| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/2/8 (17:40)
|
|
||
|
|
3
|
7
|
86/12/18 (12:46)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
86/12/16 (12:09)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
86/12/8 (12:45)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
86/12/6 (13:12)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
86/9/30 (12:47)
|
|
||
|
|
93
|
304
|
86/9/28 (18:08)
|
|
||
|
|
20
|
26
|
86/8/1 (18:20)
|
|
||
|
|
7
|
43
|
86/6/24 (00:37)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
86/6/24 (00:35)
|
|
عنوان بحثزندگی نامه ها 16 مرداد 84 - 18:05 | |
زندگی نامه ها | |
20 1 آبان 1386 ساعت 18:20 | ||
|
19 4 مرداد 1386 ساعت 11:29 | |
کامبیز روشن روان کامبیز روشن روان در سال 1328 (ه.ش) در تهران به دنیا آمد. تحصیل موسیقی را به صورت جدی در هنرستان عالی موسیقی ملی شروع کرد و پس از اخذ لیسانس برای تکمیل تحصیلات تا درجه ی فوق لیسانس به آمریکا سفر کرد. روش روان در زمینه ی موسیقی ایرانی با سازهای سنتور تمبک آشنایی دارد و در بین سازهای موسیقی کلاسیک نیز نوازندگی فلوت و پیانو را در حد مطلوب می داند. بیشترین فعالیت وی آهنگسازی و تدریس موسیقی بوده است و در این زمینه بیشترین آثار خود را پیرامون موسیقی کودکان و آهنگسازی فیلم متمرکز کرده است. برخی فیلم هائی که موسیقی آن توسط روشن روان ساخته شده است عبارتند از: «مسافر»، «ملکوت»، «مرثیه»، «برنج خونین»، «سفیر»، «دوله تر»، «بی بی چلچله»، «پدر بزرگ»، «جاده های سرد»، «بگذار زندگی کنم»، «رابطه»، «قصه ی زندگی»، «پرنده ی کوچک خوشبختی»، و سریال تلویزیونی امیرکبیر و.... |
18 4 مرداد 1386 ساعت 11:28 | |
فرهاد فخرالدینی فرهاد فخرالدینی به سال 1316 در آذربایجان متولد شد. پدرش از ادیبان صاحب نام بود و این باعث شد که فرزندان او نیز به امور هنری گرایش پیدا کنند. او ویلن را به عنوان ساز تخصصی انتخاب نمود و مدتی نیز از محضر «استاد ابوالحسن صبا» کسب فیض نمود. او در ادامه از محضر استاد تجویدی نیز بهره مند شد و وارد دوره ی عالی هنرستان موسیقی ملی شد. هنوز تحصیلاتش در این هنرستان عالی به پایان نرسیده بود که از طرف ریاست وقت هنرستان (حسین دهلوی) به تدریس در همان هنرستان دعوت شد. فرهاد فخرالدینی درطول زندگی هنری خویش به جز امور آهنگسازی به امور تحقیقاتی و پژوهشی نیز پرداخته است و در این زمینه به بررسی ریتم درموسیقی قدیم ایران علاقه مندی بیشتری نشان داده است. از این هنرمند برجسته آثار فراوانی در دست است که برای اختصار به چند نمونه از آن اکتفا می شود: قطعه ی «یاد یار مهربان» که به یاد خبنان بر روی شعری از فریدون مشیری ساخته شده و قطعات ارکستری «دل انگیزان» ، «پیوند» و.... موسیقی فیلم های «شوهر آهو خانم» (1345)، «کمال الملک»، «روزهای انتظار»، «گزارش یک قتل»، «پرستار شب» و سریال های «سربداران»، «ابن سینا» و «امام علی (ع)». فخرالدینی در سال های 66 و 67 موفق به دریافت جایزه ی بهترین موسیقی فیلم شد ایشان اکنون رهبری ارکستر ملی را عهده دار است |
17 4 مرداد 1386 ساعت 11:27 | |
داریوش طلایی در یازده سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شد دوره مقدماتی تار و آثار استاد وزیری را نزد هوشنگ ظریف فراگرفت. از سال سوم هنرستان آموزش تار را نزد استاد علی اکبر شهنازی ادامه داد. پس از اتمام هنرستان تحصیلات خود را در رشته موسیقی دانشگاه تهران پی گرفت و همزمان به عضویت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران درآمد و در این مرکز از محضر استادان نورعلی برومند، یوسف فروتن، و سعید هرمزی درسها آموخت و پنج سال نیز از مکتب درس استاد عبدالله دوامی سودجست و با ردیف های آوازی و سازی و تصنیف ها و ضربی ها و با دقایق و ظرایف موسیقی ایران بیشتر آشنا شد. او در سال 1356 در نخستین آزمون موسیقی باربد در رشته های تار، سه تار و بهترین اجرا، جوایز اول را از آن خود کرد. طلایی که ضمن فراگیری موسیقی به شیوه سنتی همراه به جنبه های تحقیقی و علمی موسیقی نیز توجه داشت به مدت 3 سال در مرکز تحقیقات اتنوموزیکولوژی زیرنظر دکتر مهدی برکشلی به پژوهش پرداخت و پس از 2 سال از دانشکده هنرهای زیبا با دریافت بورس برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد. اقامت طولانی او در این کشور سرشار از تجربه و تحقیق و آشنایی با موسیقی و موسیقیدانان ملل مختلف بود و در عین حال خود نیز نقش اساسی در شناساندن موسیقی ایرانی و جهانیان از طریق تدریس، اجرای کنسرت و انتشار آثارش داشت و طی ده سال در دانشگاه سوربن پاریس و 2 سال در دانشگاه واشنگتن، توانست ارزشهای هنری و علمی موسیقی ایران را در سطح بین المللی مطرح کند. در کنار آثار منتشر شده صوتی از طلایی تاکنون مقالات متعدد و کتاب های «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایران» و «ردیف میرزاعبدالله، نت نویسی و آموزش تحلیلی» به چاپ رسیده اند. داریوش طلایی ضمن تدریس طی سال های 80-71 در دانشگاه های مختلف از جمله دانشگاه تهران، آزاد و آموزش در کلاس ها و دوره های آزاد به انتقال دانش و اندوخته های خود به نسل جوان همت گماشت و بسیاری از موسیقیدانان این دوره نزد او آموزش دیده و متاثر از مکتب وی بوده اند. |
16 4 مرداد 1386 ساعت 11:25 | |
مجید هراتی دلشاد با نام هنری کوشا دلشاد متولد 28 فروردین 1362، تهران. چشمم را در محله های جنوب تهران باز می کنم.کیانشهر جنوب میدان شوش، خانه های سازمانی ارتش.3 ماه و 19 روز بعد از مجروحیت پدر زمینگیر می شوم. پدر 9 دی ماه 61 ترکش میخورد و آهش بلند بوده که جلاد صدام هم در این روز اعدام می شود. تا چشمم دنیا را میبیند بمباران را تجربه میکند. بعد از هر بمباران دست در دست مادر از محل موشک خورده بازدید به عمل میاوریم! خانه همسایه، دبستان دخترانه... کمی آن طرف تر از محله، حلبی آباد را می بینم و گمان می برم قوطی حلبی هم از مصالح ساختمانی است.بوی نم پناهگاه را به مشام می کشم تا یادم نرود چه گذشت بر دوران کودکی.6 ساله ام که به منطقه 5 تهران می کوچیم. دهکده المپیک، زیبادشت و شهرک راه آهن. به توصیه پدر ورزش می کنم. شنا در استخر مجموعه آزادی و بعد از آن فوتبال را کشف می کنم. خون فوتبال را در سرنگ می ریزم و در رگهایم تزریق می کنم و عاشقانه دوستش می دارم. در زمین شماره 2 آزادی آموزش می بینم و هر هفته چون هر هفته ی همین روزها دست در دست پدر برای دیدن تیم محبوب و مورد علاقه مان (پرسپولیس) به استادیوم می رویم. بنا به دلایلی 4 سال را در کنار خانواده ی تنها عمه ام ( مادر دوم من) در کرج می گذرانم. به دلیل محیط فرهنگی آن جا بیش از ورزش به درس می پردازم پس دوران راهنمایی و دبیرستان، دوران خوبی است از نظر درسی. در آن جا والیبال را هم به صورت حرفه ای آموزش می بینم اما به اندازه فوتبال اغنا نمی شوم. از همان روزها علاقه ام به موسیقی را نشان می دهم. هر ترانه ای را که خوشم می آید روی کاغذ می آورم و بارها می خوانمش. به تهران برمی گردیم دوباره فوتبال را این بار در باشگاه سایپا ادامه می دهم. موسیقی کم کم در خونم می رود. پدر هیچگاه حاضر نبود ترانه ی بد گوش دهد و گوشم عادت کرده بود به ترانه ی فاخر. زمستان 78 سعی می کنم خودم بنویسم. بیشتر تمرین است از روی دست بزرگان، شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز. می نویسم و می نویسم بدون اینکه کسی بداند. در فوتبال تا آستانه حضور در تیم اصلی پیش می روم اما یک اتفاق خوشایندِ نا میمون مسیر زندگیم را تغییر می دهد، در دانشگاه تنها رشته مورد علاقه ام (برق الکترونیک) را قبول می شوم و سر دوراهی می مانم. غیبت در تمرینات دلیل محکمی است برای اخراجم از باشگاه ورزشی. پس تصمیم می گیرم برق بدانم. سال 80 کم کم ترانه به ذات من نزدیک می شود. گیتار هم به این جمع اضافه می شود، از روی دست پسرخاله چیزهایی یاد می گیرم، احساس می کنم چند ریتم و چند آکورد برای چیزی که مرا لبریز شوق می کرد کافی بود، موسیقی با کلام.کم درس می خوانم و بیش از آن موسیقی را دوست می دارم و این دلیلی می شود بر کندی گذران سال های دانشگاه که هنوز هم ادامه دارد. سال 81 با ترانه های یغما گلروئی آشنا می شوم، ترانه هایش را گوش می دهم و کتابهایش را می خوانم و به این نتیجه می رسم که هنوز می شود در ترانه حرف نو زد حتی اگر بمانی و به تبعید تن ندهی. پس تصمیمم را می گیرم، می خواهم ترانه سرا شوم. شوقم را عیان می کنم و دیگر خانواده هم با خبر از ترانه هایم می شوند. ترانه هایم رنگ خودم را می گیرد اما با خود عهد میبندم تا زمانی که ترانه ای کامل و بی اشکال که حرف تازه ای هم در آن باشد نگویم، آن را به کسی برای استفاده موسیقیایی ندهم. پس باز می نویسم و می نویسم.مدت کوتاهی تهرانسر را تجربه می کنیم بعد از آن تا اکنون به خیابان بهار 50 متر پایینتر از خیابان طالقانی می آییم. در مرکز شهر مردم و مسائل اجتماعی پیرامونشان را بیشتر و بهتر درک می کنم و در ترانه ها می آورم. سال 84 در دانشگاه و بر حسب اتفاق با خواننده ای به نام اردلان آشنا می شوم. رفیق می شویم و همفکر بودنش با من در جریان ترانه مرا بیشتر و با ذوق تر هل می دهد.حالا ترانه هایم کامل تر از گذشته است، مال من، حرف من، حرف دلم.در آلبوم اردلان و دانیال که هنوز وارد بازار نشده اند افتخار پیدا می کنم که در کنار ترانه های یغما گلروئی ترانه هایی بنویسم و ضمن آن آهنگسازی را تجربه کنم. اما دوست دارم ترانه سرا بمانم و شاید دیگر دخالت بیجا در آهنگسازهای خوش کار نکنم. به صورت حرفه ای تازه شروع می کنم اما می خواهم بمانم و بگویم و بنویسم... از عشق از درد مردم از درد جهان امروزی. سه خواهر دارم که به اندازه ی پدر و مادر دوستشان دارم. برادر ندارم اما هر که را که دلسوز درد امروزی و فردایی جهان باشد برادر خود میدانم. . |
15 1 مرداد 1386 ساعت 11:26 | |
كاوه یغمایی در سال 1347 در تهران متولد شد.در سن 8 سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شد و پیانوی كلاسیك را نزد خانم نوین افروز به صورت تخصصی فرا گرفت.در همان زمان شروع به نواختن گیتار در سبك مورد علاقه اش یعنی راك و سبكهای مختلف دیگر نمود. آهنگ سازی را نیز نزد پدر خود كوروش یغمایی و عموهای خود كامران و كامبیز فرا گرفت. بعد از انقلاب اسلامی ایران هنرستان موسیقی تعطیل شد و با بازگشایی مجدد آن كاوه یغمایی با ساز تخصصی فلوت از آن هنرستان فارغ التحصیل شد.در سال 1373 وارد دانشگاه آزاد شد و شروع به نواختن گیتار كلاسیك نمود. كاوه یغمایی از سال 1363 به صورت حرفه ای در زمینه های مختلف از قبیل آهنگ سازی , ضبط و تنظیم موسیقی فعالیت داشته و در آلبوم های مختلف به عنوان نوازنده , آهنگساز و تنظیم كننده همكاری داشته است. وی به همراه بابك امینی در سال 1372 اولین كنسرت رسمی راك را بعد از انقلاب اسلامی برگزار كردند. |
14 8 اردیبهشت 1385 ساعت 01:01 | |
khahesh mikonam mohamad jan dar zemn mersi az akord ha albate ritm va nahve zadanesho nagofti ha mersi dar har hal |
13 3 اردیبهشت 1385 ساعت 19:17 | |
mamnonam agha mima matalebe jalebi ro rajee be shadmehr midonestid movafagh bashid babye |
12 3 اردیبهشت 1385 ساعت 19:16 | |
Shadmehr Aghili: Alamate Soal F# F# E E F# G#m (2x) G#m F# E F# G#m (2x) G#m F# E ye panjere ba ye ghafas ye hanjere bi hamnafas E F# B F# G#m sahme man az budane to ye khateras hamin o baas G#m F# E tu in mosalase gharib setareha ro khat zadam E F# B F# G#m daram be akhar miresam az unvare shab umadam G#m E F# G#m G#m F# E G#m (2x) G#m C#m F# B E ye shab ke mesle marsiye kheyme zade ru bavaraaam E F# B F# G#m mikham tu in sokute talkh sedato az yad bebaraaaaaaaam G#m C#m F# B E bezar ke kule baram o ru shooneye shab bezaraaam E F# B F# G#m bayad ke az inja beram forsate mundan nadaraaaaaaaam G#m F# G#m F#7 E F# G#m daghe tarane ru negam shoghe residan tu tanam G#m F# G#m F#7 E F# G#m tu hajme sarde in ghafas montazere par zadanam G#m F# E man az tabare ghorbatam az arezuhaye mahal F# B F# G#m gheseye ma tamum shode ba ye alamate soaaaal G#m C#m F# B E bezar ke kule baram o ru shuneye shab bezaraaam E F# B F# G#m bayad ke az inja beram forsate mundan nadaraaaaaaaaam |
11 3 اردیبهشت 1385 ساعت 19:13 | |
Adam Foroush , Shadmehr Aghili Cm Ab Eb (Bb) adam foroush! daseto roo shode baram ghesehato balad shodam Gm Ab Bb Cm (Ab Bb Cm) man adame khoobi boodam be khatere to bad shodam Cm Ab Eb (Bb) adam foroush! asheghe sarberaheto keshidi dombale khodet Gm Ab Bb Cm (Ab Bb Cm) harchi ke boode beyne ma vardar boro male khodet (Cm Bb Ab G) 4x Cm G Bb Ab Bb Ab Bb Cm (Ab Bb Ab Bb Cm) --?----?-- bedoone ke daste akhare age barande ham beshi be bakhte --?-- Cm Bb Gm Ab Cm vaghty didi ke sookhti raftio maro forookhti 2x Cm Bb Ab Cm vaghty ee . . . ( Cm Bb Ab Cm ) |
10 3 اردیبهشت 1385 ساعت 03:27 | |
salam mohamd jan agha ahange adam forosh o daghighan to jaryanam shadmehr ba viza az iran kharej shod yani mohajerat e canada ro gereft va panahande o .... in chiza nashod vali zaheran onja karte eghamatesh movaghati bode va hanoz daemi nakarde bode akhe sale aval e mohajerat id kart yek sale hast dar har sorat tio in fasele ekhtelaf peyda mikone ba konsert gozarha va razi nemishe ke ba sharayete ona kenar biad ona ham miran ba tavajoh be masale kartesh be polis lo midanesh vali bad vakil migire masalash hal mishe ... in ahang o vase ona khonde age gosh dade bashi avale ahang sedaye ajire polis miad dar zemn to konserti ke ba ebi dasht to canada vasate konsertesh ye polis miad shadmehro ba dasband dastgir mikone tori in sahne haghighi bode ke ye seri az irani ha ke gheyre ghanoni to canada hastan az to salon farar mikonan bad shadmehr mire poshte sahne va dobar e miad va adam forosho mikhone ke in ye kenaye be konsert gozar ha ye ghabli bode .... be tor koli chon adame tokhs va khalaghie azash khosham miad masaln hamin sho ro bebin chaghadr ghashang ba ye polis e gholabi miad o ejra mikone ....h.... hamishe to konsertash ye kare no va jaleb erae mide masaln to konsertaye oberhazen emsal to alaman 3ta navazande zan az iran oworde bod albate tamame mavarede bala ro mitoni to arshive site bbc persian peyda koni va sheye o ... nist ..... man khodam 2 konsertesho inja raftam vali 99%konserte tamame khannade ha be joz ebi va daryosh bi keyfiate ... ba arshia moshkel peyda kard vali on ahango vas e on nakhod ke tozihesho dadam vali arshia mikhast vatan forosho vase on bekhone ke nemidonam khond ya na ......... adam besyar besyar bahoshi e az babate shenakhte bazar .... ...dar har hal age lotf koni akord va ritme va melodie ahange ye panjare ye ham ghafasesho bezari mamnon misham ... dar zemn mohamd jan nahveh zadane ritm haro ham lotf kon bego manzoram nemodare ritme masalan 4/4 chand jor hast va shoam masalan age begi zarbe aval ba p az bala be paeen roye bas zarbe dovom ba i roye naylonih aaz paeen be bala va.... in karet az in halate ke hast ghashang tar mishe va janbeh amozeshi peyda mikone ... mersi dar har hal |
9 2 اردیبهشت 1385 ساعت 18:16 | |
Salam agha mima mamnonam az etelaati ke dar ekhtiyare ma gharare ma gharar dadid dar morede in ke goftid hark as maaror mishe shayeeti ham dar moredesh migan ba shoma ham aghideam ye morede dig eke dar morede shadmehr hast ine ke migan ahange adam forosho bara arshiya khonde nemidonam sehat dare ya na va agar dare chera va be che dalili agar midonid mano ham dar jaryan bezarid mamnon misham kholase har chi hast ma ye ki az tarafdaraye paro pa ghorse shadnehrim bazam mamnon mavafagh bashed babye |
8 30 فروردین 1385 ساعت 23:22 | |
شادمهر عقیلی متولد 1351/7/11 ملقب به سلطان پاپ بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر تکذیب شده " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا 24 سالگی به خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عشا ق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود " رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد " خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر " عاشق اتومبیل بی ام و بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است " زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه |
7 30 فروردین 1385 ساعت 23:22 | |
شادمهر عقیلی متولد ۷/۱۱/۱۳۵۱ - تهران (خیابان هاشمی) ، در یک خانواده شش نفری رشد کرد . پدر شادمهر که یکی از جانبازان جنگ بود ، با نوازنده شدن و البته خواننده شدن وی مخالف بود . زیرا شادمهر بنا به گفته برادر و مادرش ساعتهای بسیار زیادی را به طور مداوم و بدون استراحت و تغذیه مناسب در اتاقک کوچک کنار حیاط به تمرین موسیقی می پرداخت . پدر شادمهر در سال 1376 به درجه رفیع شهادت رسید . برادر بزرگ شادمهر ، دکتر محمد تقی عقیلی مشوق اصلیه شادمهر در امر فراگیری و ادامه موسیقی بود . که همه دوستداران و هواداران شادمهر می دانند ، محمد تقی بود که با خرید یک ویلن اسباب بازی در دوران کودکی کاشف استعداد شادمهر شد . (بنا به نقل از محمد تقی : شادی (شادمهر ) ، کمتر از ۵ سال داشت که یک ویلن اسباب بازی برایش خریدم و دیدم او ساعتها ی زیادی را با آن ویلن اسباب بازی سپری میکند . یکبار از شادمهر پرسیدم : دوست داری وقتی بزرگ شدی به هنرستان موسیقی بروی ، او هم با تمام بچگی خود از پیشنهاد من استقبال کرد ... من هم به قول خود عمل کردم .) شادمهر از سن ۵ سالگی بنا به تشویق برادر بزرگ خود موسیقی را با ساز ویلن ، آغاز کردد . از 10 سالگی شروع به فراگرفتن پیانو نمود ، کمتر از 15 سال داشت که نواختن گیتار را آغاز کرد . استاد سماک که از اساتید و صاحبنظران موسیقی و همچنین از مدرسین هنرستان موسیقی تهران بودند به برادر شادمهر ( محمد تقی ) گفته بودند که : من میبینم روزهایی را که شادمهر بی رقیب خواهد شد و در موسیقی حرف اول را بزند . شادمهر موفق شد در طول مدت کمتر از بیست و پنج سال ، نواختن 10 ساز را به طور تخصصی فرا گیرد . اولین ترانه ای که شادمهر خواند ، قطعه ای به نام معبود بود ، ترانه بعدی قسمت نشد نام داشت. آلبومهای شادمهر که تاکنون به بازار عرضه شده ، عبارتند از : 1 : بهار من ( بی کلام - ایران ) بهار 1376 2 : مسافر ( ایران ) - مشق سکوت ( بی کلام مسافر ) زمستان 1377 3 : دهاتی ( ایران - بعد از انتشار این آلبوم بود که شادمهر از طرف صاحبنظران و با تایید مردم سلطان موسیقی پاپ لقب گرفت ) اردیبهشت 1378 |
6 30 فروردین 1385 ساعت 23:21 | |
بیو گرافی خودتان را برای ما بگویید. رضا صادقی هستم متولد ۲۵ مرداد ۱۳۵۸. دقیقه دقیق در ساعت ۷:۲۰ دقیقه در شهر آنامیس بندرعباس به دنیا آمدم. چطور شد که وارد عرصه مسیقی شدید؟ از طیق یکی از فامیل ها به نام آقای غلام بهرامی بچه که بودم با ایشون از طریق موسیقی کلاسیک آشنا شدم که با مطالعه فراوان به روش خاصی برای خودم رسیدم. مشوق اصلی شما چه کسی بود؟ مشوق خاصی نداشتم ولی خانواده ام به نوعی در این موفقیت سهم داشتند. کدام یک از کار هات رو بیشتر دوست داری؟ دلم برات تنگ شده را واقعا دوست دارم. بزرگترین هدف زندگی رضا صادقی؟ در عین بدی ها سعی کنم خوب باشم. بزرگترین آروزوی دوران کودکی؟ گل فروش شوم. چرا گل فروشی؟ آخه گل را خیلی دوست دارم.چون گل فروش خیلی آرام حرف می زند. گل ها هم بایند مشکی باشند؟ اگر باشند بد نیست. عشق چه رنگیست؟ خب معلومه مشکی. معیار شما برای زندگی مشترک؟ من زن نمی خواهم. من می خواهم یکی بودن را نه در شعار بلکه در عمل ثابت کنم. کی ازدواج می کنی؟ معلوم نیست.فکر می کنم یکی دو سال دیگر.البته من هنوز آن خانم مشکی پوش را پیدا نکرده ام. باید حتما مشکی پوش باشد؟ بله من کسی را می خواهم که حتما شب عروسی به جای لباس سپید لباس مشکی بپوشد البته مطمئنم کسی همچین کاری نمی کند. از کجا این مشکی آغاز شد؟ از ۱۲ یا۱۳سالگی به حکم خوشایندی دایی ام مشکی می پوشیدم ولی بر حسب عادت نبود بر حسب تفکرات این عشق را ساختم و دیدم که بهترین رنگ دنیاست. ...اگر مشکی نبود چه رنگی می شد؟ مشکی چطور شد که پایتان مشکل پیدا کرد؟ دو سالم بود که دکتر آمپول زد توی اعصاب پایم و زانو هایم ضعیف شد. آلبوم جدیدت کی به بازار می آید؟ اگر خدا بخواهد حدود دو ماه دیگر.آلبوم جدیدم کار بسیار نویی است که امیدوارم دوستدارانم آن را پسند کنند. خیلی با محبت با طرفدارانت برخورد می کنی دلیل این کار چیست؟ ما باید به مردم نزدیک شویم نه اینکه تا به آنها نزدیک شدیم دور شویم. |
- 1
- 2









نام LUNA NEGRA