userinfo close

  ,

جامعه مجازی ایرانیان


socletyfigurative

تاسیس: 24 آذر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شاهی افشار - معاونان
ما معتقدیم كه نا توانی در دستیابی به مقامی كه هر انسان در كوشش برای رسیدن به آن است درناتوانی جامعه ادامه »
ما معتقدیم كه نا توانی در دستیابی به مقامی كه هر انسان در كوشش برای رسیدن به آن است درناتوانی جامعه ی آن است
ما بر این باوریم كه روند درست و منطقی باید اینگونه باشد كه تمام راههای رسیدن به كمال و خوشبختی برای تمام اقشار جامعه یكسان باشد و همین طور تمام راههای ایجاد نابرابری و تضاد راه ناممكن و مسدود یك جامعه باشد,با این وجود و با علم بر این موضوع كه رسیدن به یك ایده ال تلاش شبانه روز همه ی انسانها و آرزویی دور دست است اما همجنان به بودن در این جامعه اصرار داریم و زندگی را بدون آن هر جند سخت,متصور نیستیم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
207
1100
90/1/6 (21:17)
26
319
89/4/21 (10:20)
53
233
91/3/4 (20:25)
32
165
91/2/30 (09:51)
4
24
91/2/26 (11:09)
9
48
91/2/24 (22:09)
4
13
91/2/20 (09:12)
1
15
91/2/20 (08:53)
2
9
91/1/14 (23:25)
58
274
90/12/26 (10:41)
0
1
90/11/29 (18:36)
60
243
89/11/20 (03:45)
2
16
89/10/21 (21:29)
21
77
89/8/26 (04:42)
6
23
89/7/20 (10:31)
15
81
88/9/8 (11:31)
89
328
88/4/30 (15:21)
13
78
88/4/22 (14:38)
2
52
88/1/16 (09:48)
23
279
87/11/30 (17:27)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

بنفشه زرگر , hivahirad
بنفشه زرگر - 11:02 1386/06/18

روانشناسی :عشق یا شهوت

 

عشق یا شهوت
چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق اوحقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

1- ارتباط
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

نقاط قوت:

  • شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
  • شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید. 
  • در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.

نقاط ضعف :

  •  شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد. 
  • کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود. 
  • هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

2- عشق
یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

نقاط قوت :

  • در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید. 
  • از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.
  • صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
  • از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید. 
  • جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.

نقاط ضعف :

  • در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد. 
  • شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد. 
  • تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید. 
  • سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد. 
  • در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.

3- احترام
رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

نقاط قوت:

  • شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید. 
  •  علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید. 
  • برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.

نقاط ضعف :

  • در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
  • شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد. 
  • شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید. 
  • شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.

از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.

 

 

 

دوستان عزیز در جهت كمك كردن به شما برای شركت در بحثها مطالبی در قسمت مقالات گذاشته

 شده كه به شما در پاسخ دادن به بحث ها كمك می كند لطفا مطالعه نمایید و با دادن امتیاز به

 مقالات ما را یاری رسانید                                                      مدیریت كلوب شاهی

لطفا به كلوب جامعه مجازی ایرانیان  امتیاز دهید؟!

نحوه امتیاز دادن : به هر تعداد از ستاره های صفحه اول كلوب جامعه مجازی ایرانیان را می خواهید با كلید(كلیك ) كردن روی آن و كشیدن موس انتخاب كنید سپس  بر روی آنها دوباره كلید(كلیك) كنید و بعد از آن گزینه ثبت امتیاز فعال می شود روی آنهم كلید كنید امتیاز شما ثبت می شود این كار به ما در گذاشتن مطالب بهتر كمك می كند .

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رضوان اریایی , dokhtaresharghi_111
رضوان اریایی - 17:27 1387/11/30
23
eshgh in zamoone gashtam nabood nagard nist
***مستانه*** ***صادقی*** , deldadeee
22
نقل قول از : مهرداد دات کام

درود بر دوستان عزیز و سپاس از اینهمه مقالات و نوشتار زیبا از برای عشق و شهوت...

این دو مهم چگونه از یک جنس هستند که بتوان مقایسه نمود...

هر کور جاذبه ای عشق نامیده میشه و هر چشم سرخی عاشق...

هر بیخود شدن عشق است و هر رنجور و محجوری عاشق...

واقعا اینگونه عشق تعریف میشه؟؟؟؟ اصلا تعریف میشه...یک احساس که برای هر کسی بگونه ای تجلی میکنه و تعریفش هم فرق داره ..الگو نداره که بخواد مقایسه بشه...

شهوت....این کلمه که از گفتنش همه ناراحت میشن و کلمه قشنگی نیست بهتره بگوییم بلعیدن هر انچه دوست داریم و سیر نمیشیم... اونم هر چیزی میتونه باشه و تعریفش فرق میکنه...

شهوت کلام..شهوت غذا..شهوت به سکس ..شهوت به همین نت ...وووووو

تورو خدا مقایسه نکنید ...


مهرداد        . , man1352
مهرداد . - 15:13 1386/09/5
21

درود بر دوستان عزیز و سپاس از اینهمه مقالات و نوشتار زیبا از برای عشق و شهوت...

این دو مهم چگونه از یک جنس هستند که بتوان مقایسه نمود...

هر کور جاذبه ای عشق نامیده میشه و هر چشم سرخی عاشق...

هر بیخود شدن عشق است و هر رنجور و محجوری عاشق...

واقعا اینگونه عشق تعریف میشه؟؟؟؟ اصلا تعریف میشه...یک احساس که برای هر کسی بگونه ای تجلی میکنه و تعریفش هم فرق داره ..الگو نداره که بخواد مقایسه بشه...

شهوت....این کلمه که از گفتنش همه ناراحت میشن و کلمه قشنگی نیست بهتره بگوییم بلعیدن هر انچه دوست داریم و سیر نمیشیم... اونم هر چیزی میتونه باشه و تعریفش فرق میکنه...

شهوت کلام..شهوت غذا..شهوت به سکس ..شهوت به همین نت ...وووووو

تورو خدا مقایسه نکنید ...

شهریار مظفری , tip
شهریار مظفری - 11:45 1386/09/4
20

عالم هستی از اول خبر از عشق نداشت             غمزه یار چنین ولوله ای برپا داشت

سلام

هیچ كار خدا بی حكمت نیست

شهوت هم حسی در عالم هستی است كه مانند اتم به بدی از آن استفاده می شود و به آ ن می گن بمب اتم

خوب و با نشاط باشید

عسل ح , asal_h2581981
عسل ح - 09:29 1386/09/3
19

salam

eshg az nazar man ye takamool

residan be  mabood

ye ki shodan

shahvat ye noo pochi

akharesh be  naboodi mirese

.... ... , elsana_amiry
.... ... - 15:47 1386/08/27
18

eshgh yany 1 chize cherto divunegio vaght talaf kony

albate eshghe majazi manzuram buda

مریم سوگلی , ammarya
مریم سوگلی - 08:36 1386/08/27
17

عشق یا شهوت ...

تعبیر عاشقانه افراد

 

طولانی هست ولی توصیه می کنم سر فرصت بخونید چون خودم از خوندنش لذت بردم،

 

آیا تا کنون هیچ شی را عاشقانه نگریسته ای ؟

 

شاید بگویی آری، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه. شاید با شهوت به اشیا نگاه کرده ای، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد، درست نقطه مقابل آن است. نخست... سعی کن تفاوت را درک کنی.

 

چهره ای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه به آن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری ؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوت است و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آن استفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازی برای خوشوقتی خودت .

 

شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتی خودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ، شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دو درست نقطه مقابل هم هستند .

 

اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشق احساس کنی، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه می توانی این چهره را خشنود کنی، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی. در این جا خودت اهمیتی نداری.

 

در عشق دیگری مهم است اما در شهوت مهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قرار دهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .

 

عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .

 

تو حتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درون بنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسی یا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .

 

دومین تفاوتی که باید درک شود این است... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بیجان نگاه کنی، آن شی به یک شخص تبدیل می شود. اگر به آن عاشقانه نگاه کنی، آن گاه عشق تو کلیدی می شود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد. اگر به یک درخت عاشقانه بنگری، درخت یک شخص میگردد .

 هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی، آن چیز یک شخص می شود و برعکس. هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی، آن شخص به یک شی تبدیل می شود. برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند. چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود. وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگری او احساس ازردگی می کند. در واقع تو چه می کنی؟ تو یک شخص را، یک شخص زنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی. تو می پنداری که چگونه استفاده کنی و آن شخص کشته می‌شود .

 

چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .

 

وقتی با عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یک شخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را می توان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد . او یکتا و یگانه است .

 

عشق همه چیز را یگانه می کند . به همین سبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسی عمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و به راحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .

 

در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .

 

وقتی عاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برای امتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد و خودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو به سمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .

 

به موضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها با قلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ و وقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .

 

وقتی به خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتی ذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .

 

با معشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاه عاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمی تواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامی کائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟

 

تو تهی هستی و به همین سبب عشق به یک مراقبه عمیف تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی را دوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسی عاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد . خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .

 

عشق یعنی خود را آگاهی رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ، دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق. گویی که اینک تو نیستی و فقط دیگری هست.

 

سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق با اوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولی همچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواند بهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگر جهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکه تنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !

 

اگر عاشق باشی ، حتی نگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آن گاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا وارد چشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راه عشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقان زیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .

 

هرگاه شخصی را به یک شی تبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، در آن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد داد و تو زندگی می بخشی .

 

هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشق رفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفاده کنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند که او یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی و دیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیت هایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نه یک انسان و یک شی .

 

اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیق به سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد در آن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند .

 

عسل ح , asal_h2581981
عسل ح - 11:29 1386/07/24
16

salam

mer30 az pegamha khoob  va amoozandatoon

شهریار مظفری , tip
شهریار مظفری - 14:52 1386/07/23
15

نقل میكنند كه :

مجنون از ترس گرفتار شدن به دست برادران و اقوام لیلی در چاهی پنهان شده بود و در همان موقع در طایفه ای جشنی بود و دو طایفه لیلی و مجنون را هم دعوت كرده بودند ، و خانواده لیلی برای اینكه لیلی در جشن با مجنون و خانواده اش روبرو نشود او را در چاهی پنهان كردند تا در پایان جشن به دنبالش آمده او را ببرند و معلوم است در آن چاه چه كسی بود....

این عشق است ...

مگه نه؟

شاهی افشار , afsharcc
شاهی افشار - 09:18 1386/07/23
14
فقط شناخت
مریم سوگلی , ammarya
مریم سوگلی - 14:59 1386/07/22
13
اونایی كه ادعاشون میشه عاشقن كجان؟
اونایی كه خیلی ساده میگن عاشقن كجان؟
خیلی زود با یه نگاهی میشن عاشق پس کجان؟
پس کجاس اونهمه حرفای قشنگ و عاشقانه؟
پس کجاس اونهمه چشمک زدنای زیرکانه؟
اون دلی که از جداییها گله داشت...
پس چی شد اونهمه دلتنگت شدنهای شبونه
شب نخوابیدن تا صبح با کلی وهم عاشقونه!!!
اونهمه دوستت دارمهای زبونی واسه معشوق
اون محبتهای قلبی با همون لفظ همیشه....
پس چرا عاشقی اینقدر سرد و بیروح و دورنگه؟!
واسه ابراز علاقه آخه اینجا دیگه جا یی نمونده...!!!
به خدا باور کنید که اینا حرف دل خونه
این دلی که از بیوفایی داره جون میده میمیره!!!
حرف دل حرف همه نیست حرف عاشق پیشه هایه
اونایی که جون میدن حتی واسه عشق تا نمیره...
پس کجان اون عاشقایی که واسه دم زدن از عشق
گل میدن به دست معشوق که منو نکن فراموش!!!
اما تا تموم میشه اونهمه حرفای قشنگ و عاشقونه
میذارن میرن که انگار تا ابد عشقی نبوده...!!!
بعد اونهمه سخنها که آره من بی تو هیچم
میرن و میشن پرنده لای ابرا بی نشونه
آی اونایی که فقط عشق واستون شده یه بازی
دل سپردن به یکی و دل شکستن واسه بازی
باشه اشکالی نداره دنیاتون فقط دوروزه
دل شکوندنای هرروز واستون کاری نداره...
آخ که عشقای تو خالی شده ارزون توی بازار
با نسیم میاد و میره به خدا به سرعت باد!
نه دیگه دنیای امروز ارزش موندن نداره
پس چه بهتر که نباشیم تا دیگه عشقی نمونه...
اگه عشق اینه تو دنیا پس نه من عشقی نمیخوام
آره سنگ و یخ شدم من دیگه عشقی رو نمیخوام...!!!
آخه اون بالا میدونی عاشقی شده یه ارزش
عشق پاک و بی ریایی جای عشقای خیالی
باشه پس زمینیا من میرم اون بالا تا اوج اون ستاره
روی ابرا کهکشونها اون بالا که عشق زیاده...
پس خداحافظ تا همیشه خوش باشین با بازیاتون!!!
با یه مشت عشق توخالی
نه نه همون هوس بازیاتون
شهبانو الهی , mahtab2003
شهبانو الهی - 14:51 1386/07/22
12
خوش آمدی  منتظر نوشته های دیگرت هستیم ...
شهریار مظفری , tip
شهریار مظفری - 14:51 1386/07/18
11

با سلام خدمت همه دوستان عاشق پیشه

کتاب کیمیاگر اثر پائلو کوئلیو را بخوانید

عشق را به شما یاد میدهد

بای

بنفشه زرگر , hivahirad
بنفشه زرگر - 10:24 1386/07/9
10

نیمه گمشده ام آخر کیست  

این سوالیست که با خود دارم


نیمه گمشده ام یک سیب است  

سیب سرخی که ز باغ ازلی می آید


نیمه گمشده ام یک آهوست  

وچه چشمان سیاهی دارد
چقدر تندرواست  

مثل این که دل او نیز هوایی دارد


نیمه گمشده ام یک دریاست  

چقدر موج و تلاطم دارد
چقدر جذر چقدر مد چقدر آبی روشن دارد


نیمه گمشده ام یک رود است  

از کنار دل من می گذرد  
و ترش می سازد  به هوای دل سودا زده اش


نیمه گمشدهام یک کوه است  

پر صلابت پر حجم  و عجب شرم و حیایی دارد  

 

نیمه گمشده ام یک بید است

که به مجنون صفتی مشهور است


نیمه گمشده ام یک فصل است  

که همه فصل خدا را دارد


نیمه گمشده ام یک ساز است  

و صدای نی مجنون دارد  
و صدای دل پر درد زمان  که برای دل من می خواند


نیمه گمشده ام یک ابر است  

سیرت و صورت زیبا دارد  
ولی گه گاه دلش می گیرد  پس کمی اشک ز خود می بارد


نیمه گمشده ام یک دشت است  

پر ز گلهای شقایق شده است  
پر ز عطر است پر ز سنبل  

پر ز خواب گل مریم شده است  


نیمه گمشده ام مهتاب است  

که شب تار به هم می پوید  


نیمه گمشده ام یک تنهاست

که دلی پر ز شکایت دارد
و کسی را به نفس می خواهد  که بر او راز و غم دل گوید


نیمه گمشده ام در یاد است

 و درون دل من می ماند


نیمه گمشده ام را ز خدا می خواهم
و برای دل مهتابیمان  نور و عشق ابدی می خواهم
نور و عشقی ز صفا می خواهم  
مریم سوگلی , ammarya
مریم سوگلی - 08:34 1386/06/24
9
 اما...:
عشق حقیقی چیه؟ به چی می گن عشق حقیقی؟ کی عاشقه ؟ کی معشوق؟ عشق چیه؟ ...
اصلا" من عاشقم؟ من تونستم خودم را عاشق نشون بدم؟ من عشق حقیقی را می شناسم؟ من عاشق حقیقی بودم؟ من چه چیزهایی را برای داشتن یک عشق حقیقی می شناسم؟ ...
این چند روز عشق های الکی را با همه وجودم حس کردم، فرق بین عشق های راستین و حقیقی و الکی را فهمیدم، دلم برای خیلی از عاشق های حقیقی که معشوقشان عشق الکی داشت سوخت، آنوقت بود که با همه وجودم از خدای مهربان خواستم که هیچ عاشق راستینی را به چنین دردی مبتلا نکنه. هیچ چیزی تو دنیا آدم را تا به این حد خورد نمی کنه که بفهمه کسی را که با همه وجودش، با همه پاکی، با همه صداقتش دوستش داشته، عشقش به اون راست نباشه و الکی دم از عشق و دوست داشتن می زده!!
چرا این روزا عشق ها راست نیستن؟ چرا این روزا همه خیلی راحت دم از عشق می زنن؟ چرا وقتی عشق را نمی شناسن از آن حرف می زنن؟ چرا عشق را زیر سوال می برن؟ چرا دوست دارن خودشون رو عاشق نشون بدن درصورتی که باطنا" عاشق نیستن؟ چرا با عنوان عشق دل خیلی ها را می شکنن؟ چرا دلشون می خواد عشق را بی هویت و بی اساس جلوه بدن؟ چرا عشق را بی آبرو و بی اهمیت می کنن؟ چرا عشق را با چیزای دیگه برابر می دونن؟ چرا عشق را فقط تو هوس و لذت بردن می بینن؟ چرا این روزها عشق با هوس و شهوت یکی شده؟ مگه اینها خودشان تو این دنیا زندگی نمی کنن؟ مگه اینها زندگی را دوست ندارن؟ مگه اینها نمی خوان روزی کسی را کنار خودشان داشته باشن؟ کسی که عاشقشون باشه، کسی که فقط مال آنها باشه؟ چرا نمی خوان عشق را بشناسن؟ چرا نمی خوان بفهمن که عشق خیلی بیشتر از اونی که فکر می کننه، عشق لذتش خیلی بیشتر از اون هوس و شهوتی که با عشق برابر می دونن؟ چرا باعث می شن که دیگه کسی عشق را باور نداشته باشه؟ تا کسی دم از عشق می زنه همه با شک و دودلی به آن نگاه کنن؟ چرا، چرا، چرا؟؟؟...
میدونی : عاشق شدن آسونه اما عاشق موندن خیلی سخته! خیلی ها عاشق می شن، شاید خیلی شدید دلبسته بشن، اما چون عشق را نشناختند، چون عاشق حقیقی نبودن، چون هنوز حقیقت عشق را درک نکردن، چون عشق را در نیاز می دیدند چون عشق را تنها در ترک تنهایی می دیدند چون عشق را در رفع احتیاجشون می دیدند چون تشنه عشق بودن نه لایق عشق ، چون به دنبال کسی بودند که بتوانند باهاش زندگی کنن نه اینکه بتوانند بدون آن زندگی کنن، چون عشقشون یک عشق خام بوده و عشق خام کلام دوستت دارم را ابراز می کنه چون به معشوقش محتاج است، اما عشق پخته به معشوقش محتاج است چون دوسش داره، برای همین خیلی زود عشقشون سرد می شه و از بین میره، آنوقت هست که تنفر بوجود میاد و عشق جلوه خودش را از دست می ده!!
ولی ای عزیز من!
تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگهدار و کلام ساده عاشقانه خودت را خالصانه بگو و همیشه به یاد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده است! "دوستت دارم" جمله ایست که عاشقانه شاید روزی هزار بار بهم می گوییم، شاید قشنگ ترین و در عین حال مناسب ترین جمله برای حال عاشقا باشد، اما ای کاش همیشه صادقانه و از ته دل و مهم تر از همه جاودانی باشد! عاشق باش، صادق باش، پاک باش، بخشنده باش و بدون انتظار!!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.