| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
899
|
1382
|
87/8/20 (16:13)
|
|
||
|
|
277
|
585
|
87/6/18 (16:12)
|
|
||
|
|
24
|
171
|
87/2/11 (14:07)
|
|
||
|
|
540
|
1210
|
87/8/20 (16:08)
|
|
||
|
|
1283
|
2251
|
87/7/28 (21:00)
|
|
||
|
|
21
|
115
|
87/6/31 (06:24)
|
|
||
|
|
32
|
118
|
87/5/5 (11:59)
|
|
||
|
|
22
|
130
|
87/5/2 (00:58)
|
|
||
|
|
13
|
89
|
87/2/4 (23:19)
|
|
||
|
|
92
|
330
|
87/8/11 (16:07)
|
|
عنوان بحثبایگانی شعر ها و زندگینامه شاعر تنهایی 11 فروردین 87 - 14:42 | |
سهراب سپهری سهراب سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد. و سهراب .... ماندگار شد .... | |
پاسخ ها12 4 اردیبهشت 1387 ساعت 23:19 | |
11 4 اردیبهشت 1387 ساعت 23:13 | |
سهراب سپهری به روایت بزرگان ادبیات و نقاشی
ایسنا - پانزدهم مهرماه، هفتادوهشتمین سالروز تولد سهراب سپهری است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سهراب سپهری از جمله شاعرانی است که نظرات مختلف و متفاوتی را دربارهی خود ایجاد کرده است.
وی شعر سهراب را حاصل و برآیند یک مثلث میداند: «فکر عارفانه»، «شعر فارسی» و «زبان فارسی». صالح حسینی ـ مترجم ـ نیز گفته است: سپهری یک شاعر رمانتیسم است و طبیعتگراییاش مهمترین دلیل برای این مساله عنوان شده است. به اعتقاد احمد شاملو هم که بهگمانش به لحاظ شعری چندان نمیتوانسته با سپهری به توافق برسد، فقط زیبایی در شعر کافی نیست، و شعرهای سپهری چنین بودهاند. مهدی اخوان ثالث نیز با بیان اینکه یکی از هدفهای شعر ابلاغ پیام است، اعتقاد داشت: او در اشعار قبلیاش (اولیه) بیهوده به اینطرف و آنطرف میرفت و میخواست کاری انجام دهد که دیگران انجام نداده بودند. شعرهای اخیر سهراب شدیدا تحت تاثیر شعرهای آخر فروغ فرخزاد است. بهعقیدهی وی، شعر سهراب بههیچوجه چنان نیست که برای مردم کوچه و بازار بتواند جالب باشد. اما رضا براهنی تاکید دارد: سهراب با عرفان سروکار دارد و شاعری است بسیار صمیمی، اما من در گذشته با عارف بودن در عصرمان مخالفت کردهام. از جهت تکنیک، شعر سپهری به قدرت شعر نیما و اخوان و شاملو و یا فروغ نیست. شاعری که تکنیک نمیداند، نمیماند. در کار سپهری زبان فاقد آن تکنیک نیرومند است. حمید مصدق نیز فکر میکرد، سهراب در شعرهایش بیشتر به بیان حالات روحی و احساسی خودش میپرداخته و به این ترتیب الزاما قصد بیان یک مکتب عرفانی را نداشته است. سیدعلی موسوی گرمارودی، از دیگر کسانی که بر شعر این شاعر نظر داده است، میگوید: او از کسانی بود که راه نیما را شناخته بود، اما آنرا با پای خود و با شخصیت یگانهی خویش پیمود. او خود را با رنگ و کلمه بیان میکرد و مصالح خلاقیتش، هم رنگ بود و هم کلمه. او با این هر دو نقاشی میکرد، یا با این هر دو مأموریت ادبی انجام میداد. سپهری نخستین شخص یا دست کم مهمترین شاعری است که زبان شعر نو را با زبان محاوره پیوند زد. بیژن جلالی نیز بر این عقیده بود که سپهری دین خود را به جهان و شعر ادا کرده است؛ با ایثار و افتادگی، و ما و شعر فارسی به سپهری و شعرش مدیون هستیم؛ با دوستی، با عشق. بخش دیگر کار سهراب سپهری تجربههایش در هنر نقاشی را دربرمیگیرد.
مرتضی ممیز ـ پیر گرافیک ایران ـ دربارهی او میگفت: چیزی که بیشتر دربارهی آثار سهراب میتوان گفت، چه در شعر و بویژه نقاشیهایش، قضیهی سادگی آنهاست؛ بهمعنای بیتکلفی. سادگی به معنای وارستگی، سادگی مضامین. پرهیز از موضوعات، حرفها و فرمها و مسائل پیچیده که تماشاچی را بیجهت مرعوب میکند. بنا به عقیدهی ممیز، کارهای سپهری از شفافیت خاصی مملو است که وقتی به آن نگاه میکنید، همه چیز را در یکجا و بهآسانی و سادگی میبینید. آیدین آغداشلو نیز بر این عقیده است که شعر او مجموعهای است از تصاویر پیاپی. پیامش سادگی و لطف را تبلیغ و تحسین میکند. قالبش «هایکو»های متصلاند. این حرکت از کل به جزء و نگرشی که از بیرون آغاز و تا به درون ممتد و منحصر میشود، تنها به شعرهایش اختصاص ندارد. در نقاشیهایش هم همین را میبینیم و هماهنگی شعر و نقاشیاش از همینجا شکل میگیرد. در نقاشیهایش که بیشتر با رنگهای رقیق ساخته میشوند و به فن نقاشی چینی و ژاپنی وابسته است، آرامآرام و در طول سالها از کل منظره به اجزای آن میرسد. منصور اوجی، سیمین بهبهانی، نصرت رحمانی، نادر نادرپور و فریدون مشیری به همراه تعداد دیگری از شاعران معاصر ازجمله کسانی بودند که در روزهای پس از درگذشت سهراب سپهری در رثای او شعر گفتند. در این میان، داریوش آشوری، کریم امامی و حسین معصومی همدانی هم از اولین کسانی بودند که دربارهی کار سهراب دست به قلم بردند. پینوشتها: در نگارش این مطلب از کتابهای: «از مصاحبت آفتاب» (زندگی و شعر سهراب سپهری) تألیف کامیار عابدی، «باغ تنهایی» (یادنامهی سهراب سپهری) بهکوشش حمید سیاهپوش، «معرفی و شناخت سهراب سپهری»، شهناز مرادی کوچی و «نگاهی به سپهری» نوشته سیروس شمیسا استفاده شده است. |
10 4 اردیبهشت 1387 ساعت 23:11 | |
سهراب سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد. پدر سهراب، اسدالله سپهری، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر. مادر سهراب، ماه جبین، اهل شعر و ادب كه در خرداد سال 1373 درگذشت. سال 1312، ورود به دبستان خیام (مدرس) كاشان.
سهراب از معلم كلاس اولش چنین میگوید : خرداد سال 1319 ، پایان دوره شش ساله ابتدایی. مهرماه همان سال، آغاز تحصیل در دوره متوسطه در دبیرستان پهلوی كاشان. آذرماه سال 1325 به پیشنهاد مشفق كاشانی (عباس كی منش متولد 1304) در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) كاشان استخدام شد. سال 1327، هنگامی كه سهراب در تپه های اطراف قمصر مشغول نقاشی بود، با منصور شیبانی كه در آن سالها دانشجوی نقاشی دانشكده هنرهای زیبا بود، آشنا شد. این برخورد، سهراب را دگرگون كرد.
شهریور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ كاشان. در سال 1330 مجموعه شعر "مرگ رنگ" منتشر گردید. برخی از اشعار موجود در این مجموعه بعدها با تغییراتی در "هشت كتاب" تجدید چاپ شد. سال 1332، پایان دوره نقاشی دانشكده هنرهای زیبا و دریافت مدرك لیسانس و دریافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه. تا سال 1336، چندین شعر سهراب و ترجمه هایی از اشعار شاعران خارجی در نشریات آن زمان به چاپ رسید. فروردین ماه سال 1337، شركت در نخستین بی ینال تهران در سال 1339، ضمن شركت در دومین بی ینال تهران، موفق به دریافت جایزه اول هنرهای زیبا گردید. سهراب در یادداشتهای سفر ژاپن چنین مینویسد : در آخرین روزهای اسفند سال 1339 به دهلی سفر میكند. تا سال 1343 تعدادی از آثار نقاشی سهراب در كشورهای ایران، فرانسه، سوئیس، فلسطین و برزیل به نمایش درآمد. تا سال 1348 ضمن سفر به كشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، هلند، ایتالیا و اتریش، آثار نقاشی او در نمایشگاههای متعددی به نمایش درآمد. تا سال 1357، چندین نمایشگاه از آثار نقاشی سهراب در سوئیس، مصر و یونان برگذار گردید. سال 1358، آغاز ناراحتی جسمی و آشكار شدن علائم سرطان خون. سال 1359... اول اردیبهشت... ساعت 6 بعد ازظهر، بیمارستان پارس تهران ... ... كاشان تنها جایی است كه به من آرامش میدهد و میدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد... و سهراب .... ماندگار شد ....
|
9 4 اردیبهشت 1387 ساعت 23:10 | |
مرگ رنگ
رنگی كنار شب بی حرف مرده است. مرغی سیاه آمده از راه های دور می خواند از بلندی بام شب شكست. سر مست فتح آمده از راه این مرغ غم پرست. در این شكست رنگ از هم گسسته رشتة هر آهنگ. تنها صدای مرغك بی باك گوش سكوت ساده می آراید با گوشوار پژواك. مرغ سیاه آمده از راه های دور بنشسته روی بام بلند شب شكست چون سنگ، بی تكان. لغزانده چشم را بر شكل های درهم پندارش. خوابی شگفت می دهد آزارش: گل های رنگ سر زده از خاك های شب. در جاده های عطر پای نسیم مانده ز رفتار. هر دم پی فریبی، این مرغ غم پرست نقشی كشد به یاری منقار. بندی گسسته است. خوابی شكسته است. رؤیای سرزمین افسانة شكفتن گل های رنگ را از یاد برده است. بی حرف باید از خم این ره عبور كرد: رنگی كنار این شب بی مرز مرده است |
8 12 فروردین 1387 ساعت 10:37 | |
سهراب سپهری پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان ( ۱۳۱۹ ) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان ( خرداد ۱۳۲۲ ) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران ( خرداد ۱۳۲۴ )، در آذز ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرک |












سیروس شمیسا دربارهی او معتقد است: چیرهدستی سپهری در شعر و توانایی شاعرانهاش در توصیف عناصر و اشیای پیرامون غیرقابل انکار است، بویژه در شعرهای «صدای پای آب» و «مسافر» و «حجم سبز». اما از یاد نباید برد که دقیقا در همین شعرها، اندیشههای صوفیانه و بازتاب عارفانهی او وجهی شدیدا اثرگذار پیدا میکند. 




