| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
18
|
86/12/12 (21:20)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/11/8 (21:16)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
86/10/22 (19:09)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/9/15 (00:14)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/9/11 (10:57)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
86/8/24 (18:58)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/5/22 (09:43)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
86/4/26 (21:53)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
86/2/15 (04:56)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/2/11 (03:45)
|
|
عنوان بحثخوشنویسی جهان اسلام -چاپ در روزنامه 12 اسفند 86 - 21:20 | |
سالیان بسیار طول میکشد که یک عنصر فرهنگی در جامعه ای تثبیت و جزو هنجارهای ارزشی آن محسوب شود. هنر به عنوان عناصر هویتی- فرهنگی و زیبا شناختی جوامع بوده و حتی بعضی مواقع آنرا به عنوان فرهنگ قلمداد میکنند. و بسیار انگشت شمارند ملتی که هنری به عنوان شاخص فرهنگی آنها قلمداد شود.به عنوان مثال" نقاشی چینی "اما بسیار نادر است عنصری که هم جزو فرهنگ و هم جزو الگوهای اخلاقی و نیز هنری متعالی تلقی شود. "خوشنویسی" از دیرباز برای ایرانیان هم سمبل هنری و هم شاخص فرهنگی شناخته شده است .این هنر صرفا هنری بصری و زیباشناختی نیست ،بلکه در درجه اول هنری معنوی است که خوشنویسان ،به ریاضت،ممارست، درایت و ظرافت آنرا به دست می آورند . مراحل و اصول آن ،مرتبه معنوی کاتب را معین میکند .و هر مرحله برای خود آداب و شانی دارد .بی گمان خوشنویس در مراتب بالا ،بی وضوی درون دست به قلم نمی زند و تا پاکی و صفای درونی حاصل نیاید،در خط او صفایی دیده نمی شود و کاتبی که به مرحله صفا رسد ،تمام رفتار و نگاه او توام با صفا خواهد بود . اما در روزگار ما که دستخوش تحولات شتابنده انواع تکنولوژیها بوده و در سایه آن ارتباطات وتعامل فرهنگی بین ملل افزایش یافته است و به تبع آن تقابلها و تفاهمهای فرهنگی را ایجاد کرده است .این تبادل و تعامل بسیار مدیون رسانه ها و عوامل رسانه ای هستند .رسانه ها و عناصر ارتباطی بی گمان در چمبره مالکان رسانه ای بوده و از اینرو موازنه تبادل فرهنگی را به نفع صاحبان آنها سنگینی خواهد کرد . به یقین جوامعی که نتوانند در این مسابقه فرهنگی رقابت کنند ،از گردونه حیات خارج خواهد شد و اسفبار است که درجامعه ای متولیان فرهنگی ، اهمیت عناصر فرهنگی خود را درک نکرده و به آن ارزش قائل نباشند . از اینرو علاوه براینکه این اضمحلال فرهنگی سریعتر رخ داده ، ملل دیگر نیز بدان به چشم نیک نظر نمی کنند. در دانشگاههای ما اهمیت فوق العاده ای به هنر به اصطلاح مدرن غربی ،مانند نقاشی مدرن ،تئاتر مدرن، و... قائلند ، اما متاسفانه در به روز کردن دستاوردهای فرهنگی و هنری خود توفیقی نداشتیم .گویا پرداختن به هنر غربی ،ارزش محسوب شده و تبدیل به شاخص هنری گردیده است و صد البته ژستها و تیپهای خاص همان فرهنگ صادر کننده نیز با آن همراه است .فرهنگ و هنر ما با شعر ،موسیقی،خوشنویسی، تذهیب ، مینیاتور و... آمیخته است وپیوستگی درونی با عقاید و افکار ،آداب و رسوم ،معماری و حتی پوشش ما دارد . اما افسوس که در این مسابقه فرهنگی ما شاهد قربانی شدن تدریجی این عناصر هستیم و دولتمردان و متولیان فرهنگی کشور از آن غافلند و تنها در بوته انواع کنفرانسها و همایشهای مختلف آماری در جستجوی راهکارهای تهاجم فرهنگی هستند .در صورتی که خورشید به دستیم و دنبال ستاره میگردیم . در کشورهمسایه "ترکیه "سازمان هنرهای اسلامی – ارسیکا – برنامه های دوسالانه خوشنویسان جهان اسلام ،رااز سالیان دور بر گزار میکنند و حتی سال را به نام مفاخر خوشنویسی ایران – میر عماد – نامگداری میکنند . اما در کشور ما تنها دو اتفاق مبارک از این قبیل افتاد ،جشنواره بین المللی خوشنویسان جهان اسلام ، که صد البته همت و ابرام اهالی خوشنویسی کشور آنرا مقدور ساخت و به نیت برگزاری دوسالانه آن ،هنرمندان خوشنویس و جوانان علاقمند انگیزه مضاعف یافته و به جرات میتوان گفت که در بین این دو جشنواره به اندازه آثار موجوده تا به حال تولید اثر هنری والایی صورت گرفت و شور و حال وصف ناشدنی بین هنرمندان بوجود آمد ،اما این دولت میمون مستعجل بود و چندی دوام نداشت ، تا سکوتی مرموز بر عرصه خوشنویسی کشور مستولی گشت . و در اذهان هنرمندان داخل و خارج کشور این جای سوال را گذاشت که ، چه عاملی باعث عدم تداوم این جشنواره شد؟این موضوع از سه منظر قابل بررسی است . 1- بودجه و مشکلات مالی 2- عدم کفایت مدیریتی 3- ستیز فرهنگی ، اما به یقین با انواع درامدهای دولتی مانند نفت ،مالیات وواگذاری ادارات و شرکتهای دولتی به بخش خصوصی و...که میبایست عواید حاصله صرف امور رفاهی –فرهنگی کشور گردد، میتوانست سهم ناچیزی هم برای یکی از عناصرفرهنگ و هنر کشور تعلق گیرد، ازاینرو مشکل مالی نمیتواند توجیه خوبی باشد . مدیران فرهنگی اغلب انتصابی و با معیارهای غیر تخصصی گزینش میشود.شاید بسیاری از این مدیران کارایی بالایی در تخصص خود داشته باشند ، اما این تخصص اگر صرفا" در حیطه فرهنگ و هنر نباشد به نوعی بیکاری پنهان انجامیده و به نوعی منجر به عدم کارایی مدیر و سیستم فرهنگی میگردد. ستیز فرهنگی نیز به دو صورت اعمال میشود :صورت پنهان که آگاهانه بوده ومدیران فرهنگی و عوامل آنها صرفا به خاطر اهداف سیاسی ،چه در سطح بین الملل – اهداف ستیز فرهنگی غرب محور - و چه در سطح داخل کشور ،مانع رشد و توسعه فرهنگی میگردند.صورت دوم آن که ارتباط تنگاتنگ با بیکاری پنهان و گماشتن افراد غیر متخصص دارد بیش از سایر عوامل مضر میباشد.چرا که پیامدهای پنهان و اغلب چند گانه منفی خواهد داشت. از طرفی فضای درونی انجمن خوشنویسان با بکار بستن غیر متخصصین امر ، به تنگنای اتفاقات نامیمون تفرقه آمیز دچار بوده و اساتید به نام، ناخواسته گوشه عزلت گرفته و شیفتگان این هنر از دسترسی به آنها و تلمذ در محضرشان بی نصیب اند ،که این امر به مرور زمان امر آموزش و انتقال تجربه را دچار نقصان کرده و تزلزل کیفیت و کمیت خوشنویسی را منجر خواهد شد. در سمت دیگر عدم تامین مالی هنرمندان خوشنویس پس از چندین دهه فعالیت حرفه ای ،آنها را وادار به ترک علاقه و معشوق ساخته و بالاجبار به سمت بازار و کارهای تبلیغاتی و یا کارهای غیر هنری کشانده است ،جایی که پیش از این خوشنویس در میان احاد جامعه چون نگینی دارای ارج وقرب بوده و نجیبانه وظیفه انتقال علم و فرهنگ را به نحو احسن انجام داده و آثار شان زینت بخش موزه های کشورهای دنیا گردیده است ،اما امروزه بازیچه اندک نسیم ناملایم حوادث بوده که هر آن چون برگی زرین بر زمین فرو می غلتند . عدم تداوم جشنواره خوشنویسان جهان اسلام به لحاظ تلقی ازاهمیت امر خوشنویسی ، از دو منظر قابل بررسی است : تلقی بین المللی که موجب تولید نوعی نگرش بد بینانه نسبت به ارزش گذاری به هنر خوشنویسی و عدم اهمیت آن در دید دولتمردان و متولیان فرهنگی ایران یا عدم کفایت مردان فرهنگ و هنر در امر اشاعه خوشنویسی به طور خاص و فرهنگ به طور عام می باشد، که خود خالی کردن عرصه در چالشها و مسابقات فرهنگی بین الملل بوده و فرصت را به عرض اندام فرهنگ بیگانه سپردن است ، چرا که در این عرصه ما با ابزارهای فرهنگی خودی میتوانیم از خود دفاع کنیم ،نه با دستمایه های فرهنگهای بیگانه .در سمت دیگر تلقی اهل قلم و مرکب به تمام فعالیت طول عمر خود می باشد که با بی اعتنایی به سخره گرفته میشود ،چرا که "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد" و به واقع تلقی رقص عروس هنر در شهر کوران است که در نهایت به سرخوردگی وتشییع تدریجی معشوقه هنر می انجامد .جایی که انواع جشنواره ها و دوسالانه های نقاشی ، عکس، پوستر، و... بر گزار میشود ،اما این عروس هنرهای اسلامی جایی برای خودنمایی خود احساس نمی کند . هرچند اساتید هنر خوشنویسی و آنان که از این هنر معنوی جرعه ای چشیده باشند ،عاشقان جاویدند که با قلم و مرکب و در سینه سپید کاغذ نرد عشق میبازند و همچنان می رانند و همچنان عاشق می مانند . اما آنانکه هنوز تن به جادوی قلم نی ندادند و وارد حریم حرم نشدند و از آن مایه حیات نچشیدند امید ابرام و تداوم نیست و در ابتدای راه به انتها میرسند. که این امرعقیمی فرهنگی آن و مرگ تدریجی آن را تداعی میکند ،هنری که دستمایه های اصلی آن کلام الهی و اشعار معنوی بزرگان فرهنگ مان بوده و هست . حال اگر تقدیر به مرگ خورشید است !نقطه شروع آن خاموشی چراغ عناصر فرهنگی است ،که روز به روز در نهانخانه جهالت و در کوره راه تهاجم طوفان سهمگین فانوسهای روبه زا ی کذایی به فراموشی و زوال هدایت میشود و مرگ تدریجی آن در رگ و پی آیندگان تزریق می گردد . لذا امید آن ست که مسئولین و دلسوزان فرهنگی کشور جهت حفظ و بقا و رقابت در عرصه های جهانی – که بی شک این هنر قدسی دارای پتانسیل بسیار بالا در این امر دارد – و حمایت از قشر معنوی خوشنویسان و پشتیبانی آنان در جهت پربار نمودن درخت فرهنگی کشور کوشا باشند .و با برگزاری انواع برنامه ها خصوصا تداوم جشنواره بین المللی خوشنویسان جهان اسلام ،بهانه ای سازند تا تحرکی در جو فرهنگی کشور ایجاد شود که بیشک تبعات مثبت آن در فضای فرهنگی کشور و در سطح بین الملل نمایان خواهد شد.خط: نگارنده با تقدیم احترام علی قرطاسی
| |
پاسخ ها







