| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
39
|
86/11/5 (19:23)
|
|
||
|
|
4
|
25
|
86/10/21 (16:01)
|
|
||
|
|
6
|
28
|
86/11/5 (19:06)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/4/16 (23:12)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/7/3 (16:50)
|
|
||
|
|
5
|
15
|
86/11/20 (00:11)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
86/11/15 (17:28)
|
|
||
|
|
1
|
31
|
86/11/13 (17:26)
|
|
||
|
|
16
|
106
|
86/11/13 (17:20)
|
|
||
|
|
2
|
20
|
86/11/5 (19:28)
|
|
||
|
|
4
|
38
|
86/10/21 (22:50)
|
|
||
|
|
6
|
28
|
86/10/21 (22:32)
|
|
||
|
|
9
|
69
|
86/10/21 (20:22)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
86/10/21 (16:14)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
86/10/21 (16:12)
|
|
||
|
|
8
|
85
|
86/10/21 (15:54)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
86/10/14 (23:35)
|
|
||
|
|
2
|
34
|
86/1/28 (07:44)
|
|
کویر فریاد است، فغان تشنگی است، ناله نبودن.
فریاد رهایی. توفق گاهی که هرگز نخواهی ایستاد و شوق پرواز تو را در بیکرانی میان زمین و آسمان معلق وا مینهد. آزاد و رها . رها از همه بودن ها و نبودن ها.
جایی از آسمان آسمانی تر و از دریا بیکران تر.
کویر تشنگی عشق است نه تشنگی لب، نه برای آب. تنها برای یک بوسه
و اینک من متولد شدم
کویر، در نگاه اول، تجلی خشونت، خشکی، بی آبی و پژمردگی است. پهنه گسترده ای که ریگزارهای بیحدّ و مرز آن، زندگی را در کام خود فرو می برد. از آسمان کویر، باران آفتاب می بارد و از متن آن طوفانهای سهمگین شن بر می خیزد. اما کویر را من مظهر زندگی، تلاش، صبوری و سازندگی می دانم؛ که نومیدی در دل دریایی مردان و زنانش غرق و هضم می شود و از ناممکن ها امکان شگفت انگیز زندگی پویا برمی خیزد. مبارزه آرام با طبیعت سخت و خشن و ناآرام، مردان و زنان کویری را چنان پرورده، که لحظهای از زندگیشان تهی از آفرینندگی و امیدآفرینی نیست. روز کویر سوزان است؛ از آتش آفتاب در تابستان و سرمای استخوان سوز در زمستان. روز بی سایه و آتش زای کویر امّا، شبی را در پی دارد که همه لطافتها و زیباییها را درخود جای داده است. وقتی شب، حجاب خورشید از چهره بر می دارد، آسمان را در همسایگی خود می بینی! چه می گویم؟ در شب کویر، زمین و آسمان یکی می شوند. آسمان به زلالی و شفافی دریای آب شیرین است که فقط در وهم تو وجود دارد و ستارگان به تو نزدیکند، آنقدر که با دستانت می توانی آنها را صید کنی. شب کویر با زبان ستاره با تو شاعرانه ترین گفتگوها را دارد و چنان جانت را از امید و زیبایی پر می کند که سختی و سوز روز کویر نیز راحت و دلپذیر می شود.
می جنبی، می کاوی و از ژرفای دهها و صدها متر زمین، آب زندگی را برمیآوری و در رشته ای به درازای دهها کیلومتر در زیر زمین آنرا جاری می سازی و به لب تشنه کویر می رسانی. به همین دلیل است که نام کاریز و قنات در گوش جان تو آهنگ زندگی و شعر دارد. مرد و زن کویر، هنگامیکه گونه آفتاب سوخته خود را در معرض نوازش خنکای نسیم شامگاهی قرار می دهند، به آسمان می نگرند، ستاره می چینند و شعر می سرایند؛ زندگی را باهمه جلال و جمال خود تکرار می کنند. دل انسان کویری آسمانی است و به همین جهت به خدا نزدیکتر است. ایمان ناب را نه عبوس و ظاهربین، که ژرف و عرفانی، در متن جان خود جا داده است. کویر صبور است و بی ادّعا، امیدوار و پرتلاش؛ همه شبهایش شب قدر است و همه روزهایش سرشار از تلاش و ناآرامی در جستجوی آرامش پایدار. من هم از کویر آمده ام؛ با همان امید و شکیبایی و ایمان. اما خود را چون بید مجنونی که تنها در گستره کویر ایستاده است لرزان می بینم، بر سر ایمان خود، و نگران که مبادا ناتوان از عمل به عهدی باشم که با خدای خود و با زنان و مردان بزرگوار این مرز و بوم بسته ام، ولی امیدوارم. به آیندهای امید بسته ام که دل و دماغ و بازو و همت فرزندان این کشور در کار ساختن آن است. فرزندان امروز ایران، میراث داران زنان و مردان مؤمن و بافرهنگ و فداکاری هستند که دیروز، سرود پیروزی مردمی ترین انقلاب ایمانی و آزادیخواهی و سربلندی را نواختند و مبادا که توطئه ها و ترفندها و کژتابیها و کج اندیشیها آنان را مأیوس کند. من که درس امید را از مدرسه کویر آموخته ام، سخت امیدوارم که شور و شعور و توان تشخیص والای این نسل، او را مشتاق به پیمودن راه دشوار، ولی مطمئنی خواهد کرد که آغاز کرده است...
-----------------
سید محمد خاتمی
مهسا خانوم درست میگه اما فکر کنم منظور رضا حس روحی باشه
البته معلوم نیست که منظور مهسا خانوم روحی بوده یا جسمی 
اما هردوش درسته 
تا قبل از اینکه متنی رو که نوشتی بخونم، هیچ حسی نسبت به کویر و اسم کویر نداشتم
حالا می فهمم کویر جای عاشقان هست
عشق فقط نسبت به انسان نیست
کویر جای خلوت و عشق بازی با خداست