| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
128
|
90/1/28 (23:37)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
90/1/28 (23:35)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
90/1/28 (23:30)
|
|
||
|
|
11
|
66
|
90/1/28 (23:28)
|
|
||
|
|
4
|
31
|
90/1/28 (23:27)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
90/1/28 (23:25)
|
|
||
|
|
16
|
123
|
90/1/28 (23:21)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/11/8 (14:48)
|
|
||
|
|
14
|
112
|
87/11/5 (12:26)
|
|
در مورد زنانی که تن فروشی میکنند . دخترانی که ما بارها بارها در خیابانهای تهران دیده ایم که صفی از ماشین ها جلویشان ردیف میشوند، شما چه فکری راجع به این زنان و رفتار و زندگیشان دارید؟

سلام فاحشه! هان!؟ تعجب کردی!؟ میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم . شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام ! راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است. بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی ! من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم! فاحشه… دعایم کن!
فاحشه ها
خواهران تنی من اند
قدیسه هایی که کلاه سرشان می رود
کلاه از سرشان برداشته می شود
و برایشاان کلاه جدید سفارش می دهند
گریه كنم یا نكنم.........
دختر كشی برای حفظ آبرو
عتماد: مردی دخترش را به این اتهام كه از سوی داماد خانواده ربوده شده و مورد آزار قرار گرفته است به قتل رساند.
مرد 53 ساله كه احمد نام دارد با این تصور كه ربوده شدن دخترش مایه آبروریزی شده و حیثیت خانواده را به خطر انداخته در اقدامی جنون آمیز بین دو گزینه خودكشی و قتل دختر 17ساله، دومین راه حل را برگزید و جنایتی تلخ را رقم زد.
كشف قتل
نخستین ساعات بامداد چهارشنبه هفته گذشته ماموران كلانتری 23 اصفهان در پی اعلام گزارشی از سوی مركز فوریت های پلیسی خود را مقابل یك منزل مسكونی رساندند و مشاهده كردند عده زیادی مقابل این ساختمان تجمع كرده اند. ماموران با پرس وجو از اهالی محل مطلع شدند به احتمال زیاد داخل آن خانه قتلی رخ داده است. لحظاتی بعد افسران تحقیق وارد حیاط كوچك منزل مسكونی شدند و خود را در برابر جسد دختر نوجوانی دیدند كه روی یك تشك قرار داشت. با رویت جنازه موضوع به بازپرس ویژه قتل و تیم مخصوص تحقیقات جنایی اطلاع داده شد تا آنان ضمن حفظ صحنه جرم، ادله و مداركی را كه ممكن است به شناسایی قاتل بینجامد، مورد بررسی قرار دهند.مقتول دختری 17ساله به نام فرزانه بود كه به نظر می رسید بر اثر خفگی جان باخته است. از سویی تمامی سرنخ های موجود در قتلگاه بر خانوادگی بودن این جنایت دلالت داشت. در نتیجه در همان ساعات اولیه پدر 53ساله مقتول بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شد. احمد در بازجویی ها قتل دخترش را پذیرفت و حفاظت از آبروی خانوادگی را انگیزه فرزندكشی اعلام كرد.
چند روز قبل
فرزانه دختر نوجوانی بود كه بدون هیچ مشكلی همراه والدینش زندگی می كرد تا اینكه چندی قبل شوهرخواهر او به نام سعید دچار وسوسه شد و با هدف تصاحب خواهرزنش، فرزانه را ربود و به محلی نامعلوم فرار كرد. در پی ناپدید شدن دختر 17ساله خانواده او به جست وجو پرداختند و در حالی كه می دانستند سعید مقصر این ماجرا است بدون اینكه ابتدا به مراجع قضایی متوسل شوند درصدد برآمدند خودشان این مشكل را حل كنند. 10 روز پس از این واقعه در حالی كه خانواده فرزانه به بن بست رسیده و از سر ناچاری اقدامات قانونی را نیز انجام داده بودند دختر نوجوان از سوی مرد آدم ربا آزاد شد و به خانه بازگشت.پس از آزادی فرزانه به دستور بازپرس دادسرای عمومی اصفهان شوهرخواهر وی بازداشت شد اما غائله در همین جا به پایان نرسید. دختر نوجوان كه 10 روز بحرانی را پشت سر گذاشته بود این بار در وضعیتی بغرنج تر قرار گرفت. او از آن پس مجبور بود رفتارهای تند خانواده خود و آزارهای كلامی آنان را تحمل كند و این شكنجه های روحی و روانی زمانی شدت گرفت كه اطرافیان این خانواده به جای تلاش برای فیصله دادن به بحران به این موضوع دامن زدند و با حرف ها و شایعه های خود سبب شدند فرزانه و پدرش تمامی درها را به روی خود بسته شده ببینند. در این میان دختر نوجوان كه طاقت رفتارهای اطرافیان را نداشت تصمیم گرفت خودش را در خانه زندانی كند و دیگر با كسی سخن نگوید.حبس خانگی فرزانه نیز نتوانست آتشی را كه سعید برافروخته بود خاموش كند و این بار خانواده داماد دربند شروع به تهدید فرزانه و پدرش كردند و اقداماتی را برای بی آبرو كردن دختر نوجوان انجام دادند. مزاحمت های اطرافیان تا آنجا پیش رفت كه شامگاه سه شنبه هفته گذشته فرزانه به گفت وگو با پدرش پرداخت و از او برای رهایی از این وضعیت مشورت خواست اما در این بین بنا بر اعترافات متهم به قتل پاسخ پدر به دختر فقط یك جمله بود؛ «یا باید خودم را بكشم یا تو را تا از همه این مشكلات رهایی یابم.»
ساعاتی قبل از جنایت
اكنون پدر و دختر كه از یافتن راه حلی منطقی ناتوان بودند در برابر یك دوراهی قرار گرفتند كه هر دو سرش پایانی تلخ داشت. فرزانه پس از شنیدن گفته پدر، به فكر فرو رفت و مرد 53 ساله نیز در این اندیشه غرق شد كه كدام یك از گزینه ها را انتخاب كند. هر دو نفر ساعاتی بعد به نتیجه یی واحد رسیدند. احمد در اعترافاتش به پلیس توضیح داد كه فرزانه پذیرفت خودش كشته شود تا پدر زنده بماند.نخستین ساعات بامداد چهارشنبه بود كه فرزانه به انتهای راه رسید. احمد در حالی كه همسرش خواب بود به همراه دختر بزرگ خود بر بالین فرزانه حاضر شد. دختر جوان در سكوت دست خواهر بزرگش را گرفت و اجازه داد تا پدر او را به كام مرگ بكشاند. به این ترتیب احمد دختر خود را خفه كرد و دقایقی بعد سایر اعضای خانواده از این موضوع مطلع شدند و در نهایت موضوع به پلیس گزارش داده شد. پایگاه اطلاع رسانی عبرت درخصوص این جنایت گزارش داد مرد 53 ساله ضمن اعتراف به قتل، جزئیات جنایتش را تشریح كرده و اكنون در بازداشت به سر می برد. این در حالی است كه پرونده داماد خانواده نیز در جریان است.
هنوز هم نگاه غالب این است كه مهم ترین علت روسپیگری فقر اقتصادی است. پاسخی هم برای این پرسش نیست كه پس چرا همه ی فقرا روسپی نمیشوند؟ یك سلسله علل دیگر از قبیل مهاجرت، نابسامانیهای خانوادگی، انحراف والدین، بیسوادی، هیجان طلبی و اختلال هویتی نیز در زمره ی مهمترین علل روی آوردن به روسپیگری ذكر میشود. بیشك همه ی این موارد در بروز و گسترش این معضل نقش دارند، اما اگر بپذیریم كه واقعیتهای امروز جامعه و تغییرات اجتماعی دو دهه ی اخیر ایران ضرورت باز تعریف متفاوت در بسیاری از حوزهها را به وجود آورده است، باید در حوزههای بنیادی تری به دنبال علل اصلی بود.
در سالهای اخیر درجامعه در مواردی شاهد به وجود آمدن قشری بودیم كه به ثروت، بیپشتوانه ی فرهنگی لازم دست یافتهاند، در این میان جمع بسیاری از افراد طبقه ی متوسط، روز به روز فقیرتر شدند. در عصر اینترنت و ماهواره، ما نیز كمابیش عضوی از جامعه ی جهانی شدهایم و طبیعی است كه بسیاری از ارزشهای جامعه جهانی را جذب كردهایم. ارزشهایی كه گاه در تضاد با آموزهها و ارزشهای تبلیغی جامعهای كه در آن زندگی میكنیم، قرارگرفته است. برای مثال سالها از ضرورت قناعت، زهد و پرداختن هرچه بیشتر به معنویات شنیدهایم. درحالی كه هر روز مادیات پررنگتر میشود و در ارزشهای نظام جهانی نیز پول حرف اول را میزند. در این میان علاوه بر زنانی كه برای تأمین ضروریات اولیه، علیرغم میل باطنی خود، قدم در این راه میگذارند شماری از افراد رانده شده به طبقه ی فقیر و زیر خط فقر برای كسب درآمد تن به هركاری میدهند، چرا كه میبینند در جامعه ی امروز بعضی مشكلات تنها با پول حل میشود.
اما بخش مهمی از واقعیت تلخ روسپیگری در ایران به این دلیل است كه ما تعریف دقیقی از رابطه ی زن و مرد نداریم. این عدم تعریف با خود بحران هویت و تزلزل احساسی را به همراه میآورد. شاید بخشی از دلایل آن ریشه در جامعهای داشته باشد كه فاصله ی جنسی بادقت تمام زیر ذره بین قرار دارد شاید نبود خط فكری مشخص در میان نوجوانان و جوانان را نیز بتوان در همین دسته از علل طبقهبندی كرد. در بررسی آسیبهای اجتماعی نمیتوان افراد جامعه را بیتوجه به سیر تحولات جامعه متهم كرد. حقیقت آن است گروهی كه به تحلیل و تعمق عادت نكرده اند، به محض بروز بحران و مشكل از فكر كردن روی بر میگردانند و به سراغ راههای فرار سادهتری چون اعتیاد میروند. اعتیاد نیز در بسیاری موارد رابطهای تنگاتنگ با تن دادن و روی آوردن به فحشا دارد.
باید این واقعیت را پذیرفت كه ساختارهای كلان اجتماعی و اقتصادی ما دچار بحران توسعه نیافتگی هستند و در نهایت تا زمانی كه اقتصاد و فرهنگ و چارچوبهای اجتماعی در تصرف گروههایی خاص است، افزایش نابهنجاریها طبیعی و ناشی از نوع نگاهی است كه در سطوح خرد و كلان به آن شده است. در چنین ساز و كاری است كه متقاضی خود را پشت پرده پنهان میكند، اما نرخ و مدت و نوع را تعیین میكند. او همه ی امكانات را دارد تا عرضه كننده را مقصر قلمداد كند و ساز و كار این چرخه را «بازار» قلمداد كند; بازاری كه حتما در آن عرضه ای هست كه متقاضی وجود دارد.
وقتی سوار تاكسی شد، گفت صادقیه پیاده میشود، اما تلفن همراهش را كه خاموش میكند به راننده میگوید همین جا پیاده میشود... هنوز حتی به پونک هم نرسیدهایم. اسكناسی را جلوی راننده میگیرد، كوله پشتیاش را روی دوش میاندازد، مثل من و تو و ما وقتی از تاكسی پیاده میشویم كه به مدرسه رویم یا دانشگاه... نگاهم دنبالش میكند، شاید اگر تعریفها را بار دیگر بازبینی كنیم... او بیشتر قربانی است تا روسپی، اینطور نیست؟!!
با این روزگار کج رفتارست که می توان گفت زنانی که امروز حقوق انسانی خود را گم کرده اند، نوشته شده که در یک سال صدها نفرشان شبی را در خیابان گذرانده اند، از انبوه خشونت ها وتحجرها و روایت های متصلب از آیه های رحمان گذشته اند، دل به دریاهائی زده اند هایل. و در موج موج تعصب و تباهی، به خون دیده شنا کرده و گذشته اند.
وحید جان ، دولت نهم تنها کاری که کرده اینه که دستور داده تا مامورین نیرو انتظامی که البته
خودشون تقریبا دوست های اجتماعی همین زنان خیابانی هستند
مثل مور و ملخ بریزن کف شهر و مکان های عمومی پر رفت و آمد ( خودت که به عینه هر روز عصر می بینی ) و به اسم اسلام و امر به معروف و نهی از منکر چوب تو آستین مردم و اکثرا خانم ها می کنند .
فاحشه ها و زنان خیابونی کم نشدند بلکه روز به روز زیادتر می شوند ولی دیگه اکثرنشون موبایل دارند ( ایرانسل 10000 و همراه اول 12000 ) و با توجه به امکانات روز کار می کنند .
مردان دولت خودشون مشتریای دست اول همین زنان . آمار این چیزا رو تو سایت و اخبار نمی گن . ولی از گُل کاشتن های مامورای نیرو انتظامی که خودت با خبری عزیزم
اصلا از وضع فعلی راضی نیستم ولی بین بد و بدتر الان در وضعیت بدی قرار داریم بازم خوبه که دیگه کمتر فاحشه ها رو شبا تو پارک ها میبینی فکر کنم دولت نهم سر و سامونشون داده دیگه شبا کف شهر نیستن
مگه دولت برا زنا وام میده ؟
یا طرح خانه خالی های 99 ساله امده ؟
خانواده سبز :اگر یك روز كه از خانه خارج میشوید با دقت بیشتری به اطراف نگاه كنید شاید شماهم یكی از آنها را ببینید. هیچ فرق نمیكند كه در كدام منطقه شهر باشید. آنها متعلق به طبقه خاصی نیستند، ظاهر به خصوصی هم ندارند.
نبود آماری منطبق بر واقعیت از یك سو و مشاهده ملموس این معضل اجتماعی در گوشه و كنار جامعه از سوی دیگر نگرانیهایی را برای خانوادهها پدید آورده است، اما چرا چنین پدیدهای به وجود میآید و راه مبارزه با آن چیست؟ انحرافات اجتماعی به ویژه انحرافات زنان سلامت و امنیت روانی ـ اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی جامعه را تهدید میكند. از این رو جامعه برای بقاء و پایداری خود باید تدابیر خاصی به منظور جلوگیری از انحرافات زنان بزهكار و اقداماتی جهت باز پروری آنها اتخاذ كند كه این امر جز از طریق شناسایی عوامل زمینهساز و تشدید كننده این معضل اجتماعی امكانپذیر نیست. روسپیگری تنها متعلق به طبقه خاصی از جامعه نبوده و تحقیقات انجام شده نیز بیانگر این واقعیت است كه علیرغم دخیل بودن عامل فقر و تنگنای اقتصادی اما در مواردی روسپیگری در میان زنان طبقه مرفه جامعه نیز دیده میشود. زنان روسپی در طبقه بالا و مرفه جامعه این كار را نه تنها وسیلهای برای ارضای خواستههای جنسی خویش میدانند بلكه آن را نشانه متمدن بودن نیز دانسته و حتی به آن افتخار هم میكنند، اما دلیل عمده گرایش زنان طبقه پایین به خیابانی شدن اغلب از روی فقر اقتصادی و به منظور امرار معاش است كه به هر حال در این میان عدهای سود جو و فرصت طلب نیز این امر را وسیلهای برای استثمار این زنان قرار داده و از این طریق هستی آنها را به تباهی میكشانند. برخی زنان به نشانه مقاومت و یا پاسخ به فقر به فحشا روی میآورند. این زنان معمولا فاقد تحصیلات و مهارتهایی هستند كه بتواند موفقیت آنها را در دستیابی به شغل مناسب تضمین كند. بیشتر آنها بیسوادند و یا تحصیلات بسیار كمی دارند. مهارتهای كم، تحصیلات اندک، امكانات محدود اشتغال و وجود شرایط منفی احتمال سوق دادن برخی زنان را به سمت انحرافاتی چون فحشا و مصرف مواد مخدر افزایش میدهد. مطالعات انجام شده بر روی زندگی برخی از زنان خیابانی بیانگر وضعیت به مراتب سختتر زندگی این زنان پس از ازدواج است. گویی تقدیر این زنان بر این است كه نه در 
خانه پدری روی خوشبختی را ببینند و نه در خانه همسر. گویی تنگدستی، نكبت و فلاكت دست خود را در دست هم میگذارند تا بدبختی و درماندگی این زنان را صد چندان كنند. و بدین سان یكی از دردناكترین فصول زندگی این زنان در گوشه خیابان ورق میخورد، این زنان پس از مدتی تمام امیدها و آرزوهایشان را دود میكنند تا تمام دردها و رنجهایشان را در چند لحظه هم آغوشی التیام بخشند. در اینجا ذكر یافتههای ناشی از تحقیقی در خصوص زنان خیابانی كه توسط عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، بر روی 147 زن خیابانی مقیم مراكز بازپروری سازمان بهزیستی و یا مشغول به كار در خیابان و به منظور شناسایی عوامل زمینه ساز تن دادن این زنان به روسپیگری،ابعاد مختلف زندگی خانوادگی، چگونگی ورود به این كار و علل عدم بازگشت آنها صورت گرفته، تكان دهنده است. ازدواج 88 درصد زنان خیابانی با مردان متأهل . بیش از 80 درصد زنان خیابانی قبل از 17 سالگی و 7/43 درصدشان نیز قبل از 13 سال ازدواج میكنند و این در حالی است كه این ازدواج با مردانی صورت میگیرد كه 6/25 درصدشان قبلاً لااقل یكبار و 3/8 درصدشان بیش از یكبار ازدواج كردهاند. 
جرم و جنایت والدین
آمار حاکی از آن است 5/37 درصد این زنان دوران كودكی و نوجوانی خود را بدون حضور توام پدر و مادر طی كردهاند.
برای نزدیك به 40 درصد پدران زنان خیابانی و 7/13 درصد مادران آنها جرایم و انحرافات اجتماعی روال زندگی بوده است و این در حالی است كه 28 درصد پدران 9/6 درصد از مادران در این خانوادهها با مواد مخدر سر و كار نزدیكی داشتهاند.
اما مصیبت به همین جا پایان نمیپذیرد زیرا این زنان علاوه بر تن فروشی به دنیای مواد مخدر نیز پا گذاردهاند. آماردیگری حکایت از آن دارد تنها 32 درصد زنان خیابانی فقط سیگار مصرف كرده و دو سوم بقیه یا پیش از روسپیگری به اعتیاد روی آوردهاند و یا بعد از آن. و به این ترتیب بیشتر روسپیان معتاد در آغاز به تشویق و یا اجبار خانواده به ویژه همسرانشان به قاچاق مواد مخدر روی میآورند و آنگاه خود به سمت مصرف مواد كشیده میشوند. التبه بیشتر مردانی كه زنان خود را به قاچاق مواد مخدر واداشتهاند، دست آنها را در دست مردان دیگر گذاردهاند و در واقع این ازدواج با چنین هدفی پا گرفته است.از طرفی کارشناسان آسیبهای اجتماعی بر این باورند که تنها 9 درصد این زنان به زندگی مشترك خود ادامه میدهند. 50 درصد این زنان در همان دو سال اول با زندگی مشترك وداع میكنند و این در حالی است كه 2/75 درصد این زنان در طول زندگی مشترك نیاز به مهر و محبت را با تمام وجود له له میزنند و 70 درصدشان نیز در زندگی مشترك خود قربانی ضرب و شتم و پرخاشگری همسرشان هستند. اما نغمه غم انگیز برخی از این زنان از همان سالهای اولیه كودكی و نوجوانی برایشان نواخته شده است، جایی كه این دختران از سوی پدر، برادر، دایی و ناپدری خود مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند. یك جرم شناس در این زمینه با بیان اینكه بیش از 60 درصد زنان خیابانی سوء استفاده جنسی را در كودكی تجربه كردهاند، میگوید: این در حالی است كه برآوردها نشان میدهد كه 70 درصد این آزارها از سوی پدر یا ناپدری بر قربانیان اعمال میشود. دكتر شهلا معظمی میگوید: مطالعات صورت گرفته بر روی روسپیان نوجوان، دختران بزهكار، معتادان و نوجوانانی كه از خانه گریختهاند، بیانگر واقعیت تلخ اعمال سوء رفتارهای جنسی در دوره كودكی است. استادیارد دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سوء استفاده جنسی را رایجترین عنصر مشترك در میان دختران فراری از خانه عنوان كرده و اظهار میكند: بسیاری از زنان جوانی كه در خیابانها پرسه میزنند قربانی سوء استفاده جنسی خانوادههایشان هستند. آنها پس از فرار از خانه برای تأمین غذا، لباس و سرپناه مجبور به برقراری رابطه نامشروع میشوند، به طوریكه سابقه آزارهای جنسی در كودكی بر بیخانمانی، اعتیاد و جرم و جنایت و احتمال خودكشی در خیابانی شدن آنها نقش مستقیمی دارد.به گفته مسؤولان تا سال پیش تعداد زنان خیابانی كشور حدود 4 هزار عنوان میشد،در حالی كه این آمار همچنان رو به افزایش است گویی تمام اقدامات مسؤولان و كارشناسان برای
كنترل وضعیت موجود بینتیجه بوده و روز به روز بر دامه این معضل اجتماعی افزوده میشود. مدیر كل دفتر آسیبدیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب (افزایش 15 درصد سالیانه )میگوید: همانطور كه آمار آسیبهای اجتماعی سالانه با رشد 15 درصد مواجه میشود، رشد 15 درصدی زنان خیابانی هم دور از انتظار نیست. دكتر سیدهادی معتمدی میافزاید: طی 9 ماهه سال 82 بیش از 1 هزار و 300 زن خیابانی در سطح كشور جمعآوری شدهاند كه نیمی از این زنان در مراكز نگهداری بستری و نیمی دیگر نیز به صورت سرپایی مداوا شدهاند. 50 درصد دوباره به خیابان بر میگردند! وی در ادامه با بیان اینكه 50 درصد این زنان پس از بازپروری دوباره به خیابان باز میگردند، اظهار میدارد: متأسفانه علیرغم اقداماتی كه به منظور نگهداری و توانمندسازی این زنان صورت میگیرد، نیمی از این زنان پس از بازپروری دوباره به خیابانها باز میگردند و این در حالی است كه به همین مقدار نیز افراد جدید و كم سن و سال به این چرخه وارد میشوند. مدیر كل دفتر آسیبدیدگان بهزیستی به بودجه 150 میلیون تومانی این دفتر در سال جاری و به منظور ساماندهی زنان خیابانی اشاره كرده و تصریح میكند: بحث ایجاد اشتغال و توانمندسازی این زنان به خصوص برای جلوگیری از بازگشت مجدد به خیابان، طرحهای در دست بررسی این دفتر در سال جاری است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: برای از بین بردن معضل پدیده زنان خیابانی باید متولیان و مسوولان رسیدگی به این امر به طور مشخص تعیین شوند.
دکتر« سید ضیاء هاشمی» در مصاحبه اختصاصی با پایگاه اطلاع رسانی پلیس، در خصوص پدیده زنان خیابانی گفت: برای پرداختن به این معضل ، باید در قدم اول بپذیریم که واقعیتی با موضوع زنان خیابانی به عنوان یک مسئله اجتماعی وجود دارد و با برنامه ریزی جدی و دقیق برای جلوگیری از علنی شدن آن در سطح جامعه ، اقدام کنیم.عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: برای از بین بردن معضل پدیده زنان خیابانی باید متولیان و مسوولان رسیدگی به این امر به طور مشخص تعیین شوند.
وی با اشاره به ریشه ها، عوامل و علل پیدایش این معضل اجتماعی اظهارداشت: درصد بالایی از زنان خیابانی به دلایل و انگیزه های اقتصادی مرتکب این رفتار می شوند، بنابراین باید در حوزه اقتصادی و مالی راه حل های برای حل این پدیده در نظر گرفته شود که عمدترین مسئله در این زمینه فراهم کردن تامین اجتماعی برای این قشر آسیب پذیر است.
سید ضیاء هاشمی خاطر نشان کرد: تامین اجتماعی این قشر از طریق پرداخت یک سری مساعدت ها و برآورده ساختن نیازهای اولیه و فوری آنهاست و بخشی نیز شامل تامین سرپناه و حمایت های اجتماعی و فرهنگی برای بازگرداندن این افراد به دامان خانواده و جامعه است.
هاشمی تصریح کرد: برای از بین بردن معضل پدیده زنان خیابانی باید مسئولان و متولیان رسیدگی به این امر تعیین شوند ، بدین منظور که دقیقا مشخص شود که نیروی انتظامی، بهزیستی یا قوه قضائیه کدام یک مسئول رسیدگی به این معضل اجتماعی هستند.
او اقدامات فرهنگی را به منظور حل معضل زنان خیابانی مهم دانست و گفت: این قشر علاوه بر آسیب پذیر بودن، آسیب زا نیز هستند، زیرا زنان خیابانی علاوه بر از دست دادن سلامت زندگی خود ، موجب تخریب روال عادی و نرمال زندگی در میان سایر اقشار جامعه نیز می شوند .
عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطر نشان کرد : برای حل این مسئله بایستی به زمینه تقاضا های اجتماعی نیز در این خصوص پرداخته شود که بارزترین وجه در این مورد تامل و بررسی راه کارهای تسهیل ازدواج برای جوانان، دخترو پسر وازدواج مجدد برای زنان بی سرپرست است.
به گفته هاشمی با برخورد و روش های کنترلی نیز می شود جلوی این معضل اجتماعی را گرفت ، در این مرحله برخورد عینی با کسانی که هنجار شکن هستند می تواند جامعه را از وجود این مظاهر نامناسب پاک کند .
او تاکید کرد: اگر زمینه ها و انگیره های ارتکاب جرم و خلاف از بین برود ، فضای عمومی جامعه، ارزش ها و هنجارهای رایج، آماده جلوگیری از ناهنجاری هایی که موجب مخدوش شدن فرهنگ عمومی جامعه می شوند، هستند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: دولت می تواند با اهتمام در راستای حل مشکل معیشت، مسکن، اشتغال، ازدواج و ارتقاء توانمندی تامین هزینه های زندگی، حل معضلات اجتماعی و اقتصادی، مقابله جدی با احتیاط و مواد مخدر از به وجود آمدن این معضل پیشگیری کند.
هاشمی ، روان درمانی زنان آسیب دیده و پیشگیری از کینه ورزی و انتقام جویی، آگاه سازی عمومی خصوصاً متقاضیان ازدواج در امر انتخاب، ارتقاء سطح آرامش و امنیت اخلاقی، فرهنگ سازی و اهتمام در امر حفظ سنتها و آداب اجتماع خودی و جلوگیری از تهاجم و شبیخون بیگانگان، پیشگیری از مهاجرت ها و آمایش جمعیتی مختلف اجتماعی و ایجاد کانون های بازپروری برای زنان آسیب دیده و خیابانی را از دیگر راه کارهای پیشگیری برای این موضوع توسط دولت عنوان کرد.
اوایجاد محیط سالم توام با آرامش ، فراهم نمودن امکانات رفاهی علمی ، تفریحی ورزشی مورد نیاز فرزندان در محیط خانواده به منظور عدم احساس کمبود، تقویت و گسترش فرهنگ دینی و اسلامی با توجه به مسائل شرعی و مذهبی توسط والدین و کنترل و نظارت خانواده بر نوع رفتارها ، ارتباطات و معاشرت های دوستان در جلوگیری از پیدایش مشکل و معضلات اجتماعی را از دیگر راه کارهای مبارزه با پدیده زنان خیابانی برشمرد.
به گفته عضو هیات علمی دانشگاه تهران، آگاه سازی فرزندان از مسائل و مشکلات فرار جوانان به خصوص زنان و دختران در جامعه، توجه به تبعات سوء ناشی از بی بند و باری ها، رعایت حقوق همسر و فرزندان، توجه به خواسته های معقول و منطقی با آنان ، برخورد مناسب با کارهای غیر اخلاقی فرزندان، انجام کارها و تدابیر منطقی و بازدارنده با فرد آسیب دیده را از عوامل کاهش به وجود آمدن آسیبهای اجتماعی برشمرد.
ستاد مبارزه با بیسوادی ...
تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود : با ۲۰۰۰۰۰ زن خیابانی چه می کنید !؟
زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد:
با ۲۰۰۰۰۱ زن خیابانی چه می کنید !؟
