| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
956
|
3874
|
90/12/24 (10:22)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
91/3/7 (12:19)
|
|
||
|
|
28
|
204
|
91/3/7 (11:50)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
91/3/3 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/22 (23:04)
|
|
||
|
|
10
|
76
|
91/2/5 (14:12)
|
|
||
|
|
49
|
269
|
91/2/4 (12:34)
|
|
||
|
|
12
|
148
|
91/1/8 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/8 (10:33)
|
|
||
|
|
12
|
77
|
90/12/28 (01:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/12/23 (13:33)
|
|
||
|
|
53
|
296
|
90/12/11 (15:17)
|
|
||
|
|
25
|
218
|
90/11/23 (20:15)
|
|
||
|
|
18
|
127
|
90/11/23 (15:26)
|
|
||
|
|
11
|
87
|
90/11/23 (15:18)
|
|
||
|
|
8
|
117
|
90/11/23 (15:15)
|
|
||
|
|
63
|
282
|
90/11/23 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/19 (23:42)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/14 (00:58)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/14 (00:41)
|
|
فدك طبق نقل مورخین قریهاى آباد و حاصلخیز در سرزمین حجاز و در نزدیكى خیبر بود.(1) هنگامى كه رسول خدا صلىاللهعلیهوآله از فتح خیبر باز مىگشت، خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدك كه از یهودیان سرسخت بودند، افكند و آنان به خاطر ترس از كشته شدن صلح نامه اى را با پیامبر صلىاللهعلیهوآله امضاء نمودند و بر اساس آن نیمى از فدك را به آن حضرت صلىاللهعلیهوآله بخشیدند و چون براى به دست آوردن فدك جنگى انجام نشده و سربازان اسلام هیچ دخالتى در آن نداشتند، مشمول عنوان غنیمت نگشته و «فِىْء» محسوب مىشود كه اختیار آن با پیامبر است.(2) به همین دلیل وقتى برخى از سران مسلمین از پیامبر صلىاللهعلیهوآله درخواست كردند كه فدك را مانند دیگر غنائم بین آنها تقسیم كند، این آیه نازل شد: «وَ ما أفاءَ اللهُ على رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما اَوْ جَفْتُمْ عَلَیْهِ من خَیْلٍ وَلا رِكابٍ ولكنَّ اللهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ یَشاءُ وَاللهُ عَلى كُلِّ شىءٍ قَدیرٌ»(3)؛ «آنچه را خدا به رسولش از آنها (یهود) باز گرداند، چیزى است كه شما براى به دست آوردن آن نه اسبى تاختید و نه شترى، ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مىسازد و خدا بر هر چیز قادر است.»
از اینرو پس از این كه آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»(4)؛ «حق خویشاوندان نزدیك خود را بده.» نازل شد، پیامبر صلىاللهعلیهوآله فدك را به حضرت فاطمه علیهاالسلام بخشید. دانشمندان بزرگ اهل سنّت همچون ابى یعلى موصلى(5)، ذهبى(6)، سیوطى(7)، هیثمى(8)، خوارزمى(9) و حاكم حسكانى(10) نقل مىكنند كه وقتى آیه فوق نازل شد، «دَعَا النَّبىُّ فاطمةَ و أَعْطاها فَدَكَ؛ پیامبر صلىاللهعلیهوآله فاطمه علیهاالسلام را فرا خواند و فدك را به او اعطا نمود.»
از مطالب بیان شده روشن مىشود كه «فدك» ملك شخصى حضرت فاطمه علیهاالسلام بوده و خلیفه اول به زور و بدون هیچ مدرك معتبرى و به صرف یك حدیث جعلى دالّ بر این كه پیامبران از خود ارثى به جاى نمىگذارند،(11) آن را غصب كرد. نقل شده كه بعد ازوفات رسول خدا صلىاللهعلیهوآله حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد ابوبكر رفت و فرمود: «یا اَبابَكْرٍ مَنْ یَرِثُكَ إذا مُتَّ؛ اى ابابكر! هنگامى كه بمیرى چه كسى از تو ارث مىبرد؟» ابوبكر گفت: أهل و فرزندانم. ایشان فرمودند: «فمالی لا أرثُ رسولَ اللهِ؛ پس چگونه است كه من از رسول خدا ارث نمىبرم؟» و سپس فرمودند: «واللهِ لا أُكَلِّمُكَ بِكَلِمَةٍ ما حَیَیْتُ؛ به خدا قسم تا وقتى كه زندهام كلامى با تو سخن نخواهم گفت.» و لذا تا وقتى كه ایشان زنده بود، با او سخن نگفت.(12)
البته «فدك» اگر چه از نظر اقتصادى براى اهلبیت علیهمالسلام مهم بود ولى از آنجا كه سند مشروعیت و حقانیت و قرب معنوى آنان به رسول خدا صلىاللهعلیهوآله محسوب مىشد، دشمنان اسلام سعى داشتند به هر نحوى كه شده آن را در اختیار گیرند و به كار خود (غصب) مشروعیت بخشند. شاهد گویا بر این مطلب این است كه ابن ابى الحدید دانشمند اهل تسنّن مىگوید: از استادم على بن فارقى پرسیدم: آیا فاطمه راستگو و صادق بود؟ پاسخ داد: آرى. گفتم: پس چرا خلیفه اول «فدك» را به ایشان برنگرداند؟ استادم لبخندى زد و گفت: اگر در آن روز فدك را به فاطمه علیهاالسلام داده بود، در روز بعد فاطمه خلافت شوهرش را ادّعا مىكرد و او نمىتوانست هیچ عذرى بیاورد؛ چرا كه یقین داشت فاطمه در مورد خلافت شوهرش راست مىگوید.(13)
آرى این هم ظلم و مصیبتى دیگر، اما فاطمه كه در كوران حوادث تلخ روزگار همچون كوهى پرصلابت و استوار ایستادگى نموده بود، از حقّ مسلم خود گذشت و همچون دیگر موارد صبر و پایدارى نمود و دردهاى خود را با خالق خویش در میان گذاشت و این سخن پیامبر صلىاللهعلیهوآله در ذهن او تداعى مىكرد كه: «اِلَى اللهِ أَشكُو ظالِمیكِ مِنْ أُمَّتی؛ نزد خداوند از ستمكاران امتم كه در حق تو ظلم مىكنند شكایت مىكنم.»(14)
پینوشتها:
1. معجم البلدان، مادّه «فدك.»
2. ر.ك: سیرة النبویة، ابن هشام، دارالمعرفة، ج3، ص353.
3. حشر/6.
4. اسراء/ 26.
5. مسند ابى یعلى موصلى، دارالمأمون، ج2، ص334.
6. میزان الأعتدال، ذهبى، ج2، ص228.
7. الدر المنثور، سیوطى، ذیل آیه فوق.
8. مجمع الزوائد، هیثمى، دارالكتاب العربى، ج7، ص49.
9. مقتل الحسین، خوارزمى، مكتبة المفید، ج1، ص71.
10. شواهد التنزیل، حاكم حسكانى، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیّة، ج1، ص438.
11. تاریخ المدینة، ابن شَبّه، دارالفكر، ج1، ص197 ـ 198.
12. كشف الغمّة، همان، ج1، ص103؛ تاریخ المدینة، همان.
13. شرح نهجالبلاغة، همان، ج16، ص284.
14. كشف الغمّة، همان، ج1، ص123؛ بحارالأنوار، همان، ج28، ص27.
با سلام :
سوال دیگری که مطرح است اینکه :
با توجه به خطبه فدکیه :
دلیل دفاع حضرت زهرا (س) از مالکیت ایشان بر فدک چه بود ؟
اصل خطبه فدكیه زیر سوال است شما در مورد نیت و هدف خطاب آن سخن می گویید؟ وقتی كه هدف تخریب شخصیت های بزرگان اسلام باشد تا كارنامه اسلام خدشه دار شود آنقدر خطبه و دعا و روایت ساخته می شود كه تشخیص درست از نادرست سخت آید.
جناب حامد
1. اولا : شما مثل اینکه اصلا مطلب رو نخوندی که مبادا شبهه ای برات پیش بیاد. کجای این مطلب نوشته شده که امیر المومنین علی (ع) همسرش رو تنها فرستاده ؟
بله حرف شما صحیح است بنده بد متوجه شدم ولی اگه مطلب را نخوانده بودم كه اصلا چیزی نمی نوشتم.
2. ثانیا : دلیل و مدرک به چه درد شما می خوره وقتی منابع خودتونو به بهانه اشتباه و کذب و....رد می کنید . منابع ما رو هم که قبول ندارید .
این كه نشد جواب. اگر قرار بر آوردن روایت باشد با استفاده از منابع شیعه می توان ثابت كرد كه قرآن قطعا تحریف شده است یا ثابت كرد كه موضوعی به نام امام زمان و ولی عصر از ریشه بی پایه است. كافی است سری به كتاب تكامل فكر سیاسی شیعه از شورا تا ولایت فقیه كه نوشته حجت الاسلام احمد كاتب است بزنید و ببینید كه چگونه توسط منابع صرفا شیعه به این موضوع پرداخته و آن را جای سوال قرار داده است.
برای استنباط حقیقت یك جریان لازم است كه به طور همه جانبه به آن نگاه شود نه اینكه بگردیم دنبال یك روایت كه نظر مورد علاقه ما را ثابت كند. نمی دانم جنابعالی قبول ندارید كه در میان كتب تاریخ، روایات دروغ و افسانه نیز وجود دارد كه می توان از آنها برداشت هایی عجیب و غریب كرد؟ خوب چه دلیلی دارد كه ما بدون تحلیل یك روایت و صرفا به خاطر وجود آن، عقیده ای را برای خود بسازیم؟
منابع شما را هم قبول داریم منابع خودمان را هم قبول داریم اصلا مگر منابع مربوط به ما و شماست كه قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم. كتبی را كه به عنوان منابع مدنظرتان است كتبی است كه توسط افرادی نوشته شده و قطعا مانند قرآن نیستند كه همه چیز آنها مورد قبول باشد و یا همه چیز آنها مردود باشد بلكه نویسنده كتاب تحت عواملی مثل شرایط روزگار خود، هوش، نبوغ و حافظه خود، شرایط ایمانی و صداقت خود و دسترسی به منابع و اشخاص و مراكز مورد اعتماد خود به نوشتن كتاب پرداخته است و ما كه بعد از سالیان سال به این كتاب ها رجوع كرده و از آنها جهت تحقیق حقیقت استفاده می كنیم باید به این موارد متناسب با سطح عقل و فهم و درك خود توجه كنیم.
3. ثالثا :منظور بنده از سوالات مطالبی اند که حضرت فاطمه (س) به عنوان دفاع مطرح می کنند و طرف مقابل جواب قانع کننده ای نمی دهد.
خوب حالا كه سوالی وجود ندارد چه می خواهید بدانید. محكمه ای برگزار شده است شخصی ادعایی داشته است و در محكمه مطرح كرده است و نهایتا قاضی محكمه به نفع او رای نداده است. مشكل در چیست؟
و اما نكاتی در باب مطالب درج شده توسط جنابعالی و البته استخراج شده فقط از مطالب شما:
4. مجلس خاص ابوبکر و عمر
ابتدا حضرت زهرا علیها السلام به امر امیرالمؤمنین علیه السلام به مجلسى که ابوبکر و عمر به همراه عده اى بطور خصوصى در آن بودند
اولین اعتراض به این داستان این است كه اگر مجلس خاص ابوبكر و عمر بوده است پس عده ای به صورت خصوصی در آن بوده اند معنایی ندارد. وجود این عده در آنجا نشان از عدم خاص بودن مجلس به ابوبكر و عمر دارد.
كسانی كه در مجلس بوده اند قطعا برای نظارت بر این محكمه در آن جلسه حضور داشته اند بنابراین هم نام آنها و هم اظهار نظرشان بسیار بسیار در نتیجه گیری ما از این داستان ضروری است پس لازم است برای نتیجه گیری به آن پرداخته شود كه شما خیلی گذرا از آن رد شده اید.
نكته دوم : هر خواننده ای از خواندن این داستان به این نتیجه می رسد كه ادعای مطرح شده در این داستان خیالی ادعای باطلی است چرا كه مدعی نتوانسته است برای ادعای خود شاهد محكمه پسندی بیاورد. پیامبر(ص) اگر فدك را با توجه به وسعت و اهمیتش به فاطمه بخشیده بود كه در جمع خصوصی خانواده ایشان و همسر ابوبكر و ام ایمن مطرح نمی كرد. اگر چنین دادگاهی هم اكنون نیز برگزار شود كه شاهدان مدعی همسر و فرزندان او باشند و دو نفر زن (آنهم با شرایط مطرح شده در داستان) به زیان مدعی حكم خواهد كرد و مدارك را كافی نخواهد دانست.
ادعای ذی القربی بودن و معصوم بودن و همه چیز وهمه كس برای ماست و بس، هم كه در دادگاه، ادعای باطلی است. خداوند پیامبر، مبعوث كرده است دیكتاتور خانوادگی كه به مردم تحمیل نكرده است كه هر چه در جنگ بدست آورند سهم او و خانواده اش باشد.
5. فدک بخشوده ى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به استناد قرآن
سپس ابوبکر گفت: (درباره ى فدک) دلیل بیاور. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: اما فدک، خداوند عزوجل آیه اى از قرآن نازل کرد که در آن به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله دستور داده بود حق من و فرزندانم را بدهد، آنجا که مى فرماید: «فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، و من و فرزندانم نزدیکترین خلایق به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بودیم و آن حضرت فدک را به من بخشید. وقتى جبرئیل دنباله ى آیه را خواند: «وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ» (2) پیامبر صلى اللَّه علیه و آله سؤال کرد: حق مسکین و ابن سبیل چیست؟ خداوند این آیه را نازل کرد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْئٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ» (3) و خمس را به پنج قسمت تقسیم کرد و فرمود: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَىْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ» (4)
از كجای این آیات قرآن می توان فهمید كه فدك بخشوده پیامبر است. مگر قرآن فدك را به فاطمه بخشیده است كه از آیات قرآن به دنبال اثبات آن هستیم.
آیه اول یعنی: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْئٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ و بدانید كه هر چیزى را به غنیمت گرفتید یك پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راهماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كردیم ایمان آوردهاید و خدا بر هر چیزى تواناست
ذكر این آیه د ر این داستان سه نكته دارد:
نكته اول : آیه صحبتی از بخشیده شدن فدك به فاطمه ندارد. بلكه گفته است یك بخش از خمس مال غنیمتی در جنگ مربوط به پیامبر و خویشاوندان اوست. كه درصورتی كه پیامبر به آنها ببخشد این موضوع مصداق پیدا میكند. بنابراین دلیلی بر بخشیده شدن فدك به فاطمه نیست.
نكته دوم : خویشاوندان پیامبر فقط فاطمه و فرزندانش نبوده اند كه به استناد این آیه همه آنچه سهم پیامبر از جنگ ها شده باشد به ایشان تعلق گیرد از جمله فدك. بلكه برای بخشیده شدن فدك از طرف پیامبر به ایشان باید شاهد و دلیل محكمه پسند اقامه شود. خویشاوندان پیامبر كه زكات بر آنها نیز حرام است منحصر به فرزندان حضرت فاطمه نیستند و كسانی مثل آل عباس و همسران پیامبر نیز جزء همین خویشاوندان هستند.
نكته سوم : چگونه ایشان در ابتدای جلسه رویایی بحارالانوار مدعی اظهار می دارد : حضرت ، خطاب به ابوبکر فرمود: چرا نماینده ى مرا از فدک اخراج نمودى در حالى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به امر خداوند آن را براى من قرار داد. آیا مى خواهى زمینى را از من بگیرى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از بین غنائمى که مسلمانان در راه آن جنگ نکرده اند به من بخشید؟
و بعد آیه ای را می آورد كه نشان از تخصیص بخشی از خمس غنایم جنگی به پیامبر دارد. كدام مورد این ادعاهای متناقض را باید پذیرفت بالاخره اگر از طریق جنگ به دست نیامده است كه این آیه ربطی به آن ندارد و اگر از طریق جنگ بدست آمده است كه باید برای بخشیده شدن آن به مدعی نیز دلیل و شاهدی وجود داشته باشد. زمینی با این وسعت اگر چند سال در ملكیت فاطمه بوده باشد و ایشان به همراه فرزندان از این زمین درآمدی حاصل كرده باشند چیزی نیست كه برای اثبات آن فقط به دنبال شاهدانی از داخل خانواده گشت. قطعا باید می توانست شاهدان محكمه پسنددیگری پیدا می كرد دیگر هنوز ابوذر غفاری و سلمان فارسی و مقداد كه مرتد نشده بودند.
سرنوشت استناد به آیه دوم مطرح شده كه بدتر از آیه اول است. چون اصلا صحبتی از خمس هم نكرده است. و تازه اگر بتوان چیزی راجع به تقسیم خمس از آن بیرون كشید باز موارد مطرح شده در مورد آیه اول كاملا صادق است.
6. مصرف حق ذوى القربى
سپس حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند: آنچه براى خدا است براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى شود و آنچه براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است براى ذوى القربى مى شود و ذوى القربى ما هستیم. خداوند مى فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» (5) ابوبکر نگاهى به عمر کرد و گفت: تو چه مى گوئى؟! عمر گفت: پس یتیمان و مساکین و ابناء السبیل کیانند؟ حضرت فرمود: یتیمان باید از کسانى باشند که به خدا و پیامبر و ذوى القربى ایمان داشته باشند. مساکین هم کسانى باشند که در دنیا و آخرت با آنان باشند. ابن السبیل هم باید راه آنان را بپیماید. عمر گفت: بنابراین خمس و غنیمت همگى براى شما و دوستان و شیعیان شما است؟ حضرت فرمود: فدک را خداوند براى من و فرزندانم قرار داده و براى دوستان و شیعیان ما قرار نداده است، ولى خمس را براى ما و دوستان و شیعیانمان قسمت نموده همانطور که در کتاب خداوند آورده است. عمر گفت: پس براى مهاجرین و انصار و تابعین چه مى ماند؟ فرمود: اگر آنان هم از دوستان و شیعیان ما بودند زکات و صدقاتى که خداوند در قرآن واجب نموده و تقسیم آن را بیان فرموده به آنان تعلق مى گیرد. خداوند عزوجل مى فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساکینِ وَالْعامِلینَ عَلَیْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ...» (6)
نكته اول : آنچه براى خدا است براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى شود و آنچه براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است براى ذوى القربى مى شود و ذوى القربى ما هستیم.
این ادعا بی اساس ترین ادعایی است كه می توان مطرح كرد. از كجا می توانید ثابت كنید كه هر چه برای خدا هست برای پیامبر هست و هر چه برای پیامبر است برای خویشاوندانش است. آیه قرآن مطرح شده یعنی 23 شوری كاملا به طور مشخص به مودت به خویشاوندان اشاره می كند و آن در مورد هر كسی صادق است و اصلا نگفته است هر جه برای كسی هست مال خویشاوندانش است و آنهم یك تعداد خاص از خویشاوندان.
اگر اینگونه باشد كه تمام جهان مال فرزندان این پیامبر دیكتاتور معرفی شده در این داستان است و بقیه تعطیل تا روز قیامت. پس اینهمه احكام محكام قضایی و جزایی و فلان برای چه صادر شده است؟ صد رحمت به سلمان رشدی و كاركاتوریست های دانمارك!!!
نكته دوم : یتیمان باید از کسانى باشند که به خدا و پیامبر و ذوى القربى ایمان داشته باشند.
پس تنها ایمان به خدا و پیامبر كفایت نمی كند. كسی نیست بگوید آدم عاقل یتیم اگر به سنی رسیده باشد كه بالغ باشد كه دیگر به او یتیم گفته نمی شود. و كسی كه به این سن نرسیده است ایمان به خدا هم برایش شرط نیست تا چه رسد ایمان به ذی القربی. اصلا كودك یتیم می تواند بفمند ذی القربی چه كسانی هستند كه آن وقت به آنها ایمان بیاورد واصلا این طقل یتیم باید به چه چیز آنها ایمان بیاورد تا در جرگه یتیمانی بیاید كه مستحق گرفتن خمس شوند.
داستان سرا فراموش كرده است كه ایمان به معاد را هم داخل كند تا اول مسلمانی طرف ثابت شود تا بعد برسد به حق و حقوقش از اموال غنیمت.
نكته سوم : مساکین هم کسانى باشند که در دنیا و آخرت با آنان باشند
حالا چطوری تشخیص دهند كه این بدبخت ها در آخرت هم باید با آنها باشند خود یك معادله چند مجهولی لگاریتمی است.
نكته چهارم: ابن السبیل هم باید راه آنان را بپیماید.
ابن السبیل به كسی می گویند كه در راه مانده باشد حالا چطور باید بفهمند كه این بینوای در راه مانده راه آنان را می پیماید بماند. و اینكه ذی القربی كه اصل جریان در این بند این داستان است خود شامل كسان زیادی از جمله فرزندان و همسران پیامبر می شوند بماند. یا منظور از راه، مسیر حركت فیزیكی آنها بوده است و بینوا باید دنبال ذی القربی كه یكی دو تا هم نیستند بگردد ببینید در چه مسیری می روند.
نكته پنجم : فدک را خداوند براى من و فرزندانم قرار داده و براى دوستان و شیعیان ما قرار نداده است، ولى خمس را براى ما و دوستان و شیعیانمان قسمت نموده همانطور که در کتاب خداوند آورده است.
ادعایی در مورد اینكه خدا چنین چیزی را برای ایشان قرار داده باشد كه ندیدیم البته اگر خدا قرار داده بود می توان تصور كرد كه خدا باز از طریق حكومت از ایشان گرفت وجای مناقشه وجود ندارد.
جالب است خمس را برای ما (ذی القربی خاص)، دوستان و شیعیان ما قسمت نموده است. پس همانجا هم دنبال عده كشی و فرقه سازی بوده اند. علاوه بر این داستان سرا فراموش كرده است كه خمس را اینچنین تقسیم كرده است :
خمس را به پنج قسمت تقسیم کرد و فرمود: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَىْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ»
و كجای این تقسیمات نامربوط انجام شده، مربوط به دوستان و شیعیان ما است باید گفت پیدا كنید پرتقال فروش را.
نكته ششم: عمر گفت: پس براى مهاجرین و انصار و تابعین چه مى ماند؟ فرمود: اگر آنان هم از دوستان و شیعیان ما بودند زکات و صدقاتى که خداوند در قرآن واجب نموده و تقسیم آن را بیان فرموده به آنان تعلق مى گیرد.
چه سوتی هایی كه این داستان سرای پریشان گوی داده است خوب مگر این موضوع با بخش قبلی كه در نكته پنجم بحث شد تفاوتی دارد بازهم كه دوستان و شیعیان مطرح هستند. پس بهتر بود در یك كلام می گفت : خمس، زكات و صدقات مربوط به ما، دوستان و شیعیان ماست.
و جالب است كه پیامبر خدا(ص) در تمام دوران عمر گرانقدر و پرمایه خویش چنین سیاستی را پیش نگرفت و خمس غنمایم، زكات و صدقات را فقط منحصر به دوستان و شیعیان ذكر شده در داستان كه شامل تعدادی به اندازه انگشتان یك دست هستند منحصر نكرد. بگذریم، شاید تفسیر ایشان با تفسیر ذكر شده در داستان از قول دختر ایشان تفاوت داشته است.
نكته هفتم : این ذی القربی كه همه چیز عالم به آنها اختصاص پیدا كرد از جمله همه انسان ها و موجودات روی زمین چه كسانی هستند؟
در ادعای مطرح شده در داستان چنین ذكر شده است:
آنچه براى خدا است براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى شود و آنچه براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است براى ذوى القربى مى شود و ذوى القربى ما هستیم.
گرچه مشخص نیست كه این ما كیست ولی به نظر می رسد منظور خانواده حضرت علی(رض) باشد و منظور یك نفر یعنی من نیستم و هر آدم عاقلی بین من و ما تفاوت را متوجه می شود.
در بخش دیگری آمده است:
خداوند تعالى مى فرماید: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، «به کسى که با تو قرابت دارد حقش را عطا کن». پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: منظور از «ذوالقربى» کیست؟ جبرئیل، از پروردگار سؤال کن که اینان کیستند؟ عرض کرد: ذوىالقربى فاطمه علیهاالسلام است.
براستی ذی القربی به معنی خویشاوند فقط شامل حضرت فاطمه (رض) می شود. مگر خداوند مشكلی داشته است كه به جای اینكه بگوید به دخترت حقش را بده از كلمه ای استفاده كرده است كه معنی خویشاوند دارد و برای خویشاوند هر كس استفاده می شود. افلا تتفكرون. جالب این است كه پیامبر كه زبانش زبان قرآن بوده است نیز متوجه كلمه ذی القربی نشده است و از جبرئیل خواسته است بپرسد كه اینان كیستند؟ حتی پیامبر نیز متوجه نبوده است كه این كلمه جمع، بر یك نفر به اسم فاطمه تخصیص یافته است؟ و آیا اگر پیامبر كه اولین واسطه وحی در میان انسان ها بوده است كلام وحی را متوجه نمی شده است و لازم می شده كه جبرییل برای او ترجمه نماید. پس چگونه ادعا می كنید كه در ارائه رسالتش معصوم و به دور از خطا و اشتباه بوده است. قطعا در این كلام یك اشتباه در درك معنی وجود دارد. پیامبر عرب زبانی كه حتی نمی داند ذی القربی چیست چگونه باید یقین كرد كه معنی بقیه آیات مشكل قرآن و استعارات موجود در آن را متوجه می شده است؟
البته اصل آیه این است : فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ ذَلِكَ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس حق خویشاوند و تنگدست و در راهمانده را بده این [انفاق] براى كسانى كه خواهان خشنودى خدایند بهتر است و اینان همان رستگارانند
و خداوند فقط تاكید بر دادن حق خویشاند نكرده است بلكه انفاق به مسكین و در راه مانده را نیز سفارش نموده است و البته آن دستوری برای همه مومنین است نه فقط برای پیامبر(ص) و به همین دلیل است كه پرداخت زكات و صدقات به فقیران خویشاوند ارجح بر دیگر فقرا است.
و البته جالب است كه از این آیه پیامبر فقط متوجه معنی كلمه ذی القربی نشد و بقیه را كامل متوجه شد.
نكته هشتم : تناقضی دیگر هم بین این معنا یعنی تخصیص ذی القربی به حضرت فاطمه (رض) كه از بیان فوق ثابت می شود و بیانات قبلی محقق محترم جالب است. در مطالب قبلی ایشان آمده است :
آنچه براى خدا است براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى شود و آنچه براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است براى ذوى القربى مى شود و ذوى القربى ما هستیم.
پس منظور حضرت فاطمه (رض) در این داستان این بوده است كه همه آنچه برای خداست برای من است و این عجب ادعایی است.
یتیمان باید از کسانى باشند که به خدا و پیامبر و ذوى القربى ایمان داشته باشند.
یعنی باید به خدا و پیامبر و من ایمان داشته باشند.
فدک را خداوند براى من و فرزندانم قرار داده و براى دوستان و شیعیان ما قرار نداده است، ولى خمس را براى ما و دوستان و شیعیانمان قسمت نموده همانطور که در کتاب خداوند آورده است.
بالاخره در این كلام متناقض متوجه نشدیم خمس غنایم برای ذی القربی یعنی فاطمه زهرا است. یا برای ما یعنی خانواده حضرت علی(رض) است یا برای دوستان و شیعیان ما است. كاش دبیر این جلسه صورت جلسه را با دقت بیشتری می نوشت كه اینهمه تناقض از سخنان كشف نمی شد.
7. ذكر یك نكته درمورد شاهدان ماجرا نیز بی مناسبت نیست.
داستان سرای محترم فرمایش كرده است :
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: منظور از «ذوالقربى» کیست؟ جبرئیل، از پروردگار سؤال کن که اینان کیستند؟ عرض کرد: ذوىالقربى فاطمه علیهاالسلام است. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فدک را به امر پروردگار به فاطمه علیهاالسلام داد، و او آن را تحویل گرفت و قبول کرد. سپس پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى امایمن و اى على، شاهد باشید.
سپس امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهمالسلام و اسماء هم نظیر سخن امایمن درباره ى ملکیت فدک شهادت دادند.
بگذریم از اینكه چگونه حضرت علی(رض)، حضرت فاطمه (رض) و امایمن شاهدان این گفتگوی جبرییل و پیامبر بوده اند چون تا جایی كه تاریخ نشان می دهد هیچگاه جبرییل در حضور هیچ كس با پیامبر سخن نگفته است و اصولا جبرییل برای ابلاغ موارد وحی به پیامبر نازل می شد و ربطی به دیگران نداشت. ولی موضوع شاهدان این است كه داستان سرا دو شاهد برای این جریان معرفی كرده است چون امایمن گفته است كه پیامبر فرمود: اى امایمن و اى على، شاهد باشید.
یك نفر حضرت علی(رض) همسر مدعی است كه شهادت او با توجه به ذینفع بودنش در دادگاه اسلامی اعتباری ندارد. فرقی نمی كند كه شخص چه مقامی داشته باشد همچنانكه حضرت علی(رض) در جریان شكایت به دادگاه از یك یهودی كه زره ایشان را دزیده بود به دلیل نداشتن شاهد محكوم شده و نتوانست حرف خود را ثابت كند در حالیكه در آن زمان خلیفه مسلمین نیز بود. داستان این موضوع را در كتب درسی نیز خوانده ایم و در داستان راستان نیز آمده است.
و نفر دوم هم یك كنیز است كه عربی را مانند بقیه نمی داند و به همین دلیل به فصاحت او در داستان ایراد گرفته شده است.
جالبتر اینكه امام حسن و امام حسین (ع) و اسما كه جز شاهدان قضیه به حساب آورده نشده اند اقدام به دادن شهادت كرده اند. و این یعنی یكی از دو حالت زیر:
اول : داستان سرا اشتباه است و حسن و حسین(رض) و اسما در این ماجرا حضور داشته اند و داستان سرا آنها را به سهو یا عمد حذف كرده است.(حالا چرا اسما در خانه حضرت علی(رض) و در حضور نامحرمانی مثل پیامبر و حضرت علی حضور داشته است بماند)
دوم : داستان سرا درست گفته است ولی واقعا حسن و حسین (رض) و اسما دروغ گفته اند چون مطابق این داستان آنها قطعا شاهد جریان نبوده اند.
و در نهایت باید گفت : بابا عجب محكمه ای بوده است.
و در نهایت بنده حضرت فاطمه زهرا رضی الله عنها (نسا اهل الجنه)، حضرت علی مرتضی رضی الله عنه، حضرات حسن و حسین رضی الله عنهما (شباب اهل الجنه)، حضرات ابوبكر و عمر رضی الله عنهما و دیگر اصحاب رضی الله عنهم دخیل در این ماجرا را از برگزاری چنین جلسه بی مایه ای بدور دانسته و حقیقت را همان می دانم كه جمهور دانشمندان اسلامی بر آن صحه گذاشته اند و چیزی جز این نیست كه فدك توجه به حدیث عدم ارث بردن كسی از انبیاء و عدم بخشیده شدن آن از سوی پیامبر(ص) به فاطمه زهرا(رض) بدون هیچ مشكلی به بیت المال برگردانده شده و هموراه بخشی از درآمده آن نیز صرف خویشاوند پیامبر(ص) از جمله فرزندان حضرت فاطمه(رض) شده است و به همین دلیل نه اعتراضی از سوی حضرت علی(رض) نداریم و نه اقدامی از سوی ایشان در زمان خلافت شان برای بازگرداندن آن به فرزندان حضرت فاطمه(رض).
به خود و دیگر دوستان مومن توصیه می كنم كه تفكر را در كنار مطالعه روایات مبنای كار قرار دهیم و تعصب را در آن زمان بدور اندازیم باشد كه خداوند هدایتمان نماید به راهی كه خیر ما در آن باشد.
با سلام :
سوال دیگری که مطرح است اینکه :
با توجه به خطبه فدکیه :
دلیل دفاع حضرت زهرا (س) از مالکیت ایشان بر فدک چه بود ؟
با سلام.
جناب احمد
اولا : شما مثل اینکه اصلا مطلب رو نخوندی که مبادا شبهه ای برات پیش بیاد. کجای این مطلب نوشته شده که امیر المومنین علی (ع) همسرش رو تنها فرستاده ؟
دو جا در این ماجرا حضرت علی(ع) سخن درگیرماجرا می شند :1.دفاع امیرالمؤمنین علیه السلام از شاهدان
2.جواب نهائى امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ى شاهدان . همین موارد کفایت می کنه برای حضور امام علی (ع) در جلسه مذکور.
یه سوال داشتم .اگه کسی ملک همسر شما رو به زور بگیره و همسرشما به دادگاه شکایت کنه،شما مانع از ناموستون میشید که از خودش دفاع کنه ؟ آیا شما غیر از نقش شاهد بودن کاری میتونید بکنید؟
ثانیا : دلیل و مدرک به چه درد شما می خوره وقتی منابع خودتونو به بهانه اشتباه و کذب و....رد می کنید . منابع ما رو هم که قبول ندارید .
ثالثا :منظور بنده از سوالات مطالبی اند که حضرت فاطمه (س) به عنوان دفاع مطرح می کنند و طرف مقابل جواب قانع کننده ای نمی دهد.
والسلام علی من اتبع الهدی
نكته اول : از حضرت علی(رض) این كار جالب توجه است كه به جایی اینكه خود به مجلس برود همسر خود را بدون همراهی خویش فرستاده اند. به نظر شما در همین ابتدای كار چنین عملی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ خود شما حاضر هستید همسر خود را برای احقاق حقش بدون همراهی به مجلس حق گیران بفرستید آنهم زمانی كه خودتان از قدرت نطق و منطق و توان اثبات بالایی برخودار باشید. و نكند كه در این مورد نیز مصلحتی در كار بوده است؟
نكته دوم : این موارد همه بدون ذكر منبع بیان شده است و كلی گویی مخصوصا از منابعی مثل بحار الانوار و كتاب سلیم قیس مشكل شما را در مستند كردن موضوع حل نمی كند.
نكته سوم : این داستان چند بندی شما به بیان ماجرا پرداخته است و سوالی در آن مطرح نكرده اید كه نیازی به پاسخگویی داشته باشد یا درخواست پاسخ شده باشد. پس منظور از اما یه نفر به سوالات زیر پاسخ بده چیست؟