| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
200
|
87/8/19 (21:40)
|
|
||
|
|
11
|
264
|
86/9/11 (01:01)
|
|
||
|
|
12
|
194
|
85/10/15 (10:11)
|
|
||
|
|
2
|
75
|
85/9/20 (18:38)
|
|
||
|
|
4
|
102
|
85/9/8 (06:44)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
90/1/5 (01:16)
|
|
||
|
|
1
|
49
|
90/1/5 (00:45)
|
|
||
|
|
1
|
101
|
89/3/9 (18:18)
|
|
||
|
|
1
|
76
|
88/11/18 (12:45)
|
|
||
|
|
3
|
209
|
88/8/18 (23:54)
|
|
||
|
|
0
|
92
|
88/5/29 (01:13)
|
|
||
|
|
0
|
111
|
88/3/9 (01:32)
|
|
||
|
|
0
|
91
|
87/9/18 (10:29)
|
|
||
|
|
0
|
60
|
87/7/23 (23:11)
|
|
||
|
|
0
|
50
|
87/7/14 (13:54)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
87/4/27 (22:28)
|
|
||
|
|
0
|
103
|
87/3/29 (08:21)
|
|
||
|
|
0
|
49
|
87/2/9 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
72
|
86/11/8 (01:25)
|
|
||
|
|
0
|
272
|
86/9/14 (00:00)
|
|
شمای کلی که از دهه چهل میتوانم بیان کنم این است که در آن دهه به خاطر افزایش نسبی قیمت نفت، وضع اقتصاد ایران و به تبع آن وضع صنعت، تولید، فرهنگ دچار جهش مثبتی شد در نتیجه، مقوله هنر هم که از اینها تاثیر میپذیرد، تغییرات مثبتی را به خود دید. این کلیتی را که مطرح کردم در جزئیات، مخصوصا آن جایی که مربوط به دنیای گرافیک میشود رادر آن روزگار چطور ارزیابی میکنید ؟
آیا موافق هستید که اساسا مدیریت بر ثروت بیشتر از وجود خود ثروت تاثیرات مثبت بر جای میگذارد؟
ببینید، ایران همیشه کشور ثروتمندی بوده است. اما در آن دهه، مدیریت خوب، رفاه را به ارمغان آورد. مثلا من در آن دوره وقتی با درجه لیسانس وارد کار شدم، توانستم با درآمدی که کسب میکنم هزینههای مسکن، اداره آتلیه، خرید اتومبیل و... را به راحتی از سر بگذرانم و این برای یک آرتیست تازه کار، وضع فوق العاده ایده آلی بود.
وضعیتی که الان در جوامع پیشرفته وجود دارد و ما به آن غبطه میخوریم. شاید حتی برای هنرمندان جوان باورپذیر نباشد که روزی خود ما هم مانند این جوامع به لحاظ شأن اقتصادی و اجتماعی آرتیستها در وضع مطلوبی قرار داشتیم. سوال من این است که مشخصا این وضع مطلوب چه تاثیرات مستقیمی روی روند کاری هنرمندان داشت؟
این یک واقعیت است که در حال حاضر اغلب کارهای هنری در ازای پول انجام میشوند. یعنی این پول است که بهانه آفرینشهای هنری شده است و روی این محصولات تاثیر میگذارد. اما در زمانی که اوضاع اقتصادی بهبود یافتهای را پیش رویمان میدیدیم، تولید آثار هنری و اساسا تولید اندیشه در جهت رفاه اقتصادی نبود و به همین دلیل ساختههای آن دوره به لحاظ کیفیت جزء تاثیرگذارترین و ماندگارترین آثار شدند.
آقای شیوا! به خاطر میآورم که در سالهای تحصیل در دانشکده یا حتی همین آلان که مشغول کار هستیم، همیشه اساتیدی از نسل شما بر ما خرده میگرفتند و میگیرند که چرا با انرژی واحساس کار نمیکنید؟ این مقایسه بین ما و خودشان، پیش از اینکه عنصرشرایط اقتصادی، اجتماعی آن دوران در نظر گرفته شود، کاملا قابل پذیرش است. اما احساس نمیکنید بستری که آن روزها نسل شما را در برگرفته بود، اساسا مجال بیشتری برای پرداختن به کیفیت را میداد؟ بستری که هم اکنون به سردی گراییده است.
من تنها یک دلیل برای این موردی که شما اشاره کردید، میبینم: جبر زمانه. شاید اگر خود من هم بجای شما مجبور باشم، برای پول بیشتر از کیفیت کارم صرفنظر میکنم. دانشجوی این دوره به دلیل وضع اقتصادی وقت و دقت مطالعه را از دست داده است. جبر اقتصادی بچهها را از تحقیق و پژوهش دور کرده است.
از بحث اقتصاد و صنعت در آن دهه که بگذریم به وضعیت فرهنگ و به تبع آن، هنرمیرسیم. در آن زمان ایران، به عنوان کشوری در قلب خاورمیانه نسبت به جایگاه قبلی ومنطقه ای خود و با کمک اقتصاد و مدیریت مطلوب توانست پلههای فرهنگی زیادی را رو به بالا بپیماید. این ترقی فرهنگی بر هنر نیز تاثیر مملوسی گذاشت. برای مثال میتوان ادعا کرد که تعدادی از بزرگترین رویدادهای هنری و هنرمندان تاثیرگذار، زاده این وضع هستند. جریاناتی که فکر میکنم همچنان و پس از گذشت حدود نیم قرن آبشخور هنر و هنرمندان امروزند.
بله. میشود کشورهای ثروتمند عربی حوزه خلیج فارس را به عنوان یکی از مصداقهای نظر شما مثال زد. البته این کشورها هم مدتی است شروع به حرکاتی در جهت ایجاد یک جریان فرهنگی کردهاند که به نظر میرسد ایجاد یک موج مصنوعی باشد. موجی که هویت و حرکتش را بیشتر ازمدلهای غربی و با تکیه بر آنها وام میگیرد.
با نگاه به حرکتهای مهم آن دوره وشروعهای خوبی که اتفاق افتاد ودقت در زمانهای جلوتر از دهه چهل درمییابیم که بسیاری از آن آغازها عقیم ماندند. شروع شدند اما یا به سرانجام نرسیدند یا نتوانستند با قدرت اولیه راه را ادامه بدهند.
حالا که بحث به اینجا کشیده شد. میخواهم به ریشه معضلی بپردازم که فکر میکنم منشا آن را میتوان در دهه چهل یافت. بعد از آن پیامدی که شما تحت عنوان عدم کشش جامعه نسبت به درک و هضم آثار هنری مطرح کردید، هنرمند وقتی که مخاطب خود را پیدا نکرد در وهله اول سعی کرد آن را در خارج از مرزها بیابد. بعد از آن بود که بحث آفرینش هنری برای مخاطب خاص در ایرن مطرح شد و برآیند این اتفاقات، آثار جشنوارهای وجشنوارههایی برای خواص را موجب شد. حالا دیگر بیان این جمله از سوی هنرمندان که من برای مخاطب خاص کار میکنم، امری طبیعی شده است.
در این قسمت به مراکزی بپردازیم که حضور و حمایت آنها رونق بخش دنیای هنر و خصوصا هنر گرافیک شد. مراکزی مانند کانون پرورش فکری، رادیو تلویزیون و برخی انتشاراتیها. شیوه کار مراکزی مثل اینها چطور بود؟ خصوصا این که در تلویزیون آن دوره خود شما برای اولین بار بخشی را برای گرافیک را راهاندازی کردید.
ببینید، مراکزی مثل کانون یا تلویزیون به دلیل توجه خاص فرهنگی به آنها دارای بودجههای خوبی بودند و این بودجه را با برنامه صرف میکردند. مثلا تا پیش از تاسیس کانون، تنها بچههای متمول ایرانی بودند به کتاب دسترسی وسیع داشتند، آنهم تنها کتابهای ترجمه شده خارجی. اما کانون این خلاء را پر کرد. در مورد تلویزیون ملی ایران هم باید بگویم که در سال 1345 افتتاح شد. در همان زمان من با فرشید مثقالی در مجله تلاش کار میکردیم و یکی از نویسندگان مجله پیشنهاد حضوردر تلویزیون را به من داد. نمونه کار بردم و بلافاصله استخدام تلویزیون شده، شروع کردم به طراحی صحنه، عکاسی و تهیه آرشیوهای تصویری. همه نتایجی که از فعالیتهای افرادی مثل من در تلویزیون یا مثقالی در کانون حاصل شد، نتیجه اعتماد مدیران به هنرمندان بود و البته در مقابل ما هم مدیون این مراکز هستیم به خاطر زمینه کاری که برایمان ایجاد کرد.
یک سرآغاز دیگری که زمینه ساز جریانات قدرتمند هنری آن دوره بود تاسیس دانشکدههای هنری، خصوصا دانشکده هنرهای تزیینی و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. بسیاری افرادی که از این دانشکده ها بیرون آمدند، اکنون هر کدام هنرمندانی نامدار در وسعت هنر ایرانند. تجربهای که در سالهای پس از آن گرچه به صورت انگشت شمار اتفاق افتاد، اما هرگز به آن صورت و با آن کثرت تکرار نشد.
به موازات رویدادهای مختلفی که به لحاظ هنری در آن دوره وجود داشت، همانطور که در ابتدای بحث گفتیم بخش صنعت وتولید ایران هم فعالیت و گسترش خوبی داشت. وقتی چرخهای صنعت و اقتصاد به حرکت افتادند نیاز برای تبلیغات تجاری هم احساس شد و برای اولین بار شرکتها و کانون تبلیغاتی هم پا به عرصه وجود گذاشتند. مراکزی مثل آژانس فاکوپا، کارپی و هنرهای زیبا که خود شما در این آخری کار میکردید.
در سایر رشتههای هنری نیز به موازات گرافیک شاهد اتفاقات خوب و بسزایی در دهه چهل هستیم. مثلا تاسیس کارگاه تئاتر، یا توسعه و ساخته شدن برخی فیلمهای سینمایی هنری. در کنار همه اینها جنبش قابل اعتنایی در مقوله ادبیات چه در حوزه ادبیات داستانی و چه در شعر اتفاق افتاد. در موسیقی آنزمان هم آثاری در خور توجه و قدرتمند کم نیستند. همه اینها از فرهنگ برخاست و منجر به ایجاد موجی از روشنفکری در بین هنرمندان و اندیشمندان کمک کرد. از تاثیر فضاهای روشنفکری وارتباط بین هنرمندان رشتههای مختلف در آن زمان بگویید.
قباد شیوا: یک توصیه مهم به طراحان گرافیک جوان، آخرین سخن من است. فراموش نکنید که گرافیک و محصولاتش یک رسانهاند. ما در طول تاریخ هنر ایران همیشه هنر را در قالب زندگی دیدهایم. هنر ما در ابزار کاربردی ما نهفته است. فرشها، نقاشیها، ظروف و ... همگی پیش از آنکه برای نمایش در موزه ساخته شده باشند، کاربردی بودهاند. اگرچه غرب هنر ایران را هنر آذینی لقب داده است، اما این دیدگاهی غلط است. ما هیچگاه مجسمه را برای این نساختهایم که در وسط میدان بگذاریم یا نقاشی را برای نمایشگاه بکشیم. اما متاسفانه امروزه برعکس این اتفاق برای گرافیک افتاده است. در حالی که ماهیت گرافیک کاملا کاربردی است به جای آنکه گرافیک خوب را روانه جامعه کنیم، آن را به کنج نمایشگاهها کشاندهایم. این یک آفت برای گرافیک است که امیدوارم با انرژی و واقع بینی طراحان جوان و کمک طراحان پیشکسوت بتوانیم پا به راه درست بگذاریم.