| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|

خوارزمی از بزرگان اهل سنت می نویسد : « وقتی تیر به قلب مقدس سید الشهداء حسین علیه السلام اصابت كرد دست مباركش را از خون پر كرد و به آسمان پاشید و بار دوم به سر و صورت كشید و فرمود : « بخدا سوگند همین طور جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله را ملاقات می كنم و به او عرض خواهم كرد كه یا رسول الله ، سران سقیفه (ابوبكر و عمر) مرا كشتند » ( مقتل خوارزمی ، جلد 2 صفحه 34 )
----------------------
اهانت صورت گرفته در انتهای متن به خلفای راشدین (رض) حذف شده و اخطار لازم به ایجاد کننده بحث تعلق گرفت.
معاون کلوپ
اقا بی خیال!
ما تو چیزایی که هر چهار خلیفه توش با هم بودن با هم باختلاف داریم همین مونده بیایم قتل امام حسین رو هم به دو خلیفه نسبت بدیم!
دیگه اینا خیلی قضایا رو کشدار می کنه
پس وحدت شیعه و سنی چی میشه؟؟؟
اقا بی خیال!
ما تو چیزایی که هر چهار خلیفه توش با هم بودن با هم باختلاف داریم همین مونده بیایم قتل امام حسین رو هم به دو خلیفه نسبت بدیم!
دیگه اینا خیلی قضایا رو کشدار می کنه
پس وحدت شیعه و سنی چی میشه؟؟؟
كلام منطقی پاسخ نداره برات متاسفم ایجاد كننده ی بحث.
اقا بی خیال!
ما تو چیزایی که هر چهار خلیفه توش با هم بودن با هم باختلاف داریم همین مونده بیایم قتل امام حسین رو هم به دو خلیفه نسبت بدیم!
دیگه اینا خیلی قضایا رو کشدار می کنه
پس وحدت شیعه و سنی چی میشه؟؟؟
دمت گرم، اصل کلام رو گفتی. دیگه به نظر من اگه کسی موضوع به این بی پایگی رو کش بده با این کلام شما، خیلی پررو تشریف داره.
اقا بی خیال!
ما تو چیزایی که هر چهار خلیفه توش با هم بودن با هم باختلاف داریم همین مونده بیایم قتل امام حسین رو هم به دو خلیفه نسبت بدیم!
دیگه اینا خیلی قضایا رو کشدار می کنه
پس وحدت شیعه و سنی چی میشه؟؟؟
عضویت جناب محمد به دلیل مغایرت مطالب ایشان با بند 6 قوانین به مدت دو هفته مسدود گردید.
پس هزاران و صدها هزاران بار لعنت الله بر خیانتکاران و غداران و قاتلان سیدنا حسین(رض) و لعنت خدا بر دروغگو و دروغ پیشه!
وقال الله تعالی:لیغیظ بهم الکفار...
حسین كورانی گوید: «اهل كوفه به تنها گذاشتن حسین بسنده نكردند بلكه نتیجهی چندرنگیهایشان، اختیار موضع ثالثی بود و همانهایی بودند كه با شتاب به كربلا رفتند، تا با سیدنا حسین(ع) بجنگند و در كربلا برای به ثبت رساندن اعمالی كه شیطان را خوشنود و خداوند رحمان را ناراحت میكرد، از یكدیگر سبقت گرفتند، به عنوان مثال: میبینیم عمر بن حجاج كه دیروز در كوفه همچون پروانهای در اطراف اهل بیت و به دفاع از آنها قیام كرده بود و سپاهی را فرماندهی میكرد كه آن شخصیت بزرگ یعنی: هانی بن عروه را نجات دهد، امروز به كلی موضعگیری ظاهریش عوض شده، به همین دلیل امام حسین(رض) را به خروج از دین متهم كردند، شایسته است در عبارت زیر تأملی داشته باشیم، عمرو بن حجاج به یارانش میگفت: «با آنانی كه از دین خارج و از جماعت مسلمانان جدا شدهاند، بجنگید...».
فی رحاب كربلا60-61
و نیز كورانی میگوید: «در موضعگیری دیگری مشاهده میكنیم كه بر نفاق كوفیان دلالت دارد، آن اینكه عبدالله بن حوزه تمیمی در برابر امام حسین میایستد و فریاد میزند، آیا حسین(رض) در میان شماست؟
این فرد از اهل كوفه و از شیعیان دیروز علی علیه السلام است و حتی ممكن است از گروه شبث كسانی باشد كه به امام حسین نامه نوشتند... .
سپس می گوید : ای حسین(رض)تو را آتش مژده باد ....فی رحاب كربلا/61
كاظم احسائی نجفی می گوید: «سپاهی كه به جنگ امام حسین آمده بودند 300 هزار نفر بودند كه همه از اهل كوفه بودند كه در میانشان شامی، حجازی، هندی، پاكستانی، سودانی، مصری و آفریقایی نبود، بلكه همه یشان از اهل كوفه بودند كه از قبایل مختلف گرد آمده بودند ».
عاشوراء/89
حسین بن احمد براقی نجفی كه یكی از مؤرخان شیعه است. می نویسد:
قزوینی گوید: از آنچه می توانیم درباره اهل كوفه بگوییم این است كه آنان پس از اینكه از امام حسین خواسته بودند بیاید، او را مورد طعنه قرار داده و سر انجام كشتند.
تاریخ الكوفه/113
مرجع تقلید شیعیان، آیت الله عظمی محسن امین، می گوید:
«سپس 20 هزار نفر از عراقیها با امام حسین بیعت نمودند و در حالی به جنگ او آمدند كه بیعتش در گردنشان بود و او را كشتند ».
اعیان الشیعه 1/26
جواد محدثی می گوید:
همة اسباب و شرایط مذكور موجب شد كه امام آن حوادث تلخ را از آنان تجربه كند و با خیانتشان روبرو شود و اهل كوفه مسلم را مظلومانه كشتند و حسین علیه السلام در نزدیكیهای كوفه تشنه لب بدست سپاه كوفه به شهادت برسد.
موسوعة عاشوراء59
از بزرگان و شیوخ شیعه مانند: ابو منصور طبرسی، ابن طاووس، امین و دیگران از علی بن حسین بن علی ابن ابی طالب معروف به زین العابدین نقل می كنند كه ایشان از پدرانش در توبیخ و سرزنش شیعیانشان كه پدرش را تنها گذاشته و او را كشتند، می گوید:
ای مردم! شما را به خدا قسم می دهم، آیا بیاد دارید كه به پدرم نامه نوشتید و سپس فریبش دادید و با او عهد و پیمان بستید، بیعت كردید و سپس با او جنگیدید و خوار و ذلیلش نمودید، وای بر شما و آنچه برای خود پیش فرستادید، وای بر شما و رأی و نظر بدتان، با چه چشمی به رسول الله صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم نگاه می كنید؟
آنگاه كه بگوید: اهل بیتم را كشتید، پرده ی حرمتم را دریدید؛ لذا از امت من نیستید.
در ادامه میگوید كه در این جا فریاد، گریه و شیون زنان از هر طرف بلند شد و به یكدیگر گفتند: با آنچه از اعمالتان بیاد دارید، هلاك شوید.
امام ادامه داد كه خداوند به آن كس كه به نصیحتم گوش دهد و سفارشم را در اطاعت از الله، رسول واهل بیتش حفظ كند، رحم نماید. و بدانید كه رسول الله صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم الگوی نیكوی ماست همه گفتند: سخنانت را شنیدیم و اطاعت می كنیم و حقوق تو را رعایت خواهیم نمود و تنهایت نمی گذاریم وبه تو پشت نمی كنیم، خداوند تو را مورد لطف و رحمتش قرار دهد، به هر چه می خواهی، دستور بده! با هركس بجنگی، می جنگیم و با هر كس صلح كنی، صلح می كنیم و قطعا یزید را خواهیم گرفت و از كسانی كه به تو و ما ظلم كنند، اعلام بیزاری می كنیم.
در این جا بود كه امام زین العابدین گفت: هیهات ! هیهات ! ای خیانتكاران مكار، آیا بین شما و شهوتتان مانعی وجود دارد؛ آیا می خواهید با من همانطور رفتار كنید كه پیش از این با پدرانم كردید ؟
هرگز! قسم به پروردگار شهیدان كه این زخم خوب نخواهد شد و التیام نمی یابد ، دیروز پدرم و خانواده ام به همراهش كشته شدند و دست و پا زدن پدرم در جلوی رویم و تلخی عزایش در حنجره و حلقم و غصه اش در اعماق قلب و سینه ام را نمی توانم فراموش كنم ...» .
طبرسی این خطبه را در الاحتجاج 2/32 و ابن طاووس در الملهوف 92 و امین در لواعج الاشجان 158 و عباس قمی درمنتهی الآمال 1/572 و حسین كورانی در فی رحاب كربلاء 183 و عبد الرزاق مقرم در مقتل الحسین317 و مرتضی عیاد در مقتل الحسین 87 و قزوینی در تظلم الزهراء262 ذكر كرده اند .
وآنگاه كه امام زین العابدین از كنار كوفیان عبور می كرد و دید كه نوحه و گریه می كنند؛آنان را توبیخ كرد و گفت : « آیا برای ما نوحه و گریه می كنید؟! ، پس چه كسی ما را كشته است؟! .
الملهوف 86 و نفس المهموم 357 و مقتل الحسین مرتضی عیاد 83 چاپ سال 1996 و تظلم الزهراء 257
و در روایتی دیگر از او كه با صدای ضعیف كه بر اثر بیماری ضعیف شده بود ، گفت: « اینها برای ما گریه می كنند؟! پس چه كسی ما را كشته است ؟
منتهی الامال 1/570 و الاحتجاج 2/29
ام كلثوم، دختر علی، رضی الله عنهما، می گوید:
« ای اهل كوفه! وای بر شما! شما را چه شد كه حسین را خوار و ذلیل كردید و كشتید و اموالش را غارت و تقسیم كردید و زنان تحت تكلفش را اسیر نمودید و دست از بیعت و حمایت او كشیدید، وای بر شما ! وای بر شما ! چه خیانتی بود كه مرتكب شدید؟ و چه گناه بزرگی بدوش كشیدید؟ وچه خونهایی كه ریختید؟ و چه كرامت و شرافتی بود كه نابود كردید؟ و چه حقی بود كه زیر پا كردید؟ و چه اموالی بود كه غارت كردید و بهترین مردان پس از پیامبر را كشتید و رحم و رحمت از دلهایتان رخت بر بسته است».
اللهوف ص 91 نفس المهموم 363 مقتل الحسین للمقرم ص 316 لواعج الاشجان 157 مقتل الحسین ص86 تظلم الزهراءص 261
و طبرسی، قمی، مقرم، كورانی، و احمد راسم از زبان ام كلثوم رضی الله عنها برای ما نقل می كنند كه او در حالی كه خطاب به خیانتكاران، پیمان شكنان و رسوا كنندگان سخنرانی می كرد.گفت:
« اما بعد، ای اهل كوفه، ای خیانتكاران پیمان شكنان، رسوا كننندگان و مكاران ، بدانید كه عبرت بودن كارتان همیشه خواهد ماند و تنفر و بیزاری از شما ادامه خواهد یافت، شما همانند آن زنی هستید كه نخهایش را پس از ریسیدن پنبه كرد، قسمهایتان را وسیله ای برای نیرنگ و خیانت قرار می دهید، كسی جز خود ستان و خود پسند، درغگو، دل بسته با زنان و آغوش گیرنده ی دشمنان در میان شما نیست؟ شما مانند چراگاه گندیده و نقره ای در قبرستانید.
بدانید كه آنچه برای خودتان پیش فرستادید، بد چیزی بوده، و آن این است كه : خداوند متعال بر شما خشم خواهد گرفت و عذابی است كه همیشه در آن می مانید، آیا برای برادر من گریه می كنید؟! آری بخدا! پس بسیار گریه كنید و كم بخندید كه به عار و ننگش مبتلا شدید و هرگز از َآن نجات نخواهید یافت؛ چگونه نجات می یابید در حالی كه نسل خاتم پیامبران، معدن رسالت، سردار جوانان بهشت، محل استقرار صلح و پناه دهنده و مرجع حل اختلافات و حجت تان را كشتید، بدانید كه آنچه برای خود پیش فرستادید، بسیار زشت است و آنچه هنگام برانگیخته شدن بدوش می كشید، بسیار بد است؛ پس هلاكت بر شما، هلاك شوید، به پشت پاهایتان برگشتید بیگمان كه تلاشتان در خسران و زیان است و دستهایتان خاك آلود باد، در بیعت تان زیان كردید و به خشم خداوند بازگشتید و مهر ذلت و خواری بر شما زده شد، وای بر شما! آیا می دانید چه جگر گوشه ای از محمد را نابود كردید؟ و چه پیمانی را شكستید؟ و چه شرافت و احترامی را نابود كردید؟ و چه خونی را ریختید؟ یقیناً كار منكری می كردید كه نزدیك است آسمانها از شدت منكر بودنش تكه تكه و پاره پاره شود و كوهها تكه و پاره شده و از بین برود. آبرو ریزی و پیمان شكنی كردید كه همسان با بزرگی زمین و آسمان است».
الاحتجاج 2/29 منتهد الامال 1/570 مقتل المقرم ص 311 وما بعد آن، فی رحاب كربلاء ص146 وما بعد آن، على خطى الحسین ص 138 تظلم الزهراء ص 258.
اسد حیدر نویسنده شیعی از زینب، دختر علی، رضی الله عنه نقل می كند كه خطاب به آنانی كه با شیون و گریه به استقبالش آمده بودند، در حالی که آنان را سرزنش می كرد، گفت: «آیا برای ما گریه می كنید و اظهار محبت می نمایید؟
آری بخدا! باید بسیار گریه كنید و كم بخندید كه عار و ننگش با شماست و هرگز نمیتوانید آن را از خود دور كنید، چگونه این ممكن است، در حالی كه نسل خاتم پیامبران را كشتید...»
مع الحسین فی نهضته 295 و بعد از آن.
و در روایتی دیگر آمده كه زینب(رض)، سرش را از كجاوه بیرون كرد و به اهل كوفه گفت: «ای كوفیان! خفه شوید مردانتان ما را می كشند و زنانتان برای ما گریه می كنند ، خداوند در میان ما وشما در روز قیامت داور است و قضاوت خواهد نمود».
عباس قمی درنفس المهموم 365 و شیخ رضی بن نبی قزوینی در تظلم الزهراء 264