| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
گفتنی است اهانت "العریفی" به آیتالله العظمی سیستانی و شیعیان با انتقادات گسترده بسیاری از شخصیتها و علمای شیعه و سنی مواجه شد.
"رافضی" عنوانی است که دشمنان افراطی، برای تحقیر شیعیان به کار میبرند.
اظهارات متفاوت العریفی
درباره آیت الله سیستانی«شیخ
محمد العریفی» در سخنانی متفاوت گفته است: «آیت الله سیستانی بر مدار
فرمایشات الهی گام برمیدارد و به همین دلیل است که ایشان را بر بسیاری از
علمای اهلسنت ترجیح میدهم». |

به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ العریفی در این سخنان که در یک فایل صوتی منتشر شده اذعان کرد که: تواضع، رویگردانی از دنیا، زهد، ذکر الله، حب خدا و حب رسول و اهلبیتش در علمای شیعه حقیقتاً وجود دارد.
العریفی در این سخنان تاکید کرده که شخصیت عالمان شیعه را نسبت به علمای اهلسنت، به هدایت رسول الله و فرمایشات ایشان در زهد، نزدیکتر میداند.
وی در این نوار با چرخشی آشکار نسبت به مواضع خود درباره مرجع عالیقدر شیعیان گفته است: «آیت الله سیستانی بر مدار فرمایشات الهی گام برمیدارد و به همین دلیل است که ایشان را بر بسیاری از علمای اهلسنت ترجیح میدهم».
واخ واخ چقدر مهمه که این سرکارخانم یک ایمیل دریافت داشتن... خبر نداری بیا ایران روزی هزاران ایمیل اونجوری واینجوری میاد تو باکس ها..
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ «خانم سمر المقرن» که در مصاحبه با رادیو عربستان از اظهارات العریفی انتقاد کرده بود، در مطلبی که امروز در نشریه قطری "الیوم" منتشر ساخت، از دریافت یک نامه الکترونیکی تهدیدآمیز با عباراتی مثل "رافضی" پرده برداشت.
وی پس از دریافت این نامه، گفت: خدا را شاکرم که به من قدرتی عنایت کرد که در مقابل کسانی که نمیتوانند پاسخی برای حجت و دلیل آشکار داشته باشند و قدرتی برای استفاده از عقل جهت حقیقتیابی ندارند، بایستم.
المقرن افزود: این افراد از چیزی جز "ترور" و استفاده از عبارات توهینآمیز برخوردار نیستند.
این اندیشمند اهلتسنن در ادامه اظهار داشت: در نامههای تهدیدآمیزی که به من شده است مرا شیعه خطاب کردهاند، در حالی که من تاکید میکنم شیعه و سنی همه مسلمانند.
گفتنی است اهانت "العریفی" به آیتالله العظمی سیستانی و شیعیان با انتقادات گسترده بسیاری از شخصیتها و علمای شیعه و سنی مواجه شد.
"رافضی" عنوانی است که دشمنان افراطی، برای تحقیر شیعیان به کار میبرند.
پایگاههای آمریکا
در عربستان( (با اندکی تصرف
بنا به گزارش
اخیر اداره تحقیقات کنگره آمریکا، میزان تسلیحات و تجهیزات نظامی و خدمات مربوطه
ای که عربستان سعودی از سال1950 میلادی تا2006 در قالب برنامه فروش
خارجی اقلام نظامی آمریکا از این کشور خریده بیش از62 میلیارد و700 میلیون
دلار بوده. میزان خدمات ساختمانی نظامی ای که عربستان طی این مدت از آمریکا خریده
نیز17 میلیارد و یکصد میلیون دلار بوده است. بین سالهای1946
و2007 میلادی نیز سعودی ها از حدود296 میلیون دلار کمکهای مالی خارجی
آمریکا که توسط ارتش ایالات متحده به این کشور داده برخوردار شده اند.
ارتش آمریکا از
زمان مقدمه چینی برای حمله به عراق در سال1990 تا زمان تعرض به این کشور در
سال2003 ، هزاران نظامی در عربستان سعودی مستقر کرده است. حضور نظامی آمریکا در
این کشور، که محل تعدادی از مقدس ترین اماکن اسلامی است، عامل عمده به راه افتادن
جنگ جاری القاعده با ایالات متحده بوده است. در سال2003 ، ارتش آمریکا در پاسخ به
فشارهای بنیادگرایان بر دولت عربستان سعودی، اعلام کرد تمام نیروهای خود را به جز
کادر تعلیمات نظامی خود را از این کشور خارج می کند.
با اینکه بسیاری
از سربازان آمریکایی از عربستان رفته اند، اما عملیات مقاطعه کاری پنتاگون در این
کشور متوقف نشده که بخش عمده ای از آن برای ارتش عربستان صورت می گیرد. ارتش
عربستان را نیروهای آمریکایی در سایتهایی مانند روستای اسکان در20
کیلومتری جنوب ریاض آموزش می دهد. ارتشآمریکا در این
پایگاه800 پرسنل دارد که500 نفر از آنان مستشار نظامی هستند.
بین
سالهای2003 و2009 ، ارتش ایالات متحده559 میلیون دلار کنترات برای اجرای
طرحهای ساخت و ساز برای عربستان به شرکتهای مقاطعه کاری سپرد. مثلا ارتش
آمریکا در سال2009 ، قراردادی به ارزش160 میلیون دلار برای ساخت تاسیساتی
برای لشکر مکانیزه ارتش عربستان با یک شرکت سعودی منعقد کرد. در همین سال ارتش
آمریکا با یک شرکت عربستانی لبنانی، قراردادی به ارزش127 میلیون دلار به منظور اجرای
عملیات ساخت و ساز برای گردان شاهزاده ترکی بن عبدالعزیز منقعد کرد. آمریکا همچنین
برای ساخت انبارهای زیرزمینی تسلیحات برای ارتش عربستان قراردادی به ارزش82
میلیون دلار با بزرگترین شرکت ساختمانی سعودی یعنی شرکت تجاری و مقاطعه کاری
اللطیفه امضا کرد.
به علاوه، سیل
تسلیحات نظامی از طریق پنتاگون به سوی عربستان سعودی همچنان جاری بوده است. وزارت
دفاع آمریکا نیز هزینه قراردادهای تامین خدمات تعمیر و نگهداری و پشتیبانی برای آن
را تامین کرده است. به عنوان مثال اوایل سال میلادی جاری، بر اساس یکی از بندهای
قراردادی که نیروی هوایی آمریکا برای تمدید قرارداد بسته بود، ارتش آمریکا کنتراتی
به ارزش9 میلیون و500 هزار دلار به شرکت کیوبیک کورپوریشن داد تا
همچنان به اجرا و تامین خدمات پشتیبانی برای سیستم آموزش نبرد هوایی مورد استفاده
برای آموزش خلبانان جنگنده های اف -15 نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی
ادامه دهد.
تبدیل خلیج فارس
به پادگان نظامی
ارتش آمریکا با
اینکه به سوی خروج نیم بند از عراق حرکت می کند، اما بی سر و صدا سرگرم افزایش و
استحکام حضورش در دیگر نقاط خاورمیانه بوده است. در ایالات متحده تقریبا هیچ بحثی
در خصوص تبعات احتمالی این کار واشنگتن صورت نگرفته است.
ارتش ایالات
متحده آمریکا به استثنای ایران تمام کشورهای خلیج فارس را با احداث پایگاههای
هوایی، پایگاههای دریایی، پستهای نظامی بیابانی، مراکز آموزشهای نظامی، و گستره
وسیعی از تاسیسات دیگر به پادگان نظامی مبدل ساخته و همزمان در حال افزایش
قابلیتهای نظامی اردن بوده است.
تلاشهای سازمان
سیا برای سرنگونی دولت قانونی ایران در دهه50 میلادی، حمایت واشنگتن از عراق
تحت حکومت صدام حسین در سالهای دهه80 میلادی حضور سربازان پنتاگون در عربستان
سعودی در سالهای دهه90 تماما در زمان خود اقدامات ژنوپلیتیک زیرکانه تلقی
می شد اما
همگی دارای عواقب پیش بینی نشده مخرب بوده است.
پولی که پنتاگون
در سالهای اخیر در حال سرازیر ساختن به سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای احداث و
استحکام زیرساختهای نظامی بوده تنها باعث شده که ایالات متحده بیش از پیش به
رژیمهای دیکتاتوری و غیرمردمی آن کشورها وابسته شود و همزمان خاورمیانه را که به
طور سنتی منطقه ای بی ثبات تلقی شود، مسلح و نظامی سازی کرده است. افزایش و تقویت
پایگاههای پنتاگون در خلیج فارس توسط پنتاگون تا کنون باعث صرف میلیاردها دلار از
پولهای مالیات دهندگان آمریکایی شده است. اما اینکه هزینه هایی عواقب منفی
این اقدامات چه خواهد بود همچنان بخش نامعلوم این مسئله است.
—————* نیک تارس
معاون سردبیر سایت
تحلیلی تام
دیسپج بوده و به خاطر فعالیتهای روزنامه نگاری برجسته ای که داشته برنده جایزه
امسال “رایدن اور” و همچنین جایزه “جیمز آرونسن” شده است. آثار او در روزنامه های
لس آنجلس تایمز، نیشن، دیزتایمز و تام دیسپچ چاپ می شود. او در حال حاضر از محققان
“مرکز ایالات متحده و جنگ سرد” دانشگاه نیویورک است. کتاب اخیر او تحت عنوان
“موضوع پیچیده: ارتش چگونه زندگی روزمره ما را مورد تعرض قرار می دهد” در سال
میلادی جاری 2009() به چاپ رسید.
نشانی سایت
اینترنتی وی عبارت از:
*NickTurse.com
اقدامات ضد مذهبی سعودی
براساس خبرهای قطعی، رژیم عربستان سعی دارد تا مساجد سبعه را به بهانه
بازسازی تعطیل و سپس ویران نماید. چند سال پیش «شورای عالی عربستان» تصویب
كرد كه اوقاف عربستان یك مسجد بزرگ را به جای 7 مسجد كوچك در دامنه «كوه
سلع» بنا كند. این مسجد اینك در سه طبقه با هزینه ای بالغ بر 62 میلیون
ریال سعودی، بنا شده و گنجایش پذیرش 4500 نمازگزار را دارد و نام آن «مسجد
خندق» می باشد.
مقامات سعودی اینك 7 مسجد تاریخی و مهم كه پیامبر در آنها نماز گزارده است را به بهانه بازسازی تعطیل كرده و اجازه دیدار و برگزاری نماز را در آنها نمی دهند این 7 مسجد كوچك عبارتند از مسجد قبلتین، مسجد فتح، مسجد سلمان فارسی، مسجد ابوبكر، مسجد عمر، مسجد علی بن ابی طالب(ع) و مسجد فاطمه زهرا(س). كوچكترین آنها مسجد حضرت زهرا با 21 متر مربع و مسجد حضرت علی با 55 متر مربع می باشند. روزنامه عربستانی «عكاظ» در دفاع از اقدام اوقاف و شورای عالی عربستان نوشت «عربستان می خواهد این اماكن آثار باستانی باشند و نه محل نمازگزاردن» اما در عین حال تلویزیون عربستان از تخریب این مساجد خبر داده است.
از مجموعه خبرهای عربستان می توان دریافت كه از یك سو تعارض در درون خاندان آل سعود زیاد شده و از سوی دیگر افراط گرایی وهابی ها كه گفته می شد باروی كارآمدن عبدالله مهار می شوند رو به فزونی گذاشته و شورش هایی را سبب گردیده است. از سوی دیگر با زیر سؤال رفتن مشروعیت نظام های سلطنتی و موروثی اعتراض های رو به گسترش مردم با این رژیم را شاهد هستیم و در همان حال موج مخالفت های دانشجویی آینده این رژیم را با سؤالات زیادی مواجه كرده است. شاید عربستان بتواند از طریق شورای داخلی و یا «هیأت بیعت» به مخالفت های شاهزادگان غلبه كند ولی شكاف های اجتماعی و جنبش های اعتراضی جوانان چالش های عمده ای را متوجه شاهزادگان كرده است. این سؤال امروز توسط محافل مختلف مطرح می شود: آیا رژیم موروثی عربستان وارد دوره ای از بی ثباتی های پرشتاب شده است؟در عین حال در طول این دوران همواره در درون این خاندان مناقشاتی بر سر پادشاهی و ولیعهدی این كشور در گرفته كه به مرور بر دامنه آن افزوده شده است. بر این اساس طی سالهای اخیر ملك عبدالله پادشاه 80 ساله و فرتوت عربستان شورایی مركب از اعضای عالیرتبه این خاندان تحت عنوان «هیأت بیعت» تاسیس كرد تا به مناقشات درون خانواده پایان دهد. در عین حال ملك عبدالله در كنار این شورا و ذیل عنوان جوان گرایی با استناد به بالا بودن سن فرزندان عبدالعزیز-برادران خود- تلاش كرد تا سلطنت را پس از خود از دایره فرزندان عبدالعزیز به فرزندان خود منتقل نماید. این مسئله مناقشات تازه ای را در پی داشت.
حدود سه ماه پیش رسانه ها از راه اندازی یك كودتا در درون خانواده آل سعود خبر دادند. براساس خبرهای منتشر شده، بندر بن سلطان بن عبدالعزیز حدود 200 تن از نیروهای امنیتی عربستان را به انجام كودتا علیه پادشاه تحریك كرده است، اما با گزارش به موقع دستگاه امنیتی امیر قطر، با شكست مواجه شده و ملك عبدالله جان سالم بدر برده است از آن روز تا اكنون رسانه های سعودی هیچ خبری از بندر منتشر نكرده اند و كسی نمی داند او پس از سفر به ایتالیا در كجا به سر می برد. بندر بن سلطان در عین حال متهم است كه روابط ویژه ای با جمهوری خواهان آمریكا داشته و آنان را پس از حادثه 11 سپتامبر به اتخاذ تصمیم بر ضد عربستان تحریك كرده است. در عین حال بعضی از رسانه ها نوشته اند بندر در ریاض و تحت بازداشت خانگی به سر می برد.
از حدود دو سال پیش شاهزاده «سلطان بن عبدالعزیز» پدر بندر كه ولیعهد رسمی عربستان سعودی است با سرطان معده دست و پنجه نرم می كند و پزشكان وی از مرگ او طی یكی- دو ماه آینده خبر داده اند. ملك عبدالله بطور غیررسمی امیر «نایب بن عبدالعزیز» وزیر كنونی كشور عربستان را به عنوان ولیعهد معرفی كرده ولی بسیاری از آگاهان سیاسی معتقدند این موضوع چندان جدی نیست و پادشاه برای به قدرت رسیدن فرزندانش پس از خود طراحی هایی را به عمل آورده است. هفته نامه اردنی «الحقیقه الدولیه» نیز به نقل از منابع عربستانی نوشت: ملك عبدالله سعی دارد سلطنت را پس از خود به فرزندانش منتقل نماید. بعضی از منابع خبری از مخالفت آمریكا با ولایتعهدی شاهزاده نایف بن عبدالعزیز خبر داده و او را به همدست بودن با افراط گرایان وهابی و مخالفت با اصلاحات در عربستان متهم كرده اند. فؤاد ابراهیم یك تحلیلگر مسائل عربستان سعودی در مصاحبه 11 مرداد با شبكه تلویزیونی العالم معتقد است این اتهام عمدتا به این دلیل صورت می گیرد كه در بین مقامات سعودی، نایف مهمترین مخالف قرارداد صلح با رژیم صهیونیستی است و از این رو به ارتباط با افراط گرایان مذهبی متهم شده است. در عین حال پایگاه خبری «الوطن» كه به شیعیان عربستان تعلق دارد معتقد است شاهزاده نایف عامل اصلی اعمال فشار علیه شیعیان است و از طرح پرونده های قضایی علیه تندروهای وهابی جلوگیری می كند. «مركز تكثرگرایی اسلامی» نیز كه به شیعیان عربستانی ساكن آمریكا تعلق دارد نیز نسبت به گسترش وهابیت پس از روی كار آمدن نایف بن عبدالعزیز هشدار داد.
گزیده شده از:http://www.rajanews.com/detail.asp?id=33838
به
گزارش پرس.تی.وی – بیروت، خدمات امداد و نجات سعودی در بیانیهی روز
گذشتهی خود اعلام کرد که تعداد کشتهشدگان سیل جده به 103 نفر افزایش
یافته و 1400 نفر نیز توسط گروههای امداد و نجات از مرگ نجات یافتند.
در
این بیانیه اشاره شده که بالگردهای آتش نشانی در بالای مناطق سیل زده به
دنبال گمشدهها هستند و در میان کشته شدگان حجاج وجود ندارند.
این
در حالیست که بارانهای چهارشنبهی گذشته در غرب عربستان باعث شد تا سیل
در شهر جده جاری شود و برخی از راهها بسته شد و پس از فرونشستن سیل در
برخی مناطق دهها خودرو بر روی هم قرار گرفته بودند.
پس از این امیر خالد الفیصل شاهزاده و حاکم منطقه مکه دستور تشکیل کمیتههای بررسی اوضاع خسارت دیدگان را صادر کرد.
این
در حالیست که تظاهرات در شهر جده ممنوع اعلام شد و با این تصمیم 11 هزار
عربستانی خشم و غضب خود را از مسئولین این کشور در سایت فیس بوک ابراز
داشتند.
این صفحه که در سایت فیس بوک باز شده با عنوان مبارزهی
مردمی برای حمایت از شهر جده به راه افتاده و از مسئولین این شهر خواسته
تا به دلیل بیکفایتی استعفا دهند.
نویسندهی این صفحه اظهار داشت
که بسیاری از ساکنین منطقهی جده از روش پخش و انعکاس رسانهی ملی سعودی
خشمگین هستند. تلویزیون سعودی اعلام کرده بود که مردم جده از بارش باران
شادمان هستند و زیربناهای شهر بسیار خوب بوده است. مساله ای که نویسنده آن
را باورنکردنی خوانده است.
حکومت آل سعود در عربستان، با وجود پنج هزار شاهزاده و
ثروت هنگفتی که از راه فروش نفت و سرمایه گذاریهای سودآور به دست آوردهاند، بزرگترین نماد پادشاهی در جهان معاصر به
شمار می آید
در پیِ مرگ ملک فهد بن عبدالعزیز بن سعود، برادر ناتنیاش
امیر عبدالله که متولّد 1924م و بزرگترین عضو باقیماندۀ خاندان
سعود بود، در اوایل آگوست 2005، در سنّ 82 سالگی، به طور
رسمی پادشاه عربستان سعودی شد.
ملک عبدالله، هر چند در میان مردم عربستان از محبوبیّت زیادی
برخوردار است، در بین شاهزادگان خاندان سعود با مخالفتهایی
رو به روست و رقیب سر سختش، امیر سلطان، برادر تنی فهد
می باشد که متولّد 1928م و جانشین ملک عبدالله و وزیر دفاع
این کشور است.
عبدالله از همان زمان که جانشین فهد بود و به علّت سکتۀ
مغزی و بیماری برادرش، از سال 1995م به بعد، در عمل ادارۀ
امور عربستان سعودی را بر عهده داشت، در مسیر تنش زدایی
و عادی سازی روابط عربستان با دیگر کشورهای منطقۀ
خاورمیانه، از جمله ایران، گامهایی مؤثّر برداشت و برای حلّ
بحران خاورمیانه و رفع اختلاف میان اعراب و اسرائیل طرحهایی
ارائه کرد که با در پیش گرفتن سیاست خصمانه از سوی سران
رژیم غاصب اسراییل و حمایت بی دریغ امریکاییان از آنان، این
طرحها عقیم ماندند.
روزنامۀ فرانسوی فیگارو، در پیِ مرگ فهد، می نویسد:
عصر بعد از فهد، با توجّه به آنکه مسألۀ جانشینی تا چند سال آینده
به نوادگان عبدالعزیز خواهد رسید، آبستن اختلافات داخلی خواهد بود.
فیگارو نوشت:
هنگامی که عربستان سعودی پادشاه عوض می کند،
جهان نفس خود را در سینه حبس می کند؛ چرا که یک چهارم
ذخایر نفتی جهان در این کشور وجود دارد... بنا بر این، هر بحرانی
که در عربستان سعودی رخ می دهد، به طور مستقیم و غیر مستقیم،
ثبات همۀ نظام بینالمللی را به خطر خواهد انداخت... (1).
شهر (مبارک) مکّه مكرمه
اسمهای آن، حدود آن، آغاز پیدایش
1ـ اسمهای آن:
شهر مبارکی که الله جل جلاله آنرا را مبارک و حرمت، مشرَّف و تقدیس نهاده است، به علت منزلت رفیع آن دارای نامهای فراوان است، از جمله نامهایی که در قرآن کریم ذکر شده است عبارتند از:
مکّة: مشهورترین نام آن است: الله جل جلاله میفرماید:
(وَهُوَ الَّذِی كَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْكُمْ وَأَیْدِیَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَیْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا). [فتح:24].
«او الله است كه دست آنها (مشركان) را از شما، و دست شما را از آنان در دل مكه (یعنی حدیبیه) كوتاه كرد، بعد از آنكه شما را بر آنها پیروز نمود; و الله به آنچه انجام مىدهید بیناست».
بکّة: یکی دیگر از نامهای شهر مکّه است که قرآن میفرماید:
(إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ). [آل عمران:96].
«نخستین خانهاى كه براى مردم (و نیایش الله) قرار داده شد، همان است كه در سرزمین بكّه است، كه پربركت، و مایه هدایت جهانیان است».
أُم القُری: نام دیگر آن ام القری است که الله جل جلاله میفرماید:
(وَكَذَلِكَ أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ قُرْآَنًا عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ) [شوری:7].
«و این گونه قرآنى عربى (فصیح و گویا) را بر تو وحى كردیم تا «امالقرى» (مكّه) و مردم پیرامون آن را انذار كنى و آنها را از روزى كه همه خلایق در آن روز جمع مىشوند و شك و تردید در آن نیست بترسانى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان!».
و به اتفاق مفسرین ام القری همان شهر مکّه است و بدین نام خوانده شده است زیرا شریفتر و برتر از سایر شهرها، و نزد الله و رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم محبوبتر است.
البلد الأمین: از جمله نامهای مکّه بلد الأمین است الله جل جلاله میفرماید:
(وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ * وَطُورِ سِینِینَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ *). [التین:1ـ3].
«قسم به انجیر و زیتون * و سوگند به «طور سینین * و قسم به این شهر امن ( مكّه)».
و بلد (شهر) امین همان شهر مکه است بدون اختلاف میان مفسرین ...، ونامهای فراوان دیگری که این شهر پر امن و امان به آن خوانده شده است .
2 ـ حدود حرم:
به علت اهمیت این موضوع و احکام شرعی فراوانی که الله جل جلاله در رابطه با آن برای حرم خویش وضع نموده است تعیین حدود بیت الحرام به وحی الهی بوده است. پس جبرئیل فرود آمد تا به ابراهیم ؛ بنیانگذار و سازنده کعبه حدود بیت الحرام را نشان دهد، و ابراهیم خلیل مرز و حدود حرم را وضع مینمود، و حدود حرم در زمان رسول الله تجدید گردید رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم در سال فتح مکه، اسد خزاعی را فرستاد تا حدود حرم را تعیین نمود.
ابونعیم از ابن عباس رضی الله عنه روایت مینماید که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم در سال فتح مکّه اسد خزاعی را فرستاد تا نشانههای حرم را تجدید بنا کرد که ابراهیم آنرا با راهنمایی جبرئیل نهاده بود، ابن حجر گفته است که اسناد این حدیث حَسَن است .
و همینطور علامات حرم تا به امروز بر حسب نیاز تجدید میگردد .
امام نووی: میگوید: بدان که شناخت نشانههای حرم مهمترین چیزی است که میبایست به آن عنایت شود زیرا احکام فراوانی به آن تعلق بسته است .
3 ـ آغاز ساخت حرم و کعبه معظمه:
موضوع آغاز ساخت کعبه معظمه و حرم و مناسک حج بنابر آنچه که در قرآن وارد گشته است با ابراهیم خلیل الرحمن و پسرش اسماعیل إ ارتباط دارد، حافظ ابن کثیر گفته است:
(ظاهر قرآن اقتضاء مینماید که ابراهیم ؛ اولین کسی است که آنرا بنا و تأسیس نهاده است) گرچه نصوص وارده در این زمینه احتمال وجود ساخت آنرا قبل از ابراهیم ؛ نفی نمینمایند. والله أعلم.
و اما در مورد ساختن کعبه و پرداختن ابراهیم به آن با یارى پسرش اسماعیل علیهما السلام الله جل جلاله چنین میفرماید:
(وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ). [بقره:127].
«و (نیز به یاد آورید) هنگامى را كه ابراهیم و اسماعیل، پایههاى خانه (كعبه) را بالا مىبردند، (و مىگفتند): پروردگارا! از ما بپذیر، كه تو شنوا و دانایى!».
روایات صحیحی از پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم در زمینه آغاز امرِ حرم و داستان ساختن آن وارد گشته است، بخاری در کتاب صحیح خود از سعید بن جبیر روایت مینماید که ابن عباس رضی الله عنهما گفته است:
اولین كمربند(مِنْطَق) [با كسر میم و سكون نون وفتح طا] که زنان اتخاذ نمودهاند از طرف مادر اسماعیل بوده است، منطقی را اتخاذ نمود، که آثار و نشانه فرار كردن را از ساره گم كند (چون وقتى هاجر اسماعیل را بدنیا آورد ساره بسیار ناراحت شد ، سپس ابراهیم هاجر و پسرش اسماعیل [که شیر خواره بود] را به نزد بیت بالاتر از زمزم آورد. آن هنگام کسی در آنجا نبود و آبی نیز وجود نداشت و کیسهای از خرما و مشك آبى کنار آنها گذاشت سپس ابراهیم روانه و رهسپار شد و هاجر (مادر اسماعیل) او را دنبال کرد و گفت: ای ابراهیم کجا میروی؟ و ما را در این درّه که نه انسان و نه چیزی در آن مىباشد تنها میگذاری؟ چند بار سخن خود را به او گفت. ولی او به وی التفات نمینمود، وبالأخره به ابراهیم گفت: آیا الله جل جلاله به تو دستور داده است؟ گفت: آری.
گفت: در این صورت مرا تباه نمیگرداند، سپس برگشت و ابراهیم رهسپار گردید تا اینکه به گردنهای رسید جایی که از دیدگان پنهان شد و به بیت الحرام رو نمود و دستش را بلند کرد و با این کلمات خدایش را فراخواند و فرمود:
(رَبَّنَا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ). [ابراهیم:37].
«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شاید آنان شكر تو را بجاى آورند!».
و مادر اسماعیل به شیر دادن اسماعیل پرداخت و از آن آب هم مینوشید تا اینکه آب مشک به پایان رسید و هر دو تشنه شدند، و به پسرش نگریست که (از شدت تشنگی) بر خود میپیچید، از کراهت و ناراضی اینکه به وی بنگرد راه افتاد، کوه صفا نزدیکترین کوه به وی بود بالای آن رفت. سپس به درّه رو کرد تا بنگرد آیا کسی را میبیند؟ و هیچ کس را ندید، از کوه (صفا) پایین آمد، به درّه که رسید، لباس را جمع نمود، با تلاش طاقت فرسایی سعی نمود تا از درّه بگذرد، سپس به کوه مروه آمد و از آن بالا رفت تا نظاره کند که آیا کسی را میبیند، کسی را ندید، هفت بار این عمل (آمد و رفت از صفا به مروه و بالعکس) را انجام داد.
ابن عباس رضی الله عنه فرموده است: پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است (این است حکمت سعی مردم میان دو کوه) وقتی که بر کوه مروه صعود کرد صدایی را شنید به خود گفت: ساكت شو، دوباره آنرا شنید، و گفت اگر مدد (آب و نانی) با خودداری صدایت را شنیدم، به سمت صدا رفت، در مکان زمزم با فرشتهای روبرو گردید، فرشته با عقب خود، ـ یا گفت: با بال خود ـ به (زمین زد) تا اینکه آب نمایان و ظاهر گشت، و با دستان خویش برای آن آبگیری درست کرد، و آب را در مشک خویش میریخت و بعد از آنکه در مشک ریخت آب فوران و بالا میآمد. ابن عباس رضی الله عنه گفته است که: پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: الله جل جلاله مادر اسماعیل را بیامرزد اگر زمزم را آزاد میگذاشت (و آبگیر نمیساخت و با مشت پر نمیکرد) زمزم چشمة روان و پرآبی میبود، میگوید: مادر اسماعیل آب را نوشید و بچهاش را شیر داد و فرشته به وی گفت: هراس هلاک شدن را نداشته باشید، در این مکان این پسر و پدر او خانة خدا را بناء مینمایند و الله جل جلاله اهل خویش را هلاک نمیگرداند، و بیت همچون تپه ارتفاع مییابد و سیلهایی از چپ و راست آنرا در برمیگیرند همینطور بود تا اینکه کاروانی از طایفه (جُرهُم) که از راه کداء آمده بودند از کنار آنها عبور نمودند و در دامنه مکّه توقف کردند و پرندهای را با حالت دور و چرخش در آسمان دیدند و گفتند این پرنده بر روی آب چرخ میخورد حتماً در این درّه و اطراف آن آب وجود دارد، در حالیكی خبر نداریم كه آبی در اینجا باشد، یکی یا دو نفر را فرستادند و آنها به آب برخورد نمودند و برگشته و آنان را از وجود آب خبر نمودند و با هم به طرف آب روی آوردند. و هاجر مادر اسماعیل کنار آب بود، گفتند: آیا اجازه میدهید که نزد شما منزل گزینیم، گفت آری: به شرطی که هیچ حقی در آب نداشته باشید، گفتند آری.
ابن عباس رضی الله عنه از زبان پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم بیان مینماید: آنها (کاروان) با هاجر مواجه گشتند و او هم دنبال همسایهای بود، نزد وی سکنی گزیدند و به دنبال اهل خویش فرستادند و آنان نیز با آنها منزل نمودند و خانهها زیاد شد و پسر (اسماعیل) به سن جوانی رسید و زبان عربی را از آنها فرا گرفت و چون به جوانی رسید با آنها رقابت میکرد و آنان را شگفت زده کرده بود و چون به سن ازدواج نایل گشت زنی از طایفه خود را به همسری وی درآوردند، و مادر اسماعیل از دنیا برفت، ابراهیم بعد از ازدواج اسماعیل برگشت تا بازمانده خویش را ببیند، اسماعیل را نیافت از همسرش درباره او جویا شد گفت: بیرون رفته است تا برایمان روزی طلب کند، سپس از زندگی و اوضاع آنان پرسید، گفت: در تنگنا و سختی به سر میبریم و نزد او شَکْوَه نمود. ابراهیم گفت: هرگاه همسرت آمد سلام مرا به او برسانید و به او بگوئید آستانه درب را تغییر دهد، وقتیکه اسماعیل برگشت مثل اینکه بویی برده بود، فرمود: آیا کسی پیش شما آمده بود، زن گفت، آری پیرمردی با چنین مشخصاتی پیش ما آمد و در مورد تو از من جویا شد، او را اطلاع دادم، و در مورد معیشت و زندگیمان سؤال نمود گفتم در تنگنا و مضیقه میباشیم، گفت: آیا شما را هم به چیزی توصیه و سفارش نمود؟ گفت بله: به من گفت تا سلام وی را به تو برسانم و میگفت اینکه چهارچوب زیرین درگاهش را تغییر دهد، اسماعیل گفت: آن پیرمرد پدرم بوده است و مرا دستور داده است تا از توجدا شوم، و به خانوادهات بپیوند، او را طلاق داد و با زن دیگری از آن طایفه ازدواج نمود، مدت زیادی ابراهیم از آنها دور بود پس پیش آنها آمد، اسماعیل را نیافت، نزد همسر وی رفت و از اسماعیل جویا شد همسرش گفت: دنبال طلب روزی برای ما بیرون رفته است.
گفت: وضعیت شما چطور است؟ و از اوضاع و زندگی آنها سؤال کرد.
همسر اسماعیل: ما در خوبی و خوشی به سر میبریم، و الله را سپاس نمود فرمود: خوراکتان چیست؟
گفت: گوشت.
گفت: نوشیدنیتان چیست؟
گفت: آب.
فرمود: الهى در گوشت و آب برای آنان برکت قرار دهید.
پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: آن هنگام آنها بذری نداشتهاند و چنانچه بذر میداشتند بر فزونی و برکت آن نیز دعا میکرد.
ابراهیم گفت: هرگاه همسرت آمد سلام مرا به او برسانید و به او بگوئید آستانه دروازهاش را ثابت نگه دارد.
وقتیکه اسماعیل آمد گفت: آیا کسی پیش شما آمده است گفت: آری، پیر خوش سیمایی نزدمان آمده بود و تمجید نمود، و از شما سؤال کرد، به او گفتم: که دنبال کسب معاش است، در مورد چگونگی معیشتمان از من پرسید، به او گفتم: در خوبی و خرّمی به سر میبریم، اسماعیل گفت: آیا شما را به چیزی سفارش و توصیه ننمود؟ گفت: آری، او سلام میرساند، و دستورت میدهد تا آستانه دروازهات را ثابت نگه داری، اسماعیل گفت: او پدرم بوده است و منظورش از آستانه درب شمائید. به من امر نموده تا شما را نگه دارم و از تو جدا نشوم.
سپس ابراهیم مدتی نامعلوم از آنها بدور بود و بعد از آن برگشت و اسماعیل زیر درخت تنومندی در نزدیکی زمزم در حال تیز کردن تیر و خدنگش بود وقتیکه ابراهیم را دید به سوی او شتافت و به طریق غیر قابل توصیف یکدیگر را در آغوش گرفتند سپس ابراهیم گفت: ای اسماعیل الله جل جلاله مرا به انجام کاری دستور داده است اسماعیل گفت: هر آنچه پروردگارت دستور داده است انجام دهید، گفت: مرا یاری مینمائید؟ اسماعیل گفت: شما را یاری مینمایم. ابراهیم گفت: الله جل جلاله مرا دستور داده است تا در اینجا خانهای بسازم و به تپه بلندی در همان اطراف اشاره کرد همانجا دیوارهای خانه را بالا بردند و اسماعیل سنگ میآورد و ابراهیم آنرا میساخت تا اینکه خانه ارتفاع یافت و حجرالاسود را آورد و آنرا گذاشت، ابراهیم میساخت و اسماعیل به وی سنگ میداد، و میگفتند:
(رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) [البقره:127].
«پروردگارا! از ما بپذیر، كه تو شنوا و دانایى!».
همواره میساختند تا بر گردِ بیت بچرخند و میگفتند:
(رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ). پس این خانه نخستین خانهای است که در زمین برای عبادت ساخته شده است کما اینکه قرآن میفرماید:
(إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ). [آل عمران:96].
«نخستین خانهاى كه براى مردم (و نیایش الله) قرار داده شد، همان است كه در سرزمین مكه است، كه پر بركت، و مایه هدایت جهانیان است».
بخاری از ابوذر رضی الله عنه روایت میکند که او فرموده است گفتم: ای رسول الله نخستین مسجدی که در زمین بنا نهاده شد کدام مسجد است؟ فرمود: «مسجد الحرام، گفتم: سپس کدام مسجد بنا نهاده شده است؟ فرمود: مسجد الاقصی، گفتم: فاصله میان (ساختن) آنها چند سال بود؟ فرمود چهل سال، سپس هر کجا نماز فرا رسید آنرا اقامه نمائید فضیلت و برکت در آن است و الله جل جلاله اعلام داشته است که او نشانهها و راهنماهای آشکاری که دلالت بر ساختن آن به وسیله ابراهیم ؛ نماید در آن باقی و نگه داشته است و الله جل جلاله آنرا تعظیم و مبارک گردانیده است و قرآن میفرماید:
(فِیهِ آَیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آَمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ). [آل عمران:97].
«در آن، نشانههاى روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر كس داخل آن (خانه خدا) شود؛ در امان خواهد بود، و براى الله بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را انكار كند، به خود زیان رسانده)، الله از همه جهانیان، بىنیاز است».
قتاده و مجاهد فرمودهاند: که مقام ابراهیم از نشانههای روشن است . از آنچه گذشت عظمت جایگاه این شهر مبارک و علو منزلت و ارزش آن نمایان میگردد و ذکر پیاپی نصوص مذکور در تعدد نامهای این شهر و بیان حدود و مبدأ بنیان آن و آنچه که در بیان حرمت آن ذکر میگردد بر عظمت و علو منزلت این شهر دلالت مینماید. والله أعلم.
منبع: سایت عقیده

مدینۀ منوره اولین پایتخت مسلمانان است كه پرچم جهاد فی سبیل الله از آن افراشته شد، و كاروانهای حق برای نجات بشریت از تاریكی های ضلالت و گمراهی، و هدایت آنان به نور حق رهسپار گردید، از همین مدینه منوره بود كه نور حق درخشیدن گرفت و جهان را با شعاع هدایت و ایمان روشن نمود.

مدینه منوره شهر هجرت مصطفى صلی الله علیه و آله و سلم است، ایشان برای هجرت شان مدینه را انتخاب كردند، و تا آخرین رمق حیات در همین شهر مقدس زندگی نمودند، و نهایتا در همین شهر جان به جان آفرین سپردند، و در همین شهر دفن شدند، و از همین شهر بر انگیخته خواهند شد.

مرقد ایشان اولین قبری خواهد بود كه در روز محشر باز شده و ایشان از آن بر خواهند خواست، غیر از قبر ایشان جای قبر هیچ پیامبر دیگری به طور یقینی مشخص نیست.
این مدینۀ مباركه شهری است كه خداوند به آن عزت و افتخار بخشیده و آنرا بر سایر شهرها برتری داده است. پس از مكۀ مكرمه خداوند این شهر را بهترین جای روی زمین قرار داده است.
از فضائل این شهر مقدس و مبارك این است كه خداوند متعال آنرا حرم امن قرار داده چنانكه مكۀ مكرمه را حرم امن قرار داده است.
از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم روایت است كه فرمودند:
(ان ابراهیم حرم مكة، و إنی حرمت المدینة) صحیح مسلم.
یعنی: «ابراهیم علیه السلام مكه را حرم قرار داده و من مدینه را حرم قرار می دهم».
از فضائل دیگر مدینه این است كه ایمان، به مدینه باز میگردد، چنانكه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
(إن الایمان لیارز إلى المدینة كما تأرز الحیة إلى جحرها) صحیح بخاری و صحیح مسلم.
«یقیناً ایمان به مدینه باز خواهد گشت هم چنانكه مار به سوراخش باز میگردد».
معنایش این است كه سر انجام ایمان به مدینه باز خواهد گشت، و در مدینه باقی خواهد ماند و مسلمانان از سراسر جهان قصد سكونت مدینه را خواهند كرد، و انگیزۀ شان در این امر ایمان و محبت این شهر مقدس و مبارك خواهد بود كه خداوند آنرا حرم قرار داده است.

از دیگر فضائل مدینۀ طیبه این است كه پیامبر صلی الله علیه و آله سلم بر صبر و تحمل سختیها و دشواریهای مدینۀ منوره ترغیب دادند، و فرمودند:
(المدینة خیر لهم لو كانوا یعلمون) «مدینه بهتر است برای آنان اگر بدانند».
این مطلب را در مورد كسانی فرمودند كه در فكر كوچ كردن از مدینه و جستجوی رفاه و آسایش و مال فراوان و روزی گسترده بودند. صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است كه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یك سو حرمت و عظمت آنرا بیان فرمودند و از سوی دیگر خطر بدعت گذاری و حمایت از بدعت را توضیح دادند لذا می فرمایند:
(المدینة حرم من عیر إلى ثور، من أحدث فیها حدثا أو آوى محدثا فعلیه لعنة الله والملائكة والناس أجمعین لا یقبل الله منه صرفا و لا عدلا)
«مدینه از كوه عیر (در جنوب) تا كوه ثور (در شمال) حرم است، كسی كه در آن بدعتی ایجاد كند یا بدعت گذاری را پناه دهد پس لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد، خداوند هیچ فرض و نفلی از او نخواهد پذیرفت». صحیح بخاری و مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است كه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای آن دعای بركت نمودند از جمله می فرمایند:
(اللهم بارك لنا فی ثمرنا و بارك لنا فی مدینتنا و بارك لنا فی صاعنا و بارك لنا فی مدنا) «پروردگارا! در میوۀ مان بما بركت عنایت فرما، در شهر ما (مدینه) به ما بركت عنایت فرما، و در پیمانۀ ما به ما بركت عنایت فرما». صحیح مسلم.

اوبامای سعودی، امام جماعت مسجدالحرام!
شیخ عادل الکلبانی از دو سال پیش در آرزوی در دست گرفتن امامت مسجدالحرام یعنی مقدسترین نقطه کره زمین در نزد مسلمانان به سر میبرد. شیخ در میان نمازگزاران به خاطر صدای بم خود هنگام تلاوت قرآن مجید شهرت دارد
یکی از مشهورترین روزنامههای آمریکایی گزارش کاملی را در صفحه هفتگی خود درباره تعیین شیخ سیاهپوستی به عنوان امام جماعت مسجدالحرام منتشر کرد، این مرد که فرزند مهاجر فقیری از منطقه خلیج میباشد خود را "اوبامای سعودی" مینامد.
به گزارش سرویس بینالملل «آینده»، به نوشته العربیه شیخ عادل الکلبانی از دو سال پیش در آرزوی در دست گرفتن امامت مسجدالحرام یعنی مقدسترین نقطه کره زمین در نزد مسلمانان به سر میبرد. شیخ در میان نمازگزاران به خاطر صدای بم خود هنگام تلاوت قرآن مجید شهرت دارد، اما هیچ افتخار و منزلتی نمیتواند با تعیین وی به عنوان امام جماعت مسجدالحرام برابری کند.
روزنامه نیویورک تایمز، که گزارشهای هفتگی روز شنبه خود را به معرفی شخصیتهای برجسته جهان اختصاص میدهد، در آخرین گزارش خود که ترجمه عربی آن در شماره روز یکشنبه 12/4/2009 روزنامه "الشرق الاوسط" منتشر شد، خوانندگان خود را با شیخ عادل الكلبانی، امام جماعت سیاهپوست سعودی آشنا کرد.
تعیین امام جماعت سیاهپوست
در گزارش یاد شده آمده است: «هنگامی که شیخ عادل الكلبانی در ماه سپتامبر گذشته به تلفن منزلش پاسخ داد، شخصی به وی گفت: خادم حرمین شریفین، ملك عبد الله بن عبدالعزیز، شما را به عنوان امام جماعت مکه مکرمه برگزیده است. شنیدن این خبر وی را کاملا غافلگیر کرد.
وپس از چند روز شیخ عادل با چهره کاملا آفریقایی و صدای بم خود مشغول تلاوت قرآن مجید از پشت بلندگوهای مسجدالحرام شد که از طریق ایستگاههای تلویزیونی در سراسر جهان پخش میشود.»
"اوبامای سعودی"
نیویورک تایمز در گزارش خود افزود : شیخ عادل برای شوخی با اشاره به باراک اوباما رییسجمهور آمریکا خود را "اوبامای سعودی" مینامد.
به گزارش سایت «آینده» این روزنامه در ادامه نوشت: علیرغم وجود شخصیتهای دینی و روحانیون بارز در کشور سعودی برای تعیین در منصب امام جماعت، اما همگی آنان این اقدام ملک عبدالله و تلاشهای سعودی در راستای ایجاد فضای بازتر و تسامح هرچه بیشتر را مورد ستایش قرار دادند.
شیخ عادل در این باره میگوید: «ملک عبدالله سعی دارد به ما بگوید که میخواهد پادشاه همه سعودیها به عنوان یک امت یکپارچه باشد، و هیچ جایی برای نژادپرستی و تفرقه در این کشور وجود ندارد.» شیخ عادل (49 ساله) که به مدت 20 سال امامت جماعت یکی از مساجد ریاض را برعهده داشت، خاطر نشان کرد: «فرصت برای همه، بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد، جهت رسیدن به مناصب برجسته فراهم است.»
مهارت در تلاوت قرآن
شیخ عادل الکلبانی به دور از مسایل ظاهری، با صدای بم خود از مهارت ویژهای در تلاوت قرآن مجید برخوردار است، و به همین دلیل به عنوان امام جماعت مسجدالحرام برگزیده شد، و در کنار وی هشت امام جماعت دیگر در ماه مبارک رمضان خدمت خواهند کرد.
شیخ عادل نسبت به نژادپرستی هشدار میدهد، و میگوید در اسلام، نژادپرستی وجود ندارد، این دین مژده برقراری برابری میان همه بشریت را داده است. وی با استناد به زندگی پیامبر (ص) در 1400 سال پیش میگوید که در میان یاران حضرتش سیاهپوست وجود داشته است.
شیخ عادل در حالی که به صندلی خود در اتاقنشیمن تکیه داده است به خبرنگار نیویورک تایمز میگوید: «تاریخ اسلام آکنده از صفحات درخشانی است که نشان میدهد سیاهپوستان بسیاری با علم خود به این دین افزودهاند، ما مانند جهان غرب نیستیم.»
وی با بیان این که تنوع نژادی در کشور سعودی افزونتر از آنی است که غربیها تصور میکنند، گفت: «پیامبر عظیم اسلام به ما میگوید که طبقات اجتماعی با توجه به طبیعت بشر باقی خواهد ماند.»
فرزند مهاجری از راسالخیمه
در بخش دیگری از گزارش نیویورک تایمز درباره امام جماعت جدید مسجدالحرام آمده است: پوست سیاه شیخ عادل تنها مانع اجتماعی وی نبوده است، از سوی دیگر پدر وی که در دهه پنجاه از راسالخیمه که هم اکنون یکی از امارات متحده عربی است به کشور سعودی مهاجرت کرد و به عنوان یک کارمند ساده دولتی کم درآمد مشغول به کار شد، شیخ عادل نیز پس از گذراندن مرحله دبیرستان به استخدام هواپیمایی پادشاهی سعودی در آمد و همزمان با آن تحصیلات شبانه را در دانشگاه ملک سعود آغاز کرد، ولی سپس به تحصیل علوم شرعی، حفظ قرآن مجید و علوم فقه اسلامی روی آورد.
وی در سال 1984 امتحانات گزینش ائمه جماعت را با موفقیت پشت سر گذاشت و برای مدت کوتاهی امام جماعت مسجد فرودگاه ریاض شد و پس از چهار سال امامت جماعت در مسجد ملک خالد را برعهده گرفت.
نیویورک تایمز در ادامه نوشت: شرایط شیخ عادل از لحاظ شرعی نشان دهنده تحول کلی طرز تفکر در کشور سعودی در طول دو دهه گذشته است.
هواداری از اسامه بن لادن
شیخ عادل الکلبانی در دهه هشتاد با اسامه بن لادن و عبدالله عزام رهبر فکری افغانهای عرب ملاقات کرد، وی در آغاز با بنیادگرایان و موج خشم علیه غرب همخوانی داشت.
وی میگوید، بعدها خطر ناشی از این تنگ نظریها را درک کردم و نسبت به افق بستهای که آنها با آن روبهرو بودند، به ویژه پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 نیویورک، بیشتر آگاه شدم.
زندگی امام جماعت
شیخ عادل -همچون اغلب ائمه جماعت- زندگی معمولی دارد. روزانه پنج بار امامت نمازگزاران میایستد، و پس از نماز با عبور از پارکینگ به منزل خود میرود تا در کنار دو همسر و 12 فرزند خود باشد و در نماز روز جمعه خطبه نماز را قرائت میکند.
وی پیشبینی میکند که زندگیاش تا آخر عمر بر این منوال ادامه یابد. او در آغاز ماه سپتامبر گذشته پس از جواب دادن به تلفن خانه خود، مطلع شد که بنا به فرمان ملک عبدالله، امام جماعت مسجدالحرام شده است.
به نوشته نیویورک تایمز: شیخ عادل الكلبانی پس از دو روز به ملاقات خادم حرمین شریفتن شتافت و شاهزاده خالد الفصیل به پیشواز وی آمد، هنگامی که میخواست خود را به او معرفی کند، شاهزاده با لبخند حرف او را قطع کرد و گفت: «شما مشهور هستید.»
پس از آن شیخ عادل به ملک عبدالله معرفی شد و در مکانی که پادشاه و جمعی از وزرا نشسته بودند جای گرفت. وی که با ادب و تواضع آمیخته به شرم با پادشاه صحبت میکرد - به شیوه سنتی عربها در منطقه خلیج - به منظور احترام و قدردانی به ملک عبدالله بر بینی وی بوسه زد.
ادامه تلاوت قرآن روی یوتیوب
شیخ عادل با ذکر این خاطره لبخندی زد، سپس لپتاپ خود را باز کرد و صحنههای تلاوت قرآن در مسجدالحرام را روی یوتیوب نشان داد و گفت: «من هیچ مشکلی با تلاوت قرآن مجید با حضور هزاران نفر ندارم و کار سختی نیست، اما فضای مقدس موجود در این مکان اقامه نماز را از هر نمازی در امکان دیگر متمایز میکند. در حرم مکی پادشاهان، روسایجمهور و مردم عادی پشت سر من به نماز میایستند و در اینجاست که احساس میکنم از من قدردانی شده است و در عین حال احساس ترس از خداوند تعالی وجودم را در بر میگیرد.»
http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=12834