| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
83
|
88/1/24 (10:11)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/7/24 (22:43)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
89/7/17 (00:25)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/7/8 (17:07)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/8/7 (09:49)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
88/2/28 (10:17)
|
|
||
|
|
2
|
31
|
88/1/15 (00:33)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
87/12/30 (23:21)
|
|
||
|
|
6
|
60
|
87/12/20 (02:27)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
87/8/22 (10:02)
|
|
||
|
|
0
|
39
|
87/8/15 (12:19)
|
|
||
|
|
3
|
32
|
87/7/21 (22:06)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/6/18 (16:42)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/6/14 (21:18)
|
|
||
|
|
2
|
11
|
87/6/6 (19:42)
|
|
||
|
|
1
|
32
|
87/5/31 (12:33)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
87/4/25 (15:32)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
87/3/25 (12:49)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/3/19 (21:19)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/2/9 (03:41)
|
|
به بهانه ی نوروز:
نوروزنامه:
كنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر
چه می شد گرت بود، سین سرودی
كه هفتاد سین گرتورا هست و آن نه
همان هیمه ی خشك پاری كه بودی
كنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر
بدین عذر لنگت چه كوشی كه گویی:
"سرود من اینجا،
نسیمی ست،
"كه از بند رختی ،گذر می كند ،روی بامی
"و می داند آن جا
"در آن جامه ها،هیچ جان و دلی نیست
"كه از نام و پیغام او شاد گردند"و
آهسته مویی:
"چه شعر و سرودی؟چه گفت و شنودی؟"
در ان سوی این هستی هیمه وار تو ،گیتی
بر آیین آیینه وارش
سروده ست و بر نغمه ی خود فزوده ست
چه هوهوی باران،چه هیهای رودی.
ولی تو،
همانی كه پارینه بودی
نه شعری شكفتت
نه بر منظری تازه چشمی گشودی.
درین آبی آبی آفتابی
كنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر
چه می شد گرت بود سین سرودی؟
دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی
كتاب "هزاره ی دوم اهوی كوهی"
هم میهن من:
بازهم درختان با شكوفه های قرمز و سپید آمدن بهاری دیگر از ایران زمین را نوید می دهند.گویی نوروز می آید تا مردم شورخت و درگیر این مرز و بوم برای چند روزی كه هست عفارغ از هر مسئله ی پراضطرابی شاد باشند و به بهار و سبز بودن درود فرستند.
نوروز كه می آید در ته قلبت جوانه ای از شادی شكوفا می شود .این روزها ایرانی تریم!
ایران را دوست تر می داریم.میان خانه تكانی ها، دل رانیز از غم هایی كه گذشت لای روبی می كنیم و امیدوارانه به پیشواز سالی نو می رویم.حتی اگر درسالی كه از راه می رسد بازهم شوربختی چشم به راهت باشد و تو ندانی!
چهارشنبه سوری كه می شود زردی مان را به آتش می دهیم و سرخی اش را برای سالی كه از راه می رسد به ارمغان می گیریم.
از نوای سال نو بگویم؟نوایی كه دلت را به شادی و هیجان می سپارد .نوایی كه هنگام نواخته شدنش به هیچ چیز نمی اندیشی مگر ایران ،ایرانی و شادماندن!
هنوز هم نمی دانم در تاروپود این طنین چه معجزه ای نهته است كه اینگونه دگرگونت می كند و به ناچار در هر شرایطی شاد می شوی!
این روزها دوست دارم از شكوفه ها و رنگ سبز جوانه ها بنویسم.از طراوتی كه نسیم به گونه ها می بخشد.
باری...!
نوروز پیر ایران زمین از جاده های اصالت و تاریخ دوباره به سرزمین مهر ، ایران، رسیده است و بهار جامه ی سبز و روح افزای خویش را به رخ دلتنگی هایت می كشد...
نوروز ،تاجدار آئین های ایرانی بازهم قدبرافراشته و برتخت سنت نشسته به تو لبخند می زند.
اكنون می خواهم برایت آرزو كنم ،برای تو كه هم میهن منی و دوستت دارم:
به سرخی سیب باشی.یانه...لباس مبارك هم قرمز است!می بینی؟سیب هفت سین لب لعل وارش را بالبخند به سویت گشوده ،شادبودن را گوشزد می كند.
خرامان گونه شنای ماهی قرمز در تنگ ،بوی دوست داشتنی سنبل...
به من اجازه بده تا امسال برایت سین سرود را از خدای ایران زمین بخواهم.سرود شادی ،سرود سرافرازی و سرود زندگانی و از زندگی لذت بردن.
دمی گوش بگیر به آواز پرستوها.من اینجا می بینم رقصیدن مرغان را بر زنده رود كه دور سی وس ه پل و پل خواجو می گردند تا جاودانه بمانند!
این روزها همه شادند،نوروز تنها بهانه ی فراموش نشده ی ما ایرانی هاست برای دمیب شاد بودن
نوروزی باش
بهاری بمان
چراكه آرزوی من سرخ بودن توست
و نوای شادی كه دایره زنگی می زند در دلت...!
نوروز سال 1378 یزژدگردی همگن با 1388 خیامی بر شما و انان كه دوستشان دارید ،خجسته باد.
هم میهن اصفهانی شما
فروغ ف
23.اسفند.1387 خیامی
آدینه
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی این پیامی است که از دوست به یار آمده است
سال نو شاد باد 