلت العامة وسط الجامع شیخا رافضیا كان مصانعا للتتار على أموال الناس یقال له الفخر محمد بن یوسف بن محمد الكنجی كان خبیث الطویة مشرقیا ممالئا لهم على أموال المسلمین قبحه الله وقتلوا جماعة مثله من المنافقین فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمد لله رب العالمین"
ترجمه: "و مردم در وسط مسجد جامع شیخی رافضی را به قتل رساندند که همکار تاتار در غصب اموال مردم بود و فخر محمد بن یوسف گنجی نام داشت، انسانی خبیث بود که تاتار را در غصب اموال مسلمین یاری می داد(خداوند قبیحش گرداند) و جماعتی مانند او از منافقین را نیز کشتند..."
نتیجه
1- نقل قول ذکر شده توسط محمد به یوسف بن محمد الکنجی بدون ذکر هیچ سندی است و با توجه به اینکه وی در قرن هفتم هجری می زیسته است سخن او در مورد حادثه ای در 23 سال قبل از هجرت باید مستند باشد تا بشود تا بتوان به آن استناد کرد.
2- نامبرده نه تنها جزء علمای اهل سنت نیست بلکه بنابر گفته دانشمندانی نظیر امام ذهبی و ابن کثیر، رافضی بوده و علاوه بر آن در قضیه حمله تاتار، خائن به مسلمین نیز بوده و به دلیل خیانت و غصب اموال مردم بی گناه، در مسجد جامع دمشق به قتل رسیده است.
تصریح و تأکید علمای اهل سنّت
1 ـ ابوعثمان، عمرو بن بحر، مشهور به «جاحظ» صاحب کتاب «البیان و التّبیین»، متوفّای 255 ه . ق . در رساله ای که در باره فضایل بنی هاشم نوشته، از ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در آن مکان مقدّس سخن گفته است. متن این رساله را قندوزی در «ینابیع المودّه» درج کرده است(1).
2 ـ پیشتاز مورّخان، علی بن حسین مسعودی، متوفّای 333 ه . ق . در کتاب گرانسنگ «مروج الذّهب» که در طول بیش از یکهزار سال، یکی از استوارترین منابع مورد اعتماد مورّخان است، با صراحت و قاطعیّت اعلام می دارد که: «ولادت آن حضرت در درون کعبه واقع گردید.»(2) و در کتاب دیگرش «اثبات الوصیّه» تأکید می کند که: «هرگز پیش از ایشان و یا بعد از ایشان احدی در درون کعبه به دنیا نیامده است.»(3)
3 ـ مورّخ شهید، ابوزکریّا، یزیدبن محمدبن أیاس بن قاسم ازدی، متوفّای334 ه . ق. در کتاب خود «تاریخ موصل» از ولادت آن حضرت در درون کعبه سخن گفته، می افزاید: «به جز امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام ، هیچ خلیفه دیگری در کعبه متولّد نشده است.»(4)
4 ـ محدّث خبیر، محمد بن علی بن اسماعیل شافعی، مشهور به «ابن قفّال» متوفّای 365 ه . ق . می نویسد: «فاطمه بنت اسد به هنگام زایمان وارد کعبه شد و علی علیه السلام را در آنجا به دنیا آورد. گفته می شود به جز علی علیه السلام احدی در آنجا متولّد نشده است.»(5)
5 ـ حافظ، ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه مشهور به «حاکم نیشابوری» در کتاب بسیار معروفش «مستدرک صحیحین» می نویسد: «به تواتر رسیده است که فاطمه بنت اسد، امیر مؤمنان ـ کرّم اللّه وجهه ـ را در خانه کعبه به دنیا آورد.»(6)
6 ـ ابوالحسن، علی بن محمد واسطی شافعی، مشهور به «ابن مغازلی»، متوفّای 483ه . ق . در کتاب ارزشمند «مناقب علی بن أبی طالب» به تفصیل، داستان ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در درون کعبه را با سلسله اسناد خود، نقل کرده است.(7)
7 ـ کمال الدّین، ابوسالم، قاضی محمد بن طلحه شافعی، متوفّای 625 ه . ق . در کتاب پر ارج «مطالب السّؤول» می نویسد: «علی بن ابی طالب علیه السلام در درون کعبه معظّمه در بیت الحرام دیده به جهان گشود.»(8)
8 ـ شمس الدّین، ابوالمظفّر، یوسف بن قز اوغلی، مشهور به «سبط ابن جوزی» در کتاب پر ارج «تذکرة الخواص» می نویسد: «در روایت آمده است که فاطمه بنت اسد حامله بود، برگرد خانه طواف می کرد، ناگهان درد زایمان گرفت، درِ کعبه به رویش باز شد، فاطمه به اندرون کعبه در آمد و علی[ علیه السلام ] را در آنجا به دنیا آورد.»(9)
9 ـ ابوعبداللّه ، محمد بن یوسف بن محمد قرشی، مشهور به «گنجی شافعی»، متوفّای 658 ه . ق . در کتاب گرانسنگ «کفایة الطّالب» می نویسد: «امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام ، در شب جمعه، 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، در مکّه معظّمه، در درون کعبه، دیده به جهان گشود. و هرگز مولود دیگری جز او ـ پیش از او و یا بعد از او ـ در خانه کعبه زاده نشد. این میلاد فرخنده، فضیلت و کرامتی برای او و فضیلت و شکوهی برای خانه خداست.»(10)
10 ـ مورّخ شهید، هندوشاه بن عبداللّه نخجوانی، در کتاب ارزشمند «تجارب السّلف» که آن را در باره خلفا و وزرا در سال 724 ه . ق . به رشته تحریر در آورده، می نویسد: «علی علیه السلام در درون کعبه دیده به جهان گشود... به هنگام تولّد مادرش او را «حیدر» نام نهاد و حیدر به معنای شیر است.»(11)
11 ـ مورّخ گرانمایه، حمداللّه بن ابی بکر بن احمدبن نصر مستوفی، متوفّای 750 ه . ق . در کتاب پر ارج «تاریخ گزیده» می نویسد: «امیر المؤمنین علی علیه السلام ، عمّ زاده رسول اللّه صلی الله علیه و آله مادرش فاطمه بنت اسدبن هاشم، ولادتش در درون کعبه... سنه 30 عام الفیل، موافق با 911 اسکندری، 8 سال گذشته از پادشاهی پرویز.»(12)
12 ـ جمال الدّین محمدبن یوسف بن حسن بن محمد زرندی حنفی مدنی، متوفّای 750 ه . ق . در کتاب ارزشمند «نظم دُرَرِ السمطین» از احمد حنبل روایت کرده: «ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در درون کعبه اتّفاق افتاد.»(13)
13 ـ حافظ شمس الدّین، ابوعبداللّه محمدبن احمد ذهبی، متوفّای 848 ه . ق . در «تلخیص مستدرک صحیحین» که در ذیل مستدرک حاکم به طبع رسیده، متن عبارت حاکم نیشابوری را نقل کرده، می نویسد: «اخبار به حدّ تواتر رسیده که علی بن ابی طالب در درون کعبه دیده به جهان گشود.»(14)
14 ـ قاضی شهاب الدّین دولت آبادی، متوفّای 849 ه . ق . داستان ولادت آن حضرت را نقل کرده و تصریح نموده که در داخل کعبه واقع شده.(15)
15 ـ نور الدین علی بن محمد بن صبّاغ مالکی، متوفّای 855 ه . ق . در کتاب گرانسنگ «الفصول المهمّه» می نویسد: «علی علیه السلام به روز جمعه، 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، 23 سال پیش از هجرت، در مکّه معظّمه، در میان بیت اللّه الحرام چشم به جهان گشود... پیش از آن حضرت، هرگز احدی در بیت الحرام متولد نشد. این برتری، ویژه آن حضرت است. که خداوند برای ظاهر ساختن مرتبت و مقام و شکوه حضرتش به ایشان عطا فرموده است.»(16)
16 ـ مورّخ شهید، فخرالدین محمدبن ابی داود، سلیمان بناکتی، متوفای 891 ه . ق . در کتاب «روضة اولی الألباب» مشهور به «تاریخ بناکتی» می نویسد: «روز آدینه، سیزدهم ماه رجب، سنه ثلاثین از سال فیل، در حرم کعبه به وجود آمد. پیش از او و بعد از او هیچ فرزندی در خانه کعبه به وجود نیامده است.»(17)
17 ـ عبد الرّحمن جامی، متوفّای 898 ه . ق . در کتاب «شواهد النّبوة» ولادت آن حضرت را در درون کعبه روایت کرده است.(18)
18 ـ مورّخ شهید، محمد میرخواند، پسر خاوند شاه، متوفّای 903 ه . ق . در
کتاب ارزشمند «روضة الصّفا» می نویسد: «ولادت آن حضرت به روایتی در 13
رجب، سی سال گذشته از واقعه فیل، و به روایتی 28 سال بعد از سال فیل، اتفاق
افتاد؛ زیرا مادرش کعبه را طواف می کرد، پس مشیّت الهی او را به درون کعبه
آورد. زمان زایمانش فرا رسید و در درون کعبه به دنیا آورد. چنین سعادتی از
آغاز خلقت تا پایان جهان، برای احدی میسّر نشده است. درستی این روایت در
میان تاریخ نویسان و سیره نویسان بدون تردید است. این قضیّه فراتر از آن
است که شک و تردیدی در آن راه یابد.»
شد او دُرّ و بیت الحرامش صدف کسی را میسّر نشد این شرف(19)
19 ـ سید نور الدّین، علی بن عبداللّه سمهودی شافعی، صاحب کتاب ارزشمند «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی»، متوفّای 911 ه . ق . در کتاب «جواهر العقدین» ولادت آن حضرت را در درون کعبه، به نقل از ابن صبّاغ مالکی آورده است.(20)
20 ـ نسب شناس مشهور، تاج الدّین محمدبن حمزة بن زهره رفاعی، نقیب حلب، متوفّای 921ه . ق . در کتاب ارزشمند «غایة الاختصار، فی اخبار البیوتات العلویّه المحفوظة من الغبار» می نویسد: «ولادت آن حضرت در درون کعبه واقع شد.»(21)
21 ـ میرزا محمد بن رستم، معتمد خان حارثی بدخشی، متوفّای 922 ه . ق . در کتاب «نزل الأبرار» می نویسد: «علی ـ کرّم اللّه وجهه ـ روز جمعه 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، در مکّه معظمه، در بیت اللّه الحرام متولد شد، و این فضیلتی است که خداوند آن حضرت را به این فضیلت اختصاص داده است.(22)
22 ـ مورّخ شهید، غیاث الدّین، همام الدّین حسینی، مشهور به «خواند میر» متوفّای 942ه . ق . در کتاب گرانسنگ «حبیب السّیر» می نویسد: «تولد آن مولودِ عاقبت محمود، در نفس کعبه روی نمود؛ زیرا که حسب اقتضای قضا، بلکه به مشیّت ایزد تعالی، نزدیک به وضع حمل، والده ماجده اش در طواف بیت اللّه بود. و این سعادت به روایتی از اول آفرینش تا غایت، هیچ آفریده را میسّر نگردید. و صیت و صحت آن نزد مورّخان فضیلت پرور، از شایبه شبهه و دغدغه مظنّه در گذشته.»(23)
اینها نمونه هائی از منابع مورد اعتماد و استناد علمای اهل سنّت، از محدّثان، مورّخان، سیره نویسان، تراجم نویسان، نسب شناسان و دیگر پژوهشگران، بود که تا پایان قرن نهم، در آثار گرانقدر خود به ولادت مولای متقیان امیر مؤمنان علیه السلام در درون کعبه تصریح و تأکید نموده اند و ما در این مجال ذکمر نمودیم و اگر بخواهیم به دیگر آثار موجود در این رابطه، به ویژه در قرن اخیر اشاره کنیم، به درازا خواهد کشید.
پی نوشت:
1 . قندوزی، ینابیع المودّة، ج1، ص461
2 . مسعودی، مروج الذّهب، چاپ قاهره، ج2، ص2
3 . همان، اثبات الوصیّة، ص111
4 . ازدی، تاریخ موصل، ص58
5 . ابن قفال، فضائل امیر المؤمنین، به نقل احقاق الحق، ج7، ص498
6 . حاکم، مستدرک الصّحیحین، ج3، ص483
7 . ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب، ص7
8 . ابن طلحه، مطالب السّؤول، ص11
9 . ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص20
10 . گنجی شافعی، کفایة الطالب، ص407
11 . نخجوانی، تجارب السلف، ص37
12 . مستوفی، تاریخ گزیده، ص192
13 . زرندی، نظم درر السّمطین، ص80
14 . ذهبی، تلخیص مستدرک الصّحیحین، ج3، ص483
15 . دولت آبادی، هدایة السّعداء ـ مخطوط ـ ص117
16 . ابن صبّاغ، الفصول المهمّة، ص14
17 . بناکتی، تاریخ بناکتی، ص98
18 . جامی، شواهد النبوة، ص198
19 . میر خواند، روضة الصّفا، جلد دوم.
20 . سمهودی، جواهر العقدین، به نقل ولید الکعبه، ص114
21 . رفاعی، غایة الاختصار، ص97
22 . بدخشی، نزل الابرار، ص64
23 . خواند میر، جبیب السّیر، ج1، ص520
استناد به گفته ابن الصباغ مالکی
بن صباغ مالکی در الفصول المهمة مینویسد: ولد علی (ع) بمکة المشرفة بداخل البیت الحرام فی یوم الجمعة الثالث عشر من شهر الله الأصم رجب الفرد سنة ثلاثین من عام الفیل قبل الهجرة بثلاث وعشرین سنة، وقیل بخمس وعشرین، وقبل المبعث باثنی عشرة سنة، وقیل بعشر سنین. ولم یولد فی البیت الحرام قبله أحد سواه، وهی فضیلة خصه الله تعالى بها إجلالا له وإعلاء لمرتبته وإظهارا لتکرمته.
على علیه السلام در مکه مشرفه در داخل بیت الحرام (کعبه) در روز جمعه سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سى ام عام الفیل و بیست و سه سال پیش از هجرت به دنیا آمد … پیش از او هیچ کس در کعبه متولد نشد، و این فضیلتى است که خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار کرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است.
ابن الصباغ، علی بن محمد بن أحمد المالکی المکی (متوفای855 هـ) الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ج 1، ص 171، تحقیق: سامی الغریری، ناشر: دار الحدیث للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة: الأولى، 1422هـ .
بررسی
أ. این گفته نیز مانند ادعاهای قبلی بدون سند است، از عالمی در قرن نهم هجری.
ب. ابن الصباغ مالکی مؤلفی تقریبا مجهول است! همانگونه که ملاحظه می شود، محققین ولی عصر نیز در یافتن شرح حال و تزکیه ای از علمای اهل سنت برای او چنان به مضیقه افتاده اند که به ناچار از قندوزی مؤلف ینابیع المودة (که خود فردی مجهول بین اهل سنت و رافضی است) جملاتی در شرح حال ابن الصباغ نقل کرده اند. تنها کسی که شرح حالی قابل اعتنا درباره ابن الصباغ نوشته است امام سخاوی است که از علمای شناخته شده اهل سنت و صاحب کتبی مشهور و معروف در علوم حدیث مانند "فتح المغیث" است. دیگر ترجمه نقل شده از کتاب هدیة العارفین است که متضمن هیچ مدح و ثنایی نیست و صرفا بیان این است که ابن الصباغ مولف کتاب الفصول المهمة است. برای درک بهتر این که نقل قول محققین از کتاب هدیة العارفین بلا موضوع است و دلیلی برای بزرگی یا فضل ابن الصباغ نیست، نگاهی به ترجمه دو شخصیت دیگر که بلافاصله پس از وی ذکر شده اند کفایت می کند:
- نفر اول طالب الحاجرمی است، شاعری شیرازی که دیوانی به نام گوی و چوگان تالیف کرده است.
- دومی ابن طی عاملی است، از علمای شیعه که کتاب مسائل ابن طی را تالیف کرده است.
ملاحظه می شود که در کتاب هدیة العارفین نه سنی بودن شرط است، نه بزرگی و فضل علمی و نه حتی عالم دین بودن، بلکه صرفا نام مولفین و علمایی که کتبی تالیف کرده اند جمع آوری شده است.
به این ترتیب می توان گفت ابن الصباغ مالکی را فقط سخاوی به عنوان عالمی از علمای اهل سنت معرفی کرده است، که سخاوی نیز او را مورد مدح و ثنای واضحی قرار نداده و مراحل طلب علم او را بیان کرده است و به برخی کتب او اشاره کرده است. از سوی دیگر، مولف کتاب کشف الظنون درباره او گفته است:
"برخی نویسنده آن (ابن الصباغ نویسنده الفصول المهمة)را به رفض متهم کردند".(کشف الظنون ج 2 ص 1271)
ج. اما آنچه که به وضوح نشان می دهد ابن الصباغ از علمای اهل سنت به شمار نمی رود، علاوه بر کتاب او که شاهد واضح و بارزی است، شهادت یوسف بحرانی از علمای شیعه در این باره است. بحرانی در کتاب کشکول (ج 3 ص 19) تحت عنوان "فائدة رجالیة" ذکر می کند که ابن الصباغ از علمای امامیة و صاحب عقیده ای "صحیح" بوده است، و انتساب او به مالکی ها از روی تقیه انجام شده است! وی در ادامه توضیح می دهد که این روش بین علمای امامیه مرسوم بوده و بسیار دیده شده که یک امامی خود را شافعی یا مالکی یا صوفی می خواند.
این جملات تکان دهنده از بحرانی، آشکار می سازد که سبط ابن الجوزی و قندوزی حنفی و گنجی شافعی و ابن الصباغ مالکی چرا خود را از اهل سنت دانستهاند. هدف از ابتدا فریب عوام و تزویر و دروغ برای گمراه ساختن مسلمین بوده است، و تسمیه مالکی و شافعی و صوفی نیز وسیله ای برای نیل به این هدف!
نتیجه
1- گفته ابن الصباغ مالکی نیز مانند موارد قبلی بدون سند بوده و اعتباری ندارد. توجه شود که وی در قرن نهم می زیسته و بنابراین با واقعه مورد بحث که تقریبا 23 سال قبل از هجرت بوده است بیش از 900 سال فاصله داشته است.
2- مطابق مواردی که ذکر شد نامبرده جزء علمای اهل سنت نیست بلکه از علمای امامیه بوده است بنابراین استناد به گفته او به عنوان یک دانشمند اهل سنت، صحیح نمی باشد.
استناد به گفته مسعودی (متوفای346هـ)
علی بن الحسین مسعودی، مورخ و ادیب مشهور شافعی مذهب در باره ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در خانه کعبه میفرماید: وکان مولده فی الکَعبة.
محل تولد علی علیه السلام، خانه کعبه است. المسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على (متوفای346هـ)، مروج الذهب، ج 1، ص 313.
بررسی:
أ. اولین اشکال، باز هم بدون سند بودن کلام مولف است.
ب. مسعودی نیز مانند سبط ابن الجوزی از اهل سنت نیست.به گفته هایی از محدثین و متخصصین اهل سنت در این باره اشاره می شود:
- حافظ ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان (5/531)در شرح حال او می گوید: کتب او(مسعودی) پر است (از دلایل) که او شیعه و معتزلی بوده است(هر دو فرقه جدا از اهل سنت هستند).
-ذهبی نیز در سیر أعلام النبلاء (15/569) او را از محققین معتزلی می داند.
- بسیاری از علمای شیعه، مسعودی را به عنوان یکی از مولفین شیعه ذکر کرده اند. به عنوان یک نمونه یکی از مشهورترین علمای شیعه، ابن مطهرحلی در کتاب خلاصة الأقوال، فصل هیجدهم، باب اول، در ذکر کسانی که علی نام دارند، در ترجمه شماره چهل نام مسعودی را ذکر کرده و او را از رجال شیعه می داند.
ج. موارد زیر به عنوان اینکه نشان دهند مسعودی از علمای اهل سنت بوده است مطرح شده است:
1) تاج الدین سبکی نام مسعودی را در زمره علمای شافعی آورده و او را مورخ، صاحب فتوا و علامه میداند: على بن الحسین بن على المسعودى صاحب التواریخ کتاب مروج الذهب فى أخبار الدنیا وکتاب ذخائر العلوم وکتاب الاستذکار لما مر من الأعصار وکتاب التاریخ فى أخبار الأمم وکتاب أخبار الخوارج وکتاب المقالات فى أصول الدیانات وکتاب الرسائل وغیر ذلک. قیل إنه من ذریة عبد الله بن مسعود رضى الله عنه أصله من بغداد وأقام بها زمانا وبمصر أکثر وکان أخباریا مفتیا علامة صاحب ملح وغرائب.
ترجمه: علی بن الحسین المسعودی، صاحب کتابهای تاریخی مروج الذهب … و دیگر کتابها است. گفته شده که او از فرزندان عبد الله بن مسعود بوده است، اصالتاً اهل بغداد و زمانی در آن جا و بیشتر در مصر ساکن بوده، او اخباری، دارای فتوا، دانشمند و … بود.
السبکی، تاج الدین بن علی بن عبد الکافی (متوفای771هـ)، طبقات الشافعیة الکبرى، ج 3، ص 456، تحقیق: د. محمود محمد الطناحی د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزیع – 1413هـ، الطبعة: الثانیة.
در این مورد همانطور که متن پیداست علیرغم اینکه ادعا شده است تاج الدین سبکی او را شافعی دانسته ولی در متن تاج الدین سبکی هیچ نشانی از این ادعا وجود ندارد. به عبارت ساده تر در این خصوص دروغ گفته شده است.
2) علیمی حنبلی در باره او مینویسد: علی بن الحسین بن علی أبو الحسن المسعودی من أعلام التاریخ ومن مشاهیر الرحالین ومن الباحثین المقدرین من أهل بغداد أقام بمصر وتوفی فیها عام 346 ه له مؤلفات عدیدة منها مروج الذهب وأخبار الزمان وغیر ذلک من المؤلفات القیمة. (العلیمی، مجیر الدین الحنبلی (متوفای927هـ)، الأنس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل، ج 1، ص 11، تحقیق: عدنان یونس عبد المجید نباتة، ناشر: مکتبة دندیس – عمان – 1420هـ- 1999م.)
ترجمه: علی بن الحسین المسعودی، از بزرگان تاریخ و از مشهورترین کسانی است که برای جمع آوری حدیث مسافرت میکرد … کتابهای متعددی نوشت که از جمله آنها مروج الذهب و اخبار الزمان و کتابهای با ارزش دیگری است.
در این مورد کاملا مشخص است که هیچ نشانی از ادعای انتساب مسعودی به اهل سنت وجود ندارد و اصلا در مورد اعتقادات و مذهب مسعودی صحبتی نشده است.
3) عکری حنبلی در باره مسعودی مینویسد: وفیها المسعودی المؤرخ صاحب مروج الذهب وهو أبو الحسن علی بن أبی الحسن رحل وطوف فی البلاد وحقق من التاریخ مالم یحققه غیره وصنف فی أصول الدین وغیرها من الفنون. (العکری الحنبلی، عبد الحی بن أحمد بن محمد (متوفای1089هـ)، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج 2، ص 371، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط ، ناشر: دار بن کثیر – دمشق، الطبعة: الأولی، 1406هـ .)
ترجمه: در آن سال (345هـ) مسعودی مورخ، صاحب کتاب مروج الذهب ازدنیا رفت. او أبو الحسن علی بن أبی الحس بود، به شهرهای گوناگون مسافرت میکرد، آن قدر که او در تاریخ تحقیق کرده دیگران تحقیق نکردهاند، در اصول دین و دیگر علوم کتاب نوشته است.
در این مورد نیز کاملا مشخص است که هیچ نشانی از ادعای انتساب مسعودی به اهل سنت وجود ندارد و اصلا در مورد اعتقادات و مذهب مسعودی صحبتی نشده است.
د. با توضیحات ذکر شده می توان دریافت که این استناد نیز ارزش علمی نداشته و علاوه بر این؛ مسعودی اولا از اهل سنت نیست، ثانیا در قرن چهارم هجری بدون هیچ سندی ادعایی را مطرح کرده، و به نظر می رسد محققین ولی عصر از سر ناچاری به ادعای بیسند او متمسک شده اند تا شاید ولادت علی (رض) در کعبه را ثابت کنند.
نتیجه
1- گفته مسعودی بدون هیچ سند و مدرکی ذکر شده و با توجه به اینکه وی متوفای قرن چهارم هجری است لازم است حتما سلسله اسنادی در مورد روایت ذکر شده از او وجود داشته باشد.
2- مسعودی برخلاف آنچه تبلیغ می شود با توجه به عقاید و افکارش از زمره علمای اهل سنت نیست بنابراین مراجعه به کتب وی به عنوان منابع اهل سنت، اشتباه است.با سلام
1- دقیقا صحبت شما درست است چنین چیزی در تاریخ ثابت نشده است همانطور که تولد علی(رض) ثابت نشده است بلکه فقط روایاتی در این زمینه وجود دارد.
2- علمایی که نام برده اید یا جزء علمای برجسته اهل سنت نیستند و یا کلام آنها دارای نواقصی است که نمی توان سخن آنها را مبنا قرار داد. در همین بحث به بررسی این موارد پرداخته خواهد شد.
3- در کنار دشمنان پرکینه علی(رض) نظیر خوارج که سعی بر خدشه وارد کردن بر شخصیت ایشان داشتهاند گروههایی نیز بودهاند و متاسفانه هستند که از آن طرف دیگر افتادهاند و فضایل آنچنانی برای حضرت تراشیده و میتراشند.
4- در مورد تولد مورد بحث شما توجه کنید که؛
اولا: پذیرش یا عدم پذیرش ولادت حکیم بن حزام در کعبه مسئله ای کم اهمیت است و هرگز کسی ادعا نکرده است که این واقعه متواتر یا قطعی است، و رد آن نیز هیچ صدمه ای به عقیده و فکر یک مسلمان وارد نمی سازد.
ثانیا: هیچ روایت مسندی نه درباره ولادت حکیم بن حزام و نه علی بن ابی طالب(رضی الله عنهما) نقل نشده است(اگر نقل شده باشد نیز سند صحیحی ندارد)، و در نتیجه می توان هر دو ادعا را رد کرد.
اما ولادت حکیم در کعبه را بسیاری از نسب شناسان و مورخین عرب نقل کرده اند، و به همین دلیل این ادعا وزن و ارزش بالایی دارد، هر چند قطعیت ندارد، و عدم پذیرش آن نیز هیچ ایرادی ندارد. در حالی که ولادت علی در کعبه را در قرون متقدم هیچکس نقل نکرده است و از قرن چهارم هجری به بعد افرادی شروع به نقل این ادعا کردهاند که فاطمه بنت اسد به شکلی معجزه وار وارد کعبه شده و علی را در آنجا به دنیا آورده است.
استناد به گفته سبط ابن الجوزی
وروی أن فاطمة بنت أسد کانت تطوف بالبیت وهی حامل بعلی (ع) فضربها الطلق ففتح لها باب الکعبة فدخلت فوضتعه فیها.
روایت شده است که فاطمه بنت أسد، در حالی که باردار بود، خانه خدا را طواف میکرد، درد زایمان او را فراگرفت، در خانه کعبه به روی او باز شد، پس داخل خانه کعبه شد و فرزندش را به دنیا آورد.
سبط بن الجوزی الحنفی، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی، تذکرة الخواص، ص 20، ناشر: مؤسسة أهل البیت ـ بیروت، 1401هـ ـ 1981م.
بررسی
مانند شاه ولی الله دهلوی و حاکم ادعای سبط ابن الجوزی نیز بدون سند و یک ادعای صرف است. او می گوید: و روایت شده است که فاطمه بنت اسد.... .
سبط ابن الجوزی متوفای قرن هفتم هجری است. وجود اسناد مستقیم بین او و واقعه امری بعید است، و حتی در صورت وجود اسناد احتمال صحت آن بسیار کم است، چرا که چنین سلسله اسنادی با هفت قرن امتداد حداقل باید بیش از ده راوی داشته باشد! اگر روایت مسندی توسط او ارائه شده بود، باز می شد به ادعای او اعتماد کرد، اما او نیز مانند دیگر کسانی که این واقعه را ذکر کرده اند هیچ سندی ارائه نکرده و بدون هیچ منبعی فقط واقعه را نقل می کند.
از سوی دیگر، محققینی سعی دارند سبط ابن الجوزی را از علمای معتبر اهل سنت بدانند ولی نگاهی به نظر علمای مشهور اهل سنت درباره او نشان می دهد که چنین نیست:
أ. امام ذهبی در میزان الاعتدال (7/304) که مخصوص ذکر راویان ضعیف است درباره او چنین می نویسد:
یوسف بن قزغلی مورخ، شمس الدین ابومظفر سبط ابن الجوزی، از جدش و دیگران روایت کرده و کتاب مرآة الزمان را تالیف کرده است. در کتابش حکایات منکر و نادرستی روایت می کند، و گمان نمی کنم در آنچه نقل می کند قابل اعتماد باشد بلکه منحرف می شود و افراط می کند، ضمن اینکه رافضی شد(به مذهب روافض تغییر مذهب داد)، از خداوند عافیت می طلبیم، و در آن مذهب کتابی نیز تالیف کرده است. در سال 654 در دمشق وفات یافت،شیخ محی الدین سوسی می گوید: هنگامی که خبر مرگ سبط ابن الجوزی به جدم رسید، گفت: خدا رحمتش نکند، رافضی بود! می گویم(امام ذهبی): واعظی چیره دست بود و مدرس حنفی ها.
توجه به انصاف و عدالت امام ذهبی در اینجا خالی از لطف نیست، که با وجود مخالفت بنیادی در عقائد با سبط ابن الجوزی، ذکر می کند که در وعظ مهارت داشته و در فقه حنفی مدرس بوده و تبحر داشته است.
همچنین در سیر أعلام النبلاء (23/297) امام ذهبی ضمن بیان شرح حال سبط ابن الجوزی می گوید: و کتابی از او دیدم که نشانه تشیع اوست.
ب. ابن حجر عسقلانی نیز در لسان المیزان(8/565) همین مسائل را در مورد سبط ابن الجوزی ذکر می کند و او را رافضی می داند.
ج. ابن رجب حنبلی در ذیل طبقات حنابله(1/80) در شرح حال ابوبکر بن ابی طاهر، قاضی مرستان، ضمن نقل حکایتی از سبط ابن الجوزی، ذکر می کند که او در آنچه نقل می کند قابل اعتماد نیست.
د. شیخ الاسلام ابن تیمیة در کتاب منهاج السنة (4/86) سبط ابن الجوزی را مولفی می خواند که در کتاب خود هر نوع حدیث ضعیف و منکر و موضوع را ذکر کرده و به کلام او اعتماد نمی توان کرد، و توضیح می دهد که وی براساس خواسته اطرافیان و مصلحت هر مطلبی را بیان می کرده است. برای خوشایند شیعه به مدح ائمه می پرداخته و برای نزدیکی به حکام درباره مذهب احناف کتاب تالیف می کرده است.این توضیح دقیق شیخ الاسلام آشکار می سازد که چرا برخی محدثین و علمای اهل سنت از او تمجید نموده اند.
نتیجه
1- گفته سبط ابن الجوزی بدون هیچ سند و مدرکی ذکر شده و با توجه به اینکه وی متوفای قرن هفتم هجری است لازم است حتما سلسله اسنادی در مورد روایت ذکر شده از او وجود داشته باشد.
2- سبط ابن الجوزی برخلاف آنچه تبلیغ می شود با توجه به عقاید و افکارش از زمره علمای اهل سنت نیست بنابراین مراجعه به کتب وی به عنوان منابع اهل سنت، اشتباه است.