| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از دوستان عزیز می خوام نظرات خودشون رو راجع به معصوم بودن امامان بگن
منیع : سایت عقیده http://www.aqeedeh.net/index.php?id=110&artid=159
رسیدن به حقیقت و دست یازیدن به مأمول حقیقی در این راستاامری آسانی است اما آنچه این رسیدن را مانع میشود ویا راه را دشوار میسازد همانا توشهایست که شایان رسیدن به هدف نیست، و نبایست این توشه را راهروان راه حق و باحثان حقیقت به شانه انداخته و رهسپار گردند من این مقدمه را بخاطری نوشتم که عدهی مسایلی را که قرآن به وضاحت نشاندهی نموده است به گونه به بحث میگیرند که بعید از اصول پژوهش و کاوش علمی است و ابزار کاوشی را که دارا اند ابزار شایان این چنین کاوشهای علمی نیست بلکه راه را دیگر نیز دشوار میسازد و سبب تعقید این کاوش علمی میگردد.
یا اینکه به گونه این مسایل قرآنی را به بحث میگیرد که گویا قرآن را محکوم میداند و خویش را حاکم. یعنی همان عقاید عنعنویاش را که از حول و حوشش فرا گرفته است و یا با آن تغذیه شده است و از صحت و سقمش آگاهی ندارد, همان را اصل میگرداند و قرآن را به آن عرضه میدارد.
و این مشکل برخی کسانی است که دارند از حقیقت بحث میکنند اما کدام حقیقتی؟ سراغ از حقیقت با این شیوه اصلا ممکن نیست اگر واقعا حقیقتجو هستیم بایست ابزارش را سراغ کنیم و عقاید خویش رابه قرآن عرضه کنیم و این هنگامی امکان پذیر است که نخست قرآن را بدانیم و سپس داشتههای عقیدوی خویش را به نمایش بگذاریم که قرآن آن را به حلاجی بگیرد تا صحت و سقمش را جویا شویم. من دو موضوع را در روشنی مقدمه فوق به کاوش میگیرم تا بنگریم که چگونه میتوان به آسانی به حقیقت رسید.
در ذیل اولا به نمونهی از این شیوه بیمار در کاوش مسایل قرآنی اشاره میکنم تا آگاه گردیم که آیا با این شیوه میتوان حقیقت را دریافت ؟
آیه ﴿إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا﴾ که از سوره احزاب است، یکی از مواردیست که عدهی چنان به آن چسپیدهاند که گویا حقیقتی را بعد از سالها سعی و تلاش و عرقریزی دریابیدند، این حقیقت به زعم اینها مسألهی عصمت است، به هر حال من فعلا در صدد تفنید این مسأله نیستم، اما باید اندک تأمل نمایم که مورد این آیه کیها اند؟ و آیا مساله عصمت مورد این آیه است یا نه؟
﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِیلا (28) وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا (29) یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا (30) وَمَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِیمًا (31) یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا (32) وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا (33)﴾
(اى پیامبر، به زنانت بگو: اگر زندگانى دنیا و تجمّل آن را خواسته باشید، پس بیایید تا شما را بهرهمند كنم و به رها كردنى نیك رهایتان سازم (28) و اگر الله و رسول او سراى آخرت را خواسته باشید، [بدانید كه] الله براى نیكوكارانتان پاداشى بزرگ فراهم دیده است (29) اى زنان پیامبر، هر كس از شما كه ناشایستى آشكارى انجام دهد، عذاب در حقّ او دو چندان افزوده مىشود. و این [كار] بر الله آسان است (30) و هر كس از شما كه در برابر الله و پیامبرش گردن نهد و كار شایسته انجام دهد، پاداشش را دو بار به او مىدهیم. و برایش روزى ارزشمند فراهم سازیم (31) اى زنان پیامبر، شما مانند هیچ یك از [سایر] زنان نیستید، اگر پروا دارید. پس در سخن گفتن نرمى نكنید كه آن گاه كسى كه در دل خویش بیمارى دارد به طمع افتد. و سخنى شایسته بگویید (32) و در خانههاى خود بمانید و چون زینت نمایى [عصر] جاهلیت پیشین زینت ننمایید و نماز بر پاى دارید و زكات بپردازید و از الله و رسولش فرمان برید. جز این نیست كه الله مىخواهد پلیدى را از شما، اى اهل بیت دور كند و چنان كه باید شما را پاكیزه گرداند (33))
این آیات مبارکه از همسران پاکیزه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بحث مینماید، یعنی مورد بحث این آیات همین انسانهای مبارک اند که مخاطبین رهنمودهای آسمانی اند پس چگونه میتوان زعم نمود که به یکبارگی این آیه مورد دیگری پیدا مییابد و از سیاق آیههای دیگر جدا میشود؟ دیگر اینکه اگر به بدنه سوره احزاب دقت کنیم مینگریم که عبارت (ازواج) در چندین مورد از آن ذکر رفته است که این آیه نیز از آن مستثنی نیست.
بیاید اندکی به این آیات غورنمایم.
هویدا است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم پیامبر برگزیده رب آسمانها وزمین است رسولی که دیگر با رسالتش باب نبوت مسدود گردید و بدون شک که هر رسولی برای امتش الگوی شایستگیها است، و بایست امتش در این راستا به این رسول گرامی تأسی نمایند پس تأسی به رسول متقاضی منزل پاکیزه ایست که این برگزیده آسمانی در آن زیست مینماید به تعبیر دیگر این برگزیده را همسران پاک طینتی سزد که در سایههای رهنمودهای الهی زندگی نمایند و الگوی یک خانواده اسلامی به دیگر خانوادههای امت شوند یعنی در کنار امامت فردی امامت خانوادگی را نیز متحقق شود که خانواده اش الگوی پاکیزگیها گردد.
اندکی جلو میرویم تا بهتر بتوانیم مفهوم حقیقی این آیات را درک نمایم.
مشرکین در مرحله مکی مساعی بیدریغ شان را جهت محو اسلام به راه انداختند اما سودی نبردند تا اینکه دعوت اسلامی پناهگاهی مستحکمی در خارج از مکه مییابد و مرحله مدنی آغاز می گردد نبرد های خونین وغدروخیانت یهودیها درداخل وهمکاری همه جانبه ی منافقین با مشرکین در این راستا همه وهمه تلاش های مذبوحانه بود که هیچ یک کارگر نیافتاد ونبرد احزاب یکی از مساعی گسترده بلکه آخرین توان لشکر مادی لشکر باطل بود که به آن جمعا اقدام نمودند اما الله عزوجل این مساعی شیطانی را بیهوده ساخت ولشکر شرک را به ذلت وسرافگندگی روانه دیار شان ساخت وکید وترفند یهودی را خنثی نمود وجمع شان را از هم پاشانید.
اما این بار منافقین سعی جدیدی را به راه انداختند آنها سعی داشتند تا خالیگاههای را در خانوادههای مسلمین بیابند تا بتوانند توفانی از تبلیغات زهر آگین شان را به راه بیاندازند پس الله عزوجل دراین سوره بعد از ذکر نعمت شکست مشرکین وفروپاشیدن مساعی شان مؤمنان را به شكر این نعمت جلیل فرا میخواند شکری که عبارت از عدم اطاعت از کافرین ومنافقین است و نباید مؤمنان به اینها گوش فرا دهند وآل رسول صلی الله علیه وآله وسلم را به رهنمودهای در این زمینه اختصاص میدهد زیرا این خانواده بایست در این راستای شکر از همه جلو باشند تا دیگران را محور گردد. می نگریم که الله عزوجل رسولش صلی الله علیه وآله وسلم ر ا مأمور میگرداند که چگونه وبا قاطعیت خانواده اش را مخاطب سازد زیرا الله عزوجل میخواهد این ها را پاکیزه گرداند.
با درک این پس منظر, پس در کجای این آیات موردی را می یابم که دلالت بر عصمت کند ویا اینکه مورد آیه (تطهیر) افرادی اند نه همه خانواده رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم؟
بیاید اندکی دیگر نیز این آیه مبارک را به بحث بگیریم لفظ (أل) را در عربی (ال العهدیة) گویند این در کلمهی داخل میشود که یا مخاطب, آن را میشناسد یا قبلا تصریحا یا تلویحا ذکری از آن رفته است یا خودش حاضر است یا اینکه این لفظ پیوند محکمی با این کلمه دارد که در حقیقت جانشینش است. پس در این آیه مبارک (أل) از چه انواع است ؟ بدون شک که از نوعیست که قبلا تصریحا ازآن ذکر شده است الفاظ از قبیل (نساء وبیوتكن) همه دلالت بر این لفظ (البیت) دارند که مراد همان منزل همسران پاکیزه رسول الله است. همچنان سیاق و سباق آیات این زعم را مردود میشمارد، مورد آیات افرادی انگشت شماری نه بلکه همه آل رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است واین آیه در حقیقت هدف همان رهنمود هاست و این با بلاغت قران نسزد عدهی به استدلال به تغییر ناگهانی ضمیر میکنند که گویا این بخش را ازسیاق تسلسل آیات خارج میسازد با اینکه این استناد موردی ندارد اما عجیبتر ازاین دعوای عصمت از این آیه است.
میگویند: روایات ما این آیه را از این مورد بیرون مینماید و چون بتوانند خویشتن را بیشتر حقیقتشناس معرفی کنند اندکی جلو میروند و به آرامی آواز میدهند روایات اهل سنت نیز دلالت بر مدعای ما دارد.
اما در ارارتباط روایاتی که اشاره به فاطمه رضی الله عنها دارد بدون شک که فاطمه از آل بیت رسول الله است اما وجود این دخت گرامی رسول الله دیگران را ازاین مورد بیرون نمیکند زیرا مورد آیات تنها فاطمه رضی الله عنها نیست بلکه همه خانواده رسول الله است.
اما موضوع روایات ساختگی خیلی ساده است در قدم اول اگر این نوع روایات را به حلاجی بگیریم به یقین میتوان گفت که این روایات مکذوبی است که اصلا نشاید که آن را روایات پنداشت و دیگر اینکه آیا قرآن معما است؟ که احتیاج به راویان کذاب و مجروحی دارد تا در روشنی بافتههای دروغین شان وحی الهی را به تفسیر گرفت. پس ناگفته پیداست که مسأله عصمت اصلا مورد این آیات مبارک نیست و این یک مسأله بیگانه است که خواستند به آن دلیلی بتراشند چون ناتوان شدند به سرای راویان کذاب رو آوردند.
جناب کامران
ضمن خوش آمد گویی به شما، لطفا قوانین کلوپ را جهت فعالیت مطالعه فرمایید. پست اول شما در این بحث مغایر بند 12 قوانین است.
برای اثبات قضایای بزرگ اعتقادی و امور اساسی و مهم دین باید دلایلی قطعی و صریح از قرآن که به طور قطع بر مفهوم مورد نظر دلالت دارند ارائه داد، مانند اینکه خداوند متعال میفرماید: ﴿اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ﴾. (البقرة: 255).
«هیچ معبودى بحق نیست جز خداوند یگانه زنده، كه قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند».
- آیه بر عصمت دلالت نمیکند
این قضیه از چند جهت مشخص میگردد:
نخست اینکه برای اثبات دلالت آیه بر عصمت باید دلیل لغوی داشت یعنی باید از نظر لغت آیة مذکور بر مفهوم عصمت دلالت کند، و حال آنکه چنین نیست پس این تفسیر از نظر لغت مردود و بیاساس است. همه میدانیم که قرآن به زبان عربی نازل شده است بنابراین اگر در زبان عربی کلمات «تطهیر» «إذهاب الرجس» به معنی عصمت بودند، در آن صورت تفسیر آیه به آنچه میگویند درست میبود ولی این کلمات در زبان عربی به معنی عصمت نیستند، پس پاسخ آنها چیست؟
دلیل اینکه میگویم این کلمات بر عصمت دلالت نمیکنند عبارتند از:
1- رجس «پلیدی» در زبان قرآن هیچ ارتباطی با اشتباه و گناه ندارد.
در هیچ جای قرآن کلمة «رجس» بر خطای اجتهادی و اشتباه اطلاق نشده است بلکه رجس به معنای پلیدی و تعفن و امثال آن میباشد.
راغب اصفهانی در «مفردات ألفاظ القرآن» راجع به کلمة رجس میگوید:
الرجس: یعنی چیز پلید، چنان که گفته میشود: رجل رجس؛ یعنی مرد پلید. مردی پلید و رجال ارجاس؛ یعنی مردهای پلید و خداوند میفرماید: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾. (المائده: 90).
«اى كسانى كه ایمان آورده اید! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بختآزمایى)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى كنید تا رستگار شوید!».
2- «تطهیر» (پاک کردن) و «اذهاب الرجس» (زدودن پلیدیها) به معنای معصوم بودن از گناه نیست. دلیل روشن این امر، آن است که این کلمات برای غیر از اهل بیت هم به کار گرفته شدهاند؛ چنان که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ * خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾. (التوبه: 102 ـ103).
«و گروهى دیگر، به گناهان خود اعتراف كردند; و كار خوب و بد را به هم آمیختند; امید مىرود كه خداوند توبه آنها را بپذیرد; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است!. از اموال آنها صدقهاى (بعنوان زكات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن; كه دعاى تو، مایه آرامش آنهاست; و خداوند شنوا و داناست!». افرادی که آیه در مورد آنها آمد گروهی هستند که مرتکب گناه شدهاند، پس اگر «تطهیر» به معنی عصمت میبود به این گناهکارانی که به گناه خود اعتراف کردند و بعضی کار شایسته و بعضی کار ناشایست انجام دادهاند اطلاق نمیشد.
و علاوه بر «تطهیر» را پاک کردن، به تزکیة آنها هم اشاره کرده است و تزکیه مهمتر از تطهیر است. این گناهکاران را به تزکیه توصیف نموده با وجود این آنها معصوم نبودهاند و کسانی که به عقیدة شیعیان امامان معصوم هستند در مورد آنها کلمه تزکیه را به کار نبرده است و فقط به کلمة «تطهیر» اکتفاء کرده در حالی که از نظر معنی کلمة تطهیر مفهوم کمتری از تزکیه دارد، پس چگونه ائمه با کلمة تطهیر که از کلمه تزکیه در حد پایینتری قرار دارد معصوم قرار داده میشوند؟! خداوند متعال میفرماید: ﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ﴾. (النمل: 56).
«آنها پاسخى جز این نداشتند كه (به یكدیگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون كنید، كه اینها افرادى پاكدامن هستند!».
اما دختران لوط -علیه السلام- با اینکه از خانوادهای بودند که به «تطهیر» توصیف شدهاند، اما با این وجود معصوم نبودند. پس تطهیر خانوادة محمد –صلى الله علیه وسلم- همانند تطهیر خانوادة لوط -علیه السلام- است
3- کلمة «اهل» در لغت:
اهل در لغت به معنی همسر مرد و کسانی که با او در یک خانه زندگی میکنند، میباشد. و خویشاوندان را نمی توان اهل گفت مگر به صورت مجازی، به دلیل اینکه «اهل» به طور کلی به همراهانی گفته میشود که همواره با او هستند، همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ﴾. (ص: 64).
«این یك واقعیت است گفتگوهاى خصمانه دوزخیان است!». و اهل آتش دوزخ کسانی هستند که در آتش دوزخ قرار دارند؛ چنان که خداوند میفرماید: ﴿لاَ یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ﴾. (الحشر: 20).
«هرگز دوزخیان و بهشتیان یكسان نیستند».
و «اهل الکتاب» و «اهل الذکر» یعنی حاملان و یاران کتاب و «اهل المدینه» و «اهل القری» یعنی ساکنان شهر و کسانی که همواره با مدینه هستند و در آنجا زندگی مینمایید، همان گونه که خداوند متعال میفرماید:﴿وَجَاء أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ﴾. (الحجر: 67).
«(از سوى دیگر،) اهل شهر لوط (از ورود میهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى كه شادمان بودند».
و در جای دیگر میفرماید: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ﴾. (الأعراف: 96).
«و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى كردند».