| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
59
|
91/2/9 (12:25)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
91/2/9 (12:32)
|
|
||
|
|
19
|
39
|
91/2/9 (12:31)
|
|
||
|
|
10
|
23
|
91/2/9 (12:36)
|
|
||
|
|
6
|
56
|
90/11/24 (14:57)
|
|
||
|
|
17
|
53
|
90/10/17 (18:54)
|
|
||
|
|
14
|
84
|
90/10/12 (21:12)
|
|
||
|
|
14
|
71
|
90/10/12 (21:10)
|
|
||
|
|
17
|
87
|
90/7/12 (11:41)
|
|
||
|
|
3
|
28
|
90/7/9 (02:31)
|
|
||
|
|
43
|
329
|
90/5/30 (15:17)
|
|
||
|
|
11
|
59
|
90/2/14 (14:28)
|
|
||
|
|
15
|
98
|
90/1/26 (00:33)
|
|
||
|
|
5
|
35
|
90/1/5 (11:02)
|
|
||
|
|
11
|
137
|
89/12/3 (13:20)
|
|
||
|
|
13
|
104
|
89/11/17 (23:14)
|
|
||
|
|
2
|
60
|
86/10/16 (16:36)
|
|
||
|
|
23
|
51
|
85/9/25 (05:10)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
85/6/12 (04:26)
|
|
|
من كسی نیستم كه قهرمان شدن و مدال آوردن را به هر قیمتی كه شده است بخرم.
• ورزش ابتدا برای من نوعی سرگرمی و تفنن بود . مدتی خیال قهرمان شدن مرا به وسوسه انداخت ، اما همیشه معتقد بودم كه ورزش برای تندرستی و سلامتی جان و تن با هم لازم است . با آنكه علاقه فراوانی به ورزش داشتم ، ولی محبور بودم كه در جستجوی كار برآیم . زندگی نان و آب لازم داشت.
•به نظر من تاریخ تولد و مرگ یك انسان ، همه زندگی او را تشكیل نمی دهد ، آنچه كه زندگی یك مرد را از نقطه آغاز ، از روز تولد تا لحظه مرگ می سازد شخصیت ، روحیه جوانمردی ، صفا ، انسانیت و اخلاقیات اوست.
•من شخصا تجربه دارم كه هر وقت حریفان خود را قوی و بزرگ حساب كرده ام ، برد و پیروزی را آسانتر به چنگ آورده ام . من از كبر و غرور بیزارم و از پیروزی بی جهت ، مغرور و گمراه نمی شوم . همیشه ده درصد خود را از حریفان ، ضعیف تر حساب می كنم.
•من اگر در میدان كشتی سردار نباشم ، سرباز هم نخواهم بود .
•آینده متعلق به كسانی است كه بیشتر رنج می برند .
•هدف یك ورزشكار ، قهرمانی نیست . هر مردی با كم و بیش تمرین كردن میتواند قهرمان كشور شود ، ام قهرمانی به گردن خویش و گردن ملت مدال طلا می آویزد كه وجودش سرشار از جوانمردی و خدمت به همنوع باشد.
•من فرزند درد و رنج بودم و با این درد خو گرفتم . من همیشه مردمی را كه مرا دوست می داشتند ، دوست داشتم و امروز به دوستی با آنها افتخار می كنم . اما در همین زمان یك حرف ، یك كنایه در لفافه گفته می شد ، ولی مرا شكنجه نمی داد ، چون راه خود را روشن می دیدم و می شنیدم "رضا ؛ تو كاری به این حرفها نداشته باش . راه خود را بگیر و برو ، آینده مال توست.
•من هرگز پسر خوبی نبودم ، نه برای مردم و نه برای خانواده ام . دوست داشتم مهندس یا پزشك می شدم تا می توانستم از درآمد مشروع آن به همه كمك كنم . اما حالا می بینید كه دستم خالی است . چه كنم ، مردم خیال می كنند من همه چیز دارم ، در حالیكه اینطور نیست . من پسر بد این مردم هستم كه قادر نیستم كمكشان كنم .
|
از محبت شما در انتخاب متنهایی که هنوز هم درد جامعه ماست بسیار سپاسگزارم و از ورای این سیمها و کابلها دستتان را می فشارم.