| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
80
|
86/2/13 (20:47)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
85/11/21 (14:59)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/5/3 (15:45)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/5/3 (15:44)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
86/7/15 (18:16)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
86/7/3 (07:56)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
86/4/9 (03:07)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
86/1/5 (17:10)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
85/11/16 (09:34)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
85/11/11 (09:31)
|
|
عنوان بحثسفال لبه واریخته 22 مرداد 85 - 21:27 | |
با تشكر از آقای كاظم برهانی كه این مطلب را در كلوب پیش از تاریخ گذاشتند و من خودم را بدون اجازه مجاز دونستم كه اون رو در این كلوب كه گمونم بیشتر این مطلب رو میطلبه بگذارم. امیدوارم كه مفید باشه به نظر من كه خوب بود.
این مطالب در چند قسمت تهیه شده است كه بصورت پیاپی و بصورت موضوعی آورده خواهد شد. خواهشمندم اگر مطلب تازهای تهیه كردید، در تكمیل این موضوع همراهی كنید. كاسه لبه واریخته سفالها بستری بودند كه بسیاری از فرهنگهای باستانی خاور نزدیك، توانایی فنی و ذوق هنری خود را بر آن به نمایش میگذاشتند. در اواسط هزاره چهارم ق.م و با آغاز شهرنشینی، سفالینهها بیشتر جنبه كاربردی پیدا كردند. این مرحله از تحول سفال تكرنگ، در دوره اوروك به انجام رسید. این دوره اوح روند پیشرفت اجتماعی-اقتصادی جوامع خاور نزدیك بود. از سفالهای شاخص این دوره (كاسههای لبه واریخته) است. از ویژگیهای این سفال، سادگی و زمختی و همچنین كمیت فراوان و پراكندگی گسترده آن است. كاسه لبه واریخته در انگلیسی Beveled-rim bowl ( كاسه لبه اریب) در فرانسوی ecuelle grossiere (كاسه زمخت) و در آلمانی Glockentopfe (كاسه زنگ شكل) خوانده میشود. كاسه لبه واریخته ظرفی است به نسبه كوچك به بلندی بین 6 تا 15 سانتیمتر، قطر دهانه 14 تا 19 سانتیمتر، و ضخامت بین 7/0 تا 8/1 سانتیمتر. نمونههای بزرگتر با گودی كمتر به قطر دهانه 24 سانتیمتر و نمونههای كوچكتر به قطر 10 سانتیمتر نیز مشاهده شده است. ü جنس كاسه: خمیره این كاسه گل رس معمولی است. اما با توجه به وجود ذرات آهكی (montmorillonite) در آن، وندیور (vandiver) حدس میزند كه پس از تهیه گل لازم، موادی دیگر نیز به خمیره میافزودند. شاموت خمیره عموماً مواد گیاهی خرد شده است. بر اساس آزمایش خاك شناختی 13 كاسه بدست آمده از (بل عرده) و (امالقصیر) در سوریه و تپه فرخآباد، 15 تا 25 درصد حبابكهای خمیره كاسه از سوختن و دوده شدن مواد آلی، بویژه علف خرد شده بوحود آمدهاند. گاهی ریگ و خرده سفال نیز به خمیره كاسه اضافه میكردهاند. پس از تهیه گل و افزودن شاموت، گام بعدی شكل دادن به كاسه است. ü شیوه ساخت: 1- به عقیده kalsbeek سفالگر تكهای گل میبریده و با دست به آن شكل میداده است. 2- مكگوایر گیبسن میگوید كه سفالگر تكهای گل روی قالب میانداخته و با دست دیواره خارجی آن را شكل میداده است. سپس لبه كاسه را با شی تیز به صورت اریب میبریده و آن را از قالب جدا میكرده. 3- Miller عقیده دارد كه سفالگر با كاسهای پخته شده قالبی در خاك درست میكرد، تكهای گل در آن میانداخت و با مشت درون آن را شكل میداد. سپس لبه كاسه را به صورت اریب میبرید تا انگشتانش را بین لبه و خاك فرو كند و كاسه را از خاك بیرون بكشد. 4- Chazan and Lehner همان روش شماره 3 را پیشنهاد داده با این تفاوت كه به جای یك تكه، از چند تكه گل استفاده میكرده و رفته رفته كف و دیواره كاسه را شكل میدادند. زیرا در كاسههای شكسته محل اتصال این تكهها مشهود است. ظاهراً كاسه را در حرارت كم میپختهاند. آزمایشاتی كه بر روی چند نمونه از حبوبه كبیره در سوریه انجام شده نشان داده كه در دمایی بین 600 تا 800 درجه سانتیگراد پخته شدهاند. اما كاسههای ام القصیر برخی دارای حرارت بالا و شماری حرارت كم دیدهاند (Chazzan and Lehner ). ........................................................................................................................ مرجع: كتاب باستانشناسی و هنر ایران (22 مقاله در بزرگداشت عزت الله نگهبان)- بخش مربوط به مقاله كامیار عبدی در مورد كاسه لبه واریخته. | |
پاسخ ها5 13 اردیبهشت 1386 ساعت 20:47 | |
عزیزان من سفال لبه واریخته مربوط به مراحل آغاز پیداش خط است
در هر مکانی که این سفال پیدا شود به احتمال غریب به یقین آثار پیدا مربوط به دوره آغاز پیدایش خط و یا به عبارت
دیگر مربو ط به دوره تاریخی است
لذا قابل ذکر است دوره تاریخی با آغاز پیدایش خط بوده است
قربان شما امین امینی >>>>> دانشجوی باستان شناسی |
4 8 فروردین 1386 ساعت 15:03 | |
با کشفیاتی جدید باستان شناسی در جنوب شرق (جیرفت) تعداد زیادی از این ظروف بدست امد |
3 30 مرداد 1385 ساعت 06:20 | |
تراكم یافتهها تراكم كاسه لبه واریخته در محوطههای باستانی بسیار متفاوت است. از چند تكه در بررسیهای سطحی تا بیش از 90% مجموعه سفال در برخی از بافتها متغییر است. تعداد بسیار محدودی از این كاسه، از محوطههای دور دست آناتولی و فلات ایران گزارش شدهاند. در حالی كه از چند محوطه در جنوب بینالنهرین و دشت شوشان هزاران كاسه سالم بدست آمده است. گذشته از بافتهای سطحی پراكنده، كل كاسههای بدست آمده از كاوشهای باستان شناختی در محوطههای دور دست از 10% كل مجموعه فراتر نمیرود. برای نمونه این اشیا حدود 5% مجموعه سفال لایه IVc تپه یحیی را تشكیل میدهد. همچنین در تپهها قبرستان و سیلك، كل كاسههای بدست آمده بسیار ناچیز است. در گودین تپه حدود 50% كل سفال لایه V در راس تپه و حدود 20% كل سفال در (برش كوره آجری) را تشكیل میدهد Weiss and young 1975). تنهااستثنا تپه ملیان است كه در آن میانگین فراوانی كاسهها در لایههای ساختمانی كارگاه TUV به صورت زیر محاسبه شده است. لایه ساختمانی I ، 15% .لایه ساختمانی II، 11% و لایه ساختمانی IIIB، 46% (Nicholas 1987) با این حال در بافتهای مختلف هر یك از این لایههای ساختمانی تراكم كاسه از 1 تات 88 درصد متغییر است. در محوطههای باستانی جنوب بین النهرین، شوشان، دهلران تراكم كاسه بهنسبه یكدست و بالاست. این كاسه 60 تا 70 درصد مجموعه سفالهای ترانشه K/IXII را در اوروك تشكیل میدهد. بنای واقع در كارگاه H/5 در كنار محوطه نیایشگاه اریدوم پر از كاسه بود و در اتاق شماره 8 نیایشگاه كورهای دایرهای شكل یافت شد كه پیرامون آن كاسه و ظروف گلدان شكل بود. كورههای مشابه در ابوفندوا و چغامیش نیز شناسایی شدهاند( Alizadeh 1985) در تپه فرخ آباد تا لایه 27 كارگاه ب و لایههای 16-17 كارگاه الف 90% مجموعه سفال را این نوع كاسه تشكیل میداده. اما در لایههای بالاتر شمار آن كم میشود و در لایه23 كارگاه ب و لایه 12 كارگاه الف به 20% كاهش مییابد و در لایه بالاتر دیگر اثری از كاسه نیست (wright 1981) حدس میزند كه وجود تكه كاسهها در لایه بالایی به احتمال به دلیل كندن گودالهای عمیق با استفاده از آوار لایههای زیرین برای كارهای ساختمانی است كه به لایههای زبرین راه یافتهاند.
منبع: همان |
2 24 مرداد 1385 ساعت 23:29 | |
1 24 مرداد 1385 ساعت 06:37 | |
كاسه لبه واریخته قسمت دوم: بًعد زمانی بر خلاف نظر عموم باستانشناسان، كاربرد كاسه منحصر به دوره اوروك جدید نیست و بعد زمانی گستردهتری را در بر میگیرد كه پیش از دوره اوروك جدید آغاز میشود و تا مدتی پس از آن ادامه مییابد، ولی تنها چند محوطه باستانی یا لایه نگاری معتبر برای تخمین بعد زمانی این نوع كاسه وجود دارد. و حتی در این محوطهها نیز چون نمونههایی از كاسه در بافتهایی غیر از بافت اصلیشان بدست آمده است، تاریخگذاری مبهم میشود. جانسون حدس میزند كه منشا كاسه به دوره اوروك قدیم باز میگردد. تفاوت كاسههای آغاز ین proto-beveled- rim bowl با آنچه مشخصاً كاسه لبه واریخته میخوانیم در لبه آن است كه كشیده است نه اریب . به نظر میرسد كه پس از افزایش چشمگیر كاربرد كاسه لبه واریخته در دوره اوروك میانه و جدید در مرحله پایانی دوره اوروك جدید و جمدت نصر، جامهای كله قندی شكل جانشین این نوع كاسه شده است. رایت wright حدس میزند كه تبدیل كاسه به جام كله قندی شكل مصادف است با ابداع چرخهای سفالگری بزرگتر و سریعتر. در بارگاه اآنا در محوطه باستانی وركاء (اوروك) كاسه لبه واریخته از لایه XII (اوایل دوره اوروك میانه) تا لایه IVa (مرحله پایانی دوره اوروك جدید) به چم میخورد. اما از لایه X به فراوانی یافت میشود و به نظر میرسد كه تولید انبوه آن در اواخر لایه VI متوقف شده است. در لایه XII افزون بر كاسه لبه واریخته چندین گونه جدید چون سفال خاكستری و قرمزلعابدار نیز ظاهر شدند. افزون بر این در اوج فراوانی این نوع كاسه ( لایههای VII و VIII) نیز گونههای جدید دیگری باب شدند كه برخی از آنها زیاد دوام نیاوردند، اما گروهی چون كوزههای بلند با لوله خمیده و قوریهای پایه حلقهای با لولههای بلند مدتی زیاد، حتی پس از ناپدید شدن كاسه لبه واریخته بكار میرفتند. در بارگاه اآنا در نیپور، كاسه در لایه XX ظاهر میشود و تا لایه XII ادامه مییابد. فرض بر این است كه لایه XII مرحله انتقالی دوره جمدت نصر به مرحله اول دوره سلسلههای قدیم است. از سوی دیگر در كارگاه شماره یك آكروپل شوش، این نوع كاسه در لایه 22 ظاهر میشود و تا لایه 13 مرحله اول-دوم سلسلههای قدیم، ادامه مییابد. در كارگاه شماره یك شهر شاهی، این كاسه تنها در دوره III لایههای 18 الف و ب به چشم میخورد و 90% شاموت گیاهی دارد. لایه 18 كارگاه یك شهر شاهی از لایه 14 ب كارگاه یك (ارك) اندكی جدیدتر است و به برهه انتقالی مرحله دوم دوره سلسلههای قدیم تاریخگذاری شده است. لایه IV2 سیلك نیز كه از آن هم كاسه لبه واریخته و چند نبشته آغاز عیلامی بدست آمده است، به مرحله دوم سلسلههای قدیم تاریخگذاری شده است. افزون بر این، گویا در الحبه، در جنوب عراق، چند كاسه در لایه مربوط به مرحله دوم دوره سلسلههای قدیم یافت شده است. این یافتهها حاكی از آن است كه نه تنها در ایران، بلكه در بین النهرین نیز كاربرد این كاسه به احتمال تا مرحله دوره سلسلههای قدیم ادامه یافته است. از این رو با در نظر گرفتن محافظه كارانهترین تاریخگذاریها ، كاسه لبه واریخته از حدود 3500 تا 2700 ق.م یعنی حدود 800 سال به كار میرفته است. كه برای ظرفی سفالی، مدت زمان چشمگیری به شمار میرود. |










