userinfo close

  ,

انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش


shushclub

تاسیس: 20 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شوش کهن شهر ایران - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
1
89/10/14 (10:27)
0
2
89/7/24 (22:37)
0
2
89/7/17 (00:16)
0
0
89/7/6 (15:55)
1
3
89/5/27 (22:04)
0
5
89/2/9 (19:02)
5
58
89/1/10 (00:49)
0
2
88/10/26 (18:04)
0
1
88/9/29 (22:48)
0
2
88/9/27 (14:12)
0
1
88/9/25 (19:09)
0
2
88/8/10 (08:38)
0
1
88/5/23 (20:16)
0
2
88/5/18 (19:46)
0
6
88/5/6 (18:18)
0
2
87/12/21 (08:40)
6
9
87/12/6 (09:24)
0
10
87/11/20 (08:03)
0
1
87/10/12 (20:19)
0
8
87/8/6 (14:01)

عنوان بحث

شوش کهن شهر ایران  , 5221131

کاش وضعی بهتر از این داشتی

كاش وضعی بهتر از این داشتی!
(گزارش سفر به آپادانا)

«من داریوش؛ شاه كشورهای شامل همه گونه مردم، شاه در این زمین دور و دراز، پسر ویشتاسب، هخامنشی، پارسی پسرپارسی، آریایی از نژاد آریایی هستم. اهورمزدا كه بزرگ‌ترین خدایان است مرا آفرید. او مرا شاه كرد. او به من این شهریاری را ارزانی فرمود كه بزرگ، دارای اسبان خوب و مردان خوب است. زیور این كاخ را كه در شوش ساختم از راه دور آورده شد. زمین به طرف پایین كنده شد تا در زمین به سنگ رسیدم. چون كند و كوب انجام گرفت پس از آن شفته انباشته شد. قسمتی 40 ارش در عمق. قسمتی 20 ارش در عمق. روی آن شفته كاخ بنا شد.»

 خبرنگار ایسنا از خوزستان در دیداری از كاخ آپادانای شوش می‌نویسد: این‌ها سخنان شخصی است كه در حدود سال‌های 528-512 پیش از میلاد كاخ آپادانا را روی آثار و بقایای ایلامی بنا نهاد. دیوارهای این كاخ از خشت با نمای آجری و ستون‌ها از جنس سنگ ساخته شده‌اند. این كاخ متعلق به داریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی، است.

 

در سفر بP082.jpgه كهن‌ترین دیار شناخته شده روزگار نیاكان هم دیداری از تپه آپادانا و این كاخ معروف روی آن یعنی آپادانا داشته‌ایم. گفتنی‌ها در خصوص كاخ شاهی آپادانا بسیار است. آمده است كه آپادانا به معنای بارعام، پذیرش عموم مردم، یا ملاقات شاه با همگان است.

آپادانا نام یكی از تپه های باستانی شوش می‌باشد كه به دلیل كشف ویرانه‌های كاخی روی آن به این نام خوانده شده است. این كاخ به دستور داریوش هخامنشی و براساس نبشته‌های كشف شده به سه زبان ایلامی، پارسی باستان و بابلی آپادانا نام گرفته بود كه متاسفانه در دوران اشكانی ویران شد.

داریوش در حدود 2500 سال پیش و پس از به قدرت رسیدن و گزیدن شوش به عنوان پایتخت هخامنشی، كاخی با شكوه كه امروزه تنها ته ستون‌های پراكنده‌ای از فضای اطراف در آن باقی مانده است را برای خود بنا كرد. گفته می‌شود كه این كاخ از سنگ‌های محكم ساخته شده است. كاخ آپادانا دارای بخش‌های متعددی همچون دروازه، شهر شاهی و غیره بوده است كه دیگر امروزه اثری جز ویرانه از آن‌ها باقی نمانده است.

پیاده‌روی برای بازدید از كاخ به همراه عكاس و 2 نفر از اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش كه به خوبی لطف سفر را در كنار آنان می‌توان احساس كرد، شروع می‌شود. در مسیر از كنار تابلویی با عنوان اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شوش می‌گذریم كه به سختی و با اشاره دوستان متوجه حضور آن در مسیر می‌شوم. نردهایی زنگ زده اطراف آن را به كلی احاطه كرده است، نه!‌ دلچسب نبود و به راستی این منظره در شأن میراث‌دار كهن‌ترین شهر دنیا نیست.

در حالی كه این افكار را در ذهن خود مرور می‌كنم متوجه اشاره همراهان به سمت چپ خیابان و دری نیمه‌باز با تقسیم‌بندی‌های آجرچینی و نگهبانی در كنار در ورودی آن می‌شوم. نزدیك‌تر كه می‌رویم این جا هتل در حال احداث امیرزرگر معرفی شود. فاصله آن تا كاخ آپادانا 50 متر می‌باشد؛ چیزی بسیار كم‌تر از تصور من. خیلی كم‌تر! شاید این فاصله تا زمانی كه آدم مشاهده نكند به نظر خیلی بد نمی‌رسد. آیا با توجه به قوانین ثبت بین‌المللی ساخت این هتل مانع از ثبت شوش در فهرست جهانی یونسكو نمی‌گردد؟

به مسیر ادامه می‌دهم. راستی فراموش كردم كه بگویم ما تصمیم گرفتیم بعكس همه بازدیدكنندگان از انتهای كاخ و مسیرهای ممنوعه وارد شویم تا شاید كسی بر ما ایراد گرفته و تذكر بدهد و باعث دلگرمی ما برای حفاظت درست از این آثار بشود! در مسیر به جبهه‌گاه غربی دیواره كاخ می‌رسیم كه تنها از خشت بنا شده و رو به خیابان اصلی است. دیواره طوری به خیابان تمایل دارد كه انگار همین حالا قرار است بر سرمان ریزش كند.

می‌ترسم. كمی به عقب برمی‌گردم. خیلی خطرناك است و احتمال سقوط هر لحظه آن روی عابران پیاده وجود دارد. از ترس سقوط دیواره كه رها می‌شوم چشمم به بنرهای كارشناسی نشده در كنار دیواره می‌افتد كه واقعاً نمای آن را زشت ساخته‌اند. در همین حال دست مقابل آن، ساختمان معروف آموزش و پرورش كه مدتی به جنجال خبری شوش تبدیل شده بود دیده می‌شود. منظره كاخ را به شدت تحت تأثیر قرار داده. چه بد! ‌ای كاش همه چیز بهتر از تصور من بود و یا حتی در حد تصورم!

حصاركشی‌ها همچنان ادامه دارند. كمی جلوتر حصارها به نیمه می‌رسد. هنوز كلی از فضای محوطه باقی مانده است.حصارهای نیمه ‌نگران كننده‌اند ولی بهتر از هیچ است. امیدوارم این حصارها هر چند نیمه اما تا انتهای مسیر ادامه پیدا كنند. بالاخره نگرانی من نتیجه بخش بود. حصارهای نیمه در كنار تجمع موتورسواران به اتمام می‌رسد و دیگر حصاری نیست.بلافاصله بعد از قطع شدن ناگهانی حصاركشی‌ها تجمع بیش از حد موتورسواران به چشم می‌خورد. این جا یعنی بخشی از محوطه تاریخی كاخ آپادانا به بازار موتور و ترمینال مینی‌بوس‌های بین شهری تبدیل شده است. دنبال علتی منطقی در ذهن‌ام برای حل این مساله می‌گردم اما چیزی جز این 2 سؤال نمی‌یابم؛ آیا این همان تلاشی است كه برای ثبت جهانی آثار شوش می‌شود؟ و یا این كه آیا داریوش خیلی در نمایاندن قدرت خود دقیق نبوده كه این چنین بر مسند قدرتی كه روزگارانی آباد بر آن تكیه می‌زده است دیگر نشانی از آبادانی نیست؟

سعی می‌كنم خودم را از این افكار ناراحت كننده اما حقیقی تا حدودی رها كنم و ذهن‌ام را بیش‌تر متمركز اطراف كنم. دیگر من خودم را برای دیدن هر صحنه عجیب و نه چندان دلچسب در كاخ شاهی داریوش كه زمانی محل پیشكش دادن جواهرات و هدایایی ارزشمند از سوی فرمانروایان اطراف به وی بوده و عظمتی در خور وصف داشته است آماده كرده‌ام. در حقیقت سعی می‌كنم.

به مسیر خود از پشت دیواره كاخ ادامه می‌دهیم. جلوتر می‌رویم. ای وای! صحنه‌ای دیگر. شاید بهتر بود نمی‌آمدم. گوشه‌ای دیگر از محوطه ‌تاریخی كاخ آپادانا به محل تجمع زباله‌ها تبدیل شده است. چه قدر قشنگ! انگار به انتهای مسیر انحرافی رسیدیم. خیلی راحت و بدون هیچ مزاحمتی وارد محوطه تاریخی می‌شویم. حتی بی‌هیچ سؤالی كه ما كه هستیم و این جا در محدوده محوطه تاریخی چه می‌كنیم!؟ چه برسد به این كه بخواهیم سفالی برداشته و یا حفاری انجام دهیم.

شاید احمقانه به نظر می‌رسد اما در تمام مدت بازدید در تلاش‌ام كاری غیراصولی و خطا انجام بدهم تا شاید چشمانی پنهان در گوشه‌ای مرا دیده و صوتی گوش خراش اطمینان قلبی‌ام راتا حدودی نوازش بدهد اما نیست. به گوش نمی‌رسد. افسوس! در فضا تنها صدای تاخت و تاز موتورسوارانی به گوش می‌رسد كه انگار بی‌خبر در محدوده كاخ  داریوش هخامنشی رفت و آمد می‌كنند و آثار پنهان در دل خاك به جا مانده از دوران قدرت نمایی او را زیر چرخ‌های داغ و چرخان خود می‌فشارند و بعد در پشت تپه‌های محدوده بی‌هیچ صدایی دیگر پنهان می‌شوند.

به فضای اصلی نزدیك‌تر می‌شویم. چشمان را بازتر می‌كنم و حركت‌شان را سریع‌تر تا شاید آن‌ها زودتر از پاهایم مرا به نشانه‌های كاخ آپادانا برسانند. خورشید در وسط آسمان است اما هوا دلچسب به نظر می‌رسد. انگار داریوش هم از حضور ما استقبال كرده و به الهه‌های خود دستور مهیا ساختن وسایل راحتی ما را داده است. از خار وخاشاك موجود در فضا می‌گذریم. به سختی از كنار آن‌ها عبور می‌كنم. خارهای صحرایی به لباس من می‌چسبد و مرا برای لحظه‌ای متوقف می‌كنند. انگار اخطار می‌دهند: آهای! این جا مقر پادشاهی است. با وقار حركت كنید. كمی آرام‌تر! و من این كلمات را در پاسخ خارهای فرو رفته در لباسم با خود مرور می‌كنم: كه به زحمتش می‌ارزد. دیدار از كاخ آپادانا است.

محوطه را بدون مزاحمت هیچ نگهبانی جلو می‌رویم. به ایوان شمالی می‌رسیم. "خدای بزرگ است. اهورا مزدا كه این زمین را آفرید، كه آن آسمان را آفرید، كه مردم را آفرید، كه شادی را برای مردم آفرید، كه داریوش را شاه كرد، یك شاه از بسیاری، یك فرمانروا از بسیاری. من داریوش شاه كشورهای شامل همه گونه مردم، شاه در این زمین دور و دراز، پسر ویشتاسب، هخامنشی، پارسی پسر پارسی، آریایی از نژاد آریایی..." این‌ها بخش‌هایی از نقش بنشته‌های كشف شده در كاخ آپادانا است كه برای احترام به داریوش و روح نیاكان حاضر در این كاخ به هنگام ورود به آن با خود زمزمه می‌كنم.

در ایوان شمالی این كاخ پایه ستون‌ها و سرستون‌های گاو شكلی دیده می‌شود كه انگار بی‌هیچ اهمیت و حراستی و در فقر توجهی كامل و بی‌ در نظر گرفتن هر گونه تاریخچه و تمدنی برای آن‌ها بدون حصار بر زمین پراكنده شده‌اند. روی این آثار به خوبی می‌توان تأثیر عوامل جوی همچون روییدن چمن و گیاهان و خارها را در بین ترك‌های ستون‌های سنگی مشاهده كرد كه باعث انهدام و جدا شدن قطعات آن‌ها از یك دیگر شده‌اند.

سجاد جمال‌پور 1383، 25/11/87 جمعه، 10/10/88 ناصر از جمله یادگاری‌هایی است كه انسان‌های متمدن امروزی از حضور خود برای دیدار تاریخ نیاكان روی پایه ستون‌ها كاخ آپادانا برجای گذاشته‌اند و من آن‌ها را می‌خوانم. شاید سنگ‌تراشی كه در آن روزگاران آبادانی داریوش این پایه ستون‌ها را برای نشان دادن قدرت پادشاه‌ می‌تراشیده است هرگز چنین تصوری نمی‌كرده كه روزی كاخ شاهی رونق گذشته خود را از دست داده و حاصل رنج او به دفتر خاطراتی برای عابران و گلدانی برای رویش گیاهان بی‌رونق و خاشاك صحرا تبدیل شود.

جلوتر می‌رویم. در حال بالا رفتن از تپه‌ای هستم كه صدای یكی از همراهان مرا متوجه خود می‌كند. او متعجب مرا به سرعت به بالای تپه می‌خواند. در آن جا آثار حریقی نسبتاً بزرگ دیده می‌شود. دست‌ام را جلوتر می‌برم و خاكستر سیاهش را لمس می‌كنم. هنوز گرم است. انگار تازه خاموش شده است. شاید خوب نیست آدم زیاد بدبین باشد. می‌توان هم خوش‌بین بود و چنین تصور كرد كه این آتش اصلاً دودی نداشته و به طرز شگفت‌انگیزی روشن شده است كه نگهبانان میراث فرهنگی را متوجه خود نساخته است! در زوایای آثار باقی مانده در فضا آثار كدگذاری‌هایی با رنگ روی آن‌ها دیده می‌شود كه در گذشته توسط پیمانكار سازمان میراث فرهنگی و به منظور كدگذاری آثار كاخ ایجاد شده كه این امر خود نوعی تخریب به شمار می‌رود.

به فضای اصلی كاخ نزدیك‌ می‌شویم. كاخ داریوش؛ كاخی كه دارای قسمت‌های مختلفی از جمله تالار بارعام، دروازه، كاخ پذیرایی و سه حیاط مركزی است. تالار پذیرایی كاخ در گذشته با آجر لعابدار منقوش به طرح سربازان گارد جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین شده بود. ستون‌های سنگی این مجموعه با سرستون مركب از یك زوج گاونر كه به زمین زده‌اند تشكیل می‌شود اما افسوس! این همه زیبایی‌ در دوران اردشیر اول دچار حریق شد و در زمان اردشیر دوم بازسازی گردید.

گاوسنگی را در گوشه سمت چپ خود می‌بینیم كه تنها با كشیدن گونی در اطراف آن محدوده‌اش مشخص شده است. فكر می‌كردم خیلی بهتر از تصورم باشد اما نه این هم خوب نیست. دیگر شباهت چندانی به گاو ندارد. وای! چقدر ته ستون! چندتا است؟ به نظر می‌رسد این سرستون‌ها جابه‌جا شده باشند. از دوست همراه خود كه یكی از اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش است به دنبال پاسخی برای كنجكاوی خود می‌گردم كه او این چنین توضیح می‌دهد: «تالار اصلی 36 ستون، ایوان غربی 12 ستون، ایوان شرقی 12 ستون، ایوان شمالی 12 ستون.» وای چه قدر ستون! فكر مرا می‌خواند و برایم جمع می‌زند. جمعاً 72 ستون.

در حال تماشای سبزه‌ها و گیاهانی كه اطراف ستون‌ها را به خود احاطه كرده‌اند، هستم كه ناگهان صدایی این چنین به گوش می‌رسد:« كاخ آپادانا هفت تا 10 هزار سال قبل از تخت جمشید ساخته شده است. » صدای كارشناس انجمن دوستداران است. قدمت این جا متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد می‌باشد. این محدوده مسكونی بوده كه پس از آن كاخ آپادانا روی بقایای بناها ساخته می‌شود.

وارد فضای درونی كاخ می‌شویم. كسی چه می‌داند! شاید جایی كه الان ما ایستاده‌ایم زمانی داریوش هخامنشی ایستاده و دستوری را صادر می‌كرده است. دیواره‌هایی كوتاه و تقسیم‌بندی شده وجود دارد. بخش‌هایی از دیواره‌ها با سیمان مرمت شده‌اند. چیزی كه در ثبت یك اثر در فهرست میراث فرهنگی غیرقابل قبول است. شواهد این را می‌رساند كه این نوع مرمت غیراصولی است. البته نظر كارشناسان این است كه در صورت مدیریت اصولی می‌توان محوطه‌های تاریخی شوش را نجات داد اما امید است برای این نجات دیر نشود.

در حال قدم زدن در سالن‌های كاخ هستیم. آثاری از كف‌پوش‌های سرخ رنگ در كف محوطه دیده می‌شود كه از بین رفته و دیگر چیزی جز چند تكه از آن‌ها باقی نمانده است. شاید علت اصلی این امر رفت و آمدهای آزادانه در كاخ باشد. پاشنه لولای درهای كاخ نیز علاوه بر گلدان سبزه‌ها به محل تجمع آب باران تبدیل شده‌اند. به راستی كه تنوع و تعدد سلیقه مرمت‌كاران قبلی را به خوبی می‌توان در نوع استفاده از مصالح متعدد همچون گل و سیمان در مرمت این كاخ دید.

به محل دفع آب‌های باران روی دیواره‌های كاخ می‌رسیم كه دیگر كارایی خود را به علت پر شدن از سبزه‌ها از دست داده‌اند.كم كم از محدوده‌ كاخ خارج می‌شویم. به در ورودی نزدیك می‌شویم. در آن جا كانكسی دیده می‌شود كه 2 مرد خسته برای نوشیدن چای و خوردن عصرانه روی تخت مقابل در كانكس نشسته‌اند. دوست داشتم جلو بروم و تلخی تمام دیدنی‌های كاخ را به آن‌ها هم بچشانم اما بعد پیشمان شدم و آن‌ها را با خستگی‌یشان تنها گذاشتم.

آرزو می‌كنم هیچ گاه خستگی جسم‌مان به قدری نرسد كه برای رهایی از آن به خستگی روح‌مان بی‌توجه شویم و حفظ تاریخ و میراث‌داری دیار نیاكان‌مان را به بهایی ارزان به آن بفروشیم. آمین!

گزارش از: وحیده فلاح سلیمانی ـ خبرنگار ایسنا در منطقه خوزستان

 

http://susango.blogfa.com/

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.