userinfo close

  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
956
3874
90/12/24 (10:22)
3
45
91/3/7 (12:19)
28
204
91/3/7 (11:50)
6
26
91/3/3 (22:50)
0
10
91/2/22 (23:04)
10
76
91/2/5 (14:12)
49
269
91/2/4 (12:34)
12
148
91/1/8 (11:42)
0
20
91/1/8 (10:33)
12
77
90/12/28 (01:50)
0
18
90/12/23 (13:33)
53
296
90/12/11 (15:17)
25
218
90/11/23 (20:15)
18
127
90/11/23 (15:26)
11
87
90/11/23 (15:18)
8
117
90/11/23 (15:15)
63
282
90/11/23 (15:12)
0
6
90/11/19 (23:42)
0
15
90/11/14 (00:58)
0
14
90/11/14 (00:41)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

صدیق هادی , seddiqhadi
صدیق هادی - 13:50 1388/06/21

اصحاب رسول الله در قرآن

در این بحث آیاتی را در مورد اصحاب رسول الله ذکر کرده تا این که بدانیم خداوند و رسول الله در مورد اصحاب چه موضع گیری هایی داشتند.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیرحسین ولایی ، عاشق رهبر , fireboy1993
53
با عرض سلام و ادب و احترام فراوان خدمت عزیزان مسلمان

بنا بر صریح آیات قرآن حتی انبیاء و رسولان حق، همه در یک رتبه نیستند وبعضی بر برخی دیگر برتری دارند«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ (بقره/253)
صحابه پیامبر از لحاظ مصون ماندن از خطا و گناه ،مانند سایر مردم هستند که دارای مراتب مختلفی از ایمان هستند، افراد موثق وعادل درمیان آنها زیاد است وگنهکار متجاوز و مجهول الحال هم بین آنها پیدا می شود. در میان صحابه مؤمنانی هستند که خدای سبحان در قرآن کریم آنها را ستوده و فرموده«لقد رضی الله عن المؤمنین اذ یبایعونک تحت الشجرة(فتح/18)
تأمّل در آیات و روایات و زندگانی برخی صحابه این مطلب را به خوبی اثبات می کند که یک اصل کلی بر عدالت همه صحابه یا برابری آنها در تقوی و ایمان وجود ندارد بلکه خلاف آن به راحتی قابل اثبات است.
مجرد مصاحبت با پیغمبر هرچند فضیلتی است، اما اینکه این مصاحبت به خودی خود، موجب حفظ صحابی از اموری شود که با عدالت منافات دارد وبرای او عدالت آورد متکی به هیچ دلیل عقلی و نقلی نمی باشد
پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله خود امت را از دخالت دروغگویان بر حذر داشت و فرمود: «به زودی دروغگویان بر من فزونی خواهند یافت. هرکس از روی عمد به من دروغ ببندد جایگاهش در آتش دوزخ خواهد بود
برای نشان دادن میزان نفاق برخی اصحاب توجه به این آیه شریفه کافی است که می فرماید« بعضی از اهل مدینه در نفاق فرو رفته اند ، تو آنها را نمی شناسی ما آنها را می شناسیم.(توبه / 101)
یا این آیه شریفه که می فرماید«آنها در پیش هم فتنه جو بودند، وکارها را بر تو دگرگون ساختند تا اینکه حق آمد و فرمان خدا آشکار شد وآنها کراهت داشتند(توبه/48)
در میان صحابه کسانی بودند که خداوند در سوره نور آیات 11 -17 از افک و تهمت آنان بر همسر رسول خدا صلی الله وعلیه وآله خبر داده است . ونیز کسانی که پیامبر را در حالیکه خطبه نماز جمعه می خواند رها کردند و به دنبال کاسبی و لهو رفتند.((جمعه/11)

پس به نظر من اصحاب رسول خدا به سه دسته کلی تقسیم می شوند( قبلا گفته بودم باز تکرار میکنم) :
1 - مؤمنین :کسانی که فارغ از درجه بندی علمی و معنوی ، هم قلبا و هم لسانا و هم در عمل رسالت الهی حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله را پذیرفته و تصدیق کرده بودند . مانند حضرات سلمان - مقداد - ابوذر - عمار یاسر و .....
2 - منافقین :که مصداق نؤمن ببعض و نکفر ببعض بودند و از عمق جان رسالت حضرت را تصدیق نکرده بودند ، ظاهر الصلاح بودند اما در باطن دشمن خدا و رسول خدا بودند ، سوره منافقون و آیاتی که دال بر منافقین دارد مؤید وجود منافقینی در کسوت صحابه در اطراف رسول خدا می باشد .
3 - مرتدین :اینان کسانی از صحابه بودند که حال حیات یا بعد از رحلت رسول خدا بر سر جانشینی به حق امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السلام دچار تردید و در نتیجه گمراهی شدند ، که آیه تردید قبل از آیه ولایت ( انما ولیکم الله ورسوله و الذین آمنوا.....) مؤید تردید اینان است .
از این جهت پیروان مکتب حقه اهل بیت علیهم السلام به استناد آیات نورانی قرآن کریم و دلایل عقلی بین اصحاب مؤمن و اصحاب منافق و مرتد فرق قائل می شوند و همه آنها را عادل و صادق نمی دانند ، به خلاف اهل سنت که قائل به عدالت کل صحابه هستند .
برای تشخیص و تمییز صحابه مؤمن از منافق و مرتد می بایست به سوابق آنها که در کتب فریقین آمده است رجوع شود .

من نمیدونم حکمتش چیه که ایمان انقد شلوغ کاری میکنه ؟

چرا انقد با مبحث بازی میکنی در حالی که مثل روز واضح و روشنه

محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 15:10 1390/11/23
52
نقل قول از : ایمان

با سلام و احترام

جناب آذرخش

مشکل این است که شما و جناب استادی که به نظر می رسد از حقیقت اسلام چیزی سردرنیاورده است تصورتان بر این است که صحابه در صورتی مورد ستایش هستند که معصوم از خطا و اشتباه باشند در حالیکه چنین نیست و آنها انسان بوده و به حکم انسان بودن خود دچار خطا هم شده اند.

مشکل دوم هم این است که برخی به ترتیب زمانی اهمیت نمی دهند. یعنی اینکه اگر روایتی باشد که علی و عمر مشروب خورده اند نگاه نمی کنید که این روایت مربوط به کی بوده است و همین کافی است که نتیجه گیری این باشد که طبق عقیده اهل سنت، این دو مشروب خوار بوده اند در حالیکه دین اسلام به تدریج کامل شده و به تدریج جامعه تحت پوشش خود را تغییر داده است.

والسلام

نه به سلام و احترام اول نه به توهین بعدی!! هیچ کدوم ضرورت نداره.
شما فرمودید ما از حقیقت اسلام سر درنمیاوریم، حال بفرمائید آیا قبل از اسلام برای اعراب دینی بوده است یا نه؟! در آن دین سجده بر بتها و شرابخواری چه حکمی داشته اند؟!
مطلب دوم نگاه به نامحرم توسط صحابی که در این کلیپ به او اشاره میشود و حاضرین میخندند و برای او طلب رضایت از خدا میکنند!!! و آن دیگر صحابی که شراب فروش بوده بعد از این احکامی که شما میفرمائید بوده نه قبل از آن.
سوم و مهم تر از همه شما فرمودید ما که چیزی از حقیقت اسلام سرمان نمیشود ملاک ارزش و ستایش صحابه را نمیدانیم. من از شما که دین را به خوبی و حقیقت میشناسید، دو سوال دارم:
صحابه چه کسانی هستند؟
ملاک ارزش و اعتبار آنها چیست؟
ایمان   , iman123123
ایمان - 14:45 1390/11/23
51

با سلام و احترام

جناب آذرخش

مشکل این است که شما و جناب استادی که به نظر می رسد از حقیقت اسلام چیزی سردرنیاورده است تصورتان بر این است که صحابه در صورتی مورد ستایش هستند که معصوم از خطا و اشتباه باشند در حالیکه چنین نیست و آنها انسان بوده و به حکم انسان بودن خود دچار خطا هم شده اند.

مشکل دوم هم این است که برخی به ترتیب زمانی اهمیت نمی دهند. یعنی اینکه اگر روایتی باشد که علی و عمر مشروب خورده اند نگاه نمی کنید که این روایت مربوط به کی بوده است و همین کافی است که نتیجه گیری این باشد که طبق عقیده اهل سنت، این دو مشروب خوار بوده اند در حالیکه دین اسلام به تدریج کامل شده و به تدریج جامعه تحت پوشش خود را تغییر داده است.

والسلام

محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 23:52 1390/11/16
50
در این بحث شما را ارجاع میدهم به مطالب جناب استاد «حقیقت اسلام چیست» که به طور دقیق به این موضوعات رسیدگی نموده اند:
صحابه جلیل عادل (رُوَیشِدالثقفی) .. ولی خمّار وخمر فروش !!

صحابی ای كه در نماز چشم چرانی میكند!!!
آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 01:04 1390/09/8
49
آیا اصحاب رضی الله عنهم از ورود به حوض منع می‌شوند؟

 فضیلت اصحاب در سنت: 
1- از ابو سعید خدری رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: "به اصحاب من ناسزا نگویید، اگر فردی از شما به اندازة کوه احد انفاق کند به اندازة یک مد آنها (واحد وزنی است) و یا به اندازة نیم آنها نمی‌رسد"1. 
این سخن را پیامبر صلی الله علیه وسلم به خالد رضی الله عنه گفت، وقتی که خالد رضی الله عنه به عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه ناسزا گفت، عبدالرحمن از پیشگامان بود و خالد از کسانی بود که بعد از او مسلمان شده بودند. 
2- عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که فرمود: "بهترین مردم کسانی اند که در عصر من هستند سپس کسانی که بعد از آنها می‌آیند و سپس کسانی که بعد از آنها می‌آیند...."2. 
فضایل اصحاب به طور عموم و به نام هر یک به تنهایی در صحیحین و غیره زیاد آمده‌است که می‌توانید به آن مراجعه نمایید. 
و شما می‌دانید که محققین اهل سنت در صحت روایت تحقیق می‌کنند و در راویان دقت می‌نمایند، به خصوص بخاری و مسلم، فقط احادیثی را روایت کرده‌اند که صحیح است. 


* حدیث حوض: 
بعد از این مقدمه می‌پردازیم به روایتی که در حدیث سابق آمده است: این حدیث را گروهی از صحابه رضی الله عنهم روایت کرده‌اند که از آن جمله عبدالله بن عباس و ابوهریره و انس و اسماء بنت ابی بکر را می‌توان نام برد که همه این روایات در صحیح بخاری آمده است.
و این حدیث با الفاظ مختلفی روایت شده است: 
- در روایت عبدالله بن عباس ك این طور آمده: "مردانی از امت من آورده می‌شوند ...".
- و در روایت ابوهریره این طور آمده: "مردانی از حوض من دور کرده می شوند".

در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، خود اصحاب این روایات را روایت کرده‌اند و این نشانة امانتداری و راستی و صداقت در ایمان شان است، و اگر آنها خودشان مرتد می‌شدند این حدیث را روایت نمی‌کردند. 

دوم: اینکه، اگر گفته شود که این حدیث شامل همه اصحاب می‌شود. این گفته با آیات سابق و احادیث صحیحی که در فضیلت اصحاب به طور کلی و در فضیلت آحاد صحابه آمده است رد می‌شود. 
و اگر کسی بگوید می‌توان برخی از اصحاب را مصداق این حدیث قرار داد، چنین ادعایی نیاز به دلیلی قطعی دارد که دلیلی برای این ادعا وجود ندارد. 
و یا اینکه بگوییم: منظور این حدیث افرادی از امت هستند که پیامبر آنها را یاران و اصحاب خود نامیده است، چون در دین او و در بهشت همراه و یار او می‌باشند و وقتی اینها به حوض پیامبر می‌آیند و علامت مسلمین که (آثار وضو است) بر آنها پیداست و از حوض دور کرده می‌شوند، پیامبر می‌گوید: اصحاب من ... و در بعضی از روایات آمده که نمی‌گوید اصحاب من، و بلکه می‌گوید: (بیایید) و در بعضی روایت‌ها آمده که می‌گوید: (أصیحابی) یعنی یاران کوچک من. و ظاهر جمله بر این اشاره دارد که منظور همین است، و این چیزی است که ما گمان داریم. 
حدیث فاطمه: (فاطمه پارة تن من است، آنچه او را مدد کند مرا مدد می‌نماید و هر آنچه او را ناراحت کند مرا ناراحت می‌کند). 
سبب این حدیث همان طور که معروف است این است که علی خواست با دختر ابو جهل ازدواج کند. 

در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
1- این حدیث در مورد علی رضی الله عنه آمده است، آیا این کار او کفر بوده است؟! نه، هرگز نه! و بلکه علی رضی الله عنه می‌خواست کاری انجام دهد که در شریعت مباح و جایز است، و نمی‌دانست که دختر پیامبر دارای خصوصیت ویژه‌ای است بنابراین چون نمی‌دانست می‌خواست با زنی دیگر هم ازدواج کند. و این کار علی از سه حال خالی نیست: 
أ) اینکه این کار کفر باشد، و هیچ کس چنین چیزی نگفته و نیز روایت نشده که او دوباره اسلام بیاورد. 
ب) یا اینکه کار علی رضی الله عنه گناهی بوده و او از آن توبه کرده است و گناهش بخشیده شده است. 
ج) یا اینکه اجتهاد اشتباهی بود که علی رضی الله عنه نموده و مورد آمرزش قرار گرفته است. 
2- این کار بر آن دلالت می‌کند که علی معصوم نیست. 
3- ابوبکر رضی الله عنه کار مباحی را انجام نداد که در کردن و نکردن آن اختیار داشت، بلکه واجبی را انجام داد که در مورد آن از پیامبر صلی الله علیه وسلم حدیثی روایت کرد که فرموده است: "ما (پیامبران) از خود ارث به جا نمی‌گذاریم آنچه از خود به جا بگذاریم صدقه است". بنابراین، ابوبکر از فرط محبت پیامبر صلی الله علیه وسلم و از ترس پروردگارش و آنچه پیامبر امر کرده بود را انجام داده است. 
4- این حدیث را ابوبکر و عمر بن خطاب -رضی الله عنهما- روایت کرده‌اند، و عمر رضی الله عنه از اصحابی که در آنجا حضور داشتند، و این حدیث را شنیده بودند گواهی گرفت که از آن جمله می‌توان به عثمان و علی و عباس و عبدالرحمن بن عوف، و زبیر و سعد بن ابی وقاص رضی الله عنهم اشاره کرد که همه به این حدیث اقرار کردند چنان که در صحیحین آمده است، و بخاری در کتاب الفرائض، باب قول النبی: "لا نورث"، و در کتاب الجهاد و المغازی آن را روایت کرده است، و مسلم در کتاب الجهاد، باب حکم الفیء آن را روایت کرده است. 
و عمر رضی الله عنه آن را - یعنی اموال بی‌نظیر که خداوند به پیامبرش ارزانی کرد - به علی و عباس -رضی الله عنهما- تحویل داد تا آن را سرپرستی کنند اما آن دو، در آن اختلاف کردند.

5- علی رضی الله عنه بعد از آن که خلافت را به عهده گرفت، چیزی را از آنچه در دوران شیخین بود تغییر نداد و میراثی را تقسیم نکرد و به حسن و حسین -رضی الله عنهما- چیزی از آن (فدک) نداد که این نشانگر آن است که گفتة ابوبکر رضی الله عنه از دیدگاه او درست بوده است. 
6- فاطمه -رضی الله عنها- میراث خود را مطالبه کرد، او گمان می‌برد که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم مثل دیگر مردم از خود ارث به جا می‌گذارد، و وقتی که از حدیث آگاه شد ... گمان نمی‌بریم که او همچنان به مطالبه خود ادامه داده است؛ زیرا او هرگز اینگونه نبود که با پدرش مخالفت کند، و اگر مخالف کرده باشد، پیروی از فرمان پدرش -که مشرِّع است- اولی‌تر از پیروی از قول او می‌باشد. 
7- گیریم که ابوبکر رضی الله عنه اجتهاد کرده و به خطا رفته است -و این فرضیه با توجه به نص ناممکن است- پس کمتر از کاری که علی رضی الله عنه کرد نیست پس پاسخی که شما در مورد علی رضی الله عنه می‌دهید ما همان پاسخ را در مورد ابوبکر رضی الله عنه می‌دهیم.
پاسخ به آیه (وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ) و وفق دادن بین این آیه، و آیه خیانت زن نوح و لوط -علیهما السلام-: 
خداوند می‌فرماید: (الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ)(نور: 26). "زنان ناپاک از آنِ مردان ناپاکند، و مردان ناپاک از آنِ زنان ناپاکند و زنان پاک متعلق به مردان پاکند و مردان پاک متعلق به زنان پاکند. آنان از نسبت‌های ناموسی ناروائی که بدانان داده می‌شود مبرا و منزه هستند. ایشان از مغفرت الهی برخوردارند و دارای روزی ارزشمندند".

تأملاتی در این آیه: 
1- آیه برای تبرئه کردن عایشه -رضی الله عنها- از آنچه بدان متهم شده بود نازل شده است، و خداوند خبر داده که زنان ناپاک از آنِ مردان ناپاکند و .... تا بر این دلالت کند که خداوند هرگز چنین نمی‌کند که زنی ناپاک همسر پاک‌ترین مردها، پیامبر خدا باشد. و منظور از ناپاکی زنا است، اما زن‌های نوح و لوط -علیهما السلام- کافر بودند و ازدواج با زن کافر در شریعت ما جایز نیست (اما در شریعت آنها شاید جایز بوده باشد) و فقط ازدواج با زن اهل کتاب که پاکدامن باشد جایز است. اما ازدواج با زن زناکار در شریعت ما جایز نیست گرچه آن زن مسلمان باشد؛ چون ازدواج با زن زناکار منجر به مفاسدی می‌شود و سبب اختلاط انساب می‌گردد، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: (الزَّانِی لَا یَنكِحُ إِلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ ? وَحُرِّمَ ذَ?لِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ) (نور: 3). "و زن زناکار حق ندارد جز با مرد زنا پیشه و یا با مرد مشرک ازدواج کند. چرا که چنین (ازدواجی) بر مؤمنان حرام شده است".
پس فرق واضح است. 
2- آیه کریمه عایشه -رضی الله عنها- را مبرا نموده و او را به آمرزش و روزی ارزشمندی وعده داده است، پس آیه دلالت می‌کند که عایشه با ایمان می‌میرد چون حکم خدا تغییر نمی‌کند. 

این حدیث که پیامبر می‌خواست به هنگام وفات چیزی بنویسد و سپس آن را ننوشت: 
این حدیث را ابن عباس -رضی الله عنهما- روایت کرده است، و در آن چند چیز آمده است، از آن جمله: 
1- پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست چیزی بنویسد تا اصحاب اختلاف نکنند، و بیان نکرده که پیامبر چه قضیه‌ای را می‌خواست بنویسد، و اگر مسئله‌ از واجبات دین می‌بود پیامبر به خاطر شلوغ کردن آنها آن را نمی‌گذاشت؛ بلکه آنها را بیرون می‌کرد. و کسی دیگر را می‌خواست که بنویسد، به خصوص وقتی پیامبر بعد از آن چهار روز زنده ماند؛ چون این قضیه در روز پنجشنبه بود، چنان که در بخاری آمده است (یوم الخمیس ...) ح 4431 و پیامبر روز دوشنبه وفات یافت. 
2- همه کسانی که آن جا بودند اختلاف کردند و تنها عمر رضی الله عنه این کار را نکرد. 
3- پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در حق عمر رضی الله عنه چنین فرموده اند: "در اقوام و ملتهای پیش از شما اشخاصی نیکوکار بودند که بدانها محدث (کسانی که نظرشان موافق با شرع و درست در می آید) می گفتند. و اگر در امت از آنان کسی می بود آن شخص عمر بن خطاب می بود"3. و فرمود: "سوگند به کسی که جانم در دست اوست، شیطان تو را در هیچ راهی نمی‌بیند مگر آن که راهی دیگر غیر از راه تو را در پیش می‌گیرد"4. 
و بخاری و مسلم در فضایل او شانزده حدیث روایت کرده‌اند، از آن جمله، یکی این است که محمد ابن حنفیه رضی الله عنه می‌گوید: (به پدرم (علی رضی الله عنه) گفتم: بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم چه کسی از همه بهتر است؟ گفت: ابوبکر، گفتم: بعد از او چه کسی؟ گفت: بعد از او عمر از دیگران بهتر است. محمد ابن حنفیه می‌گوید: ترسیدم که بگوید عثمان، بنابراین گفتم: بعد از عمر تو. گفت: من فقط مردی از مسلمانان هستم5. 
و ابن عباس رضی الله عنهما می‌گوید: "(جنازه) عمر را روی تخت گذاشتند، مردم می‌آمدند و بر آن نماز می‌خواندند و برایش دعا می‌کردند، من هم در میان مردم بودم ناگهان فردی شانه‌ام را گرفت، ناگهان متوجه شدم که علی بن ابی طالب است، او بر عمر رحمت فرستاد و گفت: دوست دارم با عملکردی چون عملکرد تو به دیدار خدا می‌رفتم. سوگند به خدا گمان می‌بردم که خداوند تو را با دو یارت همراه می‌گرداند و همیشه از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌گفت: من و ابوبکر و عمر رفتیم، و من و ابوبکر و عمر وارد شدیم و من و ابوبکر و عمر بیرون آمدیم)6. 
اینها برخی ازگواهی‌های اصحاب از اهل بیت پیامبر و دیگران بود. 
4- گاهی پیامبر صلی الله علیه وسلم به گفتة عمر رضی الله عنه عمل می‌کرد، و قرآن مطابق با نظر عمر رضی الله عنه نازل می‌شد، از آنجمله است: نماز گذاردن در جایگاه "مقام ابراهیم علیه السلام"، و در قضیه حجاب و غیره، شاید در این جا هم پیامبر صلی الله علیه وسلم گفته عمر رضی الله عنه را پذیرفته است، و عمر رضی الله عنه وقتی ناراحتی و بیماری پیامبر صلی الله علیه وسلم را دیده چنین گفته است، و سخن عمر رضی الله عنه به خاطر دلسوزی برای پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده است، و تصور نمی‌شود عمر رضی الله عنه با اینکه قرآن او را تأیید کرده است خواسته باشد که پیامبر را اذیت کند. چون که عمر از مهاجرین و پیشگامان بوده است و قرآن آنها را تأیید نموده، و مکانت و مقامش در سنت را پیش از این روشن ساختیم.
                                                                                                                                              
                                                                                                                                  
 
1- بخاری (حدیث 3673) و مسلم (حدیث 2541). 
2- بخاری (حدیث 2652) و مسلم (حدیث 2533). 
3- بخاری (حدیث 3469). 
4- بخاری (حدیث 3294) و مسلم (حدیث 2396). 
5- بخاری (حدیث 3671). 
6- بخاری (حدیث 3685) و مسلم (حدیث 2389).
آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 00:58 1390/09/8
48

(3) آیا صحابه مرتد شدند؟
علامه آیه الله ابو الفضل برقعی (رحمه الله) در تفسیر آیه/18 سوره مبارکه فتح می فرمایند:
لَّقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا ﴿١٨﴾
ترجمه: محقق است که خدا خشنود گردید از مؤمنین وقتی که با تو زیر آن درخت بیعت کردند پس دانست آنچه در دلشان بود پس بر ایشان آرامی دل را نازل نمود و فتح نزدیکی بپاداششان داد(18)
نکات: خدای تعالی در این آیات اظهار خشنودی کرده از مؤمنین و کسانی که با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بودند و هزار و چهار صد نفری که با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بیعت کردند حتی رسول خدا صلی الله علیه وسلم یک دست خود را بدست دیگر زد بعنوان بیعت عثمان که در مکه بود و قریش او را محبوس داشته بودند و معنی خشنودی این است که توفیق ثواب و استقامت ایمانی به ایشان دهد و باضافه بهشت را به ایشان وعده داده، می‌توان گفت: آنان اهل بهشتند و مؤمن از دنیا رفتند زیرا خدای عالم به غیب و آشکار و آیندة بندگان اگر به قومی وعدة بهشت داد نمی‌توان ایشان را بی‌دین و کافر شمرد. بنابراین اخباری که از طریق غالیان شیعه جعل شده که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم همه مرتد شدند مگر سه نفر یقینا مجعول و بی‌اعتبار و ضد آیات قرآن است، و مخفی نماند که تا آخر این سوره تماما مدح همین اصحاب است.
و در تفسیر آیه/29 همین سوره می فرمایند:
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿٢٩﴾
ترجمه: محمد رسول خداست و کسانی که با اویند بر کافران سخت و بین خود مهربانند ایشان را رکوع کنان و سجده کنان می‌بینی و از خدا فضل و خشنودی می‌جویند، نشانة ایشان در صورتشان از اثر سجود است این است وصفشان در تورات، و (اما) وصفشان در انجیل مانند زراعتی است که شاخک خود را بیرون دهد پس آن را کمک دهد تا سخت گردد و بر ساقه‌اش بایستد که زارعان را به عجب آورد، تا به وجود ایشان کفار را به خشم آورد، خدا وعده داده کسانی از ایشان را که ایمان آورند و عمل‌های شایسته انجام دهند وعدة آمرزش و پاداش بزرگی(29).
نكات: خدا اصحاب رسول را به اوصافی تعریف نموده از آن جمله : «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»، نقل شده که : «رأی الرسول أن اتساع الفتوح یقضی بأن یتعلم بعض أصحابه صنعة الدبابات و المجنانیق و الضبور فأرسل إلی جرش الیمن اثنین من أصحابه یتعلمانها»، یعنی رسول خدا صلی الله علیه وسلم دید وسعت فتوحات ایجاب می‌کند که بعضی از صحابه بطرز کار سلاح‌های جدید از قبیل دبابه و منجنیق و ضبرها آشنا و عالم باشد (دبابه نوعی از ادوات جنگی شبیه به تانک بوده از پوست و چوب که نفرات داخل آن رفته به دیوارهای قلعه حمله می‌کردند و منجنیق که جمعش مجانیق است آلتی جنگی بوده که با آن به طرف دشمن سنگ اندازی می‌کردند، و ضبر که جمعش ضبور آمده چوب بزرگ و چوبی که بالای آن پوست باشد بوده که سپاه در پناه آن و پس آن به قلعه نزدیک می‌گشته تا زیر قلعه رفته جنگ می‌نمودند)، از این نظر رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای تعلیم این قبیل سلاح‌های جدید دو نفر از صحابه را به جرش که یکی از بلاد یمن بود فرستاد تا تعلیمات لازم را در این مورد به بینند.
و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود : «علموا أبنائکم الرمی و السباحة»، یعنی به فرزندان خود تیراندازی و شنا بیاموزید، و نقل شده که از انس بن مالک سؤال شد آیا شما در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم برای مسابقه شرط‌بندی می‌کردید؟ پاسخ داد آری : «راهن رسول الله علی فرس له فسبق فسر بذلك و أعجبه»، یعنی رسول خدا صلی الله علیه وسلم بر اسبی که داشت شرط‌بندی نمود و مسابقه را برد و از پیروزیش خوشحال شد. و نیز آمده که : «إن النبی مر بقوم من الأنصار یترامون فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم : أنا مع الحزب الذی فیه ابن الأردع فأمسك الحزب الآخر و قالوا لن یغلب حزب فیه رسول الله، فقال صلی الله علیه وسلم: ارموا فإنی أرمی معکم فرمی مع کل واحد منهم رشقا»، یعنی پیامبر صلی الله علیه وسلم بر عده‌ای از انصار که مشغول تیراندازی بودند گذرش افتاد و خواست در مسابقة آنان شرکت کند و فرمود من با گروهی که ابن اردع در میانشان است خواهم بود، دسته مقابل از شنیدن این سخن از تیراندازی دست کشیدند و گفتند: گروهی که پیامبر در میانشان تیراندازی کند هرگز مغلوب نمی‌شود، برای آنکه مسابقه ادامه یابد، حضرت فرمود : تیراندازی کنید که من با هر دو گروه همکاری می‌کنم، پس مسابقه شروع و حضرت با هر دو دسته تیراندازی نمود.
«رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ » جمع رحیم است و اصحاب رسول طوری بودند که هیچ مؤمن دیگری را نمی‌دیدند تا آن که مصافحه و معانقه می‌نمودند، و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تحقرن أحدا من المسلمین فإن صغیرهم عند الله کبیر»، یعنی احدی از مسلمین را حقیر مشمرید زیرا صغیر آنان هم نزد خدا بزرگ است، و مسلمین صدر اسلام در حق هم دعا می‌نمودند چنانکه حضرت سجاد در دعای 27 صحیفة سجادیه برای مجاهدین مرزدار زمان خود فرموده : «و اجعل الجنة نصب أعینهم و لوح منها لأبصارهم ما أعددت فیها من مساکن الخلد ومنازل الکرامة و الحور الحسان و الأنهار المطردة بأنواع و الأشربة... » تا آخر دعا، و مثل زمان نبوده که به مسلمین صدر اول و به کسانی که حقایق اسلامی را بیان کنند بدگوئی و طعن و لعن کنند.
و خدا اصحاب رسول را تعریف کرده و به شاخه‌های سبز گل و ریحان تشبیه و تمجید نموده و آنان بودند که کفار را به غضب آوردند و دماغ گردن‌کشان را به خاک مالیدند و علم و پرچم توحید و اسلام را به همه جا نشر دادند، در این صورت چقدر بی‌انصافند «غلاة» شیعه که آنان را مذمت و طعن می‌زنند و با منافقین اعراب بادیه ایشان را اشتباه می گیرند، زیرا در همین سوره اصحاب بیعت و مهاجر و انصار را تمجید کرده و منافقین اعراب راکه می‌گفتند: محمد سالم بر نخواهد گشت و از آمدن به همراه رسول خدا صلی الله علیه و سلم خودداری کردند آنان را مذمت نموده، پس عاقل منصف نباید مهاجر و انصار را با منافقین اشتباه کند و حساب پاکان و مؤمنین را در پای آنان حساب نکند.
و در تفسیر آیات/39 و40 سوره مبارکه واقعه آورده اند:
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ﴿٤٠﴾
ترجمه: گروهی از اولین(39) و گروهی از آخرین(40).
 
نکات: ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ﴿٤٠﴾ کیانند؟
«ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ » در دو جا تکرار شده، بعضی گفته‌اند از اولین مؤمنین امم سابقه می‌باشند ولی از آیة 100 سورة توبه که فرموده: «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنصَارِ» می‌توان استفاده کرد که «سابقون اولون» همان گروه مهاجرین و انصارند که خدای تعالی این همه وعده‌های نعمت به ایشان داده اگر چه در زمان ما به ایشان طعن می‌زنند و همین نیز مزید بر اجر و ثواب ایشانست.
و در تفسیر آیه/10 سوره مبارکه حدید می فرمایند:
وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا یَسْتَوِی مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ ۚ أُولَٰئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿١٠﴾
ترجمه: و چه شده شما را که در راه خدا انفاق نمی‌کنید در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین خاص خداست (و شما و اموالتان فانی خواهید شد) آن کس از شما که پیش از فتح انفاق کرده و کار زار نموده با دیگران مساوی نیست آنان به درجه و مرتبه بزرگترند از آنان که پس از فتح انفاق نموده و قتال کرده‌اند و همه را خدا وعدة نیکو داده و خدا به اعمالی که می‌کنید آگاه است(10).
نکات: مقصود از « قَبْلِ الْفَتْحِ و «مِن بَعْدُ »، فتح مکه است. از این آیات استفاده می‌شود کسانی که قبل از فتح مکه در راه خدا انفاق مال و یا جهاد کرده‌اند مقامشان نزد خدا بزرگتر و رفیع‌تر است از کسانی که بعد از فتح مکه انفاق مال و جهاد کرده‌اند زیرا قبل از فتح مکه مسلمین ضعیف بودند و اسلام در نظر مردم حقیر بود و مدافعی نداشت. و از جمله کسانی که در حالت ضعف و پریشانی مسلمین و تسلط مشرکین انفاق مال کرده و از اسلام دفاع نموده ابوبکر است، اگر چه امیر المؤمنین علی علیه السلام اول کسی باشد که ایمان خود را اظهار نموده باشد اما او طفل بوده و کسی به ایمان او توجهی نمی‌نمود، ولی ابوبکر مردی بوده با اعتبار و در سن کهولت و همسال با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بوده و ایمان او نزد مشرکین بسیار مهم و مضربه حال شرک بوده و خصوصا که مال خود را نیز انفاق می‌کرده و دیگران را به اسلام دعوت می‌کرده و در هجرت از مهاجرین و در بدر و احد و سایر غزوات از مجاهدین و سابقین اولین بوده است. متأسفانه زمان ما دست سیاست مسلمین را وادار نموده به بدگوئی و طعن بر چنین اشخاص، و برای دفاع ابوبکر از اسلام در مکه چنان کتکی به او زدند که مشرف بر موت شد. و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تسبوا أصحابی فلو أنفق أحدکم مثل أحد ذهبا ما بلغ مد أحدهم و لا نصیفه». و ابوبکر بسبب انفاق خود عده‌ای مسلمین را از دست کفار نجات داد و از آن جمله بلال که در تحت شکنجة مشرکین بود و با مال ابوبکر آزاد گردید، اگر چه حضرت امیر و دیگران نیز انفاق با مال و جهاد با جان نموده‌اند و آیه عام است.
و در تفسیر آیه/8 و9 سوره حشر می فرمایند:
لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿٨﴾ وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٩﴾
ترجمه: برای فقرای مهاجرینی که از خانه‌ها و اموالشان رانده شدند در حالی که جویای فضل و خوشنودی خدا بودند و خدا و رسول او را یاری می‌کردند آنان فقط راستگویند(8) و آنان که پیش از مهاجرین در سرای هجرت و ایمان جا گرفتند و کسی را که به سوی ایشان هجرت کند دوست می‌دارند و از آنچه به ایشان داده شود در دل خود نیازی نیابند و دیگران را بر خود مقدم می‌دارند و اگر چه خود محتاج باشند و هر که از بخل خود محفوظ ماند پس همانند رستگارند(9).
نكات: در ایثار انصار و یا اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم مطالب بسیاری نوشته‌اند از آن جمله در جنگ احد هفت نفر تشنه میان میدان مجروح بودند، آبی آوردند که برای یک نفر کافی بود هر یکی از آنان حوالة دیگری کرد تا اینکه بر تمام هفت نفر طواف داده شد و همه وفات کردند واحدی از ایشان نیاشامید. و مردی آمد خدمت رسول خدا صلی الله علیه وسلم عرض کرد مرا اطعام کن که گرسنه‌ام، حضرت فرستاد به خانة خود چیزی پیدا نشد، پس فرمود: کیست که این مرد را ضیافت کند، مردی از انصار او را منزل برد و نزد او چیزی نبود مگر به مقدار قوت دختر بچه‌اش، پس همان را برای مهمان آوردند و چراغ را خاموش کردند و زن او بهر طوری بود بچه‌ها را خواباند، پس آمدند نزد مهمان و بنا کردند مچ مچ کردن و زبان در دهان گردانیدن تا مهمان خیال کند ایشان تناول می‌کنند تا اینکه مهمان سیر شد و خودشان گرسنه شب را به صبح آوردند، چون صبح نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفتند حضرت به ایشان نظری و تبسمی نمود و این آیه را که نازل شده برای ایشان خواند.
از ابو هریره نقل شده که آن دو نفر زن و مرد میزبان حضرت علی و فاطمه علیهما السلام بودند. بهر حال این آیات صریح است در مدح مهاجرین و انصار و صدق ایمانشان، و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود «ستفرق هذه الأمة علی ثلاثة و سبعین فرقة، کلها فی النهار إلا واحدة. قالوا: و من هی یا رسول الله؟ قال : من کان علی مثل ما أنا علیه و أصحابی»، یعنی؛ بزودی امت من بر هفتاد و سه فرقه تفرقه خواهد شد تمام آنها در آتشند مگر یک فرقه، عرض کردند: کیست آن یک فرقه ای رسول خدا؟ فرمود : کسی که مانند من و اصحابم باشد، متأسفانه زمان ما یک عده روضه خوان ابزار دست استعمار شب و روز از مهاجر و انصار بدگوئی می‌کنند، و اگر کسی ایشان را نهی کند هزاران تهمت به او می‌زنند. ولی خدا در آیة ذیل می‌فرماید:
وَالَّذِینَ جَاءُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿١٠﴾
ترجمه: و آنان که پس از ایشان آمدند می‌گویند: پروردگارا ما و برادران ما را بیامرز آنان که به ایمان از ما پیشی گرفتند و در دل ما برای اهل ایمان کینه قرار مده پروردگارا محققا توئی مهربان رحیم(10)
مؤمنین لاحقین باید طلب مغفرت کنند از برای سابقین زیرا آنان پیشقدم در دین بودند و اسلام را یاری کردند و به لاحقین رسانیدند. امام زین العابدین در دعای چهارم صحیفة سجادیه که بر اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم درود فرستاده و در آن فرموده : «اللهم و أصحاب محمد الذین أحسنوا الصحابه ....» سپس به پیروان صحابة پیامبر صلی الله علیه وسلم دعا فرموده که: «اللهم و أوصل إلی التابعین لهم بإحسان الذین یقولون: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ »خیر جزائك الذین قصدوا سمتهم و تحروا وجهتهم و مضوا علی شاکلهم» تا آن که فرموده : «اللهم و صل علی التابعین من یومنا هذا إلی یوم الدین و علی أزواجهم و علی ذریاتهم و علی من أطاعك منهم»، یعنی خدایا به آن عده پیروان نیکوکار و نیک اصحاب محمد که می‌گویند «پروردگارا ما و برادران ما را که به ایمان از ما سبقت داشتند بیامرز» بهترین پاداشت را برسان، آن پیروانی که طریقة اصحاب پیامبرصلی الله علیه وسلم را پیش گرفتند و بر جائی که اصحاب پیامبر رو آوردند رو کردند، و بر روش اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم زیستند .... خدایا از امروز تا روز قیامت بر پیروان اصحاب محمد و زنان و فرزندانشان و مطیعین تو از ایشان درود فرست.
 
ایمان   , iman123123
ایمان - 12:41 1390/07/5
47

سلام

1- نوشتن دوباره این حدیث چیزی رو ثابت نمی کنه. قطعا کسانی بعد از پیامبر دچار ارتداد شدند و اصحاب رسول الله(ص) تحت رهبری ابوبکر صدیق(رض) با آنها به مبارزه برخواستند. بنابراین اسم بردن و مصداق آن را مشخص کردن کاملا الزامیه. اگر شما مشکلی برای معرفی این از دین برگشتگان و اثبات آن ندارید بسم الله بفرمایید. بنده اصلا نمی دانم بلکه درحال گفتگو با شما برای روشن شدن قضیه هستم.

 

2- روشن صحبت کن. طرفین مشکل  ساز شما تا به حال شدند سه دسته: منافقین- کفار- اصحابی که نخواستن دین اسلام به جایی برسه. تا اینجا درسته؟

حالا با این حساب از نظر شما اصحابی که نخواستن دین اسلام به جایی برسه خارج از منافقین و کفار هستند. این یعنی چی؟

راستی قرار بوده اسلام به کجا برسه؟؟؟

 

3- نخیر همین که جرات ندارید این منافقین و کفاری که از نظر شما کاملا مشخصه رو نام ببرید و کفر و نفاق اونها را با معیاری معتبر ثابت کنید معلوم است که در حال گردش دور گود هستید. شما بعد از چندین پست فقط اشاره به حدیثی می کنید که گفته است کسانی بعد از پیامبر منحرف می شوند و به دوران جاهلیت سابق بر می گردند و حتی جرآت آن را ندارید که برای این حدیث مصادیقی مشخص کنید بنابراین حق ندارید ادعای رک صحبت کردن کنید.

امیرحسین ولایی ، عاشق رهبر , fireboy1993
46
1- ببین من اینو برات نوشته بودم که دوباره مینویسم:

«یرد علیَّ یوم القیامة رهطٌ من اصحابی ـ أو قال من أمّتی ـ فیحلؤون عن الحوض فأقول یا ربّ أصحابی فیقول انّه لاعلم لک بما أحدثوا بعدک اِنّهم اِرتدّوا علی أدبارهم القهقری».
جامع الاصول، ج 11، ص 120، ح 7973.
در روز رستاخیز، گروهی از اصحاب من ـ یا فرمود از امّتم ـ برمن وارد می شوند پس از حوض (کوثر) دور می گردند، (از ورود و نزدیک شدن آنان به حوض کوثر جلوگیری می شود) پس من می گویم: «خدایا! این ها اصحاب من هستند»، خدا می فرماید: تو به آنچه آنان پس از تو انجام دادند، آگاه نیستی، آنان به همان حالت سابق (دوران جاهلیت) بازگشتند.

پس اصحاب پیامبر هم بودند که از دینشان برگشته اند و دچار دنیا پرستی شده اند ؛
چه لزومی داره من اسم ببرم وقتی خودتونم میدونید انگشت اشاره ی من طرف چه کساییه

2- مشکل ما؛ هم با منافقا و کفاره و هم با اصحابی که نخواستن دین اسلام به جایی برسه
در ضمن اینجا نفرات اصلی و فرعی نداره عزیز من ؛ هر کی که با دین اسلام  بوده میشه مسلمان و هرکی که از دین برگشته میشه کافر

3- اینجا سایت کلوبه و من صریح دارم به سوالاتون ج میدم و فکر نمیکنم گودی باشه که من بخوام دورش بگردم
فکر میکنم انقد رک صحبتمو میکنم که خودتون بفهمید کجای کار هستیم
ایمان   , iman123123
ایمان - 16:01 1390/06/26
45
نقل قول از : امیر حسین

اولا:
ببین آقا ایمان مشکل ما شیعیان با منافقین و کفاره ؛ با کسانی هست که میدانستند و منافق شدند ؛ میدانستند و کفر ورزیدند ؛ میدانستند و خاندان پیامبر را رنجاندند فرقیم نمیکنه کی میخواد باشه ( کدام یک از صحابه)



با سلام

1- منافقین و کفار با اصحاب پیامبر متفاوت بودند و خداوند نشانه های آنها را مشخص کرده و توسط پیامبر قابل شناسایی بودند. بنابراین مشکل شما با اصحاب نیست بلکه با منافقین و کفار است که ربطی به اصحاب ندارند.

2- لطفا دور گود نگردید و صریح بنویسید. این منافقین و کفاری که شما با آنها مشکل دارید چه کسانی هستند و چند نفرند. لااقل رهبران و نفرات اصلی آنها را مشخص کنید و دلایل خود را برای کفر و نفاق آنها بیان کنید.

ایمان   , iman123123
ایمان - 15:31 1390/06/26
44
نقل قول از : امیر حسین

اولا:
ببین آقا ایمان مشکل ما شیعیان با منافقین و کفاره ؛ با کسانی هست که میدانستند و منافق شدند ؛ میدانستند و کفر ورزیدند ؛ میدانستند و خاندان پیامبر را رنجاندند فرقیم نمیکنه کی میخواد باشه ( کدام یک از صحابه)



با سلام

1- منافقین و کفار با اصحاب پیامبر متفاوت بودند و خداوند نشانه های آنها را مشخص کرده و توسط پیامبر قابل شناسایی بودند. بنابراین مشکل شما با اصحاب نیست بلکه با منافقین و کفار است که ربطی به اصحاب ندارند.

2- لطفا دور گود نگردید و صریح بنویسید. این منافقین و کفاری که شما با آنها مشکل دارید چه کسانی هستند و چند نفرند. لااقل رهبران و نفرات اصلی آنها را مشخص کنید و دلایل خود را برای کفر و نفاق آنها بیان کنید.

امیرحسین ولایی ، عاشق رهبر , fireboy1993
43
اولا:
ببین آقا ایمان مشکل ما شیعیان با منافقین و کفاره ؛ با کسانی هست که میدانستند و منافق شدند ؛ میدانستند و کفر ورزیدند ؛ میدانستند و خاندان پیامبر را رنجاندند فرقیم نمیکنه کی میخواد باشه ( کدام یک از صحابه)

دوما:
 همینکه شما قبول میکنید تمام صحابه اهل بهشت نیستند یک امتیاز مثبت برای اعتقادتان منظور میشود

سوما:
نه تنها ما شیعیان با این امر مشکل داریم بلکه حضرت امام علی علیه السلام هم با تمام آنان مشکل داشته ؛ البته نه با آنان ؛ با طرز تفکر آنان و اعمالشان



ایمان   , iman123123
ایمان - 13:52 1390/06/20
42

با سلام

1- خروج از بحثی در کلام من مشاهده نمی شود. شما هنوز یک پست درست و حسابی نوشتید که بنده هم همان یک پست شما را نقد کردم.

2- ممکن است بفرمایید این بعضی ها شامل چند نفر می شوند؟ آیا همه کسانی که از بیعت با علی(رض) خودداری کرده و وبا ابوبکر صدیق(رض) بیعت کردند شامل این افرادی که شیعه با آنها مشکل دارد می شوند یا خیر؟

3- شما با این اصحاب مشکل دارید یا امامان شیعه از جمله علی(رض) هم با آنها مشکل داشته اند؟

4- شکی نیست که درجه اصحاب رسول الله(ص) با هم متفاوت بوده است ولی قرآن هم بین صحابی و منافق تفاوت قایل شده و نشانه هایی برای منافقین برشمرده است و در عین حال برای اصحاب فضایلی را ذکر کرده است. بنابراین بین این دو گروه تفاوت است.

5- هیچکدام از اصحاب حتی علی(رض) از دیدگاه اهل سنت معصوم و به دور از گناه و خطا نبوده اند بنابراین طبیعی است که بسیاری از آنها گناهانی حتی بعد از اسلام آوردن خود مرتکب شده باشند ولی این گناه باعث نشده است که صفت منافقین در آنها تجلی یافته و مشمول آیاتی شوند که در مورد منافقین ذکر شده است.

6- توصیه می کنم دور گود نگردید و خیلی راحت بپرید داخل. نگران بیان اعتقاد خود نباشید.

امیرحسین ولایی ، عاشق رهبر , fireboy1993
41
آقا ایمان عزیز از بحث اصلی خارج نشو ... من از همون اول گفتم شیعه ها فقط با بعضی از صحابه ی پیامبر مشکل دارن ؛ نه همشون ... من کی گفتم همه ی اصحاب تو قضیه ی ارث حضرت زهرا سلام الله علیها دخیلن؟

ببینید نه تنها من بلکه مذهب شیعه  منکر این نمیشیم که بعضی از صحابه ی پیامبر مقام بالاتری نسبت به مردم عام دارند ... همونجور که گفتم فقط بعضیاشون...
بخاری و مسلم از پیامبر روایت کرده اند که فرمود:
«یرد علیَّ یوم القیامة رهطٌ من اصحابی ـ أو قال من أمّتی ـ فیحلؤون عن الحوض فأقول یا ربّ أصحابی فیقول انّه لاعلم لک بما أحدثوا بعدک اِنّهم اِرتدّوا علی أدبارهم القهقری».
جامع الاصول، ج 11، ص 120، ح 7973.
در روز رستاخیز، گروهی از اصحاب من ـ یا فرمود از امّتم ـ برمن وارد می شوند پس از حوض (کوثر) دور می گردند، (از ورود و نزدیک شدن آنان به حوض کوثر جلوگیری می شود) پس من می گویم: «خدایا! این ها اصحاب من هستند»، خدا می فرماید: تو به آنچه آنان پس از تو انجام دادند، آگاه نیستی، آنان به همان حالت سابق (دوران جاهلیت) بازگشتند.

ما شیعه ها میگیم که از آیات قرآن و سنت پیامبر روشن میشه که اصحاب و افرادی که به مصاحبت پیامبر نایل شده اند، همه در یک سطح و یک نواخت نبودند، بلکه گروهی از آنان، انسانهایی پیراسته و در اوج شایستگی بودند که خدمات ارزنده آنها سبب بارور شدن نهال نوپای اسلام شده و دسته دیگر از همون آغاز، افرادی دو چهره و منافق، بیمار دل و و یا گناهکار بودند


درضمن منظور من از پرستیدن ؛ حب قلبی تمام صحابه هستش نه پرستیدن به عنوان معبود 
ایمان   , iman123123
ایمان - 09:31 1390/06/19
40
نقل قول از : امیر حسین
ببین آقا پدرام من شیعم و شیعیان نسبت به صحابه ای بی اعتنا هستن که مورد غضب خدا و حضرت رسول  صل الله علیه و آله قرار گرفتن ولی میخوام از کتابای خودتون برات بگم :

در صحیح بخاری؛ص 626؛کتاب فضایل اصحاب النبی؛باب 12  آمده است که :
فاطمه پاره تن من است پس کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده است
همچنین :
عایشه خبر داده که فاطمه سلام الله علیها بعد از رحلت حضرت رسول صل الله علیه و آله از ابوبکر مطالبه ی ارث کرد ؛ ابو بکر گفت: حضرت رسول  صل الله علیه و آله فرموده : کسی از ما ارث نمیبرد و آنچه ما بعد از خود بجا بگذاریم صدقه است
عایشه میگه : حضرت فامطه سلام الله علیها غضب کرد و ابو بکر را ترک کرد و تا زنده بود با او حرفی نزد و از او دوری کرد( با ابوبکر برای همیشه قهر کرد) و فاطمه سلام الله علیها شش ماه بعد از حضرت رسول صل الله علیه و آله زنده بود
مدرک این حرفمم تو کتاب فرض الخمس؛ص 512؛ح3092 و 3093

حالا چی؟ بازم باید این صحابرو پرستید؟ این صحابه همون صحابه ای نیستن که پاره تن حضرت رسول الله  صل الله علیه و آله رو رنجوندن؟

اگه خواستی بازم برات توضیح میدم


با عرض سلام

1- اصحاب پیامبر بارها در قرآن مورد رضایت خداوند قرار گرفته اند و خداوند از آنها اعلام رضایت کرده است و حتی به آنها مژده و بشارت بهشت داده است.

2- آنچه در صحیح بخاری آمده است مربوط به داستان خواستگاری علی(رض) از ابوجهل است که از طریق مسوره بن خرامه نقل شده است و اولین کسی که باعث رنجش شده است خود علی(رض) بوده است.

3- به هیچ وجه نه تنها اصحاب بلکه غیر از خداوند هیچ کس و چیز را نباید پرستید. بنابراین جواب شما کاملا مشخص است هر کس که غیر از خدا چیزی را بپرستد قطعا مسلمان نیست.

4- بله در مورد قضیه ارث فاطمه رض از ابوبکر(رض) ناراحت شد ولی اولا؛ همه اصحاب در این قضیه داخل نبودند ثانیا؛ ابوبکر(رض) نیز برای اقدام خود دلیل شرعی داشته است.  البته فراموش نشود که ابوبکر (رض) جز سابقون الاولونی است که خداوند در سوره توبه از آنها اعلام رضایت کرده است و رضایت خداوند بالاتر از رضایت هر کس دیگر است.

امیرحسین ولایی ، عاشق رهبر , fireboy1993
39
نقل قول از : پدرام مسلم

عزیز دل  صحابه ، صحابه بودن . منافق ، منافق . ولی بعضی از منافقا در جمع صحابه حاضر بودند . خب حالا بفرما منافق کیا بودن و چه صفات و خصوصیاتی داشتند ؟



ببین آقا پدرام من شیعم و شیعیان نسبت به صحابه ای بی اعتنا هستن که مورد غضب خدا و حضرت رسول  صل الله علیه و آله قرار گرفتن ولی میخوام از کتابای خودتون برات بگم :

در صحیح بخاری؛ص 626؛کتاب فضایل اصحاب النبی؛باب 12  آمده است که :
فاطمه پاره تن من است پس کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده است
همچنین :
عایشه خبر داده که فاطمه سلام الله علیها بعد از رحلت حضرت رسول صل الله علیه و آله از ابوبکر مطالبه ی ارث کرد ؛ ابو بکر گفت: حضرت رسول  صل الله علیه و آله فرموده : کسی از ما ارث نمیبرد و آنچه ما بعد از خود بجا بگذاریم صدقه است
عایشه میگه : حضرت فامطه سلام الله علیها غضب کرد و ابو بکر را ترک کرد و تا زنده بود با او حرفی نزد و از او دوری کرد( با ابوبکر برای همیشه قهر کرد) و فاطمه سلام الله علیها شش ماه بعد از حضرت رسول صل الله علیه و آله زنده بود
مدرک این حرفمم تو کتاب فرض الخمس؛ص 512؛ح3092 و 3093

حالا چی؟ بازم باید این صحابرو پرستید؟ این صحابه همون صحابه ای نیستن که پاره تن حضرت رسول الله  صل الله علیه و آله رو رنجوندن؟

اگه خواستی بازم برات توضیح میدم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.