userinfo close

  ,

اهل سنت و عرفان


sonnatanderfan

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سردار اردلان - معاونان
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان ادامه »
از اعضای محترم این کلوب تقاضا میشود فقط به مسایل اهل سنت و یا عرفانی پرداخته و مطالب خود را با زبان پارسی تایپ کنند هرگونه مسایل غیر مربوط توسط مسئول کلوب حذف خواهد شد .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
956
3874
90/12/24 (10:22)
3
45
91/3/7 (12:19)
28
204
91/3/7 (11:50)
6
26
91/3/3 (22:50)
0
10
91/2/22 (23:04)
10
76
91/2/5 (14:12)
49
269
91/2/4 (12:34)
12
148
91/1/8 (11:42)
0
20
91/1/8 (10:33)
12
77
90/12/28 (01:50)
0
18
90/12/23 (13:33)
53
296
90/12/11 (15:17)
25
218
90/11/23 (20:15)
18
127
90/11/23 (15:26)
11
87
90/11/23 (15:18)
8
117
90/11/23 (15:15)
63
282
90/11/23 (15:12)
0
6
90/11/19 (23:42)
0
15
90/11/14 (00:58)
0
14
90/11/14 (00:41)

عنوان بحث

هاشم هشام , romasa
هاشم هشام - 06:33 1387/12/30

نقد احادیث کلینی


 نقد احادیث شیخ کلینی( به نقل از محمد حسین طباطبایی)
  1-کتاب کافی چنانکه گفتیم به سه بخش (اصول، فروع، روضه) تقسیم شده است و هر سه بخش به چاپ رسیده و در دسترس قرار دارد. در اصول کافی بابی دیده می‌شود با عنوان «باب النهی عن الأشراف علی قبر النبی -صلى الله علیه وسلم-» در این باب که «مشرف شدن بر قبر پیامبر -صلى الله علیه وسلم-» را نهی نموده است تنها یک حدیث آمده و شیخ کلینی با اعتماد بر آن حدیث، چنین عنوانی را برگزیده است که در حقیقت فتوای او را نشان می‌دهد. امّا این یک حدیث بقدری دور از عقل است که شارحین کافی همگی در تفسیرش درمانده‌اند. سند و متن حدیث به قرار زیر است: «عدة من أصحابنا، عن احمد بن محمد البرقی، عن جعفر بن المثنی الخطیب قال: کنت بالمدینه و سقف المسجد الذی یشرف علی القبر قد سقط و الفعله یصعدون و ینزلون و نحن جماعه. فقلت لأصحابنا من منکم موعد یدخل علی ابی عبدالله -علیه السلام- اللیله؟ فقال مهران بن ابی بصیر: أنا. و قال اسماعیل بن عمار الصیرفی: أنا. فقلنا لهما: سلاه لنا عن الصعود لنشرف علی قبر النبی -  -صلى الله علیه وسلم- - فلما کان من الغد لقینا هما، فاجتمعنا جمیعا فقال إسماعیل قد سألنالکم عما ذکرتم، فقال: ما احب لأحد منهم أن یعلو فوقه و لا آمنه أن یری شیئا یدهب منه بصره، أو یراه قائما یصلّی، أو یراه مع بعض أزواجه -  -صلى الله علیه وسلم-».[1] یعنی: «گروهی از یاران ما از احمد بن محمّد برقی روایت کرده‌اند و او از جعفر بن مثنّی مشهور به خطیب شنیده که گفت: من در مدینه بودم و (بخشی از) سقف مسجد نبوی که بر فراز قبر پیامبر -صلى الله علیه وسلم- قرار داشت ریخته بود و کارگران بالا و پایین می‌رفتند و من به همراه جماعتی آنجا بودم. به رفقای خود گفتم چه کسی از شما امشب با ابو عبدالله (امام صادق -علیه السلام-) وعدة ملاقات دارد و بر او وارد می‌شود؟ مهران بن ابی بصیر گفت: من. و اسماعیل بن عمار صیرفی نیز گفت: من. ما به آن دو گفتیم که از امام صادق دربارة بالا رفتن (و مشرف شدن) بر قبر پیامبر -صلى الله علیه وسلم- سؤال کنید تا (اگر جایز باشد) ما هم بر فراز قبر پیامبر -صلى الله علیه وسلم- رویم! چون روز بعد فرا رسید با آن دو تن، روبرو شدیم و همگی گرد آمدیم. اسماعیل گفت: آنچه گفته بودید ما از ابو عبدالله برایتان پرسیدیم، در پاسخ گفت: من دوست ندارم که هیچ یک از شما بالای قبر (پیامبر -صلى الله علیه وسلم-) برآید و او را ایمن نمی‌گردانم از اینکه در آنجا چیزی دیده کور شود! یا پیامبر را به نماز ایستاده مشاهده کند، یا او را با برخی از همسرانش (در آنجا) ببیند».!! این حدیث بلحاظ سند و متن، ساقط است زیرا: اوّلاً: جعفر بن مثنّی مشهور به خطیب، معاصر امام رضا -علیه السلام- بوده و در زمان امام صادق -علیه السلام- نمی‌زیسته است! چنانکه مجلسی در کتاب «مرآه العقول» می‌نویسد: «فان جعفر بن المثنی من اصحاب الرضا -علیه السلام- و لم یدرک زمان الصادق -علیه السلام-». یعنی: «جعفرین مثنّی از همراهان امام رضا بوده و زمان امام صادق را در نیافته است». ثانیاً جعفربن مثنی مذهب واقفی[2] داشته و علمای رجال شیعی به هیچ وجه او را توثیق نکرده‌اند. مامقانی در کتاب «تنقیح المقال» دربارة وی می‌نویسد: «هذا واقفی لم یوثق»[3]! «این مرد، مذهب واقفی داشته و توثیق نشده است». ثالثاً اگر مقصود از دین پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم-، رؤیت جسم آن حضرت در زیر خاک بوده است که این امر ممکن نبود و چنانچه مقصود، دیدن روح پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- باشد، روح دیدنی نیست و گرنه، همة کارگرانی که برای تعمیر سقف مسجد بر بالای قبر می‌رفتند باید روح پیامبر و همسرش را دیده کور شده باشند! رابعاً اگر هر کس بر قبر پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم- نظر افکند، بیم آن می‌رود که نابینا شود، چرا رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- از این کار نهی نفرموده و بر خسارت امّتش راضی شده است؟!

 [1]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 452. مقایسه شود با ترجمه اصول کافی در ج 2، ص 346، بقلم جواد مصطفوی (از انتشارات علمیه اسلامیه).
[2]. واقفیان، شیعیان هفت امامی هستند که در امامت موسی بن جعفرu توقف کرده‌اند یعنی ائمه بعد را نپذیرفته‌اند و آنها را از علمای امت شمرده‌اند.
[3]. تنقیح المقال فی علم الرجال، ج 1، ص 220، چاپ سنگی.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
هاشم هشام , romasa
هاشم هشام - 06:50 1387/12/30
1

1-        شیخ کلینی روایت عجیب دیگری در «باب مولد النبی -صلى الله علیه وسلم- و وفاته» از اصول کافی آورده که ذیلاً ملاحظه می‌شود:

«محمد بن یحیی، عن سعد بن عبدالله، عن ابراهیم بن محمد الثقفی، عن علی بن المعلی، عن اخیه محمد، عن درست بن ابی منصور، عن علی بن ابی حمزه، عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله -  -علیه السلام- - قال: لما ولد النبی -  -صلى الله علیه وسلم- - مکث ایاما لیس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فیه لبنا فرضع منه ایاماً حتی وقع ابو طالب علی حلیمه السعدیه فدفعه الیها».[1]

یعنی: «محمّد بن یحیی از سعد بن عبدالله و او از ابراهیم ثقفی و او از علی بن معلّی و او از برادرش محمّد، و او از درست بن ابی منصور و او از علی بن ابی حمزه و او از ابی بصیر گزارش نموده است که امام ابو عبدالله صادق -علیه السلام- گفت:

چون پیامبر اسلام -صلى الله علیه وسلم- زاده شد چند روزی بدون شیر به سر برد، پس،

ابوطالب او را به پستان خود افکند و خدا در پستان ابو طالب شیر نازل کرد! پس کودک چند روز از پستان ابوطالب شیر خورد تا هنگامی که ابوطالب، حلیمه سعدیه را یافت و کودک را (برای شیر دادن) به او سپرد»!!

این روایت نیز به لحاظ سند و متن مخدوش است. احتمال می‌رود راوی نادانش برای آن که نسبت قرابت و همخونی میان پیامبر -صلى الله علیه وسلم- و علی -علیه السلام- را استوارتر کند به جعل چنین افسانه‌ای پرداخته است. چه لزومی داشت که خداوند در پستان ابوطالب برای برادرزاده‌اش شیر فراهم آورد؟ مگر ممکن نبود که مثلاً این شیر در سینة همسر جوان ابوطالب فاطمة بنت أسد فراهم آید؟ همان زن مهربانی که بعدها پرستاری محمّد -صلى الله علیه وسلم- را در خانة ابو طالب بعهده گرفت و او را مانند فرزندانش دوست می‌داشت. برخی از راویان این روایت همچون متن آن، ناشناخته و مطعون‌اند. مثلاً دربارة علی بن معلّی نوشته‌اند: «فهو مجهول الحال»[2]! همچنین دربارة درست بن ابی منصور، علمای رجال گفته‌اند که وی واقفی مذهب بوده است[3]. روشن است که اشخاص خردمند و درست باور نمی‌توانند راوی چنین آثاری باشند.


[1]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 448 مقایسه شود با ترجمه اصول کافی در ج 2، ص 339.

[2]. تنقیح المقال، ج 2، ص 310.

[3]. تنقیح المقال، ج 1، ص 417.

هاشم هشام , romasa
هاشم هشام - 07:40 1387/12/30
2

3-        شیخ کلینی در همان «باب مولد النبی -صلى الله علیه وسلم-» از اصول کافی روایتی دربارة معراج رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- آورده که سنداً و متناً ناموثّق شمرده می‌شود. روایت مزبور بدینگونه در اصول کافی نقل شده است:

عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن محمد الجوهری، عن علی بن أبی حمزة قال:

سأل ابوبصیر أبا عبدالله -علیه السلام- و أنا حاضر فقال جعلت فداک کم عرج برسول الله -صلى الله علیه وسلم-؟ فقال مرتین فأوقفه جبرئیل موقفا، فقال له: مکانک یا محمد! فلقد وقفت موقفا ما وقفه ملک قط و لا نبی، إن ربک یصلی! فقال یا جبرئیل و کیف یصلّی؟! قال: یقول: سبوح قدوس أنا رب الملائکة و الروح، سبقت رحمتی غضبی. فقال: اللهم عفوک عفوک. قال: و کان کما قال الله: قاب قوسین أو أدنی الحدیث».[1]

یعنی: «گروهی از یاران ما از احمد بن محمّد جوهری و او از علی بن أبی حمزه شنیده که گفت: أبو بصیر از امام ابو عبدالله صادق -علیه السلام- پرسید و من در آنجا حضور داشتم. گفت: فدایت شوم پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم- را چند بار به معراج بردند؟ امام صادق پاسخ داد: دو بار! و جبرئیل او را در ایستگاهی متوقّف کرد و گفت ای محمّد در جایت بایست، اینک در مقامی ایستاده‌ای که هرگز هیچ فرشته و پیامبری در آنجا توقّف نکرده است. همانا خدای تو نماز می‌گزارد! پیامبر پرسید: ای جبرئیل چگونه نماز می‌گزارد؟! گفت: می‌گوید: بس پاک و منزّه (هستم) من خداوندگار فرشتگان و روح هستم، رحمت من بر خشمم پیشی گرفته است. پیامبر گفت: خداوندا از تو درخواست عفو دارم، از تو درخواست عفو دارم، امام صادق گفت: و چنان بود که خدا (در قرآن) فرموده است: کان قاب قوسین او ادنی = فاصله‌اش (به خدا) باندازة دو کمان یا نزدیک‌تر بود...».

یکی از راویان این خیر چنانکه ملاحظه شد «قاسم بن محمّد جوهری» است. علاّمة مامقانی رجال‌شناس معروف شیعی دربارة وی می‌نویسد:

«فالرجل إما واقفی غیر موثق أو مجهول الحال و قد رد جمع من الفقهاء روایته، منهم المحقق فی المعتبر».[2]

یعنی: «این مرد بقولی واقفی مذهب است و بقولی احوالش شناخته نیست (در هر صورت) گروهی از فقهاء روایت وی را رد کرده‌اند که از جملة ایشان، محقّق حلّی در کتاب المعتبر است».

متن روایت نیز از چند جهت ایراد دارد. اوّل آنکه ظاهر روایت، خدای سبحان را در جایگاه معینی نشان می‌دهد با اینکه خداوند هیچگاه در مکان محاط نمی‌شود بلکه به نص قرآن بر همه چیز محیط است:

)أَلاَ إِنَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطٌ(. (فصلت / 54)

دوّم آنکه نمازگزاردن خدا، امری نامعقول و خرافی است. سوّم آنکه در آیة «فکان قاب قوسین او ادنی» از فاصلة فرشتة وحی با پیامبر سخن رفته است، نه از فاصلة پیامبر با خدا! چنانکه سیاق آیات دلالت بر آن دارد و می‌فرماید:

)عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى * وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى(.

(نجم / 5-9)

«او را (فرشته ای) که نیروهای سخت داشت آموزش داد. (فرشته ای) پرتوان که در افق بالاتر ایستاد. سپس نزدیک شد و فرود آمد. پس فاصله اش باندازة دو کمان یا نزدیک تر بود».

بنابراین، تفسیری که در روایت آمده موافق با قرآن نیست و موجب رفع اعتماد از روایت می ‌شود.


[1]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 442 مقایسه شود با ترجمة اصول کافی در ج 2، ص 329.

[2]. تنقیح المقال، ج 2، ص 24 (من ابواب القاف).

هاشم هشام , romasa
هاشم هشام - 07:46 1387/12/30
3

4-        در اصول کافی در «باب ما عند الأئمه من سلاح رسول الله -صلى الله علیه وسلم- و متاعه» داستان خری آمده بنام «عفیر» و شیخ کلینی ماجرای مضحکی دربارة این خر نقل می ‌کند و بدون آنکه سندش را بیاورد می نویسد:

«روی أن امیر المؤمنین -علیه السلام- قال: إن ذلک الحمار کلم رسول الله -صلى الله علیه وسلم- فقال: بأبی أنت و امی إن أبی حدثنی عن أبیه، عن جده، عن أبیه أنه کان مع نوح فی السفینه فقام إلیه نوح فمسح علی کفله ثم قال: یخرج من صلب هذا الحمار حمار یرکبه سید النبیین و خاتمهم، فالحمدلله الذی جعلنی ذلک الحمار».[1]

یعنی: «روایت شده که امیر مؤمنان -علیه السلام- فرمود که آن خر، با رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- به سخن در آمد و گفت پدر و مادرم فدایت شود! همانا پدرم از پدرش و او از جدّش و او از پدرش برای من حدیث آورد که پدر جدِّ ما با نوح در کشتی همراه بود و نوح برخاسته دستی به کفل او کشید و گفت: از پشت این خر، خری در آید که سرور پیامبران و آخرین ایشان بر آن سوار شود، پس خدا را سپاس که مرا همان خر قرار داده است».!

چنانکه ملاحظه می ‌شود این روایت، مرسل و مقطوع است و معلوم نیست چه کس این افسانة غریب را ساخته و برای شیخ کلینی نقل کرده است و شگفت از کلینی که آن را باور داشته و در کتابی که بقول خود، آن را از «آثار صحیح» فراهم آورده، گنجانیده است!

کسی نمی ‌داند که این جماعت خران، چگونه حدیث نوح -علیه السلام- را در خاطر نگاه داشته‌اند و به یکدیگر رسانده‌اند؟! و نیز بر کسی معلوم نیست که خران، هر یک چند صد سال عمر کرده‌ اند که از روزگار پیامبر اسلام -صلى الله علیه وسلم- تا زمان نوح -علیه السلام- را تنها در پنج نسل گذرانده ‌اند؟! سخن گفتن آخرین خر، به زبان فصیح عربی و نقل حدیث بصورتی که محدّثان گزارش می ‌نمایند، نیز از عجائب است! من گمان می‌ کنم کسی با کلینی سر شوخی داشته و این افسانة خنده‌ آور را برای او حکایت کرده است.



[1]. الأصول من الکافی، ج 1، ص 237 مقایسه شود با ترجمه اصول کافی در ج 1، ص 343.

نادیا نادیا , nadiazzzzzzz
نادیا نادیا - 02:46 1388/01/1
4

fekr konam kolainie ke yeki az ahadis maroofesh ravish khare

ابوبکر قشمی , omar_farooq
ابوبکر قشمی - 23:16 1388/01/1
5

برای اطلاع بیشتر در این باره دوستان میتونند به کتاب ..بررسی روایات ساختگی در کتب حدیث(شیعه) اثر علامه سید مصطفی حسینی مراجعه کنند.

http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=265

دوستان میتونند به راحتی این کتاب رو دانلود کنند و بخونند!

التماس دعا

سیده رضوی , 01367
سیده رضوی - 01:13 1388/01/2
6

سلام بر شما

خیلی جالبه ... مسائل بسیار مهم را رها کردید حال به کتاب شیخ کلینی رحمة الله علیه ....:D

شما ظاهرا از کتاب های خودتون غافل هستید !! چند نمونه عرض میکنم :

صاحبان صحاح ـ به استثنی نسائی ـ روایاتی نقل كرده‏اند كه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «خداوند در آخرت دیده می‏شود.( اكثریّت قریب به اتفّاق علمی عامّه قائلند كه خدا در قیامت دیده می‏شود و عدّه‏ی نیز دیدن خدا در دنیا را هم ممكن می‏دانند و حتّی می‏گویند كه عدّه‏ی خدا را در خواب دیدند. مضحك‏تر آنكه بری دیدن خدا در خواب، نمازی نیز با كیفیّتی مخصوص بیان كردند! )

ما این روایات را یك به یك بررسی كرده و از اهل انصاف قضاوت می‏طلبیم:


حدیث أوّل: «روزی پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به ماه شب چهارده نگریست و فرمود: همان‏طور كه شما این ماه را می‏بینید به زودی پروردگارتان را بی‏هیچ مانع و مزاحمتی خواهید دید».
الف ـ صحیح بخاری، ج 1، ص 145، باب مواقیت الصلاة وفضلها، باب فضل صلاة العصر و نیز ص 150، باب فضل صلاة الفجر، وج 6، ص 173، تفسیر سوره ق، و ج 9، ص 156، كتاب التوحید، باب وكان عرشه علی الماء.


ب ـ صحیح مسلم، ج 1، ص 439 و 440، كتاب المساجد ومواضع الصلاة، باب 37، ح 211 و 212.

ج ـ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 63 و 64، مقدّمه، باب فیما انكرت الجهمیّة (باب 13)، ح 177 و 178، وج 2 ص 1451، كتاب الزهد، باب 39، (آخرین باب از سنن)، در ضمن حدیثی طولانی به شماره 4336.


لازم است در اینجا توضیحی را كه در پاورقی ابن ماجه (ص 63) در معنی «جهمیّه» نقل شده بیاوریم:

«محمد فؤاد عبد الباقی» كه بر سنن ابن ماجه پاورقی زده است چنین می‏نویسد:


«(الجهمیّة) هم الطائفة من المبتدعة، یخالفون اهل السنّة فی كثیر من الاصول كمسألة الرؤیة واثبات الصّفات. ینسبون إلی جهم بن صفوان من اهل الكوفة».


یعنی: اینان گروهی از بدعت‏گذارانند كه با اهل سنّت در بسیاری از اصول، مانند رؤیت (یعنی دیدن خدا) و اثبات صفات (یعنی داشتن اعضاء و جوارح كه به زودی متعرّض آن خواهیم شد)، مخالفت می‏كنند. آنها منسوب به جهم بن صفوان از اهالی كوفه می‏باشند.


با دقت در این توضیح به دو مطلب می‏توان پی برد:


أوّل ـ آنان كه منكر رؤیت خدا و داشتن صفات می‏باشند بدعت‏گذارند!

دوم ـ عقیده به رؤیت و امثال آن جزء اصول اعتقادات اهل سنّت است!

د ـ سنن ترمذی ج 4، ص 592، كتاب صفة الجنّة، باب ما جاء فی رؤیة الربّ تبارك و تعالی (باب 16)، ح 2551.


ه ـ سنن أبی داود، ج 4، ص 4 ـ 233، كتاب السنّة، باب فی الرؤیة، ح 4729 و 4731.


متن یكی از احادیث صحیح بخاری چنین است: (وعلی هذه فقس ما سواها).


«... عن جریر قال: كنّا عند النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏سلم فنظر إلی القمر لیلة ـ یعنی البدر ـ فقال: انّكم سترون ربّكم كما ترون هذا القمر لا تضامّون فی رؤیته...».

حدیث دوم: «روزی مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند آیا ما پروردگارمان را روز قیامت می‏بینیم؟ فرمود: آیا در دیدن ماه در شب چهارده كه ابری مانع نباشد ضرر می‏كنید؟ گفتند: نه، یا رسول اللّه! فرمود: آیا در دیدن خورشید كه ابری جلوی آن نباشد ضرری می‏نمائید؟ گفتند: نه. فرمود: همانا شما خدا را می‏بینید».
الف ـ صحیح بخاری، ج 1، ص 204، باب فضل السجود (از كتاب الصلاة) و ج 8، ص 147، باب ما جاء فی الرقاق و... باب الصراط جسر جهنّم وبه همین مضمون در ج 6، ص 56، تفسیر سوره نساء، و ج 9، ص 156 و 158، كتاب التوحید، باب و كان عرشه علی الماء.


ب ـ صحیح مسلم، ج 1، ص 163 به بعد، كتاب الایمان، باب معرفة طریق الرؤیة (باب 81)، ح 299 و 300 و 302 و ج 4، ص 2279، كتاب الزهد و الرقّائق، ح 16.


ج ـ سنن ابن ماجه، همان، ح 179.


د ـ سنن ترمذی همان، ص 594، باب 17، ح 2554.


ه ـ سنن أبی داود، همان، ح 4730.


متن یكی از احادیث صحیح مسلم چنین است:


«انّ ناسا فی زمن رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏سلم قالوا: یا رسول اللّه! هل نری ربّنا یوم القیامة؟ قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏سلم : نعم. قال: هل تضارّون فی رؤیة الشمس بالظهیرة صحوا لیس معها سحاب؟ وهل تضارّون فی رؤیة القمر لیلة البدر صحوا لیس فیها سحاب؟ قالوا: لا یا رسول اللّه ! قال: ما تضارّون فی رؤیة اللّه تبارك و تعالی یوم القیامة إلاّ كما تضارّون فی رؤیة أحدهما...».


سایر روایات نیز مشابه همان است كه همگی دلالت می‏كند كه خدا در قیامت دیده می‏شود.



لابدّ خوانندگان محترم توجّه دارند كه تشبیه دیدن خدا به دیدن ماه و خورشید، راه هرگونه توجیه را می‏بندد كه مثلاً بخواهند بگویند منظور از دیدن خدا، دیدن به قلب است نه با چشم سر و امثال آن. علاوه بر این، اهل سنّت خود اینگونه روایات را به ظاهر خویش باقی گذاشته و راه هر گونه توجیه را بسته‏اند.


(بگذریم از اینكه در دیدن خورشید به ما ضرر می‏رسد!).

 

ابوبکر قشمی , omar_farooq
ابوبکر قشمی - 17:48 1388/01/2
7

سلام بر خواهر گرامی**

سایر روایات نیز مشابه همان است كه همگی دلالت می‏كند كه خدا در قیامت دیده می‏شود.

الجواب:

ما طبق آیات قرآن این حرف رو میزنیم.مطمینا شما آیات قرآن را قبول دارید!پس توجه کنید!

الله در آخرت رؤیت می شود که در آخرت هم موازین دنیا حاکم نیست.

 آخر چه جای شگفتی است که الله چشمی در آخرت به ما بدهد که او را با آن چشم ببینیم. البته این آیه در قران هست:

{وَمَن كَانَ فِی هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلاً }                                     (الإسراء/72)

پس شما نگران نباشید.

کسی که در این دنیا کور است پس در آخرت هم کور خواهد بود حتی بیشتر در گمراهی است

..

حال دلایل ما برای رویت الله در بهشت:

 سنی ها عقیده ندارند که الله در دنیا قابل رویت است، اما جهان آخرت جهانی دیگر است. در آن جهان بعضی آدمها با سر راه می روند! پس در چنین جهانی رویت الله عجیب نیست و این هم دلیل صریح از قرآن :

 

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ }                              ( قیامت/ 22 و 23 )
چهره های در آن روز نورانی و نیکوست و آنها پروردگار خود رامی نگرند.

-----------------------------------------------------------------------------

شاید تا به امرزو این آیه را ندیده بودی!!

 

التماس دعا

ابوبکر قشمی , omar_farooq
ابوبکر قشمی - 17:54 1388/01/2
8

برای اطلاع بیشتر درمورد جوابهای شبهاتی پیرامون صحیحین. دوستان میتوانند به کتاب نقدی بر سیری در صحیحن مراجعه کنند!

http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=279

عبدالغنی شاهوزهی

و کتاب روزهای پیشاور ردی بر شبهای پیشاور.

http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=533

استاد محمد باقر سجودی

التماس دعا

"یا الله" "یا الله" , yaallah11
9

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                            

ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون

 

سلام علیکم 

 

بنده می خواهم در مورد اسناد کتاب کافی صحبت نمایم. متاسفانه اسناد کتاب کافی در اکثر موارد ضعیف هستند و بسیار بسیاری احادیثی که فقها استناد می کنند احادیث ضعیف است. فقط کافی است به این 6 ضعف سندی که در زیر می آوریم دقت بفرمایید. در تعداد زیادی از احادیث کتاب کافی این 6 ضعف سندی وجود دارد:

1- وجود ابراهیم بن هاشم قمی پدر علی بن ابراهم قمی مشهور. وی مجهول الحال است و باعث ضعف حدیث می شود.

2- وجود احمد بن محمد بن خالد البرقی. وی کثیر الارسال است. وقتی کسی کثیر الارسال باشد و یا مشابه آن باید در حدیث صراحتا بگوید "شنیدم" یا مشابه آن، تا حدیث صحیح باشد. اما در کتاب کافی در تمامی اسناد (والله اعلم) سند را این گونه می آورد: از فلانی "عن" فلانی ... . یعنی در هیچ سندی دیده نمی شود بگوید صراحتا شنیدم و بنابراین تمامی احادیث این شخص در کافی ضعیف می شود. در بسیاری از احادیث کافی می بینیم آمده است "احمد بن محمد". این نام بین چند نفر مشترک است ولی در اکثر موارد بین دو نفر مشترک می شود و آن احمد بن محمد بن عیسی الاشعری (ثقه) و دیگری احمد بن محمد بن خالد البرقی است. به همین جهت اکثر اسناد کافی که در آن احمد بن محمد آمده است ضعیف خواهد شد. اگر توضیحی خواستید بفرمایید تا عرض کنیم.

3- وجود سهل بن زیاد ضعیف بلکه کذاب

4- وجود محمد بن سنان غالی ضعیف بلکه کذاب

5- وجود محمد بن عیسی بن عبید که ضعیف است. البته هم توثیق شده و هم تضعیف. ولی شکی نیست احادیث وی از یونس بن عبدالرحمن همگی ضعیف است که در کافی اکثر احادیث وی از یونس است.

6- وجود ابان بن عثمان که مجهول الحال است.

و البته بسیاری موارد دیگر ولی اگر اشتباه نکنیم این ها معروفترینشان بودند. والله اعلم

به هر حال تعداد بسیاری از احادیث کافی ضعیف است. اگر اشتباه نکنم استاد محمد باقر بهبودی می گفت بیش از  9000 روایت کافی اشکال سندی و بیش از  2000 روایت مخالف قرآن کریم و عقل هستند و تنها 4000 روایت کافی صحیح هستند. البته این دیدگاه یک شیعه است اما اگر با دید علمی نگاه کنیم مسلما بد تر از این خواهد بود. والله اعلم

 

 

و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون

                                       

والسلام

 

یا الله

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
سیده رضوی , 01367
سیده رضوی - 03:01 1388/01/4
10
نقل قول از : عمر فاروق

سلام بر خواهر گرامی**

سایر روایات نیز مشابه همان است كه همگی دلالت می‏كند كه خدا در قیامت دیده می‏شود.

الجواب:

ما طبق آیات قرآن این حرف رو میزنیم.مطمینا شما آیات قرآن را قبول دارید!پس توجه کنید!

الله در آخرت رؤیت می شود که در آخرت هم موازین دنیا حاکم نیست.

 آخر چه جای شگفتی است که الله چشمی در آخرت به ما بدهد که او را با آن چشم ببینیم. البته این آیه در قران هست:

{وَمَن كَانَ فِی هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلاً }                                     (الإسراء/72)

پس شما نگران نباشید.

کسی که در این دنیا کور است پس در آخرت هم کور خواهد بود حتی بیشتر در گمراهی است

..

حال دلایل ما برای رویت الله در بهشت:

 سنی ها عقیده ندارند که الله در دنیا قابل رویت است، اما جهان آخرت جهانی دیگر است. در آن جهان بعضی آدمها با سر راه می روند! پس در چنین جهانی رویت الله عجیب نیست و این هم دلیل صریح از قرآن :

 

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ }                              ( قیامت/ 22 و 23 )
چهره های در آن روز نورانی و نیکوست و آنها پروردگار خود رامی نگرند.

-----------------------------------------------------------------------------

شاید تا به امرزو این آیه را ندیده بودی!!

 

التماس دعا


سلام بر شما

اولا در مورد اعتقاد شیعه بر این موضوع عرض کنم که شیعه این اعتقاد و ندارد که در روز قیامت  انسان ها با چشم ظاهر خدارا ببینید چون اگر اینطور باشد به گفته رسول الله : کسی که پروردگارش را تشبیه به مخلوقش کند به طور قطع کافر است. و اسان دو چشم دارد ، چشم سر و چشم دل .

اگر هم مشاهده ای صورت بگیرد با چشم دل است نه چشم ظاهری.

                                          روش دیدن خدا

امام علی (ع) در نهج البلاغه ترجمه خطبه (179) در مسجد کوفه با زبانی گویا وساده 


 

ذعلب یمانی پرسید :«ای امیر مؤمنان آیا پروردگار خود را دیده ای ؟»پاسخ فرمود :«آیا چیزی را که نبینم می پرستم ؟»


 

گفت : چگونه او را می بینی ؟»فرمود :چشم ها هرگز او را نمی بینند ،اما دل ها با ایمان درست او را در می یابند .


 

خدا به همه چیز نزدیک است نه آنکه به اشیاء چسبیده باشد


 

از همه چیز دور است نه آن که از آن ها بیگانه باشد 


 

گوینده است نه با اندیشه وفکر


 

اراده کننده است نه ا ز روی آرزو و خواهش


 

سازنده است نه با دست وپا


 

لطافت دارد نه آن که پوشیده ومخفی باشد


 

بزرگ است نه با ستم کاری


 

بیناست نه با حواس ظاهری ؛ مهربان است نه با نازک دلی


 

سرها و چشمها در برابر عظمت او به خاک افتاده ودلها از ترس اوبی قرارند.

 

یاعلی

ایمان   , iman123123
ایمان - 09:50 1388/01/5
11
نقل قول از : فاطیما رضوی


اولا در مورد اعتقاد شیعه بر این موضوع عرض کنم که شیعه این اعتقاد و ندارد که در روز قیامت  انسان ها با چشم ظاهر خدارا ببینید چون اگر اینطور باشد به گفته رسول الله : کسی که پروردگارش را تشبیه به مخلوقش کند به طور قطع کافر است. و اسان دو چشم دارد ، چشم سر و چشم دل .

اگر هم مشاهده ای صورت بگیرد با چشم دل است نه چشم ظاهری.

                                       


دیدن خداوند در روز قیامت ربطی به تشبیه کردن او به خلق خدا ندارد. تقسیم بندی چشم ها به چشم دل و چشم ظاهر بیشتر یک تعبیر عارفانه است تا یک واقعیت. دیدن تعریف مشخصی دارد و چشم هم تعریف کاملا مشخصی بنابراین تعبیر کردن دیدن به چیزی دیگر و تعبیر کردن چشم نیز به چیزی دیگر انحراف معنا است و دلیلی برای آن نداریم. بحث کاملتر در خصوص صفات خدا و نیز موضوع رویت خداوند در بحث "آیا خداوند نزول و صعود دارد" درجریان است لطفا به آن مراجعه کنید و ضمن شرکت دربحث، موضوع را بررسی کنید.
"یا الله" "یا الله" , yaallah11
12

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

به ایم لینک رجوع نموده و پست "ارسال شده در تاریخ یكشنبه 21 بهمن 1386 - 11:22" را مطالعه نمایید

http://94.76.197.42/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=297

 

در مورد رویت الله جل جلاله متن نوشته شده در آن پست از یک کتاب برداشته شده است.

والسلام

یا الله

سیده رضوی , 01367
سیده رضوی - 19:43 1388/01/5
13

 
دیدن خداوند در روز قیامت ربطی به تشبیه کردن او به خلق خدا ندارد. تقسیم بندی چشم ها به چشم دل و چشم ظاهر بیشتر یک تعبیر عارفانه است تا یک واقعیت. دیدن تعریف مشخصی دارد و چشم هم تعریف کاملا مشخصی بنابراین تعبیر کردن دیدن به چیزی دیگر و تعبیر کردن چشم نیز به چیزی دیگر انحراف معنا است و دلیلی برای آن نداریم. بحث کاملتر در خصوص صفات خدا و نیز موضوع رویت خداوند در بحث "آیا خداوند نزول و صعود دارد" درجریان است لطفا به آن مراجعه کنید و ضمن شرکت دربحث، موضوع را بررسی کنید.


سلام بر شما

اولا خیلی هم ربط دارد چشم انسان قادر هست همه چیزی را ببیند !!!

و در ثانی موضوع چشم ظاهر و چشم باطن هم اگر از نظر شما تعبیر عارفانه هست از نظر من واقعیت است .

من همینجا بحث میکنم و به بحث های دیگر هم کاری ندارم

یاعلی

"یا الله" "یا الله" , yaallah11
14

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر شما

قصد از گذاشتن لینک بحث در آن سایت نبوده است. والله اعلم

والسلام

یا الله

هاشم هشام , romasa
هاشم هشام - 11:47 1388/01/6
15
نقل قول از : فاطیما رضوی

سلام بر شما

خیلی جالبه ... مسائل بسیار مهم را رها کردید حال به کتاب شیخ کلینی رحمة الله علیه ....:D

شما ظاهرا از کتاب های خودتون غافل هستید !! چند نمونه عرض میکنم :

قابل توجه همه بچه های کلوب

مقایسه کنید به این احادیثی که فاطیما ذکر کردند و بین حدیثی که ما از کتاب کافی ذکر کردیم

همه این احادیث که فاطمه خانم ذکر کردند تفسیر دو آیه از قرآن است.
وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره(در آن روز صورتهای میبینی که بشاشند و بسوی پروردگاشان نگاه میکنند.
یومئذ عن ربهم لمحجوبون( منظور کفار است.)
حال تفسیر آیاتی از قران در بین احادیث ما امده در حالی که شما آن را عجیب میدانید؟

بهر حال من حدیث شما با ذکر ضعف آن بیان کردم این بخاطر اینکه شما بدانید که از علمای شما هستند کسانی که کتابهای شما را نقد میکنند در بین اهل سنت این رسم از قدیم الایام بوده که حدیث ضعیف از صحیح تشخیص بدهند

برادران عزیز من میخوام سیری کوچکی در احادیث برادران تشیع بزنیم تا کمی از آن اطلاع یابیم خواهش مندم بحث را به حاشیه نکشونید:
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.