| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
این مطلب توسط آقای قشمی در کلوپ اهل تسنن درج شده است. در مطلب حاضر موضوع وسیله در آیه 57 سوره اسراء به صورت پاسخی به سایت ولیعصر در همین مورد آمده است.
--------------------------
شبهه سایت ولیعصر
توسل ، یعنی واسطه قرار دادن ، انبیاء ، امامان و صالحان به پیشگاه خداوند چنانچه خداوند، در قرآن كریم میفرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ . المائدة / 35 .
ای كسانی كه ایمان آوردهاید ، از خدا بترسید و برای تقرب به او وسیلهای بجویید .
این آیه به تمامی مؤمنین دستور میدهد كه به هر وسیلهای كه سبب تقرب به خداوند میشود تمسك بجویند ؛ بنابراین تقرب به خداوند بدون وسیله و واسطه امكان ندارد.
در جواب ایشان باید گفت:
آنها چگونه فهمیدند که منظور از کلمه "وسیله" اهل بیت (ع) هستند!! آیه خودش همه چیز رو مشخص کرده. و خداوند در جای جای قرآن "وسیله " را به ما معرفی کردند، گویا ایشان از آیات قرآن نا آگاهند که چنین استدلالی دارند.(و شاید هم خدایی ناکرده آیات رو نادیده میگرند!)
قبل از معرفی انوع وسایل باید بدانید که ایشان آیه را به خوبی معنی نکرده اند!
ببینید ترجمه بعضی از مترجمین اهل تشیع را
فولادوند و خرمشاهی اینچنین معنی میکنند:
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید،و به او توسل جویید و تقرب جویید... و آیتی مانند همین
و آقای الهه قمشه ای ترجمه جالبی دارند!:ای اهل ایمان از خدا بترسید و به وسیله"ایمان و پیروی از اولیای حق"به خدا توسل جویید.
پس طبق این 4 ترجمه از 4 مترجم میتوان اینچنین فهمید که منظور از توسل،توسل به خود ذات باری تعالی است و منظور از وسیله، ایمان و پیروی از اولیای حق(اول قرآن و بعد انبیا و آل و صحب) است و همانطور که خدا در ادامه آیه میفرماید: وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ...
»و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید« پس یکی دیگر از وسایل برای نزدیکی و رستگاری جهاد است! پس همانطور که خدا جهاد را یکی از این وسایل میداند، دیگر وسایل نیز باید همچون این وسیله باشند، مثلا:تقوا،نماز،روزه ،امر به معروف و....
-------------------------------------------------
آیه ای مشابه به همین آیه نیز در سوره حج اینچنین آمده:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿77﴾ وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ....(78)
اى كسانى كه ایمان آوردهاید! (تنها براى خالق خویش) ركوع و سجده كنید (و تعظیم و كرنش برید و به خاك افتید) و پروردگار خویش را (به تنهایى) پرستش نمایید و كارهاى نیك انجام دهید تا رستگار شوید، و در راه خدا جهاد كنید...
مىبینیم كه در این آیه نیز، «یا أیها الذین آمنوا» و «جاهدوا فى...» و «لعلكم تفلحون» آمده و با آیه 35 سوره مائده مشترك است، امّا به جاى جمله «اتقوا الله و ابتغوا إلیه الوسیلة»، شرح آن وسیله یعنى جمله «اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخیر و در ادامه جاهدوا فی» آمده است!
-----------------------------------------------------------------------------------------------
در آیه 35 مائده تصریح شده كه وسیله را «بجویید!»؛ «وابتغوا...» و نفرموده: «بخوانید!»؛ «أدعوا...»! و ما مىدانیم كه «ارواح» ائمه و سایر صالحان، به دست آوردنى نیستند و تكلیف اینكه ارواح ائمه را در عالم غیب و بىكران بجویید، اصولاً تكلیفى مالایطاق است و آنچه را نمىتوان جست و با این دنیا - كه شهود است - در ارتباط نیست و نمىتوان به دست آورد، چگونه مىتوان «وسیله» قرار داد؟
* قسمت قابل توجه آیه، قسمت پایانی آن است که خداوند میفرمایند: لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ = باشد که رستگار شوید!
و هدف از وسیله جستن را رستگار شدن قرار داده اند!پس آیا متوسل شدن به اموات باعث رستگاریست ؟؟ بی شک هیچ رستگاری در این کار نیست ! و رستگاری حقیقی را خداوند اینچنین معرفی میکند:
وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ /بقره/189
بلكه نیكى آن است كه كسى تقوا پیشه كند و به خانهها از در [ورودى] آنها درآیید و از خدا بترسید باشد كه رستگار گردید.
پس یکی از وسایل رستگار شدن که یکی از همان وسایل می باشد، تقوا پیشه کردن است!
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ /آل عمران/104
و باید از میان شما گروهى [مردم را] به نیكى دعوت كنند و به كار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.
پس یکی دیگر از آن وسایل،امر به معروف و نهی از منکر است و این عمل باعث رستگاریست!
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ/آل عمران/130
اى كسانى كه ایمان آوردهاید ربا را [با سود] چندین برابر مخورید و از خدا پروا كنید باشد كه رستگار شوید.
پس پرهیز کردن از ربا و ترس از خدا مایه رستگاریست.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ /آل عمران/200
اى كسانى كه ایمان آوردهاید صبر كنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى كنید و از خدا پروا نمایید امید است كه رستگار شوید.
و در این آیه صبر و پاسداری از مرزها وسیله رستگاری بیان شده!
ما تا به اینجا از دو سوره وسایل رستگاری را خارج کردیم و فکر کنم تا به اینجا کافی باشد.
از این چند آیه اینگونه برداشت میشود: انجام دادن کارهای صواب و پرهیز از کارهای ناصواب باعث رستگاری است.
از اهل تشیع میپرسم! آیا شما آیه ای را سراغ دارید که در آن توسل به غیر خدا مایه رستگاری قرار داده شده باشد؟ البته که چنین آیه ای نیست!! پس افلا یتدبرون؟افلا تعقلون؟؟
باید در نظر داشت که خداوند تمام اشخاصی که ایمان آورده اند را مخاطب قرار داده و به وسیله جستن تشویق میکند و میفرمایند: یا ایها الذین آمنو!! ای کسانی که ایمان اورده اید!
که خود ائمه و انبیا هم جزء همین ایمان آورندگان هستند!اگر ما به اهل بیت و انبیا متوسل شویم! خود آنها به چه چیزی متوسل شوند؟؟ پس به همین دلیل است که خداوند میفرمایند:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا /فصلت/46
«هرکس کار نیکی انجام دهد،برای خود اوست،و هرکس کار بدی انجام دهد به زیان خود کرده است،».
------------------------------
خدایی که شریکی برای او نیست سجده را یکی از وسیله های نزدیک شدن قرار داده و میفرماید:
وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ /علق/19
«(در برابر پروردگارت) سجده ببر و (بدین وسیله به او) نزدیک شو!».
و سخن پایانی که دیگر جایی برای حرف باقی نمیگزارد سخن حضرت علی(ع) است که ایشان میفرمایند:
«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ: الاِْیمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ، وَالْجِهادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الاِْسْلاَمِ، وَكَلِمَةُ الاِْخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ، وَإِقَامُ الْصَّلاَةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ، وَإِیتَاهُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِیضَةٌ وَاجِبَةٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَاب، وَحَجُّ الْبَیْتِ وَاعْتَِمارُهُ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ... وَصَدَقَةُ السِّرِّ...، وَصَدَقَةُ الْعَلاَنِیَةِ... وَصَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ».
«برترین وسیله تقرب به سوی خداوند بی آلایش و برتر برای متوسلین، ایمان به او و رسولش، جهاد در راهش، برپاداشتن نماز، دادن زکات، روزه ماه رمضان، حج و عمره خانه خدا، صله رحم، صدقهدادن به صورت پنهان، صدقهدادن به صورت آشکار، و انجام دیگر کارهای نیک و شایسته است».
نهج البلاغه، شرح فیض الإسلام، خطبة 109.
پس: وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ * آل عمران/ 101
«هرکس به خدا (با عمل به قرآن) متوسل شود بیگمان به راه راست و مستقیم رهنمون شده است».
و در مورد این جمله داعی که گفته اند: بنابراین تقرب به خداوند بدون وسیله و واسطه امكان ندارد.
این شعر جوابشان است:
هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد / او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد*
زهر است عطای خلق هر چند که دوا باشد / حاجت زکه می خواهی آنجا که خدا باشد؟*

بحث توسله یا شفاعت؟؟
جواب این بند از شبهات:
شیخ
آلبانی (رح) در كتاب التوسل (ص132) در مورد این روایت می گوید: در این
حدیث حجتی نیست زیرا مدار حدیث دور یك فرد مجهول می چرخد.و ذكر نام بلال
بن حارث در روایت چیزی را عوض نمی كند زیرا سیف بن عمر محدثین در ضعفش
اتفاق دارند وابن حبان در موردش میگوید كه احادیث موضوع روایت می كرده).
و عبد السلام آل عبد الكریم محقق كتاب
(الصواعق المرسلة الشهابیة/ص 173) می گوید:این قصه كه روایت شده در متنش
منكرات وجود دارد به دلیل مخالفتش با چیزی كه در شرع در این مورد اثبات
شده و به دلیل مخالفتش با فعل صحابه و تابعین در باب نماز استسقاء .زیرا
در این مواقع صحابه وتابعین به الله تعالی رجوع می كردند و برای اوعبادت
می كردند واستغفار می كردند خداوند تعالی می فرماید: وَأَن لَّوِ
اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا ﴿الجن:
١٦﴾
و اگر [مردم] در راه درست پایدارى ورزند قطعا آب گوارایى بدیشان نوشانیم.
ودر
جای دیگر می فرماید: وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا
إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْكُم مِّدْرَارًا ﴿هود: ٥٢﴾
اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه كنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد.
امام احمد رحمه الله نیز می فرمایند:قول محكم چیزیست كه در آن اختلافی نیست اما شبهات روزی به شكلی و روزی شكلی دیگر
------------------------------
اما راویان حدیث:
اولا اعمش از ابی صالح روایت نشنیده و او مدلس و اسناد روایت منقطع است.
اما
اینكه گفته شده كسی كه نزد قبر پیامبر آمده بلال بن حارث بوده یك بار هم
به صحت نرسیده وفقط از طریق سیف بن عمر آمده كه آن شخص بلال بن حارث بوده
وسیف بن عمر اخباریست وموثق نیست .
در ادامه بعضی از آرای علمای جرح وتعدیل را در مورد سیف بن عمر می آوریم.
حافظ ذهبی در میزان الاعتدال /3/353 نقل
می كند:یحیی بن معین در مورد سیف می گوید خیری در او نیست. وابوحاتم او را
متروك میداند .وابن حبان سیف را از زنادقه میداند .وابن عدی می گوید عامه
حدیث سیف منكر است.ومكحول بیروتی می گوید سیف حدیث اختراع می كرد!
ابن أبی حاتم « ضعیف» (الجرح والتعدیل 4/278). ورماه ابن حبان والحاكم بالزندقة (تهذیب التهذیب 4/295).
ابن
جوزی در كتاب ضعفاء ومتروكون /2/35/ رقم 1594 در مورد سیف می گوید یحیی بن
معین سیف را ضعیف الحدیث میداند.وابوحاتم رازی او را متروك الحدیث میداند
برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به تاریخ الطبری 2 /508 والبدایة والنهایة
/7/104
مسئله بعدی مالك بن دار می باشد که او هم مجهول الحال است ! و انقطاع ومرسل بودن حدیث همانطور كه خلیلی در الارشاد می گوید: ( إن أبا صالح سمع مالك الدار هذا الحدیث، والباقون أرسلوه)
و ایرادی دیگر عدم تواتر روایت ونكارت
متن روایت و اگر بر فرض متن را صحیح بدانیم دلیل بر جواز استسقاء به
پیامبر نمی شود زیرا سائل(مالك الدار) مجهول است.وعمل صحابه خلاف این
روایت است درحالی كه صحابه عالمترین مردم به شرع بودند.
پس خود به خود
گفته ابن حجر عسقلانی(که درود بر روانش باد) ،باطل میشود و اهل علم
میدانند که جرح مقدم است بر تعدیل و گفته خود ابن حجر(رح) است که در شرح
نخبه اش ص136 میفرمایند:جرح مقدم است بر تعدیل یعنی اگر یک راوی از طرف
جمعی مورد جرح قرار گرفت و از طرف جمع دیگر تعدیل گردید، مجروح شمرده
میشود.
-----------------------------------------
در ثانی در این باره روایت صحیح و کاملی که نقل شده به کل مساله توسل رو نفی میکند! یعنی این روایت دلیلی بر ادعای ماست نه شما!!!
روایت اینچنین است
عَنْ
عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ: أنّه كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى
بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ ، فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّا
كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ بِنَبِیِّنَا فَتَسْقِینَ،ا وَإِنَّا
نَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا، قَالَ:
فَیُسْقَوْنَ. (بخارى:1010)
ترجمه: وقتی قحطی میشد عمر بن خطاب رضی
الله عنه بوسیله دعای عباس رضی الله عنه طلب باران میكرد و میگفت:
پروردگارا ! ما قبلاً به وسیله پیامبرت طلب باران میكردیم و شما آب نازل
می فرمودید، اكنون بوسیله عموی پیامبرمان (یعنی عباس از شما طلب باران
میكنیم. راوی میگوید: ( بوسیله دعای عباس باران می بارید).
شیخ احمد
بن حجر آل بطام میگوید:و از ادله هایی که این ا مر (ناجایز بودن توسل)را
ثابت می کند این است که در زمان خلافت عمر رضی الله عنه برای مدتی باران
نبارید. تا آنجا که مسلمانان نماز استسقاء خواندند، و پس از اتمام نماز
عمر گفت: اللهم در گذشته هنگامیکه باران نمی بارید از طریق رسول الله صلی
الله علیه وسلم به تو متوسل می شدیم و تو بر ما باران می باریدی. اما الان
از طریق عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم به تو متوسل می شویم. سپس عمر
گفت: ای عباس بر خیز و برای ما دعا کن.
پس اگر توسل جستن به رسول الله
صلی الله علیه وسلم بعد از وفاتش جائز می بود، هرگز صحابه کرام توسل جستن
به رسول الله صلی الله علیه وسلم را ترک نمی کردند و از عباس نمی خواستند
که برایشان دعا کند. / مراجعه شود به کتاب تطهیر الجنان والارکان عن الشرک
و الکفران
پس همانطور که جناب شیخ احمد فرمودند به هیچ وجه چنین چیزی
جایز نیست و اگر توسل به اموات جایز بود بدون شک اصحاب عالمترین افراد به
این موضوع بودند و به جای سه روز روزه گرفتن و بعد از آن نماز طلب باران
خواندن به راحتی از قبر محمد صلی الله علیه وسلم میخواستند!! که نخواستند!
شبهه بعدی شیعه:
و همچنین آیات بسیاری در قرآن كریم وجود دارد كه در خواست از غیر خداوند را مشروع میداند ؛ از جمله
«یَا
أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ» یوسف /
97 . گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بودیم »
در
این آیه خداوند داستان برادران حضرت یوسف علیه السلام را یادآوری میكند كه
آنها بعد از پیشیمانی از كردارشان به پیش حضرت یعقوب علیه السلام آمدند و
از او كه پیامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند برای آنها طلب بخشش
كند . حضرت یعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقیماً سراغ خداوند نمیروید و
به من متوسل شدهاید ؛ بلكه به آنها وعده داد كه از خداوند برای آنها طلب
بخشش خواهد كرد :
«قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» یوسف / 98
گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است » .
همچنین خداوند در آیه 64 سوره نساء خطاب به پیامبرش میفرماید :
وَلَوْ
أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ
وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا .
و
اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى
خواستند و پیامبر [ نیز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه
پذیرِ مهربان مى یافتند .
این آیه نشان میدهد كه باید برای طلب بخشش
از خداوند واسطه و وسیله آبروداری را پیدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات
انسان را برآورده سازد .
بنابراین همانطوری که ملاحظه فرمودید حرفهایی
که وهابیها به عنوان اسلام واقعی !!! مطرح می کنند و مخالف با آنها را
کافر و مشرک می دانند تماما باطل و بیاساس است .
والسلام علی من اتبع الهدی
جواب قسمت آخر از این شبهات:
در
مورد یوسف كه برادران گناهكار یوسف علیه السلام كه با كارشان، سالها
پدرشان یعقوب علیه السلام را به رنج و سختى افكندند و بر او ظلم نمودند -
آن طور كه در قرآن آمده - و بدین ترتیب از پدرشان طلب بخشش خواستند و در
جواب باید گفت:
درخواست بخشش از پدر به هنگام «حیات و حضور» اوست كه در دسترس بوده و به خاطر «ظلمى» بوده كه در حقّ وى روا داشتند،
در
مورد محمد صلی الله علیه وسلم نیز همین موضوع صدق میکند و این ربطى ندارد
به اینكه امروز اگر كسى گناهى مرتكب شود، فریاد بزند: «یا رسول اللّه!
إستغفر لنا!»..
کمک خواستن از شخص زنده هیچ مشکلی نیست ولی بر عکس آن شرک است!!
خداوند میفرماید برای امواتتان طلب مغفرت کنید ولی شیعیان از مردگان مغفرت طلب میکنند؟؟!
خداوند،
تمامكسانیكه بعد از مهاجرینو انصار، آمدهو یا خواهند آمد ـ سزاوار
دانستهكه برای خود و برایآنها ـ كهدرگذشتهاند ـ چنیندعا كنیم:
«وَ
الَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ
لِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ» حشر/10
و
كسانیكه بعد از آنان(اصحابپیامبر) میآیند و میگویند: پروردگارا! ما و
برادران ما را، كسانیكه در ایمانآوردن از ما سبقتگرفتهاند، بیامرز و ببخش
و.....
در احادیث نیز، رسول خدا -صلی الله علیه وسلم- به ما فرموده كه
غایبانه برای همدیگر دعای خیر كنیم، و مگر در نماز برای بندگان صالح خدا
دعا نمیكنیم و درود و سلام نمیفرستیم؟!
باعث حیرت است که چگونه علمای اهل تشیع فرق بین زنده و مرده را درک نکرده اند!! خود حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
«فهم
جیرة لایجیبون داعیاً ولا یمنعون ضیماً ولایبالون مندبةً، إن جیدوا لم
یفرحوا، وإن قحطوا لم یقنطوا جمیع وهم آحاد، وجیرة وهم أبعاد، متدانون لا
یتزاورون»
رفتگان همسایگانی هستند كه هرگاه آنان را بخوانند پاسخی
نمیدهند و ظلم و ستمی را دفع نمی كنند، و متوجه نوحه سرایی و مداحی نمی
شوند، اگر در حق ایشان نیكی شود شاد نگردند، و اگر قحطی شود ناامید نمی
شوند، با هم هستند در حالی كه تنها هستند و همسایهاند در حالی كه از هم
دورند، به زیارت یكدیگر نمیروند.. نهج البلاغه، خطبه ی 111.
و فرموده: «أصبحتْ مساكنهم أجداثاً، وأموالهم میراثاً، لا یعرفون من أتاهم، ولا یحفلون من بكاهم، ولا یجیبون من دعاهم».
«رفتگان
گورشان خانههایشان گشت و اموالشان به میراث رفت، كسی را كه بر سرگورشان
میآید نمیشناسند، و به كسی كه برایشان گریه میكند توجهی ندارند و هر كس كه
ایشان را بخواند جواب نمیدهند». نهج البلاغه، خطبه ی 235.
میبینیم که حضرت علی علیه السلام با تاکید میفرمایند:مردگان صدای ما را نمیشنوند،از حضور ما بی خبرند و.....
حال
هر چه شیعه نمایان پیراهن بدرند و یقه چاک دهند سخنشان ارزشی ندارد. و این
سخن مولا علی علیه السلام را باید چون تو دهنی محکمی! بر دهن عاملان نشر
شرک زد!!
ببینیم که خداوند در آیه ای هیچ جای شکی برای ما باقی نمیگذارد...
« وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ »﴿ نحل/20﴾
و كسانى را كه جز خدا مىخوانند چیزى نمىآفرینند در حالى كه خود آفریده مى شوند.
و در ادامه همین آیه است که فرق درخواست از شخص زنده و مرده مشخص میشود ..
«أَمْوَاتٌ غَیْرُ أَحْیَاءٍ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ» ﴿ نحل/21﴾
مردگانند نه زندگان و نمىدانند كى برانگیخته خواهند شد..
پس خداوند یکی از دلایلی که باعث میشود آنها حاجت حاجت طلبان را بر آورده نکنند، مرده بودنشان میداند!!
نمیتوان گفت که منظور از این آیه همان 360 بت اعراب جاهلیت است چون خداوند در آیه فرموده:
«وَمَا
یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ » و نمىدانند كى برانگیخته خواهند
شد..و میدانیم که بتها بر انگیخته نمیشوند و بهشت و دوزخی نیز ندارند!
و در جواب این سخن ایشان که گفتند: این
آیه نشان میدهد كه باید برای طلب بخشش از خداوند واسطه و وسیله آبروداری
را پیدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .
به نظر میرسد که ایشان به علت بی آبرویی خود است که دست به دامان شخص آبروداری میشوند! ولی این گفته شان بسیار خنده دار است چون:
کسانی
را میبینیم که دست بهدعا شدهاند و خداوند بی شریک را به فریاد خواندهاند
كه در بزرگترین گناهانكه نزد خدا و همة مؤمنان ملعون است و از فرمان خدا
متكبّرانه رویگردان شد، مستقیماً در پیشگاه خداوند دعا كرد ودعایشهم مورد
اجابتواقع شد:
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ
﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ
الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ حجر
ابلیس!!(دست به دعا شد و) گفت: پروردگارا! مرا
تا روزیكه مردم در آن زنده میشوند، مهلتده! (خداوند در جواب دعایش) فرمود
درخواست و دعای تو قبول است و) هم اینك تو از مهلت یافتگانیتا روزی كه
زمانآن (پیشخدا) معلوماست.
آیا شیعه از شیطان هم بی آبرو تر است؟؟
خداوند میفرماید:
«قُلْ
یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا
مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» ﴿الزمر: ٥٣﴾
بگو: ای بندگان من!
ایكسانیكه بر خودتان(با گناهكردن) زیاده وریكردهاید! از رحمت خدا ناامید
نشوید؛ زیرا خداوند تمامگناهان را میبخشد.
مگر همانمشركانجاهلی، در مواقعگرفتاریها و ناراحتیها خدا را نمیخواندند و دعایشانهم، پذیرفتهنمیشد؟!
آنها نیز همچونسایر بندگانخدا، مستقیماً در پیشگاه خداوند دعا كردند و دعایشانمورد اجابت قرار گرفت:
«دَعَوُا
اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنجَیْتَنَا مِنْ هَٰذِهِ
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ ﴿٢٢﴾ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ
یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ » (یونس:23/22)
خدا را
خالصانه به فریاد خواندند و عبادت و فرمانبرداری را تنها از او دانستند (و
كسیرا در خواندن با او نخوانند و گفتند
اگر ما را از اینحالنجاتدهی، از
زمرةسپاسگزاران خواهیمبود (و دیگر بهكسی روی نمیآوریم و هرگز جز تو
كسدیگری را بهفریاد نمیخوانیم). امّا هنگامیكه(دعایشاناجابتشد و) خدا آنها
را نجاتداد، ناگهانبه ناحقدر زمینشروع به ظلم و فساد میكردند ...
حال
اگر اهل تشیع خود را بی آبروتر از شیطان و مشرکین مکه میدانند!خود دانند!!
مثل این است که شیعه خطاب به خداوند میگوید: خدایااا ! من آنم که رستم بود
پهلوان !!
پس مشخص شد که سخنانی که اهل سنت(به قول ولیعصر وهابیها)در
این زمینه مطرح میکنند کاملا مطابق با آیات قرآن و سیرت انبیا و آل و
اصحاب علیه الصلاة اجمعین می باشد.
«ای پیامبر به مشركین بگو، افرادی را كه
بجز خداوند، شایسته می دانید، صدا كنید آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از
شما ندارند و نمی توانند وضعیت شما را تغییر دهند: آن كسانی را كه ایشان
آنها را صدا می كنند آنها خودشان برای تقرب به پروردگار (عبادات را) وسیله
قرار می دهند و امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناكند زیرا از
عذاب خداوند باید پرهیز كرد».
تطابق دهید گفته الله را با گفته امام صادق علیه السلام:
خداوند میفرماید: آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از شما ندارند.
امام صادق علیه السلام: بندهای بیش نیستم. و قادر به دفع ضرر و جلب منفعت نیستم.
خداوند: امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناك كند.
امام
صادق علیه السلام: اگر الله سبحانه وتعالى به ما رحم کرد از رحمت و شفقت
وی است و اگر ما را دچار عذاب کرد از گناه خودمان میباشد.
پس چرا
شیعیان مانند امام صادق علیه السلام نمیکنند؟؟چرا آنها بر خلاف گفته امام
علیه السلام او را پناه میدانند و از او یاری میخواهند؟؟ لعلکم تعقلون!

جواب اهل سنت:
شکی نیست که این دو روایت از جعلیات و خلاف توحید است! و به حمد الله دامان مسند احمد از این شرکیات پاک و ادعای اهل تشیع در این باب بی ارزش است! اگر روایت صحیح باشد، در این میان اعمال صالح چه جایی دارند؟ اگر اهل بیت وسیله تقرب باشند! تقوا و عمل صالح که در جای جای آیات قرآن بیان شده چه جایی دارند؟؟ کاربرد آیه «وسجد واقترب» کجاست؟؟
در ثانی این روایت با آیات صریح متعدد نیز مخالف است!
خداوند در کلام شیرینش میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ» / حج/78
«به خدا متوسل شوید، زیرا که او تنها یار و یاور شماست، چه سرور و یاور نیک و چه کمککننده خوبی است!».
پس چرا خدا نگفته به اهل بیت متوسل شوید؟؟ اگر خیری در توسل به غیر خدا بود چرا خداوند میفرماید : به خدا متوسل شوید، ...من تنها یار و یاور شما هستم؟
آیه 6 سوره فصلت را نیز ببینید که میفرماید:
«قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ»
بگو من بشری چون شمایم جز اینكه به من وحى مىشود كه خداى شما خدایى یگانه است
پس مستقیما (بدون واسطه) به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید و واى بر مشركان.. (ترجمه آیتی شیعی)
دقت کنید به آیه که میفرماید به صورت مستقیم از خدا بخواهید نه با وسیله !!
و توسل را شرک معرفی کرده و میفرماید:« وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ » و وای بر مشرکان!
همانطور که نقل شد خود علی علیه السلام نیز وسایل تقرب را ذکرکردند و هیچ حرفی از خودشان نزده اند!
ثالثا: امام صادق علیه السلام میفرماید؟
«قسم به الله من بندهای بیش نیستم. و قادر به دفع ضرر و جلب منفعت نیستم، اگر الله سبحانه وتعالى به ما رحم کرد از رحمت و شفقت وی است و اگر ما را دچار عذاب کرد از گناه خودمان میباشد، قسم به الله که ما هیچ دلیلی برای الله سبحانه وتعالى نداریم و هیچ رهایی و خلاصی بجز الله سبحانه وتعالى نداریم. و ما نیز قطعاً میمیریم و داخل قبر میرویم و آنگاه برانگیخته میشویم و مسئول اعمال خود هستیم.... شما را به شاهد میگیرم که من فرزند رسول الله میباشم و از الله سبحانه وتعالى بی نیاز نیستم. بار الها اگر تو را اطاعت کردم به من رحم کن و اگر دچار گناه شدم مرا شدیداً عذاب کن» بحار الانوار 25/ 289.
میبینیم که خود امام صادق علیه السلام خدا را بی واسطه میخواند، امیدوار رحمت خداوند و از عذابش میترسد!
و ببینید که خداوند حکیم در مورد همین گفته امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِیلاً أُولَئِكَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُوراً». اسرا / 56 و 57
«ای پیامبر به مشركین بگو، افرادی را كه بجز خداوند، شایسته می دانید، صدا كنید آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از شما ندارند و نمی توانند وضعیت شما را تغییر دهند: آن كسانی را كه ایشان آنها را صدا می كنند آنها خودشان برای تقرب به پروردگار (عبادات را) وسیله قرار می دهند و امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناكند زیرا از عذاب خداوند باید پرهیز كرد».
تطابق دهید گفته الله را با گفته امام صادق علیه السلام:
خداوند میفرماید: آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از شما ندارند.
امام صادق علیه السلام: بندهای بیش نیستم. و قادر به دفع ضرر و جلب منفعت نیستم.
خداوند: امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناك كند.
امام صادق علیه السلام: اگر الله سبحانه وتعالى به ما رحم کرد از رحمت و شفقت وی است و اگر ما را دچار عذاب کرد از گناه خودمان میباشد.
پس چرا شیعیان مانند امام صادق علیه السلام نمیکنند؟؟چرا آنها بر خلاف گفته امام علیه السلام او را پناه میدانند و از او یاری میخواهند؟؟ لعلکم تعقلون!
شبهه بعدی شیعه:
توسل حضرت آدم به اهل بیت علیهم السلام
و از أبی هریره در باره قصه حضرت آدم نقل شده است :
«یا آدم هؤلاء صفوتی... فإذا كان لك لی حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبی: نحن سفینة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فلیسألنا أهل البیت»
ای آدم ! اینها ( اهل بیت ) برگزیدگان من هستند ... هر وقت حاجتی داشتی اینها را واسطه قرار بده . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتی نجات هستیم ، هر كس سوار این كشتی شد ، نجات خواهد یافت و هر كس سر پیچی كند ، هلاك میشود ، هر كسی حاجتی به سوی خداوند دارد ، باید ما اهل بیت را واسطه قرار دهد .
فرائد السمطین ، ج1 ، ص 36 ح 1.
و سیوطی نقل میكند كه حضرت آدم به درگاه خداوند چنین استغاثه میكرد :
«اللهمّ إنّی أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسی فاغفر لی إنّك أنت الغفور الرحیم، فهؤلاء الكلمات التی تلقى آدم»
بار خدایا ! از تو درخواست میكنم به حق محمد و آل محمد كه تو پاك و منزهی و غیر از تو خدایی نیست ،من كاری بدی كردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربان هستی ... . الدر المنثور ، ج1 ، ص 60.
جواب اهل سنت:
روایت اول از فرائد السمطین (که از غلاة است)یکی از راویان روایتش" محمد بن الفرخان" مجروح و متهم به جعل حدیث است!!
قال الخطیب : حدث عن أبیه ، و أبى خلیفة و غیرهما بأحادیث منكرة .
و قال البخارى : كان متهما بوضع الحدیث .
تهذیب التهذیب 9 / 399
و در گفته های قبلی نیز از آیات قرآن ثابت کردیم که توسل به غیر خدا جایز نیست! پس غیر ممکن است محمد صلی الله علیه وسلم سخنی خلاف سخن الله بگویند!
و همانطور که قبلا نیز از حضرت علی(ع)روایت کردیم،ایشان معتقد بوده اند که بهترین وسیله ها، نماز و جهاد و ..... هستند و به جز روایت قبلی در همان کتاب ، در توصیه به اصحابش، نماز و زكات و اداى امانت و جهاد... را وسیله تقرّب به خدا مىداند.
نهج البلاغه شرح فیض الاسلام، جزء4، كلام190.
گذشته از این، روایت موضوعی مثل همین روایت موضوع مورد استناد ولیعصر در شان اصحاب هم آمده:
وقال صلی الله علیه وسلم: مثل أصحابی كمثل سفینة نوح علیه السلام من دخل فیها نجا ومن تخلف عنها غرق وهذه ...
روایت دوم از تفسیر در المنثور
این روایت موضوع و جعلیست که شکی در آن نیست.
نگاه کنید به : الإسرائیلیات والموضوعات فى كتب التفسیر/ دکتر محمد بن محمد أبو شهبة (رح) ص 235
و متقی هندی در زیر همین روایت در کنز العمال( ح 4237) مینویسد: (الدیلمى) وسنده واه وفیه حماد بن عمر النصیبى عن السرى عن خالد واهیان
و جدای از سند ،این روایت با قرآن نیز مخالف است و قرآن دروغ بودن این حدیث را ثابت می کند.
در قرآن دعا و توبه حضرت آدم علیه السلام اینچنین آمده!
« َربَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ» اعراف/23
«ای رب ما، ما به خود ظلم کردیم، و اگر تو ما را نیامرزی و برما رحم نکنی ما از زیانکاران خواهیم بود»!!
اگر شما کف دست بنده مویی دیدید نامی یا اشاره ای از اهل بیت هم در این آیه میبینید!!!
بنده برای بهتر فهماندن موضوع بودن روایت دعاهایی از انبیا را برایتان نقل میکنم.
نوح علیه السلام :
«رَبّ اغْفرْلی و لِو الدِیّ و لمِنْ دَخَلَ بَیتِیَ مُؤمناً وللمؤمنین والمؤمنات وَلا تَزد الظالمینَ إلاّتبارا» نوح/28
«ای رب من بیامرز مرا و پدر و مادرم را و هر مؤمنی را که داخل خانه من شده است. و همچنین بیامرز تمام مردان مؤمن و زنان مؤمن را. و بر ظالمین چیزی جز هلاکت و ویرانی زیاد مکن».
و همچنین ابراهیم علیه السلام گفته است:
« ربَّنا اغفرلی ولوِ الِدیّ و للمِؤمنینَ یَوْمَ یقومُ الحساب» (سورة ابراهیم/ 41).
«ای رب ما، بیامرز مرا و والدینم و مؤمنین را در روزیکه حساب برپا می شود، (این دعا را ابراهیم علیه السلام هنگامی کرده بود که هنوز برای او مشخص نشده بود، پدرش دشمن الله است).
و ایوب علیه السلام :
«وأیُّوب إذْ نادى رَبَّهُ أنّی مَسّنِی الضرُّ و أنْتَ أرْحَمُ الراحمین» (سورة الأنبیاء /83).
« و بیاد آر ایوب را هنگامیکه رب خود را خواند و گفت مرا رنج و بلا رسیده است و تو ارحم الراحمین هستی».
و در مورد یونس علیه السلام هنگامیکه در شکم نهنگ فرو رفت، آمده است:
«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» / انبیا/87 - 88
« و بیاد آر یونس را هنگامیکه با ناراحتی و غضب قوم خود را ترک کرد و گمان برد که ما او را دچار سختی و تنگنایی نخواهیم کرد. اما هنگامیکه به داخل شکم خود را خواند و گفت: معبود بحقی جز تو نیست. و تو از هر گونه نقص و بدی پیراسته هستی. وبی شک من از ظالمین بوده ام. ما نیز دعای او را اجابت کردیم و از بلا و مصیبتی که در آن بود نجاتش دادیم. و اینگونه ما مؤمنین را نجات خواهیم داد اگر بسوی ما روی بیاورند»
و در مورد یوسف و زکریا و ... نیز چنین دعاهایی موجود است که به علت طولانی شدن صرف نظر میکنیم!
دعاهایی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در کتب احادیث و اذکار ذکر شده است نیز بسیار زیاد می باشد. مانند. «اللّهُمَّ إنّی أسألك العافیةَ فی دینی ودنیای وأهلی ومالی وبدنی....».
«الهی از تو طلب عافیت می کنم در دینم و دنیایم و اهلم و مالم و بدنم.... ».
و بسیاری دعاهای دیگر. که پس از دقت در تمام آنها بر ایمان ثابت می شود که هیچگونه دلیلی نه در قرآن و نه در آحادیث صحیحه و جود ندارد که توسل جستن به پیامبران، یا اهل بیت جایز باشد!
http://www.islamtxt.net/node/264
http://www.islamtxt.net/node/265
http://www.islamtxt.net/node/266