| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
9
|
36
|
91/1/16 (10:33)
|
|
||
|
|
3
|
57
|
87/10/9 (02:34)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
91/1/10 (13:26)
|
|
||
|
|
42
|
327
|
90/12/6 (11:54)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
89/8/8 (18:08)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
89/1/25 (00:02)
|
|
||
|
|
6
|
24
|
88/4/18 (18:32)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
88/1/22 (20:33)
|
|
||
|
|
7
|
49
|
87/12/24 (15:57)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
87/12/24 (15:44)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/11/29 (19:27)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
87/11/21 (09:07)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
87/11/15 (08:22)
|
|
||
|
|
2
|
11
|
87/10/6 (20:10)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
87/7/18 (09:37)
|
|
||
|
|
2
|
23
|
86/11/12 (18:27)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
86/9/24 (16:09)
|
|
||
|
|
28
|
86
|
86/8/23 (18:07)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
86/8/20 (20:20)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
86/8/7 (17:21)
|
|
گفت و گوی مسافر و میزبان، با سوال میزبان آغاز می شود:
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد :
"چه سیب های قشنگی !
حیات نشئه تنهایی است."
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
- قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشكال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمی یك سیب می كند مانوس.
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ،
مرا رساند به امكان یك پرنده شدن.
- و نوشداری اندوه؟
- صدای خالص اكسیر می دهد این نوش.
میزبان، سوالی اساسی را مطرح می کند:«قشنگ یعنی چه؟» سوالی که پایه بنیادین هنر
است. سوالی که اگر به آن دقت نکرد، نگاه در میان چیزهایی که زیبا خوانده می شوند،
سرگردان خواهد ماند. سوالی که می تواند بینش انسان را متحول کند. و این آغاز
زیبایی شناسی ست...
نکته های فراوانی در این واژه هاست. و همچنین سوالهایی. حیات نشئه تنهایی ست یعنی چه؟ منظور سهراب از عشق چیست و آیا به مرحله خاصی از آن اشاره دارد؟ آیا تناقضی در اینجا دیده نمی شود: مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد در برابر: نوشداری اندوه؟ و ...
مسلما هر کسی می تواند نظر شخصی خودش را بیان کند. و تمام برداشتها قابل تاملند...
به نظر من این جا نهایت عشق مطرح است یعنی اگر به آن عشق واقعی دست پیدا كنی قدرت را به دست می اوری تا جایی
كه حتی میتوانی پرنده شوی و پرواز كنی و به همه چیز دست پیدا كنی و این فقط از عشق است این قدرت عشق است
تارا خانم از دید من سهراب دید بسیار وسیعی نسبت به عشق داشت و در مورد زیبا شناسی که گفتید باید بگم نهایت زیبایی جز خدا نیست یعنی هر چیزی زیبایی که دارد مدیون خداوند متعال است و انسان زیبا پرست نیز همیشه عاشق زیبایی می شود و وقتی انسان اینچنین بدنبال زیبایست پس به نا چار به خداوند یگانه می رسد و انسان عاشق خداوند می شود و عشق به خداوند یعنی عاشق شدن به همه موجودات چون هر چه هست از اوست برای همین هست که عشق تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می کندمانوس
و این هجری که انسان از خداوند دارد این همان وسعت اندوه زندگی هاست و همین اندوه که مانند شرابی تلخ عاشق به سر می کشد و از آن مست می شود هیچ وقت نرسید چون نوشدارو همیشه پس از مرگ فرا می رسد.