userinfo close

  ,

سهراب سپهری


sohrab_sepehriclub

تاسیس: 15 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فاطیما ؟ - معاونان
اینجا سهرابی باقی خواهد ماند !!! خیلی راحت میشه بخاطر اعضاء بالای کلوب و روشهای مختلف مقدار زیادی ادامه »
اینجا سهرابی باقی خواهد ماند !!!
خیلی راحت میشه بخاطر اعضاء بالای کلوب و روشهای مختلف مقدار زیادی کروب ذخیره کنیم و بعد با قول ِ جایزه و هزار وعده و وعید دیگه (که متاسفانه بسیار شدید در کلوبها رواج پیدا کرده) عضو گیری کرده ودرعرض چندماه تصاعدی تعداد اعضارا چند برابر و بحثها را بدون توجه به محتوا چنددقیقه یکبار به روز کنیم..ولی آیا این بانام"سهراب"همخوانی داره؟؟این شما و این هم کلبه ی سهراب : شرکت در بحث - امتیاز و...همه از روی عشق ! و در نهایت : چه اهمیت دارد،گاه اگر می رویند،قارچهای غربت !!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
257
2229
91/2/17 (10:52)
51
186
91/3/12 (01:13)
900
3899
91/3/10 (14:30)
63
779
90/11/12 (03:35)
1180
2075
91/3/7 (21:03)
208
3518
91/3/12 (01:46)
11
39
91/3/10 (18:40)
158
1642
91/3/10 (15:32)
239
2611
91/3/6 (12:14)
224
843
91/2/28 (13:55)
1507
12192
91/2/28 (12:47)
321
7452
91/2/28 (12:31)
198
1239
91/2/28 (12:27)
77
245
91/2/23 (12:30)
114
450
91/2/13 (09:52)
825
2329
91/2/12 (11:37)
24
191
91/2/10 (16:09)
687
2211
91/2/10 (16:03)
1865
7150
91/2/10 (14:16)
287
2704
91/2/9 (13:26)

عنوان بحث

امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 14:58 1390/06/15

@};-راز گل سرخ

كار ما نیست شناسایی راز گل سرخ،كارماشایداین است كه ........؟.
 به نظر دوستای گلم وظیفه ما در زندگی روی زمین چیست؟

ویرایش معاونت: لطفا دوستان بر اساس دریافتها و ذهنیتی که از شعر سهراب بدست آورده اند بحث را پیگیری کنند

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رامتین بهداد , ali_73237
رامتین بهداد - 16:09 1391/02/10
24
به نظر من معنی ابش اینه که کار ما دخالت در نظام وجودی وفلسفی دنیا نیست و فقط توی این دنیا ما باید با احساسمون زندگی کنیم.
سارا سیس , khar_tablo
سارا سیس - 00:45 1390/10/6
23

kare Ma inasT k Kari nakonIm

یحیی سرابی , heyranali_121
یحیی سرابی - 21:53 1390/09/7
22

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید .  نابرده نقش مقصود از کارگاه هستی  .

محمود ص , sedgat
محمود ص - 21:10 1390/07/11
21
سلام من با صدای خسروخان جذب اشعار سهراب شدم و حال دیگه معتادشم
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 14:50 1390/07/6
20
سپاسگزارم از شما رضای عزیز من هم لذت بردم و رغبتی بودید برای ادامه بحث و گرم شدن كلوب سهراب.
باز هم از شما تشكر میكنم دوست عزیز
رضا ب , reza_bas
رضا ب - 12:46 1390/07/6
19
با شما موافقم دوست من ; بحث در مورد چنین موضوعاتی، در غالب پیام نوشتاری کار بسیار سختیه و گاها جان کلام منتقل نمیشه. ولی با همه این اوصاف من از گفتگو با شما لذت بردم.درخواستم از شما وبقیه دوستان اینه که قطعات دیگه ای از شعرهای سهراب رو به بحث بذارن.ممنون
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 17:32 1390/07/5
18
دوست من حقیقت اینه كه من تمام سعیمو میكردم كه از بحث  اصلی خارج نشیم و اگر نكته خارج از طرح سوال رو میگیم برای دیگران شاید جذاب نباشه. پس من پیشنهاد میكنم خارج از اینجا با هم گفتگو كنیم...  برای اینكه مرز بین عشق و بقا رو بخواین مشخص كنین نیاز هست به بحث و گفتگوی فراوان علمی و موضوعی.
ولی انچه نظر شخصی  من هست در هیچ موضعی قرار ندارد و در هر دو موردی كه میفرمائید بروز ممكن بوده یعنی شرح دیدگاه های مختلف از زبان من كه میشه روی هر كدوم نتیجه گیری كرد و در نهایت حقیقت رو پیدا كرد.
رضا ب , reza_bas
رضا ب - 13:46 1390/07/5
17
اون چیزی که شما نوشتید واضح وروشن بودو اصلا نمیشه چند جور برداشت ازش کرد، مگر اینکه اشتباهی در انتخاب کلمات وجود داشته باشه...  چند تا جمله و پرسش توی پیام شما هست که هرکدوم از اونا به بحث وگفتگوی فراوان نیاز داره بنابراین فعلا به اونا نمیپردازم...میرسیم به بحث اصلی خودمون: عشق به بقاء موضعی بود که من گرفتم، در برابر موضع شما که عشق وبقاء رو در مقابل هم قرار میداد.شما میگفتید تلاش برای برای بقاء رو اصلا نمیشه با عشق توجیه کرد(برای تایید گفته های من میتونید به پیامهای قبلیتون رجوع کنید);و اصلا مبنای اختلاف نظرما همین بود.من تمام تلاشم این بود که فرایند بقاء وتکامل رو هم از دریچه ی عشق ببینیم، نه نفی کنندهء عشق،(اونجوری که از صحبتهای شما استنباط میشد.) بنظر من از پیام 10 تا پیام16 شما یه تغییر موضع وجود داره یعنی از(باعشق نمیشه بقاء رو توجیه کرد)تا (عشق به بقاء)
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 09:46 1390/07/5
16
خوب اونچه كه من گفتم این نبود كه شما برداشت كردید.. منظور من از توضیح موجودیت انسان و فدا برای بقاء این بود كه مفهوم واژه عشق رو از ریشه های انسان در طبیعت بیان كنم(عشق به بقاوتكامل). و بعد از معرفی انسان معلوم شد كه او برتریش در برتری طبیعت اطرافشه.
سهراب و كلا زبان هنر همیشه سعی داشته این نزدیكی طبیعت وانسان رو نمایش بده..كار ما نیست شناسایی راز گل سرخ.. ما با دنیایی كه الان  هستیم سرو كار داریم و در قبال اون وظایفی داریم. دیدگاه سهراب به نظر من نزدیك شدن بیشتر به چرخه طبیعت هست....
ما باید اعمالی رو فرا بگیریم كه به این مفهوم برسیم حال اون اعمال سوال ماست كه خوب  عشق یكی از پاسخها و اعمالی بود كه دوستمون اشاره كرده بود ودر واقع نظر شخصیشو بیان كرده بود،همون طور كه گفتم ما اینجا تبادل نظر میكنیم نه شرح نظر.. واز اندیشه سهراب آغازی میسازیم برای یك بحث پیرامون اهداف و نتیجه گیری نهایی خودمون..
برای رسیدن به تكامل وجهان بهتر باید چه كرد؟ و  باید چه شناختها و هنرهایی بیاموزیم ....؟
رضا ب , reza_bas
رضا ب - 01:19 1390/07/4
15
امیر جان بذار بحث ومتمرکز کنیم. شما معتقدی که:چون ما برای زنده موندن وبقاء خودمون از دیگر موجودات زنده اعم از گیاه وحیوان استفاده میکنیم بنابراین توی این معامله پای عشق میلنگه;نظر من درمورد این بحث شما اینه که اگه بخوایم با این دید عناصر طبیعت رو ارزیابی کنیم هیچ رد پایی از عشق در طبیعت نمیبینیم چون تک تک عناصر موجود درطبیعت برای بقاء خودشون ملزم به پیروی از زنجیرهء غذایی هستن(حتی گیاهان هم برای بقاء خودشون ملزم به مصرف آب،نورخورشیدو...هستن).البته اگه بخوایم یه بحث علمی وجزءنگرانه انجام بدیم عشق هیچ جایی توی این بحث نداره، ولی نظرمن اینه که توی فضایی که برای سهراب تدارک دیدیم بهتره از دریچهءعشق دنیارو ببینیم.با این جهانبینی حتی مرگ انسان رو میشه عشق بازی طبیعت(خداوند) با انسان معنی کرد...   
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 14:23 1390/07/3
14
خوب دوست من  اثبات اشرفیت انسان بروی زمین هنوز در غالب نظریه باقی مانده و ما نمیتوانیم بگوئیم كه جهان برای ما و قوانین به دست ما ست زیرا كه قویتر از ما طبیعتیست كه میتواند دایی ناسورها را نابود كند وانچه ما هستیم حاصل تغیر وساختن با این دیرینه خاك زمین است.. ما وظایفی هم در قبال آنچه هستیم داریم.. هدف منم از به چالش كشیدن و طرح سوال چرا عشق؟ همین بود كه بگویم:
به آنچه ما با كلمات بازی كردیم و قانون شده امروز اعتنا نكنیم... طبیعت هر زمان متعلق به زمان خود است. امروز اگر گونه ای از جانداران و همنشینان طبیعی ما در حال نابودیست نباید به قانون فراوانی دیروز تكیه كنیم..
عشق هم واژه ای بود كه دوستمان گفته بود وظیفه ماست و من نوشتم كه مهم اما تنها وظیفه ما نیست.
رضا ب , reza_bas
رضا ب - 13:20 1390/07/3
13
امیر جان ممنون از شما بخاطر اینکه بحث جالبی بوجود آوردید. دوست دارم به این زاویه از موضوع هم توجه داشته باشی که از مهمترین اجزای طبیعت فیزیک یاجسم انسانه،بنابراین انسان در فرایند بقاء به معاشقه با مهمترین جزِِء طبیعت میپردازه ;بنابراین تلاش برای بقاء رو هم میشه نوعی از عشق تلقی کرد در غیر اینصورت باید به عشق خداوند به انسان هم شک کرد، چون انسان هم همین حالت مفعولی رو نسبت به خداوند داره و پس از چند صباحی در اثر حوادث مختلف از ادامه زندگی محروم میشه.
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 08:43 1390/07/3
12
ممنون رضا جان منم هدفم اینه كه تبادل نظر باشه تا اظهار نظر خالی.
بله كندن هرزه ها خیلی سادست...یك گیاه كه از نظر ما انسانها سود ده هست رو آباد میكنیم و سهم علفهای هرز رو از طبیعت و آنچه برایشان برای بقای شان طبیعت داده میگیریم و در واقع حق كشی میكنیم.
یامثال دیگه اش در جامعه افراد مفسد و تبه كار باید از جامعه دور شن...این كار مطمئنا عشق نیست  و وظیفه ما هم پس عشق تنها نیست
رضا ب , reza_bas
رضا ب - 01:39 1390/07/3
11
درخواستم از دوستانی که بحث ودنبال میکنن اینه که پیرامون اظهارنظرات همدیگه بحث وگفتگو کنیم. میتونم بپرسم منظورتون از کنده شدن هرزه ها چیه؟
امیر عسکری  , aghaz67
امیر عسکری - 23:59 1390/07/2
10
عشق اساس وجود  ماست ولی همه نیست..نمیشه با عشق بقا رو تضمین كرد البته نظر منه كه میگم گاهی نیازه كه هرزها كنده شن. نمیشه با عشق خشونت پاره كردن بدن جانداران دیگر برای بقا رو توجیح كرد پس ما وظایف دیگری هم داریم....
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.