userinfo close

  ,

بنای بی نظیر آبشارهای شوشتر


shooshtar_sika

تاسیس: 27 آبان 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امان عسکری - معاونان
به امید ثبت جهانی آبشارهای شوشتر در سال میلادی نو...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
- -
1
118
87/9/13 (19:14)
- -
2
135
86/9/8 (02:39)
- -
20
143
86/8/30 (03:04)
7
107
90/11/17 (21:16)
0
13
89/11/14 (23:56)
1
20
88/7/18 (11:51)
0
17
88/4/17 (16:33)
1
12
88/2/3 (12:00)
0
37
87/11/28 (00:53)
- -
0
114
86/12/2 (04:41)
5
84
86/9/1 (08:41)
- -
1
69
86/8/30 (00:50)
4
29
86/8/30 (00:47)
- -
6
83
86/8/30 (00:43)
- -
0
14
86/8/26 (22:11)
- -
1
21
86/8/26 (01:14)
- -
11
99
86/7/30 (13:21)
- -
4
32
86/7/26 (08:42)
6
17
86/7/26 (08:05)
- -
5
23
86/7/25 (07:40)

عنوان بحث

- - , shahrsazz
- - - 14:55 1386/07/2

موسیقی شوشتر

روزی در یک کتابفروشی ، ناگهان به کتابی با نام مقدمه ای بر تاریخ موسیقی شوشتر برخوردم . آن را خریداری کردم و به خانه آوردم . این کتاب دارای یک CD هم بود . به خانه که آمدم در غمی چند فرو رفتم . چرا که نه کتاب و نه CD هیچکدام ، موسیقی شوشتری را به درستی بررسی نکرده بودند .  شاید نزدیک به 90% کتاب ریشه گرفته از فرهنگ بیگانه تازی بود که نه تنها نویسندگان آن ایرانی نبودند بلکه از برخی خانواده های مهاجر متعصب به دین اسلام و برخی خانواده های مهاجر که عادت دارند نان را به نرخ روز بخورند ، بودند . ولی شاید نزدیک به 10% آن نت هایی بود که دیگر دست کاری آنها برای ایشان کار ساده ای نبوده و مطالبی خدشه ناپذیر در فرهنگ شوشتری مانند سرود سوزم ، سوزه .

به هر حال در پی آن آمدم تا آن 10% را برای شما بازگو کنم و همچنین برخی ناگفته هایی که گردآورندگان این کتاب از روی حسادت به فرهنگ شوشتری ، در آن نگماشته اند .

 

در این کتاب به شوشتریان و فرهنگ شوشان  اینگونه توهین شده است . در بخش کشف حجاب مردمان شوشتر را مردمانی مانند خودشان متعصب به اسلام برشمرده اند . در صورتی که در یک خانواده شوشتری حتا اگر فرزندی نخواهد از دین پدر و مادر خود پیروی کند ، آن خانواده بر فرزند فشار زیادی نمی آورند و اینست فرهنگ پربار شوشتر و شوشان . در یکی از خانواده های اصل شوشتری که بخاطر موقعیت سیاسی و اجتماعیشان مجبور بودند از دین اسلام پشتیبانی کنند ، فرزندشان را که خواستار دین دیگری بود تنها تهدید به محرومیت از ارث کردند که این کار را هم نکردند . فرهنگ شوشان که دارای مبادلات بسیاری با خانواده هخامنشی بوده ، همیشه خواستار آزادی دینی بوده است و هست . وجود آرامگاه دانیال نبی در شوش و شعیب نبی در شوشتر دو پیامبر یهودی و برخی شخصیت های اسلامی مانند سبز قبا در دزفول در کنار آثار فرهنگ زرتشتی این مردمان نشان می دهد که فرهنگ راستین آنها ، با آنچه که در این کتاب به اشتباه چاپ شده دوگانگی دارد . دادن حق شهروندی به خانواده های مازنی و ترک و نجفی با نام های مرعشی و قزلباش و جزایری در شوشتر از دیگر نمونه های فرهنگ پربار شوشان است و دوری آنها از تعصب های قومی است مگر در مواردی که مشکل ساز باشد . برای آنهایی که چشم و گوششان را از این واقعیت ها پوشانده اند ، سخت نگرانم . امیدوارم مردم شوشتر کمتر به دنبال اندیشه های پلید اینچنینی بروند و به فرهنگ آزاد اندیشانه و هوادار آزادی دینی شوشان پایبند باشند
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
- - , shahrsazz
- - - 13:21 1386/07/30
11

ت) موسیقی ریتمیک شوشتری و جشن عروسی :

موسیقی ریتمیک شوشتری در عروسی ها نقش ویژه ای داشت هرچند موسیقی سنتی نیز این پروسه را همراهی می کرد . سرود " سوزوم  سوزه " نیز که با داریه نوازی همراه است سرشناس ترین و کهنترین موسیقی ریتمیک شوشتری است که زمان خواندن آن و انجام رقص های آن به زمان زرتشتی گری می رسد . ریتم موسیقی آن از دو بخش شش هشتم و دو چهارم ساخته شده است . با ریتم شش هشتم آن موسیقی نواخته نمی شود و تنها گروه کر به همراه ریتم می خوانند . ساز مورد استفاده کوبه ای ، داریه و دف بوده است :

*ریتم شش هشتم

تکخوان                      همه باهم پاسخ می دهند

ـــــــــــــ                    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سوزوم ، سوزه !                سوزه ( سبزم سبز است ! سبز است. )

Sozom sozhah             sozah

سوزه ووریه!                    سوزه ( همچون سبزوار است ! سبز است . )

 sozah                Sozeh voriya

دون ئه ناری یه!                سوزه ( دون اناری است ! سبز است. )

Doon enariye             sozah

هی سوز گنمی!                 سوزه ( آهای سبز گندمی ! سبز است. )

   Hey soz ganomi       sozah

آیوم په یه ت!                    سوزه ( به دنبالت می آیم ! سبز است. )

Ayom peyet                  sozah

کنوم سه ی له ت !              سوزه ( نگاهت می کنم ! سبز است. )

   Konom seylet            sozah

 

سپس تک تک آدم های فامیل را خوانده و از سبزی آن ها پرسش می کنند که پاسخ می دهند سوزه . این می تواند پرسشی  پیرامون پوشش آنها یا سرخوشیشان باشد :

 

سوزوم سوزه ؟                   سوزه ( سبز من سبز است ! سبز است . )

Sozom sozah                sozah

اصل کوریه؟                  سوزه ( همان که اصل کاری است ؟ سبز است . )

Asle koriah                   sozah

مارش سوزه؟                     سوزه ( مادرش سبز است ؟ سبز است . )

Maresh sozah               sozah

خوارش سوزه؟                   سوزه ( خواهرش سبز است ؟ سبز است . )

Kharesh sozah              sozah

خالوش سوزه؟                    سوزه ( دایی اش سبز است ؟ سبز است . )

Khaloosh sozah            sozah

و......

 

پس از پایان نسبت های فامیلی ، عناصر بر روی سفره گواه ( عقد ) را می خوانند و پاسخ می دهند سوزه  :

 

سوزوم ، سوزه !                سوزه ( سبز من سبز است ! سبز است. )

Sozom sozhah             sozah

سوزه ووریه!                    سوزه ( همچون سبزه وار است ! سبز است . )

 sozah                Sozeh voriya

دون ئه ناری یه!                سوزه ( همچون دانه انار است ! سبز است . )

Doon enariye             sozah

 اوینه سوزه ؟                   سوزه ( آینه سبز است ؟ سبز است. )

    Oynah sozah           sozah

شمدون سوزه ؟                 سوزه ( شمعدان سبز است ؟ سبز است . )

Shamdoon sozah        sozah

و .....

و در پایان می پرسند :

بختش سوزه ؟  سوزه ( بخت او سبز است ؟ ( خوش بخت است؟) سبز است.)

Bakhtesh sozah            sozah

پس از این پرسش و پاسخ ها که در بستر ریتم شش هشتم ساخته شده با داریه و دف، خواننده می پرسد ، دیگران هماهنگ پاسخ می دهند و با دستمال سبزی گمبه و نی فیقک نا هماهنگ انجام می دهند ، ریتم دو چهارم آغاز می شود که با آن موسیقی سنتی نیز در مقام شوشتری همراه می شود . در این بخش مردها با دستمال های سبز رنگ رقصی هیجان انگیز همچون رقص کردی و دستمال بازی لر ها انجام می دهند که هویتی جدا از آنها دارد . گاه خواننده نیز با موسیقی دو چهارم ، سرود سوزوم سوزه را همراهی می کند .

موسیقی بیو بریمش نیز از دیگر موسیقی های دیرین است که در کش و قوس تاریخ شوشتر ، سرود آن دچار دگرگونی شده است . زمان ساخته شدن آن آشکار نیست . ریتم آن سنگین است . کرشمه آن چیزی همانند باباکرم است و برخی با گمبه و نی فیقک نیز ریتم را همراهی می کنند .

- - , shahrsazz
- - - 13:20 1386/07/30
10

درود بر شما اشا جان

سپاسگذارم از مهر شما

- - , shahrsazz
- - - 02:56 1386/07/25
9

پ) دیسون ها چه بودند و سرود های

ریتمیک چه نقشی در آنجا بازی می کردند ؟

در هر شهری 3 گونه خانواده پیدا می شود . پولدار ، میانه و کم در آمد . در شوشتر قاجاریه تا آغاز پهلوی دوم خانواده ها یا پولدار بودند و یا کم در آمد . شوربختانه در این زمان شمار خانواده های کم در آمد بسیار بیشتر از خانواده های پر در آمد بود. به هنگام پهلوی و ساخته شدن مدرسه ها برای کودکان ، دیسون ها در مقابل مدرسه ها قرار داشتند . مدرسه جایی بود که بچه های پولدار در آن درس می خواندند : نمکی ها ، مستوفی زاده ها ، خان ها و ...

ولی بچه هایی که در میان خانواده های کم در آمد زندگی می کردند ، تکلیف دیگری داشتند . خانواده های آنها پول نداشتند که برای آنها کیف و کتاب بخرند و یا پولی به مدرسه بدهند . از سوی دیگر نمی خواستند که کودکانشان برای همیشه سرخورده از اینکه چیزی یاد نگرفته اند ، پدر و مادر را سرزنش کنند . از این رو آنها را به دیسون می فرستادند . دیسون ها پس مانده نظام آموزشی پس افتاده قاجاری بود . در آن ابزار آموزشی قلم بود و کاغذ و یک کتاب قرآن و آموزگار یک ملا بود و ترکه ای که در دست داشت . فلک نیز از ابزار شکنجه بود ، برای آنهایی که بیش از اندازه برای یادگیری خرافات و  پذیرفتن ستمی که ناخواسته گریبانگیرش بودن  خنگ بودند. در دیسون های شوشتر دخترها حق یادگیری حساب و نوشتن که به آن سواد اکابر می گفتند نداشتند و تنها محکوم بودند که قرآن را بخوانند و همچنین حق نداشتند که بپرسند آنچه می خوانیم چه معنی دارد ، چون سخن ، سخن خدا بود و دانستن معنی آن کفر . پسرها نیز همینگونه بودند و تنها به آنها این اجازه داده شده بود تا نوشتن را نیز بیاموزند و بتوانند حساب کنند . چرا که فردا برای کارگری در یک بقالی ، نانوایی یا حساب دستمزد خودشان به درد می خورد . در دیسون ها نیز قرآن وسواد اکابر با سرود های ریتمیک دو چهارم آموزش داده می شد . ولی اینجا دیگر از ساز و آواز و رقص خبری نبود . چرا که در اسلام حرام بود و رئیس دیسون خود منجی اسلام بود . سرود های ریتمیک دیسون کمتر در یاد کسی مانده ، چرا که هیچ کس خاطره های بد را به یاد نمی سپارد . خاطره چوب خوردن دختر بچه ای که محکوم به فقر پدر و مادر و ناتوانی در خواندن آنچه بود که معنیش را نمی دانست، هرچند که حرف های مردم فقیر ، دختران پولدار را هم گاه راهی دیسون ها می کرد. آنها می گفتند اگر دختری به جای دیسون به مدرسه برود ، خدا برای اینکه از او انتقام بگیرد آبستنش می کند و آبرویش را می برد .  شاید پدر و مادرها با خود می پنداشتند که کودکانشان اینگونه درد مدرسه نرفتن را فراموش کنند . ولی اینگونه نبود . امروز کوچکترین آن کودکان نزدیک به 70 سال سن دارند و زن و مرد با غم ، داستان دیسون را بازگو می کنند چرا که در آنجا با خدایی آشنا شدند که مسئول همه بدبختی های آنان بود و چون خواست او بود باید برای همیشه بدبخت می ماندند . باید به درگاهش همچون گدایی زاری می کردند تا شاید به آنها کمکی کند ، که کمتر اینچنین می شد ، چرا که خدا اصلا زبان آنها را نمی فهمید و آنها هم زبان او را نمی دانستند . خدایی که در دیسون ها تعریف می شد با خدای آشور هیچ دوگانگی نداشت ! ( برداشت میدانی از راه گفتگو با سالمندان شوشتری )

- - , shahrsazz
- - - 02:54 1386/07/25
8

ب) موسیقی ریتمیک در نشست های زنانه :

نشست های زنانه که کانون بررسی مشکلات زنان ، ایستادگی آنان در برابر حکومت زمان خود و نقش آنان ، ابراز آزادانه احساسات زنانه در موسیقی و رقص و آواز ، انجام مراسم دینی و آیینی که تنها زن ها حق شرکت در آن داشتند ، دوستیابی ، تربیت فرزندان و ... بود نقش همین انجمن های زنان امروزی را بازی می کرد . زنان در این نشست ها بسیاری از سرود های ریتمیک عروسی ها را تمرین می کردند ، گاه سرود های سیاسی اجتماعی می خواندند :

 

غرتوفه ، غرتوفه               شال گردنی موقوفه

 

و یا سرود های طنز بی مزه :

 

وندومش زیر بغلوم به خیالوم بوقچه ای یه    

                                                هی و هی ، هی یه ای یه

 

و خواندن همه این سرود ها با رقص های زیبا همراه بوده . ساز دلخواه آنان در آوازکردن این سرود ها داریه بود که به آن دایره می گفتند . این نشست ها همچنین جایگاه خوبی بود تا زنان بتوانند ، برای پسران خود عروسی برازنده خانواده خود پیدا کنند .

- - , shahrsazz
- - - 02:53 1386/07/25
7

 بازگردانی سرود خیابون عبونو به فارسی :

دلم از شهر شوشتر بسیار پر درد است

                                   دیگر باید بارم را ببندم و از اینجا بیرون بروم اثاث و داراییم را ارزانی دارم

                                   تا به آنجایی بروم که سیمرغ لانه کرده است

به هنگام پیری نمی خواهم زن بگیرم

                                  می خواهم به کرج بروم تا خانه ای خریداری کنم  مگر تهران ( منظور حکومت تهران است ) با شوشتر ما لج نیست؟

                                     مگر شوشتر دیگر منجی کرج نیست؟

(آیا تهران با شوشتر ما لج است که کرج را منجی آن ساخته است؟)

باید چهار گوشه شهر را نگاهی بیاندازید

                                      انگار که شوشترمان با آبادی قهر است!

(آخرین متد کارای شهرسازی در شوشتر که هم اکنون نیز پاسخ گوی مردم آن می باشد ، مربوط به ساسانیان است که در بیس آن ،شهر دارای چهار ورودی و چهار کنج ، گوشه یا راسته بوده است که هر کدام ،از آن طبقه ای از مردم بوده است . هرچند تاریخدانان بر این باورند که شوشتر دارای شش دروازه بوده است و ساختار درونی آن بسیار پیچیده. شهرسازی این مساله را تایید می کند . چندی پیش نیز در روزنامه روزان چاپ شده بود که شوشتر تا زمان خلافت خلیفه چهارم در محاصره بوده است و عرب ها توان گشایش آن را بدلیل ساختار پیچیده درونش نداشتند تا اینکه در اثر خیانت یکی از بزرگان شوشتری به دلیل کمبود آذوقه در شهر ساختار شوشتر را به آنها می شناساند و عرب ها پس از جنگی که در برابر ارتش هرمزان به راه می افتد بر ایرانیان پیروز شده و به شوشتر راه پیدا می کنند. فرمانده ارتش عرب ها را ابو موسی اشعری دانسته اند و برا بن مالک نخستین کسی است که در این جنگ کشته می شود که گور وی در نزدیکی کهندژ شوشترسرشناس به قلعه سلاسل می باشد . هرمزان در این جنگ اسیر شده و او را به خلیفه چهارم می سپارند که برخی بر این باورند ، پس از چندی به دستور وی سرش را از تنش جدا می کنند . شاعر در این بیت به ساختار درونی شهرهای ساسانی اشاره دارد که در فرهنگ ایرانی بویژه کنایه ها و سروده ها جا گرفته است. ) 

از نزدیکی های خیابان امام ( پهلوی) تا بند میزان

                                       از زمان بوق خیابانی ساخته اند

و اکنون بیایید خیابان نوساز را ببینید

           که تا به امروز کسی با چنین کوچه پس کوچه هایی نقشه ندیده است

                  خیابان عبونو به هیچ دردی نمی خورد

نمی دانم آقای مهندس کجا رفته است

                                            که همینک بیاید و در عبونو ژست بگیرد

نباشد چنین نقشه ای(نفرین)

                                       همان که شهرداری کشیده است

باید در شب به خیابان ساحلیمان بروی

                   وببینی که چگونه ماشین در میان آب رودخانه پرتاب می شود

در همین روز هاست که تنها پل شوشتر(پل دزفول) نیز فرو میریزد

                                   ستونش را نگاه کنید و ببینید که چگونه می لرزد

اگر این پل فروریخت (نگران نباشید) با یک موج آب

            همه باهم با شنا کردن به شوشتر نو (نام منطقه نوسازی از شوشتر که در باختر چهار دانگه کارون است)خواهیم رفت

و همینک ما دارای پارک بسیار زیبایی هستیم

                                          که در آن لامپ های رنگارنگی آویخته اند

اگر برای شوشتر جایی تفریحی بسازند

                                                     ما کی از شوشتر بیرون می رویم؟

(راستی)  برای پارکی که در شعرم از آن یاد شد

                                                      انتری آوردند که آن انتر نیز مُرد

 

سروده هایی همچون خیابان عبونو و دیگر موسیقی های ریتمیک و انتقادی شوشتری تاریخ مصرف کوتاهی دارند ولی در دفترچه خاطرات شوشتریان برای همیشه به عنوان گوشه ای از تاریخ به جا خواهند ماند. ناگفته نماند که پرونده خیابان عبونو هنوز باز است !

- - , shahrsazz
- - - 02:51 1386/07/25
6

                                    خیابون عبونو

 دِلوم خیلی پُرَه اَ شهرَ شوشتر

Delom kheyli porah az shahrah shoshtar

                                                             دیگه وا بار کُنُم مو هَم زَنُم دَر

                                                          Digah va bar konom mo ham zanom dar

زَنُم حَراج اثاث و مالَ خونَه

Zanom haraaj asaso malah khoonah

                                                          رَوُم اونچون که سیمرغ کُردَه لونَه

                                                           Ravom oonchoon ke simorgh kordah loonah

سَرَ پیری نوخوم زونَه اِسونُم

Sarah piri nokhom zoonah esoonom

                                                                                 مَخُم مَم رَم کرج خونَه اِسونُم  

                                                                    Makhom mam ram karaj khoonah esoonom

مگه تِهرونکه پِ شوشترمون لج نی؟

Magah tehroonkah pe shooshtarmoon laj ni?

                                                        مگه شوشتر دیگه مُنجی کرج نی؟

                                                            Magah shooshtar digah monji karaj ni?

یَه سِیلی وا کُنیت چار کُنجَ شَهرَ

Yah seyli va konit char konje shahrah

                                                           مَهی شوشترمون پِ آبادی قَهرَ                                                  Mahi shooshtarmoon pe abadi ghahrah

اَ نَزیکو اِموم تا بندَ میزون

Ah nazikoo emoom ta bandah mizoon

                                                          اَ عهدَ بوق کَشیدَن یَه خیابون    

                                                             Ah ahdah boogh kashidan yah khiaboon

بیت بینیت خیابونَ جدیدَه

Biet binit khiaboonah jadidah

                                                                               به چَپ چیلش کسی نقشَه ندیدَه

                                                              Be chapchilash kasi naghshah nadidah

خیابونَ عبونو

Khiaboonah aboo noo

                                                             دوویَ دَردی نَمبو

                                                               Davoyah dardi namboo

کُیا رفته نَنُم آغو مهندس

Koya raftah nanom agho mohandes

                                                           که آیَه مین عبونو هی گِرَه ژست

                                                               Ke ayah min aboo noo hey gerah zhest

مبا نقشَه جدیدَ

Maba naghshah jadidah

                                                           که شهرداری کشیدَه

                                                                ke shahrdari kashidah

خیابون ساحلیمون وا رَوی شو

khiaboon sahelimoon va ravi sho

                                                         که ماشین پرته بووَه  خود وسط  اُو

                                                                ke mashin perte booah khot vasat ov

همی روزاس که ای پل هم برُمهَه

hami roozas ke ei pol ham beromhah

                                                         سُتینشَ سِیل کُنیت محکم بجُمبَه

                                                                sotinshah seyl konit mohkam bejombah

اَگه رُمهس ای پل پِ لوفه اُوی 

agah romhes ei pol pe loofah ovi

                                                          به شوشتر نو مِرِیم کُل پِ شِنویی

                                                                be shooshtar no mereim kol pe shenoyi

ایسو داریم اما پارکه قشنگی

 isoo darim ama parkah ghashangi

                                                          مینش زنهَ گولوپُ رنگ وارنگی

                                                               minesh zenhah goloopo rang varangi

اَگه جو تفریحی سازن سی شوشتر  

agah jo tafrihi sazen si shooshtar

                                                          اَمین شهر کِیب زَنیم آخِر اَما در؟

                                                                ah min shahr keyb zanim akher ama dar?

مینَ پارکی که شعروم نومِشَه بُرد

minah parki ke sherom noomeshah bord

                                                          اُوُردِن انتری انترکه هم مُرد

                                                                ovorden antari , antarke ham mord

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
- - , shahrsazz
- - - 02:48 1386/07/25
5

آ ) موسیقی ریتمیک در انتقاد از مسائل روز:

امروز در بسیاری از شهرهای کشور های پیشرفته مردم برای آنکه حقوق شهروندی خود را بگیرند ، انجمن هایی تشکیل می دهند که بیانیه صادر می کنند و از ساخت و ساز ها و ویرانی هایی که بارمنفی دارند جلوگیری می کنند . مانند انجمن هواداران محیط زیست و .... در شوشتر گذشته این بیانیه ها را آهنگسازان و سروده سرایان و خوانندگان صادر می کردند . بیشتر این بیانیه ها حالتی طنز گونه و کنایه آمیز داشته اند و گاه تا اندازه ای ریشه می دواندند که گاه بر سرود های سنتی ، نیز چیره می شدند . برای نمونه در جریان کشف حجاب و مدرنیزم در زمان رضا شاه ، این جریان در سرود بسیار دیرینه عروسی اینگونه تاثیر می گذارد :

 

 

بیو بریمه ش ، بیو بریمه ش ، تا نکنده ن چارشه 

                                                  جورابه ساقه بلندی عوضه دولاقشه

bio barimesh bio barimesh ta nakanden chareshah

joorabah saghah bolandi avazah dolagheshah

 

بیا او را ( عروس ) ببریم تا چادرش را نکنده اند ( انتقاد از کشف حجاب ) جوراب ساقه بلندی به جای دولاق ( پوشش ساق پا برای زنان و دختران شوشتری در گذشته ) پوشیده ( نشان دادن مدرنیزم )

 

یا :

دو برار خودوم داروم ، دو صنده قه مزنگی

                                سره شونه ورداروم ، پوشوم حریر فرنگی

Do berar khodom darom do sandeghah mazangi

Sarah shoonah vardarom pooshom harir farangi

 

از زبان عروس : دو برادر خودم دارم ( پشتیبان خانوادگی و نمادی از قدرت نمایی عروس) و دو صندوق مزنگی ( اشاره به جهازو پشتیبانی مالی ) آنچه بر سر شانه است ( شاید یک گونه پوشش کهن یا همان چادر را نشانه می رود) برمی دارم و به جای آن حریر فرنگی ( اروپایی ) می پوشم . ( مدرنیزم را نشانه می رود )

 

کار های سروده سرایان "عیدی شیرافکن" و "محمد علی محب زاده" نمونه هایی کامل از انتقاد مسائل اجتماعی روز شوشتر در زمان های پهلوی دوم و رییس جمهور خاتمی به شمار می آیند . "مو ده لوم داغ خودوم هیچ نمبو" و " ای مردومه وا مم اسونوم یه مبایلی " از تاثیر گذارترین کارهای این دو سروده سرا هستند . ولی یکی از کارهایی که باید در پی آن به محمد علی محب زاده هزار آفرین گفت سرود " خیابان عبونو" است که در آن آه مردم شوشتر را بر حکومت تهران و مهندسان کم کارآمد عمران و کارهای شهرداری شوشتر روا می دارد . آنجور که شوشتری ها می گفتند محب زاده این شعر را در یکی از جشنهای مذهبی مسلمانان در برابر مهمانان حکومت تهرانی و مدیران شهری فریاد کرد که با آفرین و تشویق مردم همراه شد . در پی آن تهرانی ها و مدیران شهری با سرشکستگی قول دادند از این پس بیشتر به شوشتر توجه کنند . شاید محب زاده را بتوان در ساخته شدن پل کابلی تاثیرگذار دانست . ولی هنوز بسیاری از آن مشکلاتی را که محب زاده در سرودش از آن انتقاد کرد ، زدوده نشده اند .

- - , shahrsazz
- - - 02:43 1386/07/25
4

موسیقی های ساده ، شاد ، مردمی

و ریتمیک شوشتری

 

نمونه ای دیگر از موسیقی شوشتری که در آن هیچ ملودی و آکوردی مگر صدای گروه کر و ریتم ساز کوبه ای نمی توان یافت ، همین موسیقی ریتمیک شوشتری است . این موسیقی کاربرد ها و جایگاه های بسیاری را ویژه خود ساخته است . ساختن این موسیقی بسیار آسان است و نوازنده و خواننده بی آنکه پیرامون موسیقی آن بیاندیشد با آرمان رساندن پیام روزمره  همزمان با خواندن و نواختن موسیقی آن را می سازد . یکی از کاربرد های آن در انتقاد از مسائل روز سیاسی و شهری است . کاربرد های دیگر آن در نشست های زنانه ، مراسم دینی و آیینی و جشن های باستانی و مردمی و عروسی هاست . رقصی که به همراه آن می آید نیز پیشبینی نشده و دارای هماهنگی بسیار پایینی است . ریتم آن را بیشتر شیش و هشت یا شش هشتم بر می گزینند . ( برداشت میدانی خودم )

- - , shahrsazz
- - - 02:42 1386/07/25
3

کمی پیرامون موسیقی ایران باستان و

 دستگاه های موسیقی ایرانی و پیوند آن با موسیقی شوشتری

 

هنگامی که از موسیقی ایران باستان سخن به میان می آید ، همه آهنگساز توانا " باربد " را به یاد می آوریم . باربد آهنگساز کهن دربار خسروپرویز ساسانی آهنگهای نو می ساخت . تا آنجاییکه در هر روز یک آهنگ و در سال 360 آهنگ ساخته می شد . آهنگ های شناخته شده ای همچون گنج باد آور ، آرایش خورشید نیمروز ، رامش جان ، نوشین باده ، نوروز ، کبک دری ، کیخسروی ، سبزه در سبزه ، سروستان ماه ، شادروان ، مروارید ، مهرگان ، ماهور ، آفرین ، شبدیز ، مشکوانه ، خسروانی که در میان این آهنگ ها ، نوروز هم اکنون در دستگاه همایون نواخته می شود . خسروانی آهنگی بود که واژه های آن مسجع و در ستایش خسروپرویز گفته می شد . سبزه در سبزه آوازی است که آمیخته از 8 شیوه گفتاری گوناگون بوده است .

ولی پیرامون دستگاه های موسیقی ایرانی باید گفت که 7 دستگاه پایه با نام های : شور ، سه گاه ، چهار گاه ، ماهور ، همایون ( بیات اصفهان زیر شاخه آنست ) ، نوا و راست پنجگاه به همراه 5 دستگاه وابسته ابو عطا ، بیات ترک ، افشاری ، دشتی و بیات کرد هستی دارند . (اطلاعات عمومی نوشته عنایت الله شکیبا پور )

این دستگاه ها 91 مقام موسیقی را در بر می گیرند که مقام شوشتری یکی از این مقام هاست. مقام شوشتری در رابطه با دستگاه ماهور است که آن را در مقایسه با گام های موسیقی جهانی ، همگام دو ماژور می دانند . از موسیقی هایی که در این مقام نواخته می شود ، می توان " بیو بریمش" را یاد آوری کرد که خواننده معین آن را با یک شعر فارسی خواندند . ( کتاب مقدمه ای بر تاریخ موسیقی شوشتر نوشته سید سعید امام و برداشت میدانی خودم )

ولی داستان موسیقی شوشتری در همینجا به پایان نمی رسد . آواز دشتی و سرکهکی و مارزایی سه نمونه از موسیقی های پر طرفدار مردم شوشتر هستند . این سه گونه آواز غمناک ، گویای درد ستمی است که مرد ها در کوه و دشت فریاد می کردند و زن ها در لالایی ها و در گوش کودکانشان می خواندند . این ستم از سوی حکومت های نابسامانی بوده که شوشتر را به پس مانده ی از رونق افتاده ی همان شوشتر با شکوه ساسانی گرانیدند . من خود تا به امروز کودکی ندیده ام که با شنیدن این لالایی ها ، گریه ای که نشان از همدردی با مادر دارد ، سر ندهد . امروز کمتر کسی پیدا می شود که اینگونه لالایی خواندن را بداند . شاید بتوان در میان پیرزن هایی که تا به امروز زنده مانده اند ، اینگونه لالایی خواندن را یافت . ( کتاب مقدمه ای بر تاریخ موسیقی شوشتر نوشته سید سعید امام و برداشت میدانی خودم )

- - , shahrsazz
- - - 02:41 1386/07/25
2

رقص و موسیقی شوشتری

 

موسیقی شوشتری  ، بخشی از هویت فراموش شده شوشتریان می باشد که امروز بی آنکه نوازندگان و آهنگسازان کمتر نامی از آن ببرند ، در موسیقی سنتی ایرانی از ترفند ها و مقام آن سود می جویند . مگر موسیقی های سنتی شوشتر که بخشی کوچک ، ولی پرطرفدار در مقام های موسیقی سنتی ایران را تشکیل می دهد ، موسیقی هایی بسیار ساده ، مردمی و ریتمیک نیز در میان مردم شوشتر رواج داشته و دارد که همچون موسیقی سنتی آن ، در میان مردم ایران بویژه خوزستان دارای طرفداران زیادی است . شوشتریان از موسیقی کمتر به عنوان سرگرمی سود می جویند و بیشتر از آن در جشن های ملی ، مراسم دینی و جشن های خانوادگی مانند عروسی ها استفاده می شود . در موسیقی شوشتری از سازهایی همچون نی ، دف ، داریه ، تار و سه تار سود می جویند . رقص شوشتری نیز یکی از نمونه های زیبای رقص پارسی است که بخش بیشتری از آن فراموش شده است و تنها یک هنر ناهماهنگ و بی ارزش و خسته کننده و  شاید خنده دار در جشن های عروسی ، مانده است . رقص شوشتری عنصری است که نیاز به بازسازی دارد و می توان بسیاری از عناصر آن را تکمیل کننده رقص کرشمه دانست . گمبه (gombah) و نی فیقک (ney fighak) دو عنصر نمایانگر ریتم موسیقی شوشتری در رقص شوشتری هستند که در کنار کرشمه به عنوان عنصر نمایانگر ملودی موسیقی شوشتری در رقص شوشتری می باشند . کرشمه نمایانگر ملودی به خودی خود در همه رقص های ایرانی هست که رقص شوشتری یکی از آنهاست . کارگردان رقص شوشتری ، باید با تیزبینی و هوشمندی بسیار و درکی بالا از موسیقی شوشتری ، به هماهنگی میان عنصرهای رقص شوشتری و موسیقی بپردازد . جایگاه بازی هنرپیشه با نگاهی به دیدگاه بیننده ، باید پاس داشته شود . جایگزینی ها ، چرخش ها و چینش ها ، آرایش بازیگران در کنار هم و خمش پذیری همه گیر و تکی ، همه و همه گزینه هایی هستند که به بهبود رقص می پردازند . پوشش شایسته این کار نیز کاوش برانگیز است . سالهاست ، شاید بیش از هزار سال ، که دیگر کسی برای هماهنگ کردن یک گروه رقص شوشتری در کنار گروه های موسیقی شوشتری ، چه در شوشتر و چه بیرون از شوشتر ، تلاشی نکرده است . آنچه ما را پیرامون رقص شوشتری به اندیشیدن وا می دارد ، بازسازی این بخش از فرهنگ و تمدن شوشتر است که بی گمان بخشی از هویت شهری شوشتر و فرهنگ و تمدن ایرانی است . اگر بیشتر اندیشه کنیم در خواهیم یافت که بررسی رقص فراموش شده ی شوشتری ، یاد آور بسیاری دیگر از رقص های از یاد رفته در جای جای ایران است . این رقص ها ، روی هم رفته آن رقص مردمی ایران را می سازند که بیش از هزار سال در پی سر کار آمدن حکومت های بی فرهنگ فراموش شده است . ( برداشت میدانی خودم )
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.