| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
اما اصل مطلب بنده در صفات غیر قابل انکار علی (ع) نیست.صحبت اینجاست که :
چنین فردی چرا وبه کدامین جرم میبایست اینچین ازغربت و مظلومیت او در تاریخ اسلام و مسلمین یاد شود؟
گناه او چه بود که خود را به فردی که استخوان در گلو وخار درچشم دارد تشبیه کرد؟!
علت مظلومیت یاربا وفا و بی ریای رسول اکرم(ص) در میان امت اسلام چه بود؟
چرا سالها پس از مرگ اون بر روی منابر سب ولعن میشد و منسوبین به او کشتار میشدند؟!
آیا او جرمی داشت که میبایست چنین مظلومانه در میان محراب وحال سجده به شهادت برسد!؟
ان شالله دوستان علت مظلومیت ایشان در امت اسلام قبل و بعد از زندگانی ایشان رو در این تاپیک با یاری خود آن حضرت به روشنی بیان کنند.
دوستان وبرادران شیعه و سنی غرض از ایجاد این بحث بررسی علت مظلومیت علی (ع) در تارخ اسلام هست واصلا قصد تخریب هیچ یک از تفکرات دو گروه در آن مطرح نیست.پس لطفا اختلافات رو کنار بگذارید و تنها روی این موضوع تمرکز کنید.باتشکر
یا علی مدد
تو که دم از مظلومیت علی میزنی الان بهت ثابت میکنم که کی به آن حضرت اهانت میکنه باشه بخون
در اولین مثال خواهیم دید چگونه سعی كرده اند با یك تیر دو نشان بزنند. آنها در این روایت از یك سو برخی از یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) همچون ابوبكر را ظالم و مزدور معرفی می كنند و از سوی دیگر از علی بن ابی طالب مردی ترسو و زبون می سازند كه حتی جرأت دفاع از خود را نیز ندارد. در این روایت كه از قصه به خلافت رسیدن ابوبكر صدیق -رضی الله عنه- سخن می گوید آمده است:
«هنگامیكه امام علی (ع) از بیعت با ابوبكر سرباز زدند، ابوبكر قنفذ را به سراغ ایشان فرستادند. قنفذ و یارانش به خانه امام علی (ع) حمله كرده و وارد آن شدند. امام علی (ع) به محض دیدن آنها به سراغ شمشیر خود رفتند. اما آنها ایشان را گرفته و طنابی به گردن ایشان انداختند و امام (ع) را به طرف در كشیدند. فاطمه (ع) خواستند جلوی آنها را بگیرند. اما قنفذ ملعون با شلاقی كه در دست داشت ضربه محكمی به ایشان زد و امام علی (ع) را با كشیدن طنابی كه به گردن ایشان انداخته بود نزد ابوبكر (برد كتاب سلیم بن قیس ص ۸۴ و۸۹.)
ببینید چگونه این روایت دروغین از علی بن ابی طالب یكی از بزرگترین سرداران تاریخ اسلام شخصیتی زبون و خوار می سازد. این در حالی است كه در برخی از روایات دروغین دیگر چنان در قدرت و توانایی علی بن ابی طالب افراط و زیاده روی می كنند كه از او شخصیتی خیالی می سازند.
و در روایتی دیگر اهانت به علی بن ابی طالب را به فاطمه -رضی الله عنها- نسبت می دهند.
آنها می گویند: «هنگامیكه بین فاطمه و ابوبكر بر سر میراث رسول الله (صلى الله علیه وسلم) اختلاف حاصل شد و امام علی (ع) خود را از این اختلاف دور نگاه داشتند و هیچ كمكی به فاطمه نكردند، فاطمه با ناراحتی و عصانیت به ایشان گفتند: ای فرزند ابی طالب! مشیمه نوزاد به تن كرده و در معرض اتهام جا خوش كرده ای و …»(الامالی للطوسی ص ۲۵۹، حق الیقین للمجلسی ص ۲۰۳و۲۰۴ الاحتجاج للطبرسی) در این روایت دروغین به هر سه تن از این شخصیتهای بزرگ اسلامی توهین شده است. ابوبكر شخصی ظالم و غاصب، فاطمه زنی پرخاشگر و علی مردی ناتوان و ترسو معرفی شده اند.
و در رابطه با قصه ازدواج عمر بن الخطاب با ام كلثوم دختر علی بن ابی طالب -رضی الله عنهم اجمعین-، سردار رشید اسلام علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- را متهم به پذیرفتن ذلتی كرده اند كه حتی پست ترین و زبون ترین انسانها نیز به آن تن در نخواهند داد. در كتاب حدیقه الشیعه گفته شده: «امام علی (ع) هرگز نمی خواستند دختر خود ام كلثوم را به عمر دهند، اما ترس از عمر سبب شد ایشان عموی خود عباس را وكیل كردند تا ام كلثوم را به عقد عمر در آورد». و می گویند: ابا عبدالله در این رابطه گفته اند: «ان ذلك فرج غصبناه = آن فرجی بود كه آنرا از ما غصب كردند».(حدیقه الشیعه للمقدس الاردبیلی ص ۲۷۷. الكافی فی الفروع ج ۲ ص ۱۴۱ ط الهند)آیا برای اثبات دروغین بودن اینگونه روایات هیچ احتیاجی به دلیل و برهان است؟ آیا زندگانی امیرالمومنین علی بن ابی طالب سردار رشید اسلام، ثابت كننده این مسأله نیست كه طوسی وكلینی و مجلسی و طبرسی، دروغگویان و دجالانی بیش نیستند؟مگر بنا بر روایات و اعتقادات باطل مذهب شیعه عمر -رضی الله عنه-، منافق و كافر نبوده است؟ پس چگونه ترس از انسانی كافر و منافق سبب شد علی بن ابی طالب دختر خود را به ازدواج او در آورند؟ آیا پست ترین انسانها به چنین ذلت و خواری تن در خواهند داد؟
و در روایاتی دیگر امیرالمومنین را به انسانی دنیا دوست و در پی پست و مقام معرفی می كنند كه در راه رسیدن به این هدف، شخصیت والای خویش و خانواده خود را پایمال می سازد. در یكی از این روایات گفته شده: «هنگامیكه پس از وفات رسول الله (صلى الله علیه وسلم) مردم با ابوبكر بیعت كردند، امام علی (ع) شب هنگام فاطمه را بر الاغی نشاندند و دست دو فرزند خود را گرفتند و به در خانه تمام یاران پیامبر رفتند و از آنها در راه رسیدن به خلافت كمك خواستند. اما هیچكدام از یاران به ایشان كمكی نكردند» (كتاب سلیم بن قیس ص ۸۲، ۸۳.)
«روزی پس از اینكه پیامبر (صلى الله علیه وسلم) دختر خویش فاطمه را به ازدواج امام علی بن ابی طالب در آوردند برای دیدن ایشان به خانه آنها رفتند. ایشان فاطمه را در خانه گریان یافتند. پیامبر (صلى الله علیه وسلم) علت گریه را از فاطمه (ع) جویا شدند و سپس فرمودند: ای فاطمه، به خداوند سوگند اگر در میان خویشاوندان من كسی بهتر از وجود می داشت من هرگز تو را به او نمی دادم. بر تو است كه بدانی من و تو را به او نداده ام بلكه خداوند تو را به عقد او در آورده است» (الفروع من الكافی)
. از آنجائیكه اهانتهای موجود در این روایات به اندازه های شنیع و زشت هستند كه هیچ انسان مسلمانی نمی تواند آنها را بپذیرد لذا برخی از شیعیان كه اطلاع چندانی از جایگاه و منزلت كتابهای آقایان كلینی و سلیم بن قیس و مجلسی و … در مذهب تشیع ندارند، می گویند ما اینگونه روایات را قبول نداریم و آنها را صحیح نمی دانیم. این گفته و سخن آنها بسیار نیكو و صحیح است. اما در این رابطه مسأله ای وجود دارد كه آنها بایستی به آن توجه كنند و آنرا مد نظر خود داشته باشند. این مسأله این است كه صحیح و یا غیر صحیح دانستن روایت و حدیث انتخابی نیست و به سلیقه و انتخاب اشخاص بستگی ندارد. بلكه محدثین وراویان حدیث برای قبول كردن صحیح دانستن روایت شروطی را مقرر داشته اند كه اگر این شروط در روایتی وجود داشته باشد آن روایت صحیح می باشد و بر هر شخص واجب می گردد به صحت آن یقین حاصل كند و در صورت عدم وجود یكی از این شروطها، روایت غیر صحیح می باشد.
. در اینجا می خواهیم به آن عده از اشخاص شیعی مذهب كه روایات توهین آمیز موجود در مراجع خود نسبت به امیرالمومنین علی بن ابی طالب را قبول نداشته و آنها را غیر صحیح می دانند بگوییم: این روایات همگی در مراجع و مصادر و توسط مؤلفینی ذكر گردیده اندكه همگی در مذهب شیعه موثق و معتمد هستند. بعنوان مثال برخی از این روایات در كتاب اصول كافی روایت شده اند. و در مورد این كتاب علمای شیعه معتقدند كه به امام زمان نشان داده شده است و او در مورد آن گفته است: «این كتاب برای شیعیان ما كافی است
از این سخنان، ما می خواهیم به این نتیجه برسیم كه آن اشخاص شیعی مذهب كه این روایات توهین آمیز، آنها را نسبت به صحت برخی از روایات موجود در مراجع و مصادر خود و همچنین نسبت به معتبر بودن شروط مقرر گشته توسط محدثین مذهب تشیع مشكوك ساخته، بایستی نسبت به سایر روایات موجود در این مراجع و مصادر نیز با تامل و تدبر بیشتری برخورد كنند. چون همان راویاتی كه آن احادیث اهانت آمیز را روایت كرده اند و با همان شروط غیر صحیح، سایر احادیث مراجع شیعه را نیز نقل كرده اند.
mazlomiate ke alan baraye ali hast be dalili karhay bazi hast ke dar zaban migan ma pyroove ali hastim va rahe ali ro edame midim dar halike na rahe ali ro namiran balke rahe mokhalefan ali ro donbal mikonan va ba in karashoon baes mishe mardoom begam hattman ali ham hamin kara ro mikarde
man ke khodam hazeram khak kafe pay sayedena ali basham