| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
کلینی در کتاب الکافی میگوید: «أن الأئمة یعلمون متى یموتون، وأنهم لا یموتون إلاَّ باختیار منهم». «ائمه میدانند که چه زمانی میمیرند، و آنها جز با اختیار خودشان نمیمیرند»[1]، و مجلسی در کتابش (بحار الانوار) حدیثی را ذکر میکند كه
میگوید: «لم یكن إمام إلاَّ مات مقتولاً أو مسموماً». «هیچ امامی نبوده مگر آن که او را کشتهاند یا مسمومش کردهاند»[2]؛ اگر آن گونه که کلینی و حر عاملی گفتهاند امام غیب میداند، پس امام آب و غذایی را که به او داده میشود میداند و اگر مسموم باشد میداند که مسموم است، و از خوردن آن پرهیز میکند، اگر پرهیز نکند و آن را بخورد و بمیرد خودکشی کرده است؛ چون او میداند که غذا سم دارد! بنابراین پس او خودکشی کرده است، و پیامبرص میفرماید هر کس خودکشی کند به دوزخ میرود! آیا شیعه چنین چیزی را برای ائمه میپسندند؟!.
[2]- بحار الأنوار 43/364.
[1]- نگا: أصول الکافی الکلینی 1/258 وکتاب الفصول المهمة الحر العاملی ص 155.
جواب اهل تشیع به این موضوع جیه ؟
با سلام
دقت در این مطلب شما نشان دهنده ی اینه که دو سوال وجود داره
اول اینکه می خواین بگین ائمه ی ما از موعد مرگشان با خبر نبوده اند و کلینی و حر عاملی اشتباه کرده اند.
که من جواب شما رو با یه مثال نزدیک تر می دم.
تو همین جنگ 8 ساله، بودند کسانی که از لحظه ی مرگ و شهادتشان از قبل با خبر شدند.
نمونه ی بارز و مستند این مطلب هم شهید چمرانه که از اینکه اکنون به سوی مرگ می رود و این لحظه، لحظه ی اخر عمر اوست با خبر بوده است. و حتی در خاطرات دوستان ایشان امده است که ایشان در هنگام شهادت باقی افراد را از حضور در کنار خود منع کرده بودند که یک خمپاره می اید و ایشان به شهادت می رسند.
آخرین دست نوشته دكتر شهید مصطفی چمران، در حالی نوشته شده كه شهید با خودروی جیپ آهو از سوسنگرد به سمت دهلاویه ( محل شهادت) میرفت،
شهید چمران در اخرین دست نوشته اش، اعضای جسم خود را خطاب قرار داده و مینویسد: در این لحظات آخر عمر، آبروی مرا حفظ كنید، شما سالهای دراز به من خدمتها كردهاید. آرزو میكنم كه این آخرین لحظه را به بهترین وجه ادا كنید. ای پاهای من سریع و توانا باشید، ای دستهای من قوی و دقیق باشید، ای چشمان من، تیزبین و هوشیار باشید، ای قلب من این لحظات آخرین را تحمل كن، ای نفس، مرا ضعیف و ذلیل مگذار، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول میدهم كه پس از چند لحظه، همه شما در استراحتی عمیق و ابدی، آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته كننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت كنید. من، چند لحظه بعد به شما آرامش میدهم، آرامش ابدی، دیگر شما را زحمت نخواهم داد. دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم كرد، دیگر به شما بیخوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید كرد. از درد و شكنجه، ضجه نخواهید كرد. آرام و آسوده برای همیشه در بستر نرم خاك آسوده خواهید بود، اما این لحظات لقاء پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.
خب این جواب سوال اول بود که ایا واقعا ممکن است کسی از لحظه ی مرگ خود با خبر باشد؟ دیدیم که نه تنها ائمه بلکه یک حامی امام هم که در عصر حاضر زندگی می کرده است، اینقدر با یقین در مورد لحظه ی مرگ خود می نویسد. و با اعضا و جوارحش خداحافظی می کند. سند این مطلب هم انقدر استوار است که اصلا جای شکی در ان نیست فقط کافیه یکی از جملات این متن رو سرچ کنید تا در مورد شهید چمران بیشتر بدونین.این تنها نمونه ای از این دست موارد است و حتی اگر تمام متن دست نوشته ی اخر را بتوانید پیدا کنید که اصلا کار سختی نیست در ابتدای ان شهید چمران با اسمان و زمین نیز خداحافظی می کند....
سوال دومی که مطرح می شه اینه که حالا که قبول کردیم که اطلاع از لحظه ی مرگ ممکن است، پس باید پرسید ایا اطلاع از لحظه ی مرگ و تن دادن به ان خودکشی محسوب نمی شود؟
جواب به صورت بسیار بدیهی منفی ست. چرا که این علم، این دانش و این اطلاع از نحوه و لحظه ی مرگ، جز با اراده ی خداوند به شخص مذبور نرسیده است. اگر امامی یا شخصی مانند چمران از لحظه ی مرگ خود با خبر است، این یعنی که علم ازلی این بینش را به او داده است که بداند چه زمان خواهد مرد وگرنه که انسان از نزد خودش چیزی نمی داند. و اگر خداوند به کسی این اطلاع را بدهد مطمئنا به این معنانیست که خودت را نجات بده!!( چون در ان صورت اطلاع به نحوی دیگر به او داده خواهد شد مانند ماجرای هجرت پیامبر از مکه به مدینه که کفار قصد قتل ایشان را داشتند و ایشان پیش از عملی شدن نقشه ی انها به فرمان خداوند هجرت نموده و علی بن ابی طالب را به جای خود در بستر گذاردند تا شک کفار را برنیانگیزد) اطلاع از لحظه و نحوه ی مرگ تنها به اهل یقین داده شده و می شود و کسی را سراغ نداریم که از مرگ بهراسد و از قبل بداند که کی می میرد.( منظور ان علمی است که از جانب الهامات روحانی به وی داده شده باشد... نه اینکه مثلا قاتلی بگوید من می دانم که در نهایت پای چوبه ی دار می میرم!!!)
اتفاقا باید گفت که دانستن زمان مرگ و نحوه ی مرگ و تن دادن به ان نمودی از تسلیم محض شخص در برابر ذات پروردگار است او می داند که زندگی اش رو به اتمام است اما به مرگی که خداوند برای او تقدیر کرده است راضی می شود.
ائمه ی ما هیچ کدام خودکشی نکرده اند، اگر فیلم امام رضا را هم دیده باشید در هنگامی که مامون جام زهر را به امام داد امام فرمود من به اختیار خودم ان را نخواهم نوشید ( به اختیار خودم اجازه نمی دم تو مرا بکشی) و مامون در پاسخ گفت اختیاری در کار نیست و سپس افرادی مسلح امام را احاطه کردند.. امام به اختیار خودش جام زهر را پر نمیکند و بنوشد بلکه وقتی ان را نوشیده است که با اجبار به او خورانده باشند و باید گفت هیچ نمونه ای و دلیلی مبنی بر اینکه ائمه ی ما خود خواسته اند که بمیرند وجود ندارد. بسیار بدیهی ست که اطلاع از اینکه این جام زهر اگین است دلیل بر این نیست که انها خود موجب زهراگین بودن ان شده اند و یا موجب مرگ خود شده اند.
این اطلاع نوعی علم غیب و علم ازلی ست که خداوند در اختیار بندگان خاص خودش قرار می دهد.
این هم پاسخ شیعه.
ایا به راه مستقیم هدایت شدید؟؟