| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
این هم گواه تاریخ بر مردمی ترین خلیفه ، علی بن ابی طالب که گفته بودم مردم از هر سوی به ایشون هجوم اوردن تا جایی که نتونستن از قبول خلافت سر باز زنند و اقا ایمان خواستند که سند بیارم: اما چون ماجرا طولانیه من یه مقدار مختصرش کردم برای رسیدن به اصل ماجرا به منبع معرفی شده مراجعه بفرمایید.
طبری می گوید:
اصحاب رسول خدا به نزد علی امدند و گفتند: علی! عثمان خلیفه ی مسلمانان کشته شد، و امروز هم مسلمانان به داشتن یک پیشوا و سرپرست برازنده مجبور و ناچارند و برای سرپرستی انان لایقتر از تو کسی را نمی شناسیم، چرا که سابقه ی تو در اسلام از همه بیشتر و قرابت و خویشاوندی تو با رسول از همه نزدیک تر و محکم تر است.
علی در پاسخ گفت نه! هرگز این پیشنهاد را به من نکنید و مرا به خلافت واندارید چرا که اگر من پشتیبان و مشاور خلیفه باشم بهتر از این است که بر کرسی خلافت تکیه زنم
باز مردم به سوی علی هجوم اوردند و گفتند به سوی تو امده ایم تا با تو بیعت کنیم و تو را به خلافت برسانیم.
و گفتند به خدا قسم ما به جز تو کسی را به رهبری خویش انتخاب نخواهیم کرد.
و در مرحله ی اخر که به نزد امیر مومنان رفتند گفتند یا علی اگر جریان انتخاب خلیفه بیش از این به طول انجامد نظم امور مسلمانان مختل و متلاشی می شود اینک برای مسلمانان سرپرستی لایق مانند تو لازم است که امور انها را اصلاح نمید و کشتی طوفان زده ی اجتماعشان را به ساحل نجات رهبری کند.
علی در اینجا فرمود: شما بیش از اندازه مرا تحت فشار قرار می دهید و اصرار را از حد می گذرانید و به جز من کسی را قبول ندارید من نیز پیشنهادی دارم که اگر ان را بپذیرید خلافت را می پذیرم وگرنه هرگز بیعت شما را نخواهم پذیرفت و بار سنگین خلافت را بردوش نخواهم کشید.
گفتند تو هرچه گویی ما با جان و دل می پذیریم
انگاه مردم رو به مسجد نموده و در انجا اجتماع کردند و علی نیز بر فراز منبر رفت و گفت:
مردم من خوش نداشتم بر کرسی خلافت و امارت بنشینم و بر شما ریاست کنم ولی چه کنم؟ شما دست از من بر نداشتید و بر این مسئولیت سنگین وادارم ساختید من نیز قبلا باید نکته ای را برای شما خاطر نشان کنم و از شما بران پیمان بگیرم که در دوران خلافت من این دو موضوع شدیدا و اکیدا عملی خواهد شد:
- امتیازات طبقاتی لغو خواهد شد
- تساوی حقوق میان تمام مسلمانان اکیدا اجرا خواهد شد.
با این شرایط که گفتم ایا به خلافت من راضی هستید همه گفتند بله یا علی!
انگاه امیر مومنان به خداوند عرضه داشت خداوندا تو بر این پیمان گواه باشد و سپس مراسم بیعت شروع گردید
تاریخ طبری 5/152-153
کنز العمال 3/161 حدیث 2471
ترجمه ی فتوح ابن اعثم 2/243
از شروطی که امیر المومنین گذاشته است معلوم می شود که در زمان خلفای گذشته این شروط رعایت نمی شده است. و همچنین مشخص می گردد امام از ناجوانمردی هایی که در انتظار ایشان بود با خبر بودند که ترجیح دادند جامعه را با ان وضعیت تحویل نگیرند و شورش ها را به جان نخرند و برمسند خلافت تکیه نزنند و قبول این امر را منوط به پذیرش شروط خود از جانب مردم می دانستند. ترجیح ایشان بر این بود که مشاور خلیفه باشند نکته ی دیگر اینکه امام می خواستند حجت بر مردم تمام شود و دیگر بهانه ای برای انها نباشد چرا که می دانستند با وضع موجود مردم در برابر عدالت ایشان دوام نخواهند اورد! که همگان می دانیم که دوام نیاوردند.
داری میگی عایشه هم در رفتن روی منبر تو مسجد و هم شرکت در جنگ به خطا رفت... حالا چرا داری میزنی زیرش؟؟! داری میگی: مسجد جای بحث نیست... به این واضحی!! بازم میزنی زیرش؟؟؟!!
بابا شما آخر انصافید و خیلی هم رو دارید!!(اعوذ بالله)
وقتی میگی مسجد جای بحث نیست دیگه توضیح و پرانتز لازم نداره!! اگه جای بحث نیست واسه زنها.. دیگه ام المومنین یا بنت نبی نمیشناسه!!! به قول داداش صادق ما: قانون قانونه، چه فرق میکنه، میخوای زنگ بزنیم صد و ده بپرسیم؟؟!!
یا اعتراف کن یا دلیل قانع کنند!!
یادم نمیاد گفته باشم که عایشه در رفتن روی منبر خطا کرد!اونقدر از مرحله پرت هستید و گوشتون
از روضه و زبونتون از لعن و نفرین پر شده که مختون هم هنک کرده!! شما زحمت بکش کل
سوره حشر رو بخون.( معنیش رو از ترجمه آیتی شیعی نقل میکنم)
.
به جرات میشه گفت: اتفاق مفسرین اسلام بر اینه که منظور از آنهایی که قبل از ما ایمان آورده اند مهاجرین و انصار هستند .. همونطور که عبدالرحمن آیتی شیعی هم در ترجمه آیه در پرانتز نوشتند! و مکارم شیرازی هم در تفسشیرش میگه:منظور مهاجرین و انصاره و منظور از اونهایی که بعدا میان مختص به تابعین نیست بلکه همه مسلمانان تا قیام قیامت!!(زیر همین آیه!)
شما از کجا میدونید دلیل امام از گریه کردن چی بوده!!
به قول شاعر : کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه باشد در نوشتن شیر،شیر
من برای دوستی که بهم خیانت بکنه و بدونم خائن به من که هیچ حتی به اسلام هم خیانت کرده و من شخصی باشم مثل حضرت علی(ع)(با اون سطح ایمان!) .. اگه گریه ای بکنم به حال خودم میکنم نه به حال یک خیانت کار !!(اون هم خائن به اسلام!
حضرت علی نیازی ندارن به حال خودشون گریه کنن.( لطفا باز بحث ادعیه و دعای کمیل رو وسط نکشین که اون ماجراش فرق می کنه) در انتهای عمر مبارک هم می فرمایند فزت و رب الکعبه...
اطمینان از سعادت تا چه حد؟؟؟
خب شما چنین ادمی هستی.. کار پاکان را قیاس از خود مگیر..
وقتی خدا به رسولش می فرماید لعلک باخع نفسک یعنی چی؟؟
حریص علیکم یعنی چی؟؟؟ یعنی دلشون به حال مردم می سوزه و به حال مردم است که دارن اینقدر خودشون رو زجر می دن به خاطر کسانی که نمی دونن حقیقت کدو م طرفه... نمی دونم مشکلت با این ماجرا چیه وقتی تو قران نمونه ش هست!!!!
پس که اینطور.. که این خطبه خطاب به یاران نبوده!!
محض اطلاعتون: این خطبه وقتی خونده شد که حضرت علی میخواست به سوی شام لشکر بکشه و اونها راضی نمیشدند(اونها یعنی همونهایی که در جمل و صفین و نهروان همراه علی بودند!)
بعدش هم چه دلیلی داره که به مردم عادی این حرفها رو بزنه!! چرا باید به اونها بگه: ای کسانی که فرماندهانتان به شما مبتلا شدند!!!! فرماندهان کی؟؟؟ مردم عادی!!؟
چرا به اونها میگه: هر وقت بهتون امری میکنم منو اجابت نمیکنید!!؟ چرا میگه دوست دارم شما رو به مثل سکه طلا و درهم نقره با معاویه معامله کنم و 10 تا از شما رو بدم و یکی از معاویه بگیرم!!؟
حضرت علی(ع) چرا میخواد مردم عادی رو معاوضه کنه!!؟ نه قضیه جدیه.. صحبت از همون یارانه.. همونایی که در جنگها همراهش بودند.
چرا به اونها میگه نا آزادگانید در روز جنگ و نه به هنگام بلا برادران یکرنگ هستید؟؟(خطبه 97 فکر کنم!)
به مردم عادی میگه روز جنگ و....؟؟؟!!«من اصحاب محمد (ص)را دیدم و یكى از شما (یارانم!) را كه همچون آنان باشد، نمىبینم! آنان صبحها، ژولیدهمو و غبارآلود بودند و شبها را در حال سجده و قیام مىگذراندند. میان پیشانیها و صورتهایشان نوبت گذاشته بودند و از یاد بازگشت به آخرت، مانند اخگر و آتشپاره سوزان مىایستادند. گویا پیشانیهایشان بر اثر طول سجده، مانند زانوهاى بُزها (پینه بسته) بود! هرگاه نام خداوند سبحان به میان مىآمد، از ترس عذاب و كیفر و امید به ثواب و پاداش، اشك از چشمانشان سرازیر مىگشت، به گونهاى كه گریبانهایشان خیس مىشد، و مىلرزیدند چنانكه درخت در روز وزیدن باد، تند مىلرزد!».
همونطور که خودت گفتی در مسجد همه هستند.. هم یاران هم غیر یاران ولی حضرت علی به همشون میگه: هیچ کدومتون مثل یکی از اصحاب محمد(ص) هم نیستید!!اولا در مذهب شیعه قیاس حرامه و جایز نیست..
شما که نمی دونی به مکتب ما نچسبون اون قیاسی که درست نیست اینی نیست که من گفتم... اون قیاس به این معنیه که در هر زمان هرچیزی جایگاهی دارد که نمیشود با زمان گذشته قیاس شده و عینا به بهانه ی گذشته تکرار شود... کلا قضیه فرق می کنه و به این مقایسه ی من ربطی نداره... شما برو قیاس و توضیحاتش رو بخون بعد بیا اینا رو بگو... این مقایسه ای که من کردم از نوع مقایسه ایه که قران می کنه که هیچ پیامبر رو قبل از تو نفرستادیم مگر اینکه او رو هم مسخره کردن و تکذیبش کردن... این مقایسه نیست؟؟؟ این دقیقا قیاس منه.. من گفتم اون زمان مردم به معجزات ایمان نیووردن الان شما هم ایمان نمیاری! همین.
در مورد پیر بودن نوح هم این توجیه صحیحی نیست... ایا یک معجزه باید عینا تکرار شود؟؟؟ اینه قیاس غلط! اگه یکی دیگه اومد و معجزه ش این بود که عصاش مار بشه ایا باید مارش کپی مار موسی باشه وگرنه معجزه نیست؟ اره؟؟ خب خیلی حرف غلطیه دیگه ...
نوح پیر بود مهدی ما جوان است. دلیلش هم توجیه نمی خواد... همونطور که می پذیریم کسی به اذن خدا این همه عمر کند می توان پذیرفت کسی به اذن خدا جوان بماند... نمیشه؟؟؟
چرا الکی گیر می دین به چیزی که جوابش واضحه؟ ها؟؟؟
واقعا برای کسی که بخواد حقیقت رو انکار کنه دیوار حاشا بسی بلند است....
در مورد معجزات هم باید بگم اجازه بدین ایشون تشریف بیارن بعد برای اثبات خودشون ازشون معجزه بخواین!!!
طبق گفته ی خیلی ها و خیلی ها و خیلی ها مهدی پسر حسن عسگری ست و طبق گفته ی خیلی های دیگه حضرت رو ملاقات کردن...
من الان نمی دونم بجز مباحثی که تو بحث امام زمان ذکر کردم چطوری می خواین وجود ایشون رو براتون اثبات کنم؟؟ شیعه به این ماجرا معتقده مثل خیلی چیزایی که اهل تسنن به خاطر سنی بودنشون به اون معتقدند...
شما هنوز با امامت امام اول مشکل داری بعد رفتی سراغ امام دوازدهم؟؟؟؟
جالبه که از نظر شما هم امام دوازدهم از ال محمد است. حالا نمی دونم شما که کلا ال محمد رو گذاشتین کنار از کجا می خواین بفهمین که کسی که اومد و گفت مهدی هستم واقعا از ال محمد است
برای کسی که بخواهد حقیقت را کتمان کند دیوار حاشا بسی بلند است...تا هرجا که دلت بخواد....
راستی عید فطر مبارک....
«موسى كلیم اللّه از پروردگارش پرسید: آیا در بین اصحاب پیامبران، هستند كه از اصحاب من نزد تو گرامىتر باشند؟ خداوند فرمود: اى موسى! آیا نمىدانى كه برترى اصحاب محمد (صلی الله علیه و سلم) بر تمامى صحابه پیامبران، همچون برترى محمد (صلی الله علیه و سلم) بر سایر پیامبران و رسولان است؟
اقا می دونی فرق شما با من چیه؟؟
شما میگی اصحاب یعنی کسی که پیامبر رو دید و گفت اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله.
اما من اینو نمی گم
من میگم اصحاب به معنی یار به معنی همراه به معنی عزیز کسی نیست که این دو جمله رو بگه و بعد بشه یار دیرین پیامبر..
کسی صحابی به حق پیامبره که ایمان اورده باشد نه فقط اسلام.
ما در تعریف صحابی با هم فرق داریم و بحثمون بی نتیجه ست چون شما حدیث میاری که صحابی پیامبر اینجور؛ اونجور!!
و بعد می گی طلحه زبیر معاوریه عثمان ابوبکر عمر علی سلمان مقداد ابوذر همه صحابی بودن و همه مثل هم!!!!!!!!!!!!
خب من اینو نمی گم... صحابی داریم تا صحابی!!! مراتب ایمان مردم با هم فرق می کنه.
جایی شنیده بودم که پیامبر فرمود اگر انچیز که سلمان می دانست بر ابوذر اشکار می شد ابوذر کافر می شد!!!
جایی از امام علی نقل هست که به امام حسن می فرماید اگر انچه که می دانستم بر مردم اشکار می کردم پدرت را به کفر متهم می کردند!!! ( نقل به مضمون)
خب اینا یعنی چی؟؟
تو نهج البلاغه خوندم امام می فرماید اگر انچه که می دانستم بر شما اشکار می کردم مانند ریسمان بلندی که بر چاهی عمیق اویزان است مدام به خود می لرزیدید! ( نقل به مضمون)
خب اینا یعنی چی؟؟ یعنی فرق هست بین صحابی و صحابی...
اونایی که مقابل حسین بن علی جنگیدند مگه کسانی نبودند که تا چندی پیش با علی همراه شده بودند؟؟
خب ایا اونها رو می تونین اصحاب علی نام گذاری کنین؟؟؟ نه دیگه برادر من... یادمه اینجا یه متنی اورده بودین که امام به مردم زمانشون می گن و بعد تحریف کرده بودین که امام اینو به یارانشون می گن. یادتونه؟؟؟
همونجا معلوم شد که شما مردمی رو که زمان امام علی بودند و پای خطبه های ایشون می نشستند رو یاران علی می دونستید اما من نه..
احتمالا با همون سبک هم همه ی کسانی رو که با پیامبر بودند و مقابل خطبه های پیامبر می نشستند رو صحابی می دونین که من نمی دونم.
حالا متوجه شدین توجیه منو؟؟ اینا توجیه نیست حقیقته... نیست؟؟؟
خطبه ی فاطمه هم اسمش روشه... خطبه... خطبه.... خطبه... و تمام.
خب پس عایشه به باباش رفته بوده که با خطبه گو سر بحث و مجادله می ذاشته... خوب شد گفتین!!!
ماجرای عایشه رو کی گفته با دو سند؟؟؟
این همه سند داره که راویانشون با هم فرق می کنن در ضمن هیچ کدوم هم یادم نمیاد به عمر سعد برگرده!!!!!!!!!!!!!
در مورد پست بعدیتون هم که عجز داره ازش میباره !! اون همه روایت در مدح اصحاب رو ندیدی بازم حرف خودت رو زدی؟؟ در روایت و آیه ای که من آوردم تو استثنایی میبینی که تو داری از هم جداشون میکنی؟؟ امام صادق میگه اصحاب محمد(ص)12 هزار نفر بودند و در مورد صفاتشون حرف میزنه .. توجیه کن روایات زیر رو
حسن عسگرى (ع) در تفسیرش: «إن كلیم اللّه موسى سأل ربه هل فى أصحاب الأنبیاء أكرم عندك من صحابتى؟ قال اللّه: یا موسى! أما علمت أن فضل صحابة محمد (صلی الله علیه و سلم) على جمیع صحابة المرسلین كفضل محمد (صلی الله علیه و سلم) على جمیع المرسلین و النبیین؟».تفسیر الحسن العسكرى، ص65، چاپ هند البرهان فى تفسیر القرآن، ج3، ص228.
«موسى كلیم اللّه از پروردگارش پرسید: آیا در بین اصحاب پیامبران، هستند كه از اصحاب من نزد تو گرامىتر باشند؟ خداوند فرمود: اى موسى! آیا نمىدانى كه برترى اصحاب محمد (صلی الله علیه و سلم) بر تمامى صحابه پیامبران، همچون برترى محمد (صلی الله علیه و سلم) بر سایر پیامبران و رسولان است؟»..
- و در همان آمده است: «إن رجلا ممن یبغض آل محمّد و أصحابه الخیرین أو واحد منهم یعذبه اللّه عذابا لو قسم على مثل عدد خلق اللّه لأهلكهم أجمعین». تفسیر الحسن العسكرى، ص196
«هر فردى كه نسبت به آلمحمد (ص) و اصحاب نیكوكارش، یا یكى از آنها كینه و بغض داشته باشد، خداوند او را عذابى مىدهد كه اگر بر تمام مخلوقات خدا تقسیم شود، همه را هلاك خواهد ساخت!»..
امام صادق(ع) میگه:«كان أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و سلم) عشر ألفا، ثمانى آلاف من المدینة، و... الخ».
«اصحاب پیامبر (ص) دوازدههزار نفر بودند، هشتهزار نفر از مدینه و دوهزار نفر نیز از مكّه، و دوهزار دیگر از بردگان بودند، و در بینشان هیچ قَدَرى و هیچ مُرجئى و هیچ حَرورى و هیچ مُعتزلى و هیچ صاحبرأى و فلسفهاى دیده نمىشد! آنها شب و روز گریه مىكردند و مىگفتند: پروردگارا! جان ما را بگیر قبل از آن كه نان گندمین بخوریم!»..
كتاب الخصال، إبنبابویه، ص640، چاپ تهران.
اینها رو توجیه کنید لطفا!
امروز شب عید است! بر همه مبارک حتی شما دوست عزیز
به نظر خودم هر چی گفتم مربوط به بحث بود.. بد نبود چند تا از همون بی ربطها رو واسه نمونه ذکر میکردید!
در مورد سخن زبیر .. من به هیچ وجه تناقض گویی نکردم و منظور اینه که :آتش جنگ رو ابن سبا و اصحابش شروع کردند.
ولی به این علت حق با علی بود که سیدنا علی امیر بود و زبیر هم بی تقصیر در این جنگ افتاد (چون هر دو سپاه فکر میکردند که اون یکی خیانت و نقد صلحنامه کرده!) و اونقدر ایمانش قوی بود که وقتی سخن رسول الله ص رو به یادش آورد بدون هیچ بحثی گفت: بخدا من با تو نمیجنگم ... ولی اصل موضوع چیزی دیگری بود که تو خودت رو به ندیدن زدی(گویا)
و اون هم این حرف بندست:
حالا عقلت رو قاضی کن اگه زبیر( همون که محمد(ص) در جنگ خندق بهش میگه: هر کسی یاری دهنده ای داره و یاری دهنده من زبیر است) خواهان قدرت بود: چرا به اون راحتی صحنه رو ترک کرد؟ اون هم در زمانی که سپاه اون بیشتر از سپاه علی بود!! چرا هر دو نفر سپاه رو بی رهبر گذاشتند؟
این رو توضیح بده! اگه سیدنا زبیر(رض) به خاطر دنیا و قدرت به بصره رفته بود چرا به اون راحتی.. فقط با شنیدن یک جمله بدون هیچ بحثی.. صحنه رو ترک کرد؟؟ اگر مخلص نبود چرا نزد زیرش؟ چرا نگفت نه تو دروغ میگی(نعوذ بالله) و من یادم نمیاد و از این حرفا ؟؟
در مورد تاریخ طبری هم که گفتم روایتی که نقل کردم محقق اون رو صحیح دونسته و جالب اینه که همین آقای عسکری هم همین روایتی رو که من گفتم رو بهش استناد کرده!!
در مورد ام المومنین هم باید بگم که طبق نص صریح قرآن و اجماع تمامی مسلمانان(حتی جناب عسکری)مادر مومنان است و خداوند میفرماید:النبی اولی بالمومنین و ازواجه ازواجه امهاتهم ...
و اون آیه ای که در مورد تحریم ازدواج بعد از نبی با امهات المومنین نازل شده اینه |:
وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیماً
سوره أحزاب آیه 53
شما حق ندارید پیغمبر خدا را آزار دهید ، و هرگز حق ندارید كه بعد از مرگ او همسرانش را به همسری خویش درآورید . این كار در نزد خدا ( گناهی نابخشودنی و ) بزرگ است .
و جالبه که در وقایع جمل میخونیم که حضرت علی(ع) در مورد عایشه میگه من گواهی میدهم که او همسر پیامبر شما در این دنیا و در آخرت است..
از این گذشته داستان سعد بن ابی وقاص رو به یاد بیار که چه احترامی به مادرش گذاشت و خدا هم آیه نازل کرد که اگه مادرتون شما رو به منکر دعوت کردند شما قبول نکنید بهش بی حرمتی هم نکنید.(یه همچین چیزی)
به این کاری نداریم.. شما فقط بیا ثابت کن که عایشه خواسته علیه امیر شورش کنه .. در مورد روایت جعلی(نعثل) هم که نقل کردی من جوابت رو آماده کردم اومدم بزارم که دیدم پاک شده بود .. مختصر اینکه اون روایت با دو سند نقل شده تو یکیش عمر سعد و تو اون یکیش نصر بن مزاحمه که هر دو مردود هستند.
در مور خطبه فاطمه هم باید بگم که اگه شما متن روایت رو بخونید میبینید که توش اومده که ابوبکر جواب فاطمه رو داد و فاطمه هم جواب داد و..... یعنی چی؟؟ یعنی بحث
خانم جواب قانع کننده نه پیچوندن(یا اعتراف)
ادعا میکنید که همه آیات که در مورد اصحاب نازل شده( حدود 100 آیه) همشون با الذین آمنو شروع شده!!
1- مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْأِنْجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْراً عَظِیماً
«محمد فرستادة خداست و همراهانش بركفار خشن و در بین خود مهربانند و می بینی آنها را در حال ركوع و سجده كه جویای فضل خدا و خشنودی اویند اثر سجده درچهره های ایشان مشهود است داستان ایشان در تورات و انجیل است ایشان (صحابه) مانند زراعتی هستند كه ساقه سبز خود را بیرون دهد پس آنرا قوی گرداند و سپس محكم بایستد برساقة خود و زراعت كاران را به شگفت و كافران را به خشم آرد و الله به مومنان نیكوكار وعده مغفرت و پاداش عظیم میدهد».
خدا نمیگه والذین آمنو و میگه: والذین معه!! همراهانش که مومن بودن هم یکی از صفاتشونه!
استثنایی میبینید؟؟
حسن عسگرى (ع) در تفسیرش: «إن كلیم اللّه موسى سأل ربه هل فى أصحاب الأنبیاء أكرم عندك من صحابتى؟ قال اللّه: یا موسى! أما علمت أن فضل صحابة محمد (صلی الله علیه و سلم) على جمیع صحابة المرسلین كفضل محمد (صلی الله علیه و سلم) على جمیع المرسلین و النبیین؟».تفسیر الحسن العسكرى، ص65، چاپ هند البرهان فى تفسیر القرآن، ج3، ص228.
«موسى كلیم اللّه از پروردگارش پرسید: آیا در بین اصحاب پیامبران، هستند كه از اصحاب من نزد تو گرامىتر باشند؟ خداوند فرمود: اى موسى! آیا نمىدانى كه برترى اصحاب محمد (صلی الله علیه و سلم) بر تمامى صحابه پیامبران، همچون برترى محمد (صلی الله علیه و سلم) بر سایر پیامبران و رسولان است؟»..
- و در همان آمده است: «إن رجلا ممن یبغض آل محمّد و أصحابه الخیرین أو واحد منهم یعذبه اللّه عذابا لو قسم على مثل عدد خلق اللّه لأهلكهم أجمعین». تفسیر الحسن العسكرى، ص196
«هر فردى كه نسبت به آلمحمد (ص) و اصحاب نیكوكارش، یا یكى از آنها كینه و بغض داشته باشد، خداوند او را عذابى مىدهد كه اگر بر تمام مخلوقات خدا تقسیم شود، همه را هلاك خواهد ساخت!»..
امام صادق(ع) میگه:«كان أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و سلم) عشر ألفا، ثمانى آلاف من المدینة، و... الخ».
«اصحاب پیامبر (ص) دوازدههزار نفر بودند، هشتهزار نفر از مدینه و دوهزار نفر نیز از مكّه، و دوهزار دیگر از بردگان بودند، و در بینشان هیچ قَدَرى و هیچ مُرجئى و هیچ حَرورى و هیچ مُعتزلى و هیچ صاحبرأى و فلسفهاى دیده نمىشد! آنها شب و روز گریه مىكردند و مىگفتند: پروردگارا! جان ما را بگیر قبل از آن كه نان گندمین بخوریم!»..
كتاب الخصال، إبنبابویه، ص640، چاپ تهران.
اینها رو توجیه کنید لطفا!
------------------------------------
مختصر بگید نظرتون در مورد شریعتی چیه!! در مورد علامه برقعی ، حجة الاسلام مرتضی رادمهر ، حسین و موسی موسوی و استاد قلمدارن و مظفری و علامه طباطبایی تهرانی و........
مرتد هستند؟ اهل دنیا؟ یا .....
عید هم نزدیکه .. بر همه مبارک( حتی شما دوست عزیز!)
این پستتون خیلی منو خندوند( خداوکیلی)
در مورد آیه:
اونقدر از مرحله پرت هستید و گوشتون از روضه و زبونتون از لعن و نفرین پر شده که مختون هم هنک کرده!! شما زحمت بکش کل سوره حشر رو بخون.( معنیش رو از ترجمه آیتی شیعی نقل میکنم)
[این غنایم نخست] اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد كه از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مىباشند و خدا و پیامبرش را یارى مىكنند اینان همان مردم درست كردارند(8) و [نیز] كسانى كه قبل از [مهاجران] در [مدینه] جاى گرفته و ایمان آوردهاند(انصار) هر كس را كه به سوى آنان كوچ كرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمىیابند و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم مىدارند و هر كس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند كه رستگارانند (9) و [نیز] كسانى كه بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمدهاند [و] مىگویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه....
به جرات میشه گفت: اتفاق مفسرین اسلام بر اینه که منظور از آنهایی که قبل از ما ایمان آوده اند مهاجرین و انصار هستند .. همونطور که عبدالرحمن آیتی شیعی هم در ترجمه آیه در پرانتز نوشتند! و مکارم شیرازی هم در تفسشیرش میگه:منظور مهاجرین و انصاره و منظور از اونهایی که بعدا میان مختص به تابعین نیست بلکه همه مسلمانان تا قیام قیامت!!(زیر همین آیه!)
---------------------------------------------------------------
شما از کجا میدونید دلیل امام از گریه کردن چی بوده!!
به قول شاعر : کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه باشد در نوشتن شیر،شیر
من برای دوستی که بهم خیانت بکنه و بدونم خائن به من که هیچ حتی به اسلام هم خیانت کرده و من شخصی باشم مثل حضرت علی(ع)(با اون سطح ایمان!) .. اگه گریه ای بکنم به حال خودم میکنم نه به حال یک خیانت کار !!(اون هم خائن به اسلام!)
-----------------------------------------------------
پس که اینطور.. که این خطبه خطاب به یاران نبوده!!
محض اطلاعتون: این خطبه وقتی خونده شد که حضرت علی میخواست به سوی شام لشکر بکشه و اونها راضی نمیشدند(اونها یعنی همونهایی که در جمل و صفین و نهروان همراه علی بودند!)
بعدش هم چه دلیلی داره که به مردم عادی این حرفها رو بزنه!! چرا باید به اونها بگه: ای کسانی که فرماندهانتان به شما مبتلا شدند!!!! فرماندهان کی؟؟؟ مردم عادی!!؟
چرا به اونها میگه: هر وقت بهتون امری میکنم منو اجابت نمیکنید!!؟ چرا میگه دوست دارم شما رو به مثل سکه طلا و درهم نقره با معاویه معامله کنم و 10 تا از شما رو بدم و یکی از معاویه بگیرم!!؟
حضرت علی(ع) چرا میخواد مردم عادی رو معاوضه کنه!!؟ نه قضیه جدیه.. صحبت از همون یارانه.. همونایی که در جنگها همراهش بودند.
چرا به اونها میگه نا آزادگانید در روز جنگ و نه به هنگام بلا برادران یکرنگ هستید؟؟(خطبه 97 فکر کنم!)
به مردم عادی میگه روز جنگ و....؟؟؟!!
چرا امام در مقام قیاس یاران خود با یاران رسول الله(ص) ( اصحاب) میگه:
«لقد رأیت أصحاب محمد (صلی الله علیه و سلم)، فما أرى أحدا یشبههم منكم! لقد كانوا یصبحون شعثا غبرا، و قد باتوا سجدا و قیاما، یراوحون بین جباههم و خدودهم، و یقفون على... الخ»..
نهجالبلاغه، شرح فیضالإسلام، خطبه 96
«من اصحاب محمد (ص)را دیدم و یكى از شما (یارانم!) را كه همچون آنان باشد، نمىبینم! آنان صبحها، ژولیدهمو و غبارآلود بودند و شبها را در حال سجده و قیام مىگذراندند. میان پیشانیها و صورتهایشان نوبت گذاشته بودند و از یاد بازگشت به آخرت، مانند اخگر و آتشپاره سوزان مىایستادند. گویا پیشانیهایشان بر اثر طول سجده، مانند زانوهاى بُزها (پینه بسته) بود! هرگاه نام خداوند سبحان به میان مىآمد، از ترس عذاب و كیفر و امید به ثواب و پاداش، اشك از چشمانشان سرازیر مىگشت، به گونهاى كه گریبانهایشان خیس مىشد، و مىلرزیدند چنانكه درخت در روز وزیدن باد، تند مىلرزد!».
همونطور که خودت گفتی در مسجد همه
هستند.. هم یاران هم غیر یاران ولی حضرت علی به همشون میگه: هیچ کدومتون مثل یکی
از اصحاب محمد(ص) هم نیستید!!
----------------------------------------------------------------------
دوست معتادتون هم .. پر!!
در مورد اعتقاد
در مورد مهدی:
اولا در مذهب شیعه قیاس حرامه و جایز نیست..
دوما: اگه قرار باشه به همین راحتی چیزی رو که نه خدا گفته و نه پیغمبر خبر داده شما بیاید فقط و فقط به عنوان اینکه مانند این بوده بگید پس این هم ممکنه... جز شک چیزی نیست و خدا میگه: اجتنبوا کثیر من الظن ان بعض الضن الاثم ... از بسیاری از گمانها دوری کنید چون بعضیهاشون گناه هستند..
جدای از این اگه قرار بر این استدلال شما باشه فردا یه دختر 20 ساله که با یه بچه تو بغلش تو خیابون اومد در صورتی که ازدواج هم نکرده و مردم ازش پرسیدند : بچه کیه؟ میگه: بچه خودم!! اونا میگن: تو که ازدواج نکردی!! دختره میگه : مگه حضرت مریم ازدواج کرد که صاحب بچه شد؟؟ من هم مثل حضرت مریم و این آیه رو میخونه.. الله کل شی قدیر!!!!
اگه شما میگید: نوح هزار و پنجاه سال عمر کرد(بعضی روایات شیعی تا 2000 سال هم ذکر کردند!! صحیحش همونه که گفتم) پس مهدی هم میکنه.. میگم: اگه قراره عین حضرت نوح(ع) عمر کنه پس باید عین حضرت(ع) هم پیر باشه! ... یعنی آخر زمان یک مهدی 1200 ساله پیر (و بیشتر) بیاد و مردم را رهبری کنه !!!
همه اون معجزات و کرامات انبیا رو خدا بهمون خبر داده و ما بهش ایمان داریم ولی این صاحب شما که این همه کرامات داره به قول خودتون علم همه پیامبران رو داره.. عصای موسی و انگشتر سلیمان همراهشه و پیراهن یوسف رو داره و..... اینو هیچ سخنی ازش نیست... چرا؟؟؟!!
---------------------------
شما گفتید: نه اقا مسجد جای مباحثه نیست و میدان جنگ جای زنان نیست اما عایشه در هر دو تخطی میکرد.
داری میگی عایشه هم در رفتن روی منبر تو مسجد و هم شرکت در جنگ به خطا رفت... حالا چرا داری میزنی زیرش؟؟! داری میگی: مسجد جای بحث نیست... به این واضحی!! بازم میزنی زیرش؟؟؟!!
بابا شما آخر انصافید و خیلی هم رو دارید!!(اعوذ بالله)
وقتی میگی مسجد جای بحث نیست دیگه توضیح و پرانتز لازم نداره!! اگه جای بحث نیست واسه زنها.. دیگه ام المومنین یا بنت نبی نمیشناسه!!! به قول داداش صادق ما: قانون قانونه، چه فرق میکنه، میخوای زنگ بزنیم صد و ده بپرسیم؟؟!!
یا اعتراف کن یا دلیل قانع کنند!!
--------------------------------
میگید گریه حضرت علی(ع) بر طلحه به خاطر این بوده که دوستش به سیاهی کشیده شده!!!
و الجواب: در تاریخ میخونیم که پسر ابوبکر بعد از مسلمان شدنش به پدرش میگه: من در روز جنگ بدر تو رو دیدم ولی نخواستم باهات رو برو بشم... ابوبکر در جوابش گفت: اگه من تو و میدیدم حتما میکشتمت!
حضرت عمر(رض) بعد از جنگ بدر خطاب به محمد(ص) میگه: اجازه بده تا من گردن فلان فامیلم رو بزنم و به فلانی بگو گردن فلان فامیلش رو بزنه و به علی بگو تا گردن عقیل(برادرش) رو بزنه!!!
قبل از فتح مکه: حاطب ابن ابی بلتعه میخواست اهل مکه رو از لشکر کشی سپاه اسلام با خبر کنه که نشد.. حضرت عمر به محمد(ص) میگه: اجازه بده تا گردنش رو بزنم ...
دقت کن.. کوچکترین ملاحظه ای نیست.. خیانت خیانته و به قول خدا: هر کس که از دین برگشت اون رو بکشید!! و باز هم به قول خدا: الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون هندهم العزة فان العزة لله جمیعا !!
و باز هم درود و رحمت فرستادن بر کفار یا منافق(در صورتی که بشناسیدشون) جایز نیست.. چرا حضرت علی(ع) بر حضرت طلحه(ع) رحمت میفرسته؟؟؟( و چرا شما لعنت؟؟)
چرا حضرت علی(ع) به قاتل زبیر(عمرو بن جرموز) وعده جهنم میده!! مگه غیر از اینه که زبیر شخص گمراه و یا کافر و ... بوده(زبون مدعیش لال)
چطور اهل رده که مرتد شدند و زکات ندادند و حضرت علی(ع) و ابوبکر و... با اونها جنگیدند .. کسی براشون گریه نکرد!! همونایی که تا دیروز مسلمون بودند!!
درسته اگه من فکر کنم که دوستم در کاری که داره انجام میده صادقه یا نا آگاهه دلم براش میسوزه ... ولی شما کار طلحه و زبیر رو عین خیانت و کفر میدونید!!
آیا شما برای رفیقی که به ظاهر رفیق بوده ولی در باطنش کافر دل میسوزونید یا برای خودتون که گولش رو خوردید و نشناختیش!!
خنده داره .. شما سپر حضرت محمد(ص) رو گمراه میدونید و خودتون رو ناجی!!!
شاگرد نمره 20 کلاس میشه رفوزه و آخوندهای نمره -0- شما میشن شاگرد اول!!
-------------------------------
سلام
1-اتفاقا در این مورد باید کلی بحث بکنیم.. خانم، تاریخ طبری معتبرترین کتاب تاریخیه که بدون هیچ تعصبی نوشته شده و مولفش هم بدون نظر دادن در مورد روایاتش اونها رو نقل کرده و تحقیق در مورد صحتش رو گذاشته به گردن محقق( همونطور که در مقدمه کتابش میگه)
حالا شما از یک کتاب که خیلی هم ازش خوشتون میاد اومدید نقل قول دروغ میکنید که روایت رو اومده به کلی پیچونده و معنیش اصلا هیچ ربطی به متن روایت نداره
و بهانه ای که میگیرید در مورد نسخه کتاب هم بهانه بچه گانه ای بیش نیست چونکه این کتاب از خورشید هم مشهور تره(غلو کردم؟ کمال همنشینه!) و به فرض محال اگه این کتاب(که ترجمه هم شده) تحریف شده باشه دیگه تا به این حد نمیشه که از شرق به غرب تغییر بکنه!!
فی الحال شما برای تبرعه خودتون موظفید عین متن حدیث رو به زبان عربی از این کتاب استخراج کنید تا ببینیم شاید بنده ندیدم!!( که بعید میدونم! اولین خطبه حضرت علی(ع) و دیگر خطبه هایشون هیچ ربطی به ادعای ساناز خانم نداره!)
خانم اگه منظورتون از کتابی که میگید کتاب أحادیث أم المؤمنین عائشة / نوشته السید مرتضى العسكری شیعیه بگید فکر کنم بتونم گیر بیارم .. ( البته عربیش)
2-به خاطر این لقب(ام المومنین) اگه تو عایشه رو مادر خودت ندونی.. مسلمون و مومن نیستی... چون خدا واسه ما شرط گذاشته که واسه مومن شدن باید اولش عایشه رو مادرمون بدونیم(طبق نص قرآن).. و طبق نص قرآن و گواهی حضرت علی(ع) بعد از جنگ جمل، عایشه(س) همسر محمد(ص) در دنیا بود و در آخرت هم همسر اون حضرته..
3-ای کاش شما یک دور کتب مرجع رو میخوندید تا حساب دستتون بیاد.. که کیا بودن که آتیش جنگ جمل رو شعله ور کردند!! عایشه و طلحه وزبیر ... یا ابن سبا و دارو دستش!!
چند نکته : الف-طلحه و زبیر به بصره لشکر کشیدن تا قاتلین سیدنا عثمان( که دم به دم در مدح او دم از حیا باید زدن)رو به درک واصل کنند.. که همینطور هم کردند و همه اونهایی که در این غوغا شرکت داشتند(و اون موقع در بصره بودند) رو هلاک کردند به جز یک نفرشون (حرقوص که از سران بود) که اون فرار کرد.
ب-طلحه و زبیر و حضرت عایشه در جواب به والی بصره میگن که ما برای گرفتن قصاص خون عثمان اومدیم و از تو هم کمک میخوایم.
ت- در مصاحبه با قاصد سیدنا علی(ع) که قعقاع بن عمرو(رض) بود.. در جواب قعقاع که پیشنهاد به سکوت و دست نگه داشتن کرده بود گفتند:راست و چیز خوبی میگویی و اگر رای تو رای علی(ع) است پس کار ما با کار وی به صلح می انجامد. قعقاع هم میره و همین خبر رو به حضرت علی میده. که حضرت علی(ع) خوشحال شده به طرف بصره میاد و برای محکم کردن خاطر دو طرف..(این قسمت رو داشته باش) حضرت علی(ع) عبدالله بن عباس(رض) رو میفرسته تا نزد طلحه و زبیر باشه و از این طرف هم سیدنا طلحه(ع) فرزند خودش رو که محمد نام داشت و به علت زهد بیش از حدش ملقب به سجاد بود پیش حضرت علی(ع) میفرسته!!
ث:عده ای از اهل بصره پیش طلحه و زبیر میان و میگن: فرصت خوبیه که کار قاتلین حضرت عثمان(رض) رو یکسره کنیم.. چون امام اونها رو از خودش رونده ولی طلحه و زبیر(رض) میگن: علی(رض) گفته:این امر فعلا باید مسکوت بماند و ما نمیانده ای پیشش فرستادیم و قصد صلح داریم. و ابوالجرباء هم با زبیر ملاقات میکنه و میگه: بیا تا با علی بجنگیم قبل از اینکه بقیه سپاهش بیان ولی سیدنا زبیر(ع) میگه: ما به فنون جنگ از تو آگاهتریم و ما نمیانده فرستادیم تا با هم صلح کنیم و نماینده ما هم با جواب مثبت برگشته و من امیدوارم که این صلح محق بشه.
طبق این چند بندی که گذشت.. آیا باز هم اون منطق شما قبول میکنه که اونها قصد جنگ با امیرالمومنین رو داشتند؟؟؟ فکر میکنی اگه قصد جنگ داشتند زمانی اینکار رو میکردند که پسر طلحه در بین سپاهیان حضرت علی(ع) بود؟؟اگر امام ذره ای در مورد نیت اونها تردید داشت پسر عموی خودش رو پیش اونها میفرستاد؟؟ گذشته از این اولین تیری که پرتاب شد از طرف لشکر حضرت علی(ع) بود نه از طرف سپاه ساکن بصره! .. باز هم گذشته از این.. کدوم احمقی بهت گفته که طلحه رییس لشکر بصره بود؟؟ اراجیف از ذهنتون میکشید بیرون؟؟ من ازتون عاجزانه خواهش میکنم که شما فقط یک نفر رو برام اسم ببرید که در اون جنگ به دست طلحه یا زبیر کشته شده!(فقط یک نفر.. حتی زخمی کردن هم کفایت میکنه!)
طلحه تیر خورد، اون هم وقتی که داشت از صحنه دور میشد و میگفت: بخدا فتنه ای آغاز شده و رو به آسمون میکنه و میگه: ای خدا اگه این ها به خاطر خون عثمانه پس قصاصش رو ا من بگیر (و این آتیش رو خاموش کن) که تیری به طرفش پرتاب میشه کا باعث شهادتش میشه(باعث شهادت کسی که در جنگ احد دستش رو سپر حضرت محمد(ص) میکنه و اون دست هم در دفاع اون حضرت شهید میشه )
زبیر رو که خودت هم گفتی وقتی در اول جنگ اومد اسبش رو آورد جلوی اسب حضرت علی(ع) حضرت علی(ع) بهش گفت: یادته که محمد(ص) در مورد من بهت گفت:تو روزی روبروی علی قرار میگیری و اونروز حق با علی است؟؟؟ زبیر هم میگه بخدا با تو نمیجنگم و میخواسته از جنگ خارج بشه که پسرش عبدالله بن زبیر اونو میگیره میگه کجا میری؟ ماجرا رو براش میگه..
حالا عقلت رو قاضی کن اگه زبیر( همون که محمد(ص) در جنگ خندق بهش میگه: هر کسی یاری دهنده ای داره و یاری دهنده من زبیر است) خواهان قدرت بود: چرا به اون راحتی صحنه رو ترک کرد؟ اون هم در زمانی که سپاه اون بیشتر از سپاه علی بود!! چرا هر دو نفر سپاه رو بی رهبر گذاشتند؟
در مورد آتش زدن شتر عایشه (ع) : چیز عجیبی نیست.. شیعه به افسانه تراشی شهرت داره این هم روی الباقیش!!
این کار که تو میگی(آتش زدن شتر) از شقی ترین آدم ها هم بر نمیاد.. حالا حضرت علی(ع) میاد و شتر ام المومنین رو آتیش میزنه؟؟
مگه خود حضرت علی(ع) در زمانی که ضربت خورد نگفت : ابن ملجم رو مثله(قطعه قطعه) نکنید که از محمد(ص) شنیدم که حتی سگ حار رو هم مثله نکنید!! باز هم در روایت داریم که ابن عباس میگه:از محمد(ص) شنیدم که میگفت با عذاب خدا(آتش) مردم رو مجازات نکنید!!
اونوقت حضرت علی(ع) میاد شتر عایشه رو آتیش میزنه!!! به چه حقی؟؟ مگه خود حضرت علی(ع) بعد از جنگ نمیگه غنایم نگیرید و تمامی شمشیر و سپر و ... اهل بصره رو در مسجد به اونها تحویل نمیده تا شناسایی کنند و ببرند؟؟ حالا میاد شتر آتیش میزنه؟؟؟ کم افسانه بگو!!(هر چی خوندی با عقلت هم بسنجش! و سند صحیحش رو حتما میخوام و این همه وعده نده، عمل کن!)
موید تمام این حرفها .. این نقل از کتاب الکامل فی تاریخ ابن سعد جلد 3
همون شورشیان(که آقای جواد محدثی شیعه در کتاب عمار بن یاسر ص 61 ازشون یاد میکنه) که در سپاه حضرت علی(ع) بودند با هم گفتگو میکردند و میگفتند: ما از همون اول میدونستیم که طلحه و زبیر در مورد ما چه نظری دارند(یعنی میدونستیم میخوان ما رو هلاک کنند)ولی در مورد علی(ع) نمیدونستیم تا اینکه در ذی قار مشخص شد که اون هم همون نظر رو داره.. گفتند اگه اونها صلح کنند ما رو قتل عام میکنند .. یکی گفت:بیاید با طلحه و علی همون کار رو بکنیم که با عثمان کردیم(شهیدشون کنیم) ابن سبا به دلیلی اینو رد میکنه .. غلاب بن هیثم میگه:بیاید فرار کنیم و پخش بشیم تا دستشون بهمون نرسه.. ابن سبا رد میکنه و میگه اونها هم همینو میخوان تا راحتتر ما رو بکشن.. در آخر هم خود ابن سبا پیشنهاد میکنه که: بیاید کاری کنیم که جنگ در بگیره(اون هم در شبی که لشکر ها آرسته نشده بود و اعضای دو لشکر در میان همدیگه بودند!) و همینکار رو هم میکنند با پرتاب کردن تیر و کشتن چند نفر از اون لشکر در دل شب همه میفتند به جون هم!!
همه اینها در جلد 5 تاریخ طبری و 3 الکامل فی تاریخ و 7 بدایه و النهایه و... در ذکر حوادث جمل نقل شده.
و در همون آدرسها اومده که باقیمونده های جنگ بعد که فهمیدن جریان چی بوده به سپاه امیر پیوستند و در جنگ صفین در سپاه علی بودند! و حضرت علی(ع) بر کشتگان هر دو گروه نماز خوند( و شما در نمازتون نفرینشون میکنید شاید!)
---------------------------------
آنانی كه بعد از گذشتگان می آیند، می گویند: پروردگارا، ما و برادران مومن ما را كه "در ایمان" از ما سبقت گرفته اند، مورد مغفرت قرار بده، و در دلهای ما هیچ گونه كدورتی در حق اهل ایمان جای نده، پروردگارا، تو بخشنده و مهربان هستی.
جکی خنده دارتر از این نشنیده بودم!! این به این معنیه که: هر کی از وفات کسی ناراحت بشه.. به این دلیل ناراحته که اون شخص سعادتمند نشده!!... روش خوب ولی ناشیانه ایه برای رد این تناقض!
من نگفتم هرکس از وفات هرکس ناراحت بشه به این معنیه که اون شخص سعادتمند نشده. گفتم؟؟؟ گفتم منظور از گریه ی امام بر طلحه و زبیر چنین بوده است که تو پست قبلی خودم؛ پست 24 جوابشو دادم که دوستی که معتاد بشه و اینها!! من برای دوستی عزیز که اکنون به کارای خلاف کشیده شده و در راه ناحق کشته شده یه جور دیگه گریه می کنم تا دوستی که تا اخر؛ در راه راست زندگیش قدم برداره.چه با سعادتهایی!!!!
خب بله این توی نهج البلاغه هست اما یه غلطی داره اینجا که شما از خودت گفتی و اون اینه که امام به یاران خودشون می گه؟؟؟؟؟چرا جرات نداری اصل حقیقت رو بگی؟؟ چرا نمیگی که حضرت علی(ع) گفت به قاتل زبیر مژده آتش دهید؟
چرا نباید جرأت کنم اصل ماجرا رو بگم؟؟؟ چرا به این راحتی تهمت می زنین؟؟؟محمد(ص) بر جنازه کفار یا منافق یا مشرک نماز میخوندند؟؟؟ میخوندند؟
چرا حضرت علی(ع) بر جنازه طلحه و زبیر(رض) و کشتگان هر دو سپاه نماز خوند؟؟... خانم عقیدت از بیخ مشکل داره!!
جواب این رو هم دادم... دوستی که معتاد شده!!!!!!!!!!!!!!!


) و او با اون کهولت سن دارای فرزند میشد چقدر می خندیدید!

سلام
متنی که قرمز تیره ست حرف منه، حرف های مشکی بولد شده پاسخ های اقای قشمی و جواب های غیر بولد شده مال منه!!!
خب خوبه که سندهای شما
معتبره مال من معتبر نیست!!!
حتما حق با شماست دیگه
خواهر عزیز شما گفتید:عین حدیثی که می گین رو نقل کنین چون من عین حدیث رو نقل کردم .
و من هم عین حدیث رو نقل کردم و ثابت شد که شما در نقل حدیث امانتدار نبودید!
حالا منظور شما از سند من و سند شما چیه.. والا نمیدونم!.. فقط همینو میدونم که در بحث علمی یکی از مهمترین چیزها اینه که طرفین به روایات صحیح متوسل بشن..(اگه من به روایت ضعیف یا موضوع استناد کردم بگید)بحث در مسجد؟؟
اینو دیگه تا به حال نشنیده بودم!!
خانم مگه مسجد جای کنفرانسه که مرد و زن!! بشینند با هم بحث کنند؟؟(کم چرت بگو)..
خنده داره که کی نگران حرمت ام المونینه!! دایه مهربانتر از مادر!!
نه اقا مسجد جای مباحثه نیست و میدان جنگ جای زنان نیست اما عایشه در هر دو تخطی میکرد.اینکه عایشه در مسجد بحث کرده باشه.. باید با سند ذکر کنید ( که شکی در جعلی بودنش هم نیست).. دوما در صورت صحت ادعای شما.. اهل تشیع معتقدند که سیده فاطمه(س) در مسجد خطبه ایراد کردند اون هم خطبه ای به اون تندی!!( خطبه فدکیه منظورمه) پس حضرت فاطمه هم در این مورد خطا با ام المومنین عایشه(س)( در صورت صحت ادعا) مشترکند! و خوبه که خودتون هم معتقدید که این کار کار خطایی بوده و خودتون به همین راحتی خطبه فدکیه رو رد کردید!
در مورد جمل مختصر اینو بگم که عایشه قصد جنگ نداشته بلکه میخواسته به خاطر احترامی که داشته بین دو دسته صلح برقرار کنه و خودش هم بعدها وقتی به یاد واقعه جمل میافتاد آنقدر گریه میکرد که مقتعه اش خیس میشد و حضرت علی(ع) هم پشیمون بود چون میفرمود: کاش 20 سال پیش مرده بودم و حضرت حسن (ع) میفرمود: کاش 20 یا 40 سال پیش مرده بودم.
و حتما هم اینو میدونی که قاتلش رو وعده به جهنم داد؟ میدونی که قاتل زبیر وقتی اومد به حضرت علی (ع) گفت: من بودم که زبیر رو کشتم اون رو از خودش دور کرد و گفت: به او مژده آتش دهید!
میگی عاقبت به خیر نشد؟؟ چرا؟؟ مگه خونی رو به ناحق ریخت ؟ مگه علیه مسلمانی شمشیر زد؟
کسی که در جنگ احد 70 و اندی ضربه رو در دفاع از محمد(ص) تحمل کرد تا جایی که یک دستش رو از دست داد.. این شخص عاقبت به خیر نمیشه؟؟ کسی که محد(ص) در موردش میگه: اگه میخواهید شهیدی رو ببینید که روی زمین راه میره طلحه رو ببینید.. این شخص عاقبت به خیر نمیشه؟ کسی که محمد(ص) در جنگ احد وقتی که طلحه کمرش رو خم کرد که ایشون(ص) پا بزاره رو کمرش و بالای سنگ بره بهش میگه: امروز بهشت رو بر خودش واجب کرد.. این چنین شخصی ..؟؟ آیا شمشیر اسلام عاقبت به خیر نمیشه؟؟
گذشته از این چرا حضرت علی(ع) بر شخصی که عاقبت به خیر نشد رحمت خدا میفرسته؟؟ باز هم چرا حضرت علی باید بر شخصی که شما معتقدید که مرتد بود گریه کنه و بگه: ای کاش 20 سال پیش مرده بودم؟!
آره بهتره دخالت نکنیم تا مشمول این آیه باشیم: وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿10﴾ حشر
آنانی كه بعد از گذشتگان
می آیند، می گویند: پروردگارا، ما و برادران مومن ما را كه در ایمان از ما سبقت
گرفته اند، مورد مغفرت قرار بده، و در دلهای ما هیچ گونه كدورتی در حق اهل ایمان
جای نده، پروردگارا، تو بخشنده و مهربان هستی.
سلام
متنی که قرمز تیره نوشته شده .. از خانم ساناز خانمه و نوشته های سیاه جواب بنده به ایشون!
خب خوبه که سندهای شما
معتبره مال من معتبر نیست!!!
حتما حق با شماست دیگه
خواهر عزیز شما گفتید: عین حدیثی که می گین رو نقل کنین چون من عین حدیث رو نقل کردم .
و من هم عین حدیث رو نقل کردم و ثابت شد که شما در نقل حدیث امانتدار نبودید!
حالا منظور شما از سند من و سند شما
چیه.. والا نمیدونم!.. فقط همینو میدونم که در بحث علمی یکی از مهمترین چیزها اینه
که طرفین به روایات صحیح متوسل بشن..(اگه من به روایت ضعیف یا موضوع استناد کردم
بگید)
اقای نیمه محترم چون شما بی نهایت بی ادب
تشریف دارین هیچ دلیلی نمی بینم با شما مباحثه کنم کاملا معلوم الحال هستید.
اقا شما کلا معلومه وضعیتت.
کسی که ماجراهای عایشه رو ندونه دیگه اخر
سواد و علمه.
اولا: بهم توهین کردید و این مغایر با قانون کلوبه! دوما: اگه بهتون توهین کردم معذرت میخوام ، قول میدم دیگه تکرار نشه و همینجا میگم اگه باز تکرار شد مدیران مختارند بدون تذکر منو مسدود کنند(البته موقت لطفا! و متلک رو به حساب توهین نزارید حداقل)
و هر کسی به مادر خودش توهین کنه دیگه آخر بی مهرهاست.
نه اقا مسجد جای مباحثه نیست و میدان جنگ جای
زنان نیست اما عایشه در هر دو تخطی میکرد.
اینکه عایشه در مسجد بحث کرده باشه.. باید با سند ذکر کنید ( که شکی در جعلی بودنش هم نیست).. دوما در صورت صحت ادعای شما.. اهل تشیع معتقدند که سیده فاطمه(س) در مسجد خطبه ایراد کردند اون هم خطبه ای به اون تندی!!( خطبه فدکیه منظورمه) پس حضرت فاطمه هم در این مورد خطا با ام المومنین عایشه(س)( در صورت صحت ادعا) مشترکند! و خوبه که خودتون هم معتقدید که این کار کار خطایی بوده و خودتون به همین راحتی خطبه فدکیه رو رد کردید!
در مورد جمل مختصر اینو بگم که عایشه قصد جنگ نداشته بلکه میخواسته به خاطر احترامی که داشته بین دو دسته صلح برقرار کنه و خودش هم بعدها وقتی به یاد واقعه جمل میافتاد آنقدر گریه میکرد که مقتعه اش خیس میشد و حضرت علی(ع) هم پشیمون بود چون میفرمود: کاش 20 سال پیش مرده بودم و حضرت حسن (ع) میفرمود: کاش 20 یا 40 سال پیش مرده بودم.
بله می دونم که امام بر جنازه ی طلحه گریست
چرا که طلحه شمشیر اسلام بود اما گریه ی امام از اینه که طلحه عاقبت به خیر نشد که
البته من دخالت نمی کنم و الله اعلم!
و حتما هم اینو میدونی که قاتلش رو وعده به جهنم داد؟ میدونی که قاتل زبیر وقتی اومد به حضرت علی (ع) گفت: من بودم که زبیر رو کشتم اون رو از خودش دور کرد و گفت: به او مژده آتش دهید!
میگی عاقبت به خیر نشد؟؟ چرا؟؟ مگه خونی رو به ناحق ریخت ؟ مگه علیه مسلمانی شمشیر زد؟
کسی که در جنگ احد 70 و اندی ضربه رو در دفاع از محمد(ص) تحمل کرد تا جایی که یک دستش رو از دست داد.. این شخص عاقبت به خیر نمیشه؟؟ کسی که محد(ص) در موردش میگه: اگه میخواهید شهیدی رو ببینید که روی زمین راه میره طلحه رو ببینید.. این شخص عاقبت به خیر نمیشه؟ کسی که محمد(ص) در جنگ احد وقتی که طلحه کمرش رو خم کرد که ایشون(ص) پا بزاره رو کمرش و بالای سنگ بره بهش میگه: امروز بهشت رو بر خودش واجب کرد.. این چنین شخصی ..؟؟ آیا شمشیر اسلام عاقبت به خیر نمیشه؟؟
گذشته از این چرا حضرت علی(ع) بر شخصی که عاقبت به خیر نشد رحمت خدا میفرسته؟؟ باز هم چرا حضرت علی باید بر شخصی که شما معتقدید که مرتد بود گریه کنه و بگه: ای کاش 20 سال پیش مرده بودم؟!
آره بهتره دخالت نکنیم تا مشمول این آیه باشیم: وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿10﴾ حشر
آنانی كه بعد از گذشتگان می آیند، می گویند: پروردگارا، ما و برادران مومن ما را كه در ایمان از ما سبقت گرفته اند، مورد مغفرت قرار بده، و در دلهای ما هیچ گونه كدورتی در حق اهل ایمان جای نده، پروردگارا، تو بخشنده و مهربان هستی.
و امام بر مرگ هیچ کدام از دوستانشون که در
صف یارانشون کشته شده بودند نگفت کاش بیست سال پیش از این مرده بودم. چرا که انها
همه به سعادت رسیدند و الله اعلم
جکی خنده دارتر از این نشنیده بودم!! این به این معنیه که: هر کی از وفات کسی ناراحت بشه.. به این دلیل ناراحته که اون شخص سعادتمند نشده!!... روش خوب ولی ناشیانه ایه برای رد این تناقض! حضرت علی(ع) بر مرگ هر سه خلفا گریه کردند.. در مورد ابوبکر صدیق(رض) میفرمایند: بزرگتر از آن هستی که برایت گریه کنم!
ولی به قول حضرت عمر فاروق(ع): من اختیار چشمها و اشکهایتان را ندارم!! و به همین دلیل هم حضرت علی(ع) وقتی به یاد ابوبکر(رض) میافتاد از فراقش اونقدر گریه میکرده که محاسن مبارکشون خیس میشد!( به قول احمدی نژاد: سندش هم موجود است!)... انصافا خودتون این دلیلتون رو قبول دارید؟؟
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطاب به یاران خودش میگه: ای كسانی كه جسدهایتان حاضر و عقلهایتان غایب و هوا و هوسهایتان پراكنده و منحرف است، امیرانتان به شما آزمایش و مبتلاء شده است و حاكمانتان مطیع و فرمانبردار خداست و شما خدا را نافرمانی میكنید!!....... شما كرانِ شنوا، گنگان سخنگو و كوران بینایید! شما آزادگانِ راستین در هنگام رو در رویی و برادران مورد اطمینان در مشكلات نیستید. و....
چه با سعادتهایی!!!!
جهت اطلاعتون که زبیر بعد از اینکه از جنگ
کناره گرفت و گفت که باعلی نمی جنگد توسط یکی از مردم کشته شد و ان شخص شمشیر زبیر
را برای علی بن ابی طالب اورد تا مژدگانی دریافت کند و خب! امام به هیچ وجه از او
استقبال نکرده و او را به شدت نکوهش کردند.
چرا جرات نداری اصل حقیقت رو بگی؟؟ چرا نمیگی که حضرت علی(ع) گفت به قاتل زبیر مژده آتش دهید؟
شما چون خودت یه ادم دعوایی و عصبی و تند
مزاج هستی فکر می کنی خوی انسانی همینه! برات قابل درک نیست که کسی به حال مردم
رئوف باشد نمی دونم این ایه رو چطوری می خونی که حریص علیکم بودند پیامبر خدا.
و باخع نفسک بودند پیامبر خدا. برای چه کسانی
؟؟؟ برای همانهایی که به خون پیامبر تشنه بودند برو یه کم قران بخون اقا!!
من هر چی گفتی هستم ، مشکلی نیست..
ولی کجای قرآن گفته شده:بر حال کفار و مرتدین گریه کن؟؟ و جالبتر از اون: خودت رو نفرین کن؟
محمد(ص) بر جنازه کفار یا منافق یا مشرک نماز میخوندند؟؟؟ میخوندند؟
چرا حضرت علی(ع) بر جنازه طلحه و زبیر(رض) و کشتگان هر دو سپاه نماز خوند؟؟... خانم عقیدت از بیخ مشکل داره!!
معلوومه از اخلاق و سیره ی نبوی هم چیزی نمی
دونی چه برسه به اخلاق امام علی که کلا به امامت قبولش نداری!!
و اذا خاطبهم الجاهلون و قالو سلاما..
ولی من ساکت میشم تا خودت تا آخرش رو بخونی!!
جالبه که من کپی پیست می
کنم اما شما کپی پیست نمی کنین!!!!
شاید زمان ابوبکر و عمر و عثمان علی و ...
بودین ها؟؟
این اخبار رو از کجا میارین؟؟؟
باباتون براتون گفته یا خودتون شاهد ماجرا
بودین؟؟؟
شایدم اینا کپی پیست نیست نه؟؟؟
شاید کات پیست می کنین
شما خودت اعتراف میکنی که از فلان کتاب کپی میکنم.. ولی من به جز متن روایت چیز دیگه ای رو کپی نکردم... میخوای متن روایت رو از کارخونه استخراج کنم؟؟( مشخصه که داغ کردید!)
من با کپی کردن شما مشکلی ندارم ولی خواهشا از منبعی کپی کنید که لا اقل خودتون شرمنده دروغهاش نشید!
در ضمن ننگ بر پیشونی کسیه
که حکم مردم رو کرده حکم خدا!!!
کسی نمی خواد تاریخ و عوض کنه.. ما هم قرار
نیست تاریخ رو عوض کنیم ابوبکر عمر عثمان علی معاویه یزید به ترتیب خلیفه هایی
بودند که به حق یا به ناحق بر مسند خلافت نشستند اما مسئله خنده دار بودن
عقیده ی شماست که حکم مردم واسه توون شده حکم خدا! همون مردمی که خدا می فرماید
انه کان ظلوما جهولا.
من طبق روایت ثابت کردم که ادعای شما بی پایه است( اون هم روایت شیعی نه از اهل سنت!) چرا چشمهاتون رو میبندید و حق رو نمیبینید؟؟ ..
خانم حضرت علی(ع) هم توسط مردم خلیفه شدند..
خدا میگه: وَرَبُّكَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ ۚ... 68 قصص
و پروردگارت هر چه بخواهد میآفریند و انتخاب میکند اختیار بدست آنان نیست.
و خدا خلافت ابوبکر صدیق(رض) رو انتخاب کرد و همانطور هم شد و اختیار به دست شما نیست!!!
و ابوبکر صدیق(رض) رو کسانی انتخاب کردند که خدا حدود 100 آیه رو در فضیلت اونها نازل کرده! مثلا:
( لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ) توبة آیة 88 ـ 89
«اما پیامبر و كسانیكه همراه اویند (صحابه ) جهاد می كنند با مالها و جانهای خود و آنها بر ایشان نیكی هاست و این گروه رستگار و نجات یافته اند, خداوند برای آنها بهشتهایی كه در زیر آنها رودها جاریست مهیا كرده و جاودان در آن بمانند آن پیروزی بس بزرگی است».
(لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَیَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ) حشر:8
«غنیمت بی زحمت جنگی, مال مهاجرین بی چیزی است كه از دیار و دارایی خود رانده شدند در حالیكه جویای فضل خدا و خشنودی اویند و یاری میدهند خدا را و رسولش را, و آنهایند صادقان».
و(شاید) از همه مهمتر (كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) آل عمران: آیة110
«شما بهترین امت هستید كه خارج شدید (مقرر شدید ) برای مردمان (چون) امر به معروف می كنید و از بدیها مردم را باز می دارید و ایمان به خداوند دارید».
و همینها بودن که محمد(ص) رو به عنوان رهبر خودشون قبول کردند.( اون هم در اون شرایط و با اون عقاید!)
در ضمن خدایی نکرده فکر نکنید منتظر یک نفر 1200 ساله نشستن خنده داره ها!!
من هنوزم می گم خلیفه با بیعت مردم مقبولیت
پیدا می کنه . مقبولیت با مشروعیت فرق داره و توضیحش فکر نکنم در فکر شما بگنجه
بهتره بری تو این بحثا بگردی یادمه یه جا تو ضیحش داده بودم!
بله علی بن ابی طالب در جایی که مخالفت با حق
باشد سستی نمی کند... می دونم که توضیحش از فهم شما خارجه.
پس بیا و به خودت فشار نیار و بی خیال شو.
اگه خواستی حرفامو از اقا ایمان بگیر
بخون!!!! اگرم نخواستی که هیچی دیگه... در ضلالت می مانید.
خانم این جواب من نبود لطف کنید ، از جواب دادن فرار نکنید..
برای بار دوم میگم هر چیزی که به هر کی گفتی این به خودتون مربوطه دلیلهاتون رو همینجا بنویسید تا ببینیم تا شاید از گمراهی نجات پیدا کنیم!
احادیثی هم که گفتین نمی
دونم مشکلتون باهاشون چیه!!!
در مورد دکتر شریعتی هم بگم که شما که علم
رجال می دونی خوبه در مورد دکتر شریعتی و کتاب های تصحیح شده ش و کتاب های بعدش و
کتاب های قبلشو ووو بیشتر بخونی تا علم رجالت کاملتر بشه و نیای اینجوری به
کتاب و حرف دکتر شریعتی مرحوم استناد کنی و روح ایشون رو ازرده!
خنده داره .. دکتر شریعتی به خاطر کتابی که نوشته در اون
دنیا در عذابه!! و وقتی من به کتابش استناد کنم اون ناراحت میشه!! من بهتون توهین
نمیکنم ولی دیگه خودتون به خودتون توهین نکنید!!
روز بخیر
شب و روزتون بخیر!