userinfo close

  ,

دکتر داریوش شایگان


shayganclub

تاسیس: 14 مهر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دل گرفته م - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
278
90/6/15 (12:17)
5
125
90/2/10 (09:38)
0
59
88/12/24 (02:17)
6
141
88/1/7 (10:07)
0
26
87/10/12 (21:39)
1
107
87/7/2 (08:30)
4
46
87/6/1 (02:36)
0
81
86/4/21 (23:09)
1
96
86/4/20 (01:29)
2
110
86/1/25 (03:00)
0
60
86/1/3 (07:42)
2
85
86/1/3 (07:40)
1
85
86/1/3 (07:34)

عنوان بحث

دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 00:49 1386/04/9

همه فلسفه‌زده شده‌اند !!!


به اعتقاد داریوش شایگان، فلسفه در ایران بیش از حد مطرح شده و همه فلسفه‌زده شده‌اند.

شایگان كه در دیدار بخش فرهنگ و ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ در زمینه‌ی موضوع‌هایی همچون فلسفه در دنیای امروز، نشر و كتاب، شعر و رمان و وضعیت كنونی خاورمیانه و ‌ایران سخن گفت، درباره‌ی این دیدگاه كه مهد فلسفه غرب است، اظهار داشت: بله، یك نظر هست كه می‌گویند فلسفه از غرب آمده. البته یونانیان نقش مهمی داشته‌اند و بعد سایر ملت‌های غرب روی آن كار كردند؛ اما در مشرق‌زمین پدیده‌های دیگری بود. فلسفه در هند لااقل به‌صورت راه فرزانگی خیلی رایج بود. از قرن پنج و شش قبل از میلاد مسیح (ع)، هند یك لابراتوارعظیم فكر است و كمبودی هم نسبت به یونان ندارد؛ نه از لحاظ منطق، نه تحلیل عقاید آن‌ها؛ ذهن خیلی علمی دارند. اما فلسفه به‌عنوان پدیده‌ای پویا و متحول، آن‌گونه كه در غرب به‌وجود آمد، در هند شكل نگرفت و نه حتا در چین. همان‌طور هم كه "ژوزف نیدهام" در اثر چندجلدی‌اش درباره‌ی چین می‌گوید، چینی‌ها در خیلی از علوم پیشرو بوده‌اند، منتها این پیشروی هرگز به صورت آگاهی علمی نبوده است؛ آگاهی‌ای كه در سه محور بنیان گذاشته شده است، هندسی شدن فضا،‌ ریاضی شدن طبیعت و تعمیم مدل مكانیكی كه مبنای علم جدید است، در چین به‌وجود نیامد.

شایگان البته معتقد است كه فلسفه‌ی جدید در غرب هم اگر شكل گرفت، تنها در یك منطقه‌ی بسیار كوچك اروپا كه شامل ایتالیا،‌ فرانسه،‌ آلمان و ‌انگلستان می‌شد، رونق داشت. «در این كشورها بدون توجه به مثبت یا منفی بودن، اتفاق‌هایی رخ داد كه به انقلاب دوم منجر شد».

او در ادامه به دو انقلاب بزرگی كه در تاریخ بشر روی داد، اشاره كرد و یاد‌آور شد: در طول 10هزار سال گذشته انقلاب كشاورزی و انقلاب صنعتی اتفاق افتاد كه به انقلاب دوم، همه‌ی تمدن‌ها راه پیدا نكردند یا دیر راه پیدا كردند. برخی‌ها خودشان را تطبیق دادند و برخی‌ها هم نه. خاور دوری‌ها، ژاپنی‌ها در اواخر قرن 19 آگاه شدند و مجدانه پا به عرصه‌ی تجدد گذاشتند. چینی‌ها هم كمی دیرتر. اما حالا تقریبا تمام كشورهای اسلامی دارند مقاومت می‌كنند؛ دلیل آن‌را هم نمی‌دانم! شاید هنوز نوستالژی آن دوران باشكوه را دارند؛ مثلا دوران عباسیان یا دورانی كه تمدن اسلامی به اندلس، اسپانیا و مغرب راه پیدا كرد. غرب آن زمان هنوز در ظلمات به‌سر می‌برد. این‌ها در تاریخ هست؛ اما دنیا عوض شده. از سویی هم شاید بحث پیدایش ایدئولوژی‌زدگی و بنیادگرایی باشد.»

داریوش شایگان سپس به پرسشی درباره‌ی فلسفه و احوال آن در ایران پاسخ داد.

به‌عقیده‌ی او، حالا فلسفه همه‌جایی شده و دیگر تنها مختص غرب نیست. «در ایران همه به فلسفه اشتهار پیدا كرده‌اند؛ این روزها همه دم از فلسفه می‌زنند. نمی‌دانم واقعا هم می‌شناسند یا نه؟! اما قدر مسلم این است كه ایران تنها كشور دنیاست كه كتاب‌های فلسفی از رمان بیش‌تر فروش می‌رود. هیچ جای دنیا چنین اتفاقی نمی‌افتد و این نشان می‌دهد كه ایرانی‌ها با فلسفه پیوندی دارند.»

شایگان به دلیل موضوع اشاره دارد كه شاید چون ایرانی‌ها ذهن خیلی دیالكتیكی دارند و در طول تاریخ هم اگر بنگریم، می‌بینیم تنها كسانی كه در تكوین فرهنگ اسلامی فوق‌العاده مشاركت عمیق داشته‌اند، ایرانی‌ها بوده‌اند و در این شكی نیست؛ بلكه یك واقعیت‌ است كه 80 تا 90 درصد متفكران اسلامی ایرانی‌تبارند؛ از فارابی تا ابن سینا و سهروردی، جز كندی كه عرب است، و چرا؟ لابد این استعداد ایرانی‌هاست. آن‌ها بیش‌تر ذهنی عرفانی دارند تا ذهن فلسفی به معنایی كه در غرب رایج است. یعنی بحث و جدل كردن را دوست دارند.

او در توضیح بیش‌تر این موضوع گفت: نه‌تنها از لحاظ فكری، بلكه به‌لحاظ هنری هم تمام موزه‌های دنیا پر از هنر اسلامی‌ای است كه 80درصدش ایرانی‌الاصل است. منظورم دوران كلاسیك ایران است و در این‌باره ایرانی‌ها بی‌توجه‌اند و عرب‌ها خیلی از این هنر را كه اسلامی - ایرانی است، به اسم خود ثبت كرده‌اند. ظاهرا ایرانی‌ها چند مرتبه اعتراض كرده‌اند، اما جدی گرفته نشده است.

نویسنده‌ی "آسیا در برابر غرب" درباره‌ی وضعیت نشر كتاب هم یادآور شد كه هرچند ایرانی‌ها زیاد كتاب نمی‌خوانند و قوه‌ی خرید‌شان هم كم است، اما همه این‌ها نسبی است و در مقایسه با كشور‌های عربی و اسلامی وضعیت نشر بهتری داریم.

شایگان گفت: كتاب زیاد ترجمه می‌شود؛ البته جز تركیه كه در همه چیز با ما فرق دارد. آن‌ها خیلی بیش‌تر از ما ترجمه می‌كنند و در عصر جدید (منظورم بعد از دوره‌ی تنظیمات است) همواره از ما جلو‌تر بوده‌اند.

او سپس درباره‌ی كیفیت ترجمه‌های جدید گفت و این‌كه خیلی از آن‌ها را به خاطر زبان متفاوتشان متوجه نمی‌شود و به‌طور كلی با فارسی جدید خیلی نمی‌تواند ارتباط برقرار كند؛ ازجمله، اصطلاحات جدیدی كه توسط جوان‌ترها در روزنامه‌ها باب می‌شود. اما به فارسی قدیم و نوشته‌های كسانی مثل محمدعلی فروغی، پرویز ناتل خانلری و بدیع‌الزمان فروزانفر عادت دارد.

از سویی دیگر، شایگان معتقد است كه زبان تحول پیدا كرده و چاره‌ای هم نیست؛ ترجمه باید صورت گیرد و ناگزیریم به برخی تحول‌ها كه ساختن لغت یكی از آن‌هاست، تن دردهیم.

وی افزود: فرهنگستان هم لغت ابداع می‌كند، اما تا جابیفتد، طول می‌كشد. خیلی از این لغات جدید در زمان رضاشاه آمد و بعد هم جا افتاد. خیلی‌هایشان را مردم می‌گیرند و خیلی‌ها را هم پس می‌زنند.

به‌عقیده‌ی او، ایران جامعه عجیبی است. پویاست و جامعه‌ای است كه در آن از تمام اعصار گوناگون تاریخی موزاییك‌وار كنار هم چیده شده‌اند.

داریوش شایگان شعر‌های كلاسیك فارسی را می‌خواند؛ حافظ را دوست دارد، با سهراب سپهری دوست بوده، مقداری از شعر‌هایش را ترجمه كرده و به برخی شعر‌های فروغ فرخزاد هم علاقه دارد، بویژه فروغ از دوره‌ی "تولدی دیگر" به بعد، و او را شاعر خیلی بزرگی می‌داند. با نادر نادرپور هم دوست بوده و از شعر‌هایش می‌خوانده است. احمد شاملو را كم‌تر می‌شناخته؛ برخی شعر‌هایش را دوست دارد، و درنهایت می‌گوید كه ولی خب شاعران بزرگ هم دیگر نداریم. شاید همین‌ها بوده‌اند. شعر جوان‌تر‌ها را هم خیلی نمی‌خواند و نمی‌شناسد.

شایگان اصولا به رمان علاقه دارد، اما معتقد است كه اتفاق بزرگی در زمینه‌ی رمان نیز برای ما رخ نداده است و هنوز رمان بزرگی خلق نشده، درحالی‌كه معتقد است، در ایران اگر كسی بخواهد رمان بنویسد، مطلب بسیار است و آن‌قدر جامعه عجیب و غریب است و واقعیت از تخیل قوی‌تر، كه كافی است اتفاقاتی را كه رخ می‌دهد، بنویسند.

او در این زمینه یادآور شد: ما رمان نداشته‌ایم؛ رمان غربی است. ما حماسه و قصه مثل "هزارویك‌ شب" داشته‌ایم. رمان حماسه بورژوازی است و برای به‌وجود آمدن آن، باید دنیا عوض شود و خیلی اتفاقات دیگر رخ دهد و نویسندگان به آن آگاه باشند.

به گفته‌ی او، اولین رمان بزرگ در غرب، یعنی "دن كیشوت"، خودش یك تناقض بزرگ است؛ چون شخصیت این اثر در عصری زندگی می‌كند كه وجود ندارد و همه مسائل در ذهنش می‌گذرد. "بوف كور" شاید تنها كتاب ایرانی در این زمینه باشد كه شایگان علاقه‌ی زیادی به آن دارد.

اما به گفته‌ی او، صادق هدایت آدمی استثنایی است؛ با این‌كه به فارسی روان می‌نوشت و ضرب‌المثل‌ها را جمع می‌كرد و طنز هم به كار می‌برد، اما متفاوت بود.

وی دلیل این گفته‌اش را آخرین نامه‌های هدایت كه خطاب به شهید نورایی نوشته و در فرانسه منتشر شده، می‌داند و می‌گوید: این‌ها نشان می‌دهد كه این آدم اصلا در یك دنیای دیگر زندگی می‌كرده كه هیچ ارتباطی با ایران آن روز ندارد.

شایگان البته با وجود این صحبت‌ها معتقد است كه شاید در ایران هم روزی رمان بزرگی به‌وجود آید.

او در بخشی از گفته‌هایش به ایرانیان ساكن خارج از كشور اشاره كرد و گفت: آن‌ها خیلی موفق‌اند، بویژه در آمریكا در همه زمینه‌ها، ازجمله تحقیقات دانشگاهی، ایرانی‌ها همه‌جا نفوذ كرده‌اند، و جزو اقلیت‌های موفق در آمریكا كه كره‌یی‌ها و چینی‌ها هم هستند، به‌شمار می‌روند. این نشانه‌ی خوبی است و نشان می‌دهد كه این ملت چیزی در وجودش دارد. البته برای من جای تعجب است كه چرا این ملت در كار انفرادی درخشان هستند، اما در كار جمعی چندان موفق نیستند.

او عقیده دارد كه در حال حاضر ایرانیان خارج از كشور نزدیك به 600 میلیارد دلار سرمایه اندوخته‌اند؛ سرمایه‌ای كه خودشان درآورده‌اند، نه این‌كه از ایران برده باشند و اگر احساس امنیت كنند، آن سرمایه را به ایران وارد كنند، ایران به لحاظ اقتصادی تكان می‌خورد. البته اشتباه ایرانی‌ها این است كه فكر می‌كنند چون ما نفت و گاز داریم، پول هم داریم. از یك جهت درست است، اما ثروت یك مملكت تنها این‌ها نیست؛ شعور و تحقیقات و ماده‌ی خاكستری‌ و ابتكار از هر چیز دیگر مهم‌تر است. آقای "بیل گیتس" فقط ایده می‌فروشد؛ نه نفت، نه آهن و نه طلا. در ایران هم 80درصد صنایع دولتی است. كشور‌هایی پیشرفت می‌كنند كه بخش خصوصی قوی دارند.

داریوش شایگان در بخشی از صحبت‌هایش هم به مساله‌ی خاورمیانه و موضوع‌هایی كه این روزها در این منطقه روی می‌دهد، پرداخت و با اشاره به جنگ عراق گفت: بعد از جنگ عراق دنیای شیعه قدرت گرفته است، درحالی‌كه قشر نخبه‌ی عراق همیشه سنی بوده و به همین دلیل است كه سنی‌ها دارند مقاومت می‌كنند. قدرت‌های سیاسی این منطقه، قبل از جنگ جهانی اول (1918 - 1914) همواره ایران و عثمانی بوده‌اند. ایران همواره دولت داشته است، اما كشورهایی مثل عراق، اردن و بقیه، تازه دارای دولت شده‌اند. مصر هم كه همیشه اشغال بوده، حالا هم ایران نقش مهمی در منطقه دارد، وزنه‌ی سنگینی است، ثروتمند است با قشر بزرگی از تحصیلكرده‌ها.

وی درباره‌ی وضعیت ایران در این شرایط نیز اظهار داشت: هرچه شود، ایران در منطقه یك قدرت است كه نمی‌شود منكر آن شد و دیگران باید با آن كنار بیایند؛ چه قدرت هسته‌یی بشود، چه نشود. بقیه كشورهای عربی هم كه خیلی مهم نیستند.

به‌گفته‌ی او، اما ایران چون 27 سال است كه وارد تلاطم تحولات بزرگ شده است، وضعش با دیگر كشورهای اسلامی فرق می‌كند. تنها كشور در منطقه است كه استعداد دموكراسی دارد. چون ایرانی‌ها در این 27 سال تمام تخیلات ذهنی‌شان را بیرون ریختند و یك روان‌درمانی و درون‌پالایی دسته‌جمعی كردند و هرچه خواستند، انجام دادند.

او همچنین با اشاره به مسأله‌ی اخیر لوح‌های گلی ایرانی اظهار داشت: این لوح‌ها چون به خط ایلامی بود و در ایران هم متخصص این خط نبود، آن‌ها را برای خواندن دانشگاه شیكاگو فرستادند و مقادیری از آن‌ها در مقاطع مختلف به دولت ایران پس داده شد و فكر می‌كنم مسأله به‌هرحال حل شود. ولی گاه‌گاهی این آثار در خارج بهتر نگهداری می‌شوند. فی‌المثل سرامیك‌های دوره‌ی هخامنشی كه نشان‌گر گارد ویژه پادشاهی است، توسط ناصرالدین‌شاه به خانم "دیولا فوآ" داده شد و آن خانم آن‌ها هم برد و مرمت كرد كه امروز ذر موزه‌ی لوور در اتاق مخصوصی به نمایش گذاشته شده‌اند و شاید اگر در ایران می‌ماندند، از بین می‌رفتند.

وی همچنین گفت، تاریخ ایران باستان را غربی‌ها نوشته‌اند. حتا زبان اوستا را آن‌ها خواندند. تاریخی هم كه اخیرا توسط یك فرانسوی نوشته شده و از كورش تا اسكندر را دربرمی‌گیرد، بی‌نظیر است و بدون تحریف. این كار‌ها زحمت می‌خواهد كه ما ایرانی‌ها برای آن تنبل هستیم.

شایگان متولد 1313 در تهران است. در 15 سالگی برای تحصیل به انگلستان رفت. او در رشته‌های فلسفه، علوم سیاسی، حقوق و زبان‌شناسی در دانشگاه ژنو و فرانسه تحصیلات خود را تا مقطع دكتری به پایان رساند. در دانشگاه تهران كرسی زبان سانسكریت و هندشناسی را داشت.

داریوش شایگان همچنین از همنشینی با بزرگان فلسفه‌ی ایران‌زمین ازجمله علامه طباطبایی، حاج ابوالحسن رفیعی قزوینی، حكیم الهی قمشه‌یی و علامه سیدجلال‌الدین آشتیانی بهره برده است.

هشت عنوان از كتاب‌هایش را به زبان فرانسه نوشته كه از جمله آن‌هاست: انقلاب مذهبی چین، نگاه شكسته، هانری كربن، آیین هندو و عرفان اسلامی. اولین كتابش را با عنوان "ادیان و مكتب‌های فلسفی هند" در سال 1346 منتشر كرده كه درباره‌اش می‌گوید، "بیش از 40 سال است كه از انتشار این اثر می‌گذرد، اما متاسفانه هیچ كتاب دیگری در این‌باره نوشته نشد كه حتا این اثر را كامل كند"



  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
نیما kl , nima_ghasemi
نیما kl - 01:29 1386/04/20
1

من آخرین بار که با دکتر تماس گرفتم و درخواست گفتگو کردم ایشون بلافاصله تآکید کرد که نباید جایی چاپ بشه... اما حالا می بینم که مصاحبه کرده و مفصل از سیر تا پیاز هم حرف زده...

خدا ایشون رو نگه داره برای ما...

در قسمت آخر در فهرست کتاب های دکتر آمده : "انقلاب مذهبی چین"! دکتر در این مورد کتابی ننوشته... اسم درست کتاب اینه: "انقلاب مذهبی چیست؟". حدس می زنم این اشتباه منبع خبر باشه... نه مدیریت گرامی که دائمآ دلش گرفته!...

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.