| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
101
|
208
|
90/6/15 (17:54)
|
|
||
|
|
166
|
219
|
90/6/15 (14:58)
|
|
||
|
|
5
|
24
|
91/1/1 (23:50)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
90/8/9 (17:50)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
90/8/9 (17:49)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
90/6/19 (21:03)
|
|
||
|
|
2
|
29
|
90/6/19 (20:48)
|
|
||
|
|
4
|
25
|
90/6/19 (20:46)
|
|
||
|
|
3
|
499
|
90/6/19 (20:42)
|
|
||
|
|
4
|
140
|
90/6/19 (20:39)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/5/29 (20:18)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
89/5/21 (06:17)
|
|
||
|
|
0
|
87
|
88/9/21 (15:49)
|
|
||
|
|
5
|
52
|
88/2/13 (13:13)
|
|
||
|
|
0
|
129
|
87/12/21 (17:06)
|
|
||
|
|
0
|
159
|
87/11/18 (13:50)
|
|
||
|
|
3
|
173
|
87/10/15 (10:03)
|
|
||
|
|
0
|
67
|
87/4/16 (20:41)
|
|
||
|
|
1
|
70
|
86/10/29 (00:33)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
86/9/8 (20:58)
|
|
اصل ماجرای این فیلم چیست؟
«علی بلورچی» (بهرام رادان) فرزند حاج آقا بلورچی یكی از كسبه قدیمی و صاحبنام صنف بلور و شیشه است، حاج آقا در دوران كودكی و نوجوانی سختیهای زیادی را متحمل شده است و تحت تاثیر عقدههای آن دوران، پسرش را آن طور كه خود دلش میخواست تربیت میكند، این نقش را (مسعود رایگان) ایفا میكند. از طرفی حامد (نادر سلیمانی) پسر بزرگتر حاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر در حجره كار كند و ادامهدهنده راه او باشد.
علی پسر دوم حاج آقا از دوران كودكی با ساز كهنهای كه متعلق به دایی مرحومش است، انس گرفته و قصد دارد زمانی كه بزرگ شد، تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه بدهد اما با مخالفت مادرش (رویا تیموریان)، مواجه شده و به اجبار در رشته بازرگانی درس میخواند، این مخالفت و دیگر كشمكشهای او با والدین باعث میشود، علی خانه پدری را رها كرده و از خانواده جدا شود. سپس علی به همراه دوستش «تمایل» (مهیار پورحسابی)، یك گروه موسیقی تشكیل میدهد و با اجرا در جشنها و مناسبتهای مختلف گذران زندگی میكند و به خاطر مهارتش در نواختن سنتور به «علی سنتوری» معروف میشود. اما او به تدریج در پی معاشرت با دوستان و كارهای شبانهروزی هر از گاهی به سراغ موادمخدر میرود، چرا كه از درون احساس پوچی میكند و اعتماد به نفس لازم را ندارد. به عبارتی ظرفیت معروف شدن را ندارد و استفاده تفننی از موادمخدر او را رفتهرفته به ورطه اعتیاد میكشاند.
پس از مدتی كه از زمان فیلم میگذرد، در یك مراسم كه اجرای موسیقی آن با علی است، دختری به نام هانیه (گلشیفته فراهانی) مجذوب هنر علی میشود و این آشنایی به ازدواج آن دو منجر میشود. این آشنایی و ازدواج برای مدتی نشاط را به زندگی علی میآورد و او را تشویق به كارهای بیشتر میكند. اما او كماكان به مصرف مواد ادامه میدهد تا به خیال خود شرایط روحیاش تقویت شود، وضع بدینگونه باقی نمیماند، چرا كه به خاطر اوضاع نامناسب مالی و رفتارهای حاصل از مصرف موادمخدر، بین او و هانیه مشكلاتی پدید میآید و همین مسئله باعث میشود تا هانیه منزل را ترك كند. علی كه به خاطر معتاد شدن به موادمخدر كمتر امكان كار برایش فراهم است، فرصت پیدا میكند تا به همراه «تمایل» اجرای برنامه موسیقی یك مراسم عروسی را برعهده بگیرد.
در ادامه این فیلم زیبا خواهید دید كه در حین برگزاری مراسم عروسی، میان اقوام خانواده داماد كه با یكدیگر مشكلاتی داشتند، درگیری شدیدی به وجود میآید و كار به زد و خورد كشیده میشود. در این زد و خورد دستان علی میشكند و به آلات موسیقی او هم خسارت وارد میشود. آسیبدیدگی و عدم توانایی علی در ساز زدن كه تنها راه امرار معاش اوست، باعث بیكاریاش میشود. در همین زمان صاحبخانه هم عذرش را میخواهد و او با مقداری وسایل، آواره و سرگردان كوی و خیابان میشود تا اینكه در گوشهای از یك پارك جنگلی چادر میزند.
![]() |
در این دوران با بیخانمانها و معتادان همنشین شده و چون درمانده و نیازمند است، برای پول در آوردن تن به هر كاری میدهد، زندگی در میان جمعی معتاد و آواره در حاشیه شهر، علی را درمانده، شكسته و آلودهتر میكند. یك شب كه او در میان این جمع مشغول مصرف موادمخدر است و میخواهد از این طریق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند ماموران نیروی انتظامی سر رسیده و همه را دستگیر میكنند. علی پس از دستگیری به مركز ترك اعتیاد فرستاده میشود و مسئولان آن مركز متوجه اختلالات روحی او میشوند و سعی میكنند با او ارتباط برقرار كنند.
گفتنی است، حسن پورشیرازی و صدرالدین حجازی در نقش معتاد در این فیلم در كنار رادان بازی میكنند. داستان در مركز بازپروری چنین ادامه پیدا مییابد كه ، محیط مناسب و شرایط درمانی به علی كمك تا او بهبودی نسبی پیدا كند و با خرید یك سنتور توسط روانشناس مركز برای علی، او فرصت و انگیزه پیدا میكند تا دوباره موسیقی را ادامه دهد. اشتیاق علی به اندازهای است كه او در همان جا به دیگر معتادان آموزش سنتور میدهد. فیلم كه به پایان نزدیك میشود حاج آقا بلورچی به همراه حامد به مركز بازپروری میرود تا به علی بگوید كه از گذشته پشیمان شده و حاضر است پس از آزادی و ترك اعتیاد، تمامی امكاناتش را در اختیار او بگذارد، اما علی كه دیگر معلم ویژه موسیقی آن مركز است، میگوید: با اینكه مشكل اعتیادش برطرف شده و وضعیت جسمانی كاملا سالم و مناسبی دارد، همچنین دوران محكومیتش هم به پایان رسیده، اما تازه منزل واقعیاش را پیدا كرده است، چرا كه این مكان به دور از هیاهوی جامعهای بیرحم بوده و او میتواند برای آدمهایی مثل خودش مفید بوده و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگی ببخشد.
در پایان این فیلم كه پر ازواقعیتهای تلخ زندگی است، میبینید در نهایت، علی به همراه شاگردانش كه همگی از بیماران همان مركز هستند كنسرت كوچكی اجرا میكنند. چشم علی در میان تماشاگران حاضر به هانیه میافتد كه به تشویق او مشغول است اما در پایان كنسرت از هانیه خبری نبود.
از دیگر بازیگران این فیلم باید به مائده طهماسبی در نقش مادر هانیه، سیامك خواهانی ویولونیست گروه آریان در نقش جاوید، مونا ربیعی در نقش خواهر جاوید و محمد سلوكی برادر بزرگتر مهدی سلوكی كه پیش از این سابقه مجریگری داشت در نقش دكتر روانشناس اشاره داشت. همچنین برنامهریز، دستیار اول كارگردان، مجری طرح، بخشی از طراحی صحنه و لباس و عكس برعهده محمدرضا شریفینیا است.
در پایان فیلم متوجه خواهید شد مهرجویی حتی در تلخترین اثرش هم، دلش نمیآید بیننده را ناامید رها كند. بازگشت شكوهمند علی سنتوری به زندگی و آشتی دوبارهاش با سنتور، مهارت استاد در پرداخت این صحنهها، آنقدر چشمگیر است كه بیننده چارهای جز باور آن ندارد.
سنتوری شاهكار دیگری از این كارگردان است، كارگردانی كه در طول تمامی این سالها هر بار به نوعی غافلگیرمان كرد، كارگردانی كه میداند چه بسازد كه بیننده را شگفتزده كند.
ایفای نقش بهرام رادان در این فیلم بینظیر است، او چه در روزهای اوج و چه در شبهای سقوط علی سنتوری و در تمامی سكانسهای مربوط به كنسرتها درخشان ظاهر میشود و خصوصیاتی از یك بازیگر حرفهای كامل را بروز میدهد. از طرفی سكانسهای مشترك میان رادان و گلشیفته فراهانی، شیطنتهای عاشقانهشان به ویژه سكانس بازی با شال گردن، بسیار دیدنی است.