| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
128
|
90/1/28 (23:37)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
90/1/28 (23:35)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
90/1/28 (23:30)
|
|
||
|
|
11
|
66
|
90/1/28 (23:28)
|
|
||
|
|
4
|
31
|
90/1/28 (23:27)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
90/1/28 (23:25)
|
|
||
|
|
16
|
123
|
90/1/28 (23:21)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/11/8 (14:48)
|
|
||
|
|
14
|
112
|
87/11/5 (12:26)
|
|
من مدرس دانشگاه هستم وامسال ترم تابستان قرار شد که برای دو کلاس درس جامعه شناسی را تدریس کنم. نود درصد دانشجویان این دانشگاه شاغل هستند و اکثرشان هم در نهادهای امنیتی کار می کنند.من بنا به عادت و روش تدریس ام، برای فهم بهتر مباحث از مثال استفاده می کنم و سعی هم می کنم که به جای اینکه از کره مریخ و کهکشان راه شیری! مثال بیاورم از جامعه خودمان که کلکسیونی از پدیده هاست، مثال بزنم. در دو جلسه مانده به اتمام کلاسها موضوع درس، درباره نهادهای سیاسی و نقش آنها در جامعه بود.من هم طبق روال همیشه سعی کردم،ازساختار دولت کشور خودمان(توجه داشته باشید نه حکومت ونه نظام بلکه فقط دولت) را به عنوان نهاد سیاسی برای عینیت بخشیدن به موضوع درس آنالیز کنم.خلاصه آنکه من پنچ دقیقه ای درباره عملکرد دولت نهم و کارنامه دولت احمدی نژاد و مقایسه آن با دولت فرهیخته خاتمی صحبت کردم.درحین صحبت دیدم که برخلاف همیشه که من دانشجویان را موظف کرده بودم که موبایل شان را حتما در کلاس خاموش کنند، دانشجویی دارد با گوشی موبایلش بازی میکند. چندان توجهی نکردم وفقط تذکری دادم و گذشتم. این دانشجو که"ایوبی" نام دارد از بچه های تیم حفاظت ریاست جمهوری و عضو تیم حفاظت حاج داوود احمدی نژاد بود.کلاس تمام شد و قرار شد هفته بعد آخرین جلسه ترم تابستان برگزار گردد.در دفتر کارم بودم که موبایلم زنگ زد.از دانشگاه بود. مسئول حراست دانشگاه که خانمی به نام دهنوی بود وتازه از همان دانشگاه فوق دیپلم گرفته بود، با تکبر و غرور وتحکم خاصی گفت:"آقای ذوالقدر تمام کلاسهای شما حذف شده و شما دیگر حق ندارید به دانشگاه بیایید" پرسیدم چرا؟ گفت: "حکم از بالا بوده و از نهادهای مختلف از جمله نهاد ریاست جمهوری تماس گرفتند ودستور داده اند که کلاسهای شما همه لغو بشود و اسمتان هم از سایت هیات علمی دانشگاه حذف شده است"
در کمال ناباوری پرسیدم به چه علت؟ گفت:" صحبتهایی که در کلاس داشتید توسط فلانی ضبط شده و در اختیار حراست مرکز و چند نهاد دیگر قرار گرفته است و درنهایت شورای حراست تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته شد که تمامی کلاسهای شما حذف شود و اسمتان هم از سایت دانشگاه حذف شود در این رابطه نامه ای هم حراست برای شما تهیه کرده که بیایید و نامه را تحویل بگیرید.حق التدریس تان هم پرداخت نمی شود."
فورا رفتم سراع اینترنت و دیدم بله.راست میگفت. اسمم از سایت اساتید دانشگاه حذف شده و جلویش نوشته شده که باید برای تعیین تکلیف به امور مدرسان مراجعه کنم. این دیگراوج عدالت دولت مردمی! و عدالت محوراحمدی نژاد بود که در گرمای تابستان روزی شش ساعت سرکلاسها حاضر شده بودم و حال دانشگاه حق و حقوقم را نیز نمی دادند.
بلافاصله گوشی همراهم زنگ زد، شماره نیفتاده بود.گوشی را برداشتم. مردی با صدای لرزان وعصبانی شروع کرد به فحش دادن که فلان فلان شده حالا به رئیس جمهور توهین میکنی؟ حالا ببین چطوری به غلط کردن می افتی. پرسیدم شما کی هستی که داری خط و نشون میکشی؟ هیچ غلطی نمی تونید بکند.گفت حالیت می کنیم.
خلاصه از آن لحظه مزاحمت ها شروع شد ومن هم ناچار فردای همانروز دوتا سیم کارتم را از بین بردم تا اعصابم به هم نریزد.
دو روز بعد به دانشگاه مراجعه کردم تا نامه ای که حراست برایم نوشته بود را تحویل بگیرم.در بین دانشجویان ولوله بود.با دیدن من همه شان بطرفم آمدند و می گفتند: استاد چرا نمی خواهید از ما امتحان پایان ترم بگیرید.گفتم که من مشکلی ندارم دانشگاه اجازه نمی دهد.فهمیدم که به دانشجویان گفته اند خود استاد نمی خواهد امتحان بگیرد.دانشجوها می گفتند ما در گرما آمدیم سرکلاس حالا چرا باید این درس را یکبار دیگر در ترم بعد از اول باید بگذرانیم؟ گفتم از مسئولان بپرسید. وقتی نامه حراست را نشان دادم و ماجرا را گفتم همگی واکنش نشان دادند که یعنی چی؟ با حذف کلاس شما مشکل مملکت حل میشه؟ یکی میگفت پس باید استاد در کلاس لال بشه؟ یکی میگفت فلانی صدای شما رو ضبط کرده و برده ریاست جمهوری. یکی میگفت اینهم شد مملکت داری.خلاصه هر کس چیزی میگفت.این بحث ها همه در بیرون دانشگاه وپنجاه متر دورتر از دانشگاه انجام می شد که یکباره دیدم نگهبان دانشگاه به طرفم آمد و با کلی عذر خواهی گفت که مسئول حراست دانشگاه می گوید شما باید هر چه زودتر از اینجا بروید و حق ندارید تا یک کیلومتری دانشگاه هم بیایید.این حرف باعث واکنش دانشجویان وخود من شد که آقا جان ما جلوی در مردم هم نمی تونیم وایستیم؟

آبادی یك كشور ار روی نسبت آزادیش سنجیده میشود نه از روی حاصلخیزیش...
مونتسكیو
دومین رتبه بندی آزادی رسانه های خبری جهان
در زمینه آزادی بیان ،جمهوری اسلامی یکی از سرکوبگرترین حکومتهای جهان است.
گزارشگران بدون مرز گزارش دوم خود از وضعیت آزادی رسانه هادر جهان را منتشر می کند. از سال ۲۰۰۲ اسفبارترین موقعیت ها در آسیا به ویژه کره شمالی، برمه و لائوس مشاهده شد. کوبا امروزه بزرگترین زندان روزنامه نگاران محسوب می شود که در این رده بندی از آخر دوم است. ایالات متحده و ایتالیا نسبتا از درجات پائینی برخوردار هستند.
گزارشگران بدون مرز اکنون دومین رده بندی خود از آزادی رسانه ها در جهان را منتشر می کند. همانند سال گذشته، اسفبارترین موقعیت در آسیا، در هشت کشور زیر دیده می شود : کره شمالی، برمه، لائوس، چین، ایران، ویتنام، ترکمنستان و بوتان. رسانه های خبری مستقل در این کشورها یا وجود ندارند و یا تحت فشار دائمی حاکمیت قرار دارند. روزنامه نگاران در این نقاط در شرایط بسیار دشوار بدون کمترین آزادی و امنیتی کار می کنند. تعدادی در برمه، چین و ایران زندانی هستند.
کوبا در رتبه صد و شصتمین قرار دارد که از آخر دوم محسوب می شود. ۲۶روزنامه نگار مستقل در بهار ۲۰۰۳ در کوبا دستگیر و به ۱۴ تا ۲۷ سال زندان محکوم شدند؛ از همین رو کوبا بزرگترین زندان برای روزنامه نگارن شناخته می شود. این افراد متهم هستند که با نوشتن مقالاتی در نشریات خارجی بازیچه " علائق امپریالیست" شدند. رسانه های خبری با مالکیت خصوصی در دو سال گذشته توقیف شده اند و ۱۴ روزنامه نگار مفقودالاثر شدند.
برای دستیابی به این رده بندی، گزارشگران بدون مرز از روزنامه نگاران، محققان و فعالان حقوق بشر خواست تا به پرسشنامه هایی با ارزیابی رعایت آزادی رسانه ها در یک کشور خاص پاسخ گویند.
در این رده بندی جمعا ۱۶۶ کشور گنجانده شده اند. ( برخلاف سال گذشته که ۱۳۹ کشور بود). به دلیل فقدان اطلاعات قابل اعتماد کشورهای دیگر در نظر گرفته نشده اند.
ثروت و آزادی مطبوعات همیشه همراه نیستند
همانطور که در رده بندی سال ۲۰۰۲ می بینیم ، رده بندی نشان می دهد که آزادی مطبوعات در یک کشور تنها به توسعه اقتصادی آن منوط نیست. پنجاه کشوری که در بالای رده بندی قرار دارند، کشورهایی چون بنین ( بیست و نهمین)، تیمور غربی(سی امین) و ماداگاسکار ( چهل و ششمین) هستند که در محدوده فقیرترین کشورها قرار می گیرند. برعکس، پنجاه کشوری که کمترین حقی برای آزادی مطبوعات قائل نیستند کشورهای ثروتمندی چون بحرین(صد و هفدهمین) و سنگاپور ( صدو چهل وچهارمین) مشخص شده اند.
مرسی از این مطلب ارایه شده.
وقتی هوای یک کشور اینقدر الوده باشد وقتی مذهب شده وسیله ظلم و ستم این وان چگونه انتظار داشت که به اینده و اینکه فردایی برای ما در اینجا وجود دارد.
همان بهتر که رفت و گذاشت این ادمها به این زندگی ذلیل و خوار خویش ادامه دهند